یکشنبه, 30 تیر 1398

هفته‌نامه شماره 566:  24 تیر 1398

نگاهی به تاثیر مصوبه‌ی منع بیش از سه دوره نمایندگی بر انتخابات مجلس در سیرجان

نه خانی آمده و نه خانی رفته

 مهم‌ترین پیامد این اتفاق، تعدد نامزدهای انتخاباتی خواهد بود که با آگاهی از حذف شاخص‌ترین و قدرتمندترین چهره‌‌ی سیاسی در سیرجان، فرصت را برای پیروزی در انتخابات مجلس غنیمت خواهند شمرد

 ابوذرخواجویی‌نسب

یکشنبه 12 اسفندماه و در جریان بررسیِ طرح اصلاح موادی از قانون انتخابات، مجلس برای مجلس تصمیم گرفت تا نمایندگانی که سه دوره‌ی متوالی در مجلس حضور داشته‌اند، مجالِ نامزدی برای دوره‌ی چهارم انتخابات این نهاد قانون‌گذاری را پیدا نکنند. اگر چه این طرح، برای قانونی شدن، نیاز به تاییدِ شورای نگهبان دارد اما از همین حالا حضور تعدادی از نمایندگانِ سرشناس مجلس برای حضور در انتخابات سال آینده با اما و اگرهای جدی روبه‌رو شده است. علی لاریجانی، علی مطهری و مسعود پزشکیان، رییس و دو نایب‌رییس مجلس و نمایندگان شناخته‌شده‌ی دیگری مانند علاء‌الدین بروجردی، محمدرضا تابش، علیرضا محجوب، نادر قاضی‌پور، جواد کریمی‌قدوسی و البته «شهبازحسن‌پور» نماینده‌ی مردم سیرجان و بردسیر، از جمله چهره‌هایی هستند که در صورت تایید این طرح، باید حداقل برای یک دوره‌ی چهارساله، عطای حضور در ساختمان بهارستان را به لقایش ببخشند و ادامه‌ی حیات سیاسی خود را در جایگاه دیگری جستجو کنند. با وجود این، مصوبه‌ی پر‌حرف‌و‌حدیث مجلس، موافقان و مخالفانی هم دارد. در یک‌سوی ماجرا برخی با استدلال‌هایی نظیرِ ناسازگاری این مصوبه با قانون اساسی، ایجاد محدودیت در حق انتخاب مردم، خالی شدن نهاد قانونگذاری کشور از حضور افراد با تجربه،‌ مخالفت کرد‌ه‌اند و در نقطه‌ی روبه‌رو، عده‌ای اجرای این مصوبه را زمینه‌سازِ جوان‌گرایی در مجلس، گردش نخبگان و شکسته‌شدن انحصار و تمرکز قدرت به‌ویژه در حوزه‌های انتخابیه کوچک و شهرستان‌ها دانسته‌اند. اما فارغ از این دلایل و اظهارنظرها که ناظر بر متن این مسئله هستند، باید به فرامتن این ماجرا نیز توجه کرد. به هر روی در صورت تایید این مصوبه و خانه‌تکانیِ احتمالی در بهارستان، معادلات انتخابات مجلس در سال آینده و هم‌چنین نحوه‌ی آرایش نیروهای سیاسی در برخی حوزه‌های انتخابیه از جمله «سیرجان» دست‌خوشِ تغییرات جدی خواهد شد.

 نمایندگانی برای تمام فصول!

نگاهی به تاریخچه‌ی انتخابات مجلس در حوزه‌ی انتخابیه‌ی سیرجان و بردسیر، نشان می‌دهد که ساختار قدرت در این دو شهرستان و در تعامل با دیگر ساختارهای موجود از جمله فرهنگ، سنت، اجتماعِ طایفه‌ای و... تمایل به حفظ یک نماینده در دوره‌های مختلف را دارد. طرفه آن‌که در همه‌ی سال‌های پس از انقلاب، فضای سیاسی و انتخاباتیِ سیرجان بیش از آن‌که از یک مدل جناحی و حزبی پیروی کند، بر مدار یک سنت سیاسی «کاریزما‌محور» حرکت کرده است. اگر مجلس اول و حضور نصفه‌و‌نیمه‌ی یک روحانیِ اصالتا رفسنجانی به نامِ «محمد اخلاقی‌نیا» را که پس از برگزاری انتخابات میان‌دوره‌ای به عنوان نماینده سیرجان به مجلس راه پیدا کرد، نادیده بگیریم؛ از سال 1363 تا به امروز، تنها سه چهره‌ی سیاسی به نام‌های سیداحمد‌حسینی (چهار دوره) سیدمحمدهاشمی (دو دوره) و شهباز حسن‌پور (سه دوره) از حوزه‌ی انتخابیه‌ی سیرجان و بردسیر، راهیِ مجلس شورای اسلامیِ شده‌اند. همین امر سبب شده تا ساختار سیاسی در سیرجان و در طول همه‌ی این سال‌ها به شدت انحصاری و تمرکزگرا باشد. در چنین فضایی، میل به یک‌دست شدن حاکمیت و حذف رقیب، همواره زمینه‌ساز بداخلاقی‌های سیاسی بوده و مانع از آن شده تا عرصه‌ی سیاست در سیرجان از حداقل‌های اصل «پلورالیسم» سیاسی بهره‌مند باشد. از این رو و در نگاه اول، مصوبه‌ی اخیر مجلس شاید بتواند پایه‌های تمرکزِ تاریخیِ قدرت در سیرجان را متزلزل کند و مانع از طولانی شدن عصر عسرت و حسرتِ گروه‌های سیاسی و چهره‌هایی شود که تفکراتِ حذف‌گرایانه‌ی جناحِ سوارِ بر قدرت، آن‌ها را به کلی از چرخه‌ی معادلات سیاسی بیرون کرده است.

از سویی این امکان به‌وجود خواهد آمد تا برای اولین بار نیروهای جوانِ جناح‌های سیاسی در سیرجان، بخت خود را به صورت جدی‌تر برای حضور در ساختمان بهارستان به آزمایش بگذارند. هر چند این مصوبه‌‌، تغییری در میانگین سن نمایندگان مجلس ایجاد نمی‌کند و نمایندگان پس از سه دوره‌ی متوالی نمایندگی و یک دوره ممنوعیت برای بار چهارم، می‌توانند برای سه‌دوره متوالی دیگر وارد رقابت انتخاباتی و حضور در مجلس شوند. با توجه به این مسئله، حتا اگر شهباز حسن‌پور نتواند در اسفندماه 98 نامزد حضور در مجلس از حوزه‌ی انتخابیه‌ی سیرجان و بردسیر شود، هیچ منع قانونی برای چهره‌ای چون سیداحمدحسینی برای حضور در این انتخابات وجود نخواهد داشت و این سیاستمدار می‌تواند در آستانه‌ی هفتاد‌سالگی و 35 سال پس از آن که  برای اولین بار نماینده‌ی سیرجان شد، بار دیگر به حضور و پیروزیِ احتمالیِ خود در انتخابات مجلس یازدهم امیدوار باشد. در واقع با اجرای این مصوبه، ساختار مجلس کمی سخت‌گیرتر می‌شود اما ساختارهای دیگر این شکاف جزیی را جبران خواهند کرد و افراد در این وقفه‌ها وارد ساختارهای سیاسی دیگر می‌شوند. به بیانی دیگر تحرک افقی میان ساختارها افزایش خواهد یافت و تا حدودی امنیت شغلیِ مادام‌العمر نمایندگان کمتر خواهد شد. 

 چرخش نخبگان یا چرخش پوپولیست‌ها؟!

 

فارغ از آن‌چه گفته شد، در صورت تایید احتمالیِ این مصوبه و عدم حضور شهباز حسن‌پور، آرایش سیاسیِ انتخابات مجلس در سیرجان به طور کلی دگرگون خواهد شد. مهم‌ترین پیامد این اتفاق، تعدد نامزدهای انتخاباتی خواهد بود که با آگاهی از حذف شاخص‌ترین و قدرتمندترین چهره‌‌ی سیاسی در سیرجان، فرصت را برای حضور و پیروزی در ماراتن انتخاباتی مجلس غنیمت خواهند شمرد. در واقع این پیامد، همان خواستِ مجلس مبنی بر «چرخش نخبگان» در فضای سیاسی و انتخاباتیِ کشور است. آیا با فرض این‌که شهباز حسن‌پور از حضور دوباره در کارزار انتخاباتی محروم شود و سیداحمدحسینی نیز از عرصه‌ی رقابت، انصراف دهد، می‌توانیم پس از سال‌ها شاهد چرخش نخبگان در سیرجان باشیم؟ نگاهی به مناسبات قدرت در سیرجان نشان می‌دهد که گروه‌های سیاسیِ موجود، انحصارطلب، اقتدارگرا و یا تمامیت‌خواه‌ هستند و هیچ‌‌گاه‌ تابِ‌ تحمل‌ رقیب،‌ چه‌ در مجموعه‌ی‌ قدرت‌ و چه‌ خارج‌ از آن‌ را ندارند. حاصل چنین تفکری و دوری جستن از رویه‌های پذیرفته شده در نظام‌های دموکراتیک سبب شده تا کمتر شاهد حضور نخبگان در عرصه‌ی سیاسی باشیم. در وضعیتی که مکانیسم‌هایی مثل پول، رای‌های طایفه‌ای، شعارهای پوپولیستی و... سرنوشت انتخابات را رقم می‌زند، کمتر نخبه‌ای حاضر به شرکت در رقابت‌های انتخاباتی می‌شود! در چنین شرایطی، طبیعی است که نخبگان در حاشیه قرار بگیرند و افرادی وارد این عرصه شوند که نشانی از شایستگی و نخبگی ندارند. همین حالا اگر به فضای سیاسی سیرجان بنگرید، با اعلام حضور زودهنگامِ برخی چهره‌ها برای انتخابات مجلس روبه‌رو می‌شوید که با شعارهای به شدت پوپولیستی، بيش از آن‌که سوژه‌ی اخبار باشند، به توليدکننده‌ی خبر بدل شده‌اند. تربیت و حضور مؤثر نخبگان در چرخه‌ی سیاسی نیازمند بسترهای حمایتی است. از سویی نوع مطلوب چرخش نخبگان سیاسی، حاصل جمع شاخص‌های شایستگی است. غیر از این باشد، تصویب چنین طرح‌هایی بیشتر به یک ژست دموکراتیک می‌ماند تا تلاشی برای شکستنِ تمرکز قدرت و چرخشِ صحیح نخبگان. سرآخر نیز انتخاباتی برگزار می‌شود و فردی پیروز می‌شود که در بهترین حالت، کپیِ برابر اصلِ نماینده‌ی سابق است. گویی نه خانی آمده و نه خانی رفته!