یکشنبه, 30 تیر 1398

هفته‌نامه شماره 566:  24 تیر 1398

سوژه بومی؛ حفظ کاراکترها

 امید محمودزاده‌ابراهیمی

تئاتر سیرجان در سال 1397 پرفراز و نشیب ظاهر شد. در شش‌ ماه اول سال 97  تئاتر سیرجان با ترافیک اجرا رو به رو بود. در حدی که در فصل تابستان فرهنگسرای شورای شهر و سالن نگارخانه آن میزبان اجرای یک تئاتر(دشمن مردم) و همزمان سالن فردوسی و سالن مهر شهرداری نیز یک تئاتر به روی صحنه داشتند. اما پس از ایام محرم و صفر دیگر خبری از شور و شوق ابتدای سال نبود. افتتاح پلاتوی تئاتر سیرجان در فرهنگسرای شورا نیز اتفاق خوبی بود گرچه انتظار می‌رفت این سالن مساحت بزرگ‌تری را در بر‌ می‌گرفت تا جایگزین تالار فردوسی شود.

نقد عملکرد تئاتر و کم‌رمقی آن در نیمه دوم سال بماند برای اهل فن اما قصد دارم به دو نکته در خصوص کلیت تئاتر سیرجان اشاره کنم.

نکته  اول: در طی این سال‌ها مخاطب تئاتر بودن، موضوعی مطرح این است که بسیاری از تئاترهایی که در سیرجان به روی صحنه رفته، اغلب اجرای یکی از نمایشنامه‌های معروف و یا بازنویسی شده آن بوده‌اند. البته این ایراد محسوب نمی‌شود اما نگارش یک نمایشنامه و پردازش شخصیت‌های بومی می‌تواند محمل خوبی برای خلق جذابیت‌های بیشتر باشد. داستان‌های بومی قطعاً می‌توانند کشش بیشتری ایجاد کنند و الهام از داستان‌های واقعی(به جای ترجمه) به ارتباط بیشتر مخاطب با تئاتر کمک می‌کند. سوژه از این دست در همین شهر خودمان کم نداریم. البته شاید کمی برای خوانندگان این یادداشت و اهالی تئاتر عجیب باشد اما نگارنده هیچگاه ندیدم درباره معضلات همین شهر؛ تئاتر و نمایشنامه‌ای ساخته شود. به عنوان مثال خشونت و گرایش به استعمال مواد مخدر و... که از جمله معضلات کنونی ما هستند، هیچگاه در تئاتر دیده نشده‌اند. احتمالاً کسی تا به حال به این موضوع فکر نکرده که می‌توان از سوژه‌هایی که هر هفته در نشریات از آنها می‌خوانیم، یک نمایشنامه نوشت.

نکته دوم: آخرین تئاتری که دیدم «سوسوی چراغ خانه» به نویسندگی و کارگردانی حمید موسوی بود که به مانند کارهای قبلی‌اش؛ نگارش و کارگردانی به عهده وی بود. فارغ از بحث فنی و نقد کلی کار از دیدن شخصیت‌های این کار که همگی گویش محلی همین شهر را داشتند، خشنود شدم. کاراکتر حبیب که ساقی مشروب در محل بود و درگیری او با خانواده‌اش؛ کاراکتر پدربزرگ؛ آقامراد که کمدی اجرای او قرار بود زهرگیر تلخی‌های داستان باشد و... همگی سرمایه‌هایی هستند که بعدها می‌توان باز هم آنها را ارایه داد. به این موضوع فکر می‌کنم که شخصیت مراد (پدربزرگ) چرا بعداً نتواند در تئاتر دیگری (مرتبط یا غیرمرتبط با داستان همین تئاتر) دوباره به ایفای نقش بپردازد؟ آیا قرار است همیشه تئاترها در یک بازه اجرا تمام شوند؟ آیا تئاتر مانند سینما و تلویزیون می‌تواند «ادامه داستان» داشته باشد؟

در سال 1396 تئاتر «مجلس سیاه‌بازی نازکنیز» به طراحی و کارگردانی صابر سلطان‌احمدی و تئاتر «مرگ در نمی‌زند» به کارگردانی حامد سالاری به روی صحنه رفتند که هردوی آنها یک شخصیت اصلی (سیاه با بازی امین شبستری) داشتند. این دو تئاتر نشان دادند که می‌توان کاراکترها را حفظ و در تئاتر دیگری نیز آنها را دوباره روی صحنه آورد و فقط مهم‌ترین نکته در این میان نگارش داستان و کنار هم گذاشتن شخصیت‌ها مهم است. البته زمان کم فاصله بین این دو اجرا ممکن بود شخصیت سیاه را برای همیشه کنار بزند و تکرار دیدن این شخصیت، مخاطب را دلزده کند.

 

امیدوارم که سال 98 علی‌رغم سختی‌های خاص خود همچنان برای تئاتر سیرجان سال خوب و پویایی باشد