جمعه, 04 خرداد 1397

هفته‌نامه شماره 513: 31 اردیبهشت 1397

ماجرایی تازه در راه است

- پاسارگاد

ناآرامی‌های دی‌ماه امسال آثار و تبعات بسیاری در پی داشت و زنگ خطرهای بسیاری را به صدا درآورد. یکی از این زنگ‌‌ها زنگ خانه‌ی اصلاح‌طلبان بود که چرت جزم‌اندیشی این گروه سیاسی را هم اگر فی‌الجمله پاره کرده باشد، زیاده غنیمت است. شعار «اصلاح‌طلب! اصولگرا! دیگه تمومه ماجرا» از یک سو موجبات شادی رقبای داخلی را فراهم آورد و از سوی دیگر خارج‌نشینان را امیدوار ساخت که اصلاح‌طلبان نقطه اتکای‌شان را از دست داده‌اند و این اتفاق به آنها کمک می‌کند تا بهتر بتوانند به طرح‌های براندازنه خویش فکر کنند. البته پیش از این هم، عده‌یی از فعالان سیاسی و اجتماعی بر ناکارآمدی دوگانه‌ی اصولگرا و اصلاح‌طلبی انگشت نهاده‌ بودند که از آن میان بهاریون احمدی‌نژادی و اعتدال‌گرایان از بقیه ممتازترند. هرچند که هیچ کدام از آنها گفتمانی بدیل که قادر به جذب دیگران باشد، ارایه نداده‌اند؛ گروه اول همچنان از ریشه‌های اصولگرایانه‌ی خویش تغذیه می‌کند و گروه دوم با پیوند اجباری بر بدنه اصلاح‌طلبی نشسته و از آن بهره می‌برد. اصولگرایان مدت‌هاست که از کسادی مغازه‌ی سیاست‌ورزی خویش آگاهند و تنها به رانت موجود در بازار سیاست امید بسته‌اند. رانتی که از حذف رقیبان حاصل می‌شود. این گفتمان سیاسی دلخوش به همین مقدار و شاید ناتوان از درک تحولات برای تحلیل دی‌ماه 96 به همان نسخه‌هایی رجوع می‌کند که حتا ارزش تسکین‌بخشی هم ندارند. تقلیل اعتراضات ماه گذشته لایه‌هایی از جامعه به مشکلات معیشتی و تبدیل کردن آن به چماقی برای کوبیدن بر سر دولت مستقر در کنار سرنخ‌های مرموزی همچون برادرزن صدام نمونه‌هایی از این رویکرد است. اصلاح‌طلبان هم با آگاهی از نامطلوبی رقیب در هنگامه‌های انتخاباتی بازی تکراری و کسل‌کننده‌یی را به نمایش می‌گذارند. بازی که هرچه از دوم خرداد 76 فاصله می‌گیرد روز‌به‌روز قابل پیش‌بینی‌تر می‌شود. ترساندن مردم از روی کار آمدن رقیب برای رسیدن به پست‌های انتخاباتی و پس از آن شکایت از نداشتن ابزار کافی برای عمل به وعده‌ها و عقب‌نشینی تا منتهی‌الیه افتادن از چشم رای‌دهندگان، آدمی را یاد تیم ملی فوتبال دوران مربی‌گری مایلی‌کهن می‌اندازد. تیمی که در مرحله‌ی رفت، امید اول صعود به جام‌جهانی بود. این تیم با نسلی طلایی از بازیکنان فوتبال فقط یک روش بازی را به نمایش می‌گذاشت و حتا تعویض‌هایش هم تکراری بود و همگان می‌دانستند که در دقیقه 65 کدام بازیکن با چه کسی تعویض می‌شود. تیم مایلی‌کهن علی‌رغم نتایج درخشان دور رفت در بازی‌های دور برگشت چنان ضعیف ظاهر شد که سقوطش حتمی شد. مایلی‌کهن که جز همان روش‌های تکرای چیز دیگری بلد نبود، ناچار جایش را به ویه‌رای برزیلی داد و تیم ملی بعدا حماسه‌ساز ملبورن شد. دی‌ماه امسال خواب جزمگرایانه‌ی اصلاح‌طلبان را که به «استمرارطلبی» متهم شده‌اند را پاره کرده است و این فرصتی است برای بازسازی گفتمانی که هم رقبای داخلی و هم اپوزسیون خارجی مرگش را انتظار می‌کشند. روزگاری سعید حجاریان از مرگ اصلاح‌طلبی خبر داد و عده‌یی از ساکنان این خانه را خوش نیامد. حالا این صدا از کوچه و خیابان شنیده می‌شود و در چهل سالگی انقلاب تقاضای ماجرایی تازه را طلب می‌کند.