چهارشنبه, 27 شهریور 1398

هفته‌نامه شماره ۵۷۳:  ۲۵ شهریور ۱۳۹۸

مستند همراه با باد با حضور کارگردانش در سیرجان اکران شد:
کیارستمی فیلم‌ساز تلخی بود

 گروه فرهنگ‌وهنر
امسال سیرجان هم سهمی از بزرگداشت‌های عباس کیارستمی داشت. این فیلم‌ساز مشهور که جایزه نخل طلای جشنواره کن را برای فیلم «طعم گیلاس» در کارنامه خود دارد در تیرماه سال 95 بر اساس آنچه خطای پزشکی می‌نامند جانش را از دست داد و همه‌ساله در تیر و مردادماه مراسم بزرگداشتی برای این هنرمند برگزار می‌شود.
عصر شنبه گروه سینمای هنر و تجربه سیرجان فیلم مستندی را در مورد عباس کیارستمی روی پرده‌ی سینما قدس نمایش داد. این فیلم «همراه با باد» نام داشت و مهدی شادی‌زاده کارگردان آن به بررسی این اثر پرداخت. این مستند که به تازگی آخرین مراحل فنی را پشت سر گذاشته محصول سال ۱۳۹۷ است که از اول تیرماه همزمان با تولد زنده‌یاد عباس کیارستمی در سینماهای «هنر و تجربه» اکران شده است. آیدین آغداشلو، جواد مجابی، لیلی گلستان، کیانوش عیاری، مریم زندی، محسن آزرم از جمله چهره‌هایی هستند که در این مستند حضور دارند.
در این مستند به تاثیر عباس کیارستمی در هنر معاصر و چند وجهی بودن او در هنر به عنوان یک نقاش، عکاس، شاعر، گرافسیت و صنعت‌گر پرداخته شده‎ است.
 اسم کیارستمی دل‌ها را به هم نزدیک می‌کند
مهدی شادی‌زاده تهیه‌کنندگی فیلم سینمایی «دژاوو» را در کارنامه خود دارد. او همچنین چندین فیلم کوتاه و مستند همچون «اتاق»، «برداشت اول» و «پله پنجم» را کارگردانی و تهیه کرده است. شادی‌زاده پس از پایان فیلم گفت: تشکر می‌کنم که مرا به سیرجان دعوت کردید و به تماشای این فیلم مستند نشستید. بخش زیادی از این حضور به‌خاطر آقای کیارستمی است. وقتی اسم آقای کیارستمی می‌آید شهرها و قلب‌ها به هم نزدیک می‌شود. او از حضار خواست اگر در مورد این فیلم سوالی دارند بپرسند.
 ساخت یک مستند پژوهشی
مهرداد محسنی که خودش در مورد کیارستمی فیلم مستندی ساخته ضمن خوش آمد از شادی‌زاده خواست در مورد روند ساخت فیلم توضیح دهد. و اینکه چرا چنین مستندی در مورد کیارستمی ساخته شد؟
شادی‌زاده گفت: مستندهای زیادی در مورد آقای کیارستمی ساخته شده اما ساخت همراه با باد خیلی اتفاقی بود. یک خانمی از ایتالیا آمدند و قرار شد برای پایان‌نامه‌شان یک کاری در مورد آقای کیارستمی بسازند. پیش‌تولید را شروع کردیم و‌لی تولید هیچوقت شکل نگرفت و آن خانم هم به ایتالیا برگشت. بعد از آن بهمن کیارستمی اطلاع دادند زمانی که داشتند وسایل پدر را تمیز می‌کردند، یک سری نقاشی و آثاری از ایشان بوده که در گالری‌ها نشان داده نشده‌اند. بهمن کیارستمی گفت بیا و آنها را ببین. بعد از آن هنرمندانی مثل آیدین آغداشلو هم علاقه داشتند مستندی در مورد آقای کیارستمی ساخته شود و ما هم علاقه‌مند شدیم. شادی‌زاده ادامه داد وقتی خود هنرمند حضور دارد مسلما مستند‌ساز سمت پرتره می‌رود و می‌تواند به هنرمند نزدیک شود. ولی وقتی هنرمند در بین ما نیست باید مستند پژوهشی ساخته شود.
 یک هنرمند پیشرو
آقای کیارستمی وجه‌های مختلفی داشت. بسیاری از هنرمندان ما کارهای دیگری می‌کنند، مثلا بازیگری، نقاشی یا عکاسی می‌کند ولی آقای کیارستمی خیلی کارهای دیگری انجام می‌داد و در همه اینها پیشرو بود. در عکاسی عکاسان بزرگی مثل بهمن جلالی، کامران شیردل و کاوه گلستان داشتیم ولی تمام عکس‌هایی که از این بزرگان می‌دیدیم، در واقع مستند‌گونه بود و عکاس فاین‌ آرت مثل آقای کیارستمی نداشتیم. خیلی از بزرگان هنر دنیا مثل برناردو برتولوچی عکاسی ایشان را قبول دارند. به دلیل اهمیت آقای کیارستمی و پیشرو بودن ایشان سعی کردیم در مستند از هنرمندان معاصر استفاده کنیم که در حوزه‌های مختلف شناخته شده‌اند؛ ابراهیم حقیقی که در گرافیک مدرن ایران مشهور است، مریم زندی عکاس بین‌المللی است که خیلی از عکس‌های پرتره حتی پرتره‌های کیارستمی را گرفته است، لیلی گلستان که در زمینه گالری‌داری آثار هنری مشهور هستند و با هنرمندان معاصر در ارتباط بوده و اشراف کامل به وضعیت هنری ایران دارد. شادی‌زاده افزود: در حوزه سینما اولین انتخاب من آقای کیانوش عیاری نبود. سخت بود چه سینماگری می‌تواند در مورد آقای کیارستمی صحبت کند. کیارستمی یک سری دستیار داشتند که فیلم‌سازان مهمی هم هستند اما از لحاظ فکری و سینمایی از آقای کیارستمی دورتر بودند. از آن سبک و سیاق غیر‌سیاسی آقای کیارستمی فاصله داشتند. ایشان سیاست و اجتماع را می‌دیدند اما دست روی آن نمی‌گذاشت. به همین دلیل خیلی تحقیق کردم و سمت کیانوش عیاری رفتم که خیلی فیلم‌ساز تلخی است. شیوه فیلم‌سازی ایشان شبیه آقای کیارستمی است. عدم حواشی و تفکری که دارد به آقای کیارستمی نزدیک بود. وی ادامه داد آقای کیارستمی به آقای عیاری زنگ می‌زنند که اگر کار آخر من تمام نشد تو بیا و این فیلم‌نامه را ادامه بده. خود کیارستمی هم به ایشان اعتقاد داشتند.
 مستند با نگاهی جدید
به گفته‌ی وی مستندهایی که در مورد کیارستمی ساخته شده در مورد نابازیگری بوده که در فیلم‌های او استفاده شده و یا اینکه ایشان چگونه فیلم را ساخته اما من می‌خواستم به تمام ساختار و وجه‌های آقای کیارستمی بپردازم و معتقدم هنوز آقای کیارستمی خیلی جای کار و پرداخت دارد. همکاری که بهمن و احمد فرزندان مرحوم کیارستمی با من داشتند خیلی موثر بود.
 ساخت مستند کلیشه‌ای
حسین اطمینان دبیر فرهنگ و هنر نشریه پاسارگاد گفت: من فیلم‌ساز و مستند‌ساز نیستم ولی اگر به من بگویند برو و یک مستند بساز اولین فرمی که به ذهنم می‌رسد این است که بروم چهار نفر که با او آشنایی دارند را جلوی دوربین بگذارم و در مورد او سؤال بپرسم. این فرم کلیشه‌ای است. صدای فیلم هم مشکل داشت و زمان فیلم زیاد بود. خیلی از حرف‌های جواد مجابی و لیلی گلستان را می‌شد تعدیل کرد.
شادی‌زاده در پاسخ گفت: ببینید ساختار مستند را من شکل نمی‌دهم. اول در مورد صدای مستند باید بگویم صدای مستند به شکل «دالبی‌سورند» بود و در تهران هم همین مشکل را داریم و در برخی از سینماها جواب نمی‌گیریم. در این نوع صدا مرکزیت صدا روی افراد است و بقیه صداها در پرسپکتیو، بغل هستند. سیستم‌ صوتی سینماهای ما دچار این مشکل هستند و تجربه من شد که این کار را نکنم. در مورد بخش اول سؤال‌تان خیلی با شما موافق نیستم فرمت یک مستند را من مشخص نمی‌کنم. وقتی هنرمند حضور ندارد برای تحلیلی در مورد آن از یک سری هنرمندان استفاده می‌کنند. اگر آقای کیارستمی حضور داشت من با شما موافقم. اگر بخواهیم یک سری مجموعه اطلاعات را بیاوریم، مجبوریم از یک سری اشخاص استفاده کنیم و من سعی کردم از افرادی استفاده کنم که به ایشان و هنر ایشان نزدیک بودند. مثلا آقای آغداشلو مهم‌ترین منتقد و حافظه شفاهی هنر معاصر ماست. راهی نداریم که در قالبی قرار بگیریم که همه‌ی جهان آن را رفته‌اند.
در مورد بخش دوم سؤال با شما موافقم. در تدوین هم فکر می‌کردم که این مستند را کمتر کنم و بعد فکر می‌کردم ما یک مشکلی در ایران داریم که مردم کمتر مستند با زمان زیاد می‌بینند.
 خوشحالم مستند می‌بینیم
شادی‌زاده افزود؛ اول باید بگویم یک اتفاق مهم در ایران افتاده که مردم دارند مستند می‌بینند و من از این بابت خوشحالم. الان مستند‌سازان جهان 120 دقیقه مستند می‌سازند ولی ما به مستند عادت نکردیم که یک سری اطلاعات زیادی بدهد. می‌شد این مستند را 45 دقیقه هم ساخت. اما سعی کردم اطلاعات کاملی داشته باشد. خیلی از افراد کیارستمی را به عنوان یک فیلسماز امیدوارانه می‎‌شناسند و به آن نگاه می‌کنند اما به نظر من کیارستمی تلخ‌ترین هنرمند معاصر ماست. به شدت فیلم‌هایش تلخ است. فیلم‌هایش ابزورد است و در فیلم‌هایش صحبت از مرگ است، صحبت از رفت و آمد و گیر کردن یک انسان در یک جغرافیاست. روزمرگی به شدت زیاد است.
 آدم ناامید به روشنایی نگاه می‌کند
من به شدت دنبال این بودم که تلخ بودن عباس کیارستمی را نشان دهم. انسانی که امیدوار است به روشنایی نگاه نمی‌کند. انسانی که نا امید است بیشتر به روشنایی نگاه می‌کند. کیارستمی هنرمندی مثل صادق هدایت نبود که اثرش را با ناامیدی ببندد. شادی‌زاده ادامه داد: هر فیلم‌سازی که جایزه مهمی می‌گیرد در مهمانی‌های مختلف و جلسه‌های خانه سینما و... شرکت می‌کند و خود را در معرض خوشحالی و شادی قرار می‌دهد. اما آقای کیارستمی بعد از دریافت نخل طلای کن این کار را نکرد. من در خانه آقای کیارستمی نامه‌ای دیدم، نامه‌ای که کن به کیارستمی گفته بود شما پذیرفته شدید. کیارستمی با سیگار آن را سوزانده بود و زیر آن نوشته بود این کاغذ پشیزی ارزش ندارد.
 کیارستمی تلخی را بروز نمی‌داد
ما با یک فیلمسازی مواجه می شویم که فکر می‌کردم با گفتن چند نفر و اشاره به این موضوع می‌توانم ثابت کنم که کیارستمی یک فیلمساز تلخی بود، اما چون انسان خیلی بزرگی بود تلخی را بروز نمی‌داد. ما اگر به 150 سال هنر معاصر ایران نگاه کنیم مثلا وقتی آقای هدایت متنی می‌نوشتند اثری از تفکر و اندیشه‌ی کافکا در آن دیده می‌شد. همه‌ی هنرمندان ما شبیه هنرمندان دیگر فکر می‌کنند. اما کیارستمی در 150 سال اخیر تنها هنرمندی است که جهان مانند آن فکر می‌کند. ایشان اشراف به تمام حوزه‌های هنری داشت و هیچ‌وقت از یک تفکر اروپایی استفاده نکرد. من دوست داشتم 140 دقیقه این مستند را بسازم و ما هنوز عادت نکردیم که مستند را 120 دقیقه ببینیم.
 منتقدی در سطح آثار آقای کیارستمی وجود ندارد
امیر یزدان‌پناه یکی از حضار گفت: چرا از هیچ منتقد آثار کیارستمی در این مستند استفاده نشده است. کارگردان مستند «همراه با باد» در پاسخ او گفت: من وقتی مستند در مورد هنرمند می‌سازم اولین چیزی که وجود دارد این است که من این آدم را خیلی قبول دارم. به نظر من منتقد در ایران در سطح آثار آقای کیارستمی وجود ندارد. ما پنجشنبه در خانه سینما مراسمی در مورد آقای کیارستمی گرفتیم. خیلی از منتقدان مثل آقای طوسی، طالبی‌نژاد و ... حضور داشتند وقتی میکروفون را می‌گرفتند فقط خاطره تعریف می‌کردند. آقای طالبی‌نژاد می‌گفت من یک بار به پر و پای آقای کیارستمی پیچیدم ولی بعدها فهمیدم سینمای آقای کیارستمی از ما خیلی جلوتر است و ما به یک سینمایی عادت کردیم که آن نبود. عباس کیارستمی گام مهمی در موج نوی سینمای ایران داشت. ما با فیلم‌هایی مثل مسافر مواجه می‌شویم. باید سراغ کدام منتقد می‌رفتیم؟ جواد طوسی گفت من در مورد کیارستمی اشتباه می‌کردم.
 صحنه‌ای تاثیر گذار در سینمای جهان
ابوذر خواجویی رییس مرکز سیرجان‌شناسی هم گفت: من از شما تشکر می‌کنم که ما را با عباس کیارستمی که فقط فیلمساز نبود آشنا کردید و اینکه صحنه‌ی تیتراژ فیلم قیصر که ساخته‌ی عباس کیارستمی بود را روی پرده سینما نشان دادید.
خواجویی گفت: در یک صحنه محسن مخملباف در مستند شما بود، این صحنه دلیل خاصی داشت؟
شادی‌زاده گفت قبل از آن صحنه جواد مجابی در مورد مسئله‌ای صحبت می‌کند و این صحنه یکی از سکانس‌های مهم فیلم کلوز‌آپ است و تاثیری هم بر سینمای جهان داشته است.
 بعد از فوت کم‌کم شناخته شده است
وی در پاسخ به این سؤال که چرا فکر می‌کنید کیارستمی در ایران غریب است و هنوز اکثر مردم ایران او را نمی‌شناسند گفت: ایشان غریب بود. ولی بعد از فوتش دارد کم‌کم شناخته می‌شود. درست است کیارستمی تجلیل را دوست نداشت اما کدام مراسم را برای کیارستمی گرفتند؟ بخشی از سینمای کیارستمی سخت بود ولی فیلم‌هایی مثل مسافر، کلوز‌آپ، خانه دوست کجاست را مردم دوست دارند و آن را می‌فهمند.
 نمی خواستم به مرگ کیارستمی اشاره کنم
حسنی باقری استاد دانشگاه آزاد هم پرسید؛ چرا به شیوه مرگ کیارستمی در این مستند اشاره نکردید که اشتباه پزشکی که پیش آمد دلیل مرگ ایشان بود.
شادی‌زاده گفت: اولا نمی‎‌خواستم مستند را به این سمت ببرم و جریان‌سازی کنم. برای این کار اجازه از پسران کیارستمی داشتم و ورود به این مسئله کار درستی نبود و فرزندانشان هم دوست نداشتند. یک سری ارگان‌ها وجود دارند که پیگیری کنند همه مردم هم می‌دانند و پرونده پزشکی ایشان هم هست. من فقط باید مستندم را می‌ساختم.