دوشنبه, 27 آبان 1398

هفته‌نامه شماره 581:  20 آبان ۱۳۹۸

مصاحبه با شهردار نجف‌شهر پیرامون حواشی اخیر
الان فقط به عنوان یک ناظر اینجا نشسته‌ام

 من اعتقاد دارم گزارشات به بازرسی از پیکره شهرداری بوده‌اند. از نیروهایی که خودم سرکار آوردم
 متاسفانه اینکه می‌گویند پیمانکاران خاصی تمام پروژه‌ها را انجام می‌دهند درست است

 ناصر صبحی
مدتی قبل باخبر شدیم کارکنان سازمان بازرسی در شهرداری نجف‌شهر مستقر شده‌اند. حضور سازمان بازرسی، به دلیل گزارش‌های ارسالی از سوی عده‌ای مبنی بر وجود تخلفات گسترده در شهرداری نجف‌شهر بود. پاسارگاد نیز توسط برخی منابع که مدعی وقوع تخلفات بودند، در جریان پاره‌ای از مسایل قرار گرفت. همین موضوع کافی بود تا برای یافتن حقیقت به نجف‌شهر برویم. در گام اول به سراغ بازرس سازمان بازرسی رفتیم که در یکی از اتاق‌های شهرداری مستقر بود. اما وی با تاکید بر قوانین، مودبانه درخواست مصاحبه را رد و پاسارگاد را به مسئولان بالادستی خود ارجاع داد. در گام دوم به سراغ علی نجف‌آبادی‌پور؛ شهردار نجف‌شهر رفتیم. نجف‌آبادی طی مصاحبه بارها با نشان دادن نقشه هوایی نجف‌شهر پیش از شهردار شدن خود و نقشه هوایی این شهر تا سال 1395، عملکرد خود را نافذ و مثبت ارزیابی کرد. به قول خود، صریح سخن گفت، معتقد بود جز موارد اداری، بعید است سازمان بازرسی موردی از تخلف را بیاید، هم مدافع حضور سازمان بازرسی بود و هم گلایه داشت.
 شما در شهرداری چه تعداد نیرو دارید؟
کل نیروی رسمی با قراردادی‌هایی که داریم، 27 نفر است. 100 نفر هم نیروی خدماتی داریم.
 بودجه امسال شما چقدر است؟
۱۵ میلیارد برای امسال بسته شده است.
 حضور سازمان بازرسی در شهرداری نجف‌شهر به چه دلیل است؟
شاید فکر کنید نمایشی حرف می‌زنم اما به نظرم کاش سازمان بازرسی هر ساله به همه شهرداری‌ها می‌رفت. چون در این ۷ سالی که من شهردار بودم، چندین مرحله از بازرسی آمدند و این واقعیت است که هر دفعه روند کار من بهتر شده است. نمی‌گویم نقاط ضعف نداشتیم اما با وجود بازرسی این نقاط ضعف برداشته شده است. با این حجم کاری در مجموعه، شاید بعضی جاها اشتباهاتی توی کار اداری، سیستم حقوقی و سایر بخش‌ها بوده اما الحمدالله ۴۰ روز است که بازرسی اینجاست و دارند بررسی می‌کنند. ما هم تا الان در خدمتشان هستیم و هر نوع پرونده‌ای که خواستند در اختیارشان گذاشتیم. 1200 یا 1300 پرونده را، از همان سال ۱۳۹۲ که من شهردار بودم، خواستند و بررسی کردند؛ در همه زمینه‌ها، چه عمرانی، چه فرهنگی و چه زمینه‌های دیگر اما فعلا چیز خاصی به ما نگفتند. می‌گویند بعضی از روال کارها اشتباه است و باید تصحیح شود یا بودجه باید در مسیر خودش خرج شود‌.
 مگر بودجه در مسیر خودش خرج نمی‌شد؟
بالاخره اگر بخواهیم کار جهادی انجام دهیم، یک ایراداتی هم وجود دارد. باید بعضی از قوانین را که در سیستم بروکراسی وجود دارد، از سر راه‌مان برداریم. اگر بخواهیم کلا سیستم بروکراسی را در مجموعه شهرداری نجف‌شهر اجرا کنیم، کارهای عمرانی‌مان یک مقدار کندتر می‌شوند. این دو نقشه را نگاه کنید. اولی قبل از حضور من در شهرداری است و دومی بعد از حضور من. ببینید چقدر نجف‌شهر بزرگ شده. قبلا تمام معابرش خاکی بود اما حالا آسفالت شده است. با همین عمران و آبادانی جمعیت نجف‌شهر را از 6 هزار به 25 هزار نفر رساندیم. روزی که بنده به عنوان شهردار انتخاب شدم، درجه شهرداری نجف‌شهر ۴ بود اما الان با همین ارتقای بودجه و کارهای عمرانی به ۶ رسیده است. در استان هیچ شهری چنین ارتقایی نداشته است.
 شما گفتید طی مدتی که شما شهردار بودید، بازرس‌ها دو بار به شهرداری آمدند.
بله یک ‌بار آقای عرب‌زاده بود و یک‌ بار آقای ضیاءالدینی آمدند.
 و گفتید جز مواردی نقض در سیستم اداری چیز خاصی وجود نداشت؛ پس چرا بازرسان فعلی تمام پرونده‎ها از سال 1392 را دوباره خواسته‌اند تا بررسی کنند؟
این بازرسان از سازمان بازرسی کل کشور در شهرداری مستقر هستند اما قبلی‌ها موردی بودند. یک نفر از شهرداری شکایت می‌کرد و می‌گفت مثلا این زمین توی طرح بوده و به من معوض نمی‌دهند. آنها هم می‌آمدند و می‌گفتند پرونده فلانی را بدهید تا بررسی کنیم.
 ما شنیدیم یکسری نیروها اصلا در شهرداری حضور ندارند اما حقوق می‌گیرند.
نه، ما از اینها اصلا نداریم. فقط سه نفر هستند که یکی‌شان توی میراث کار می‌کند. چون ما در نجف‌شهر تنها اداره‌ای که نداریم، میراث است. گفتند باید نماینده‌ای بگذاریم و ما یک نفر را آن‌جا گذاشتیم. حقوق هم نمی‌دهیم. نیروی رسمی ما نیست، نیروی شرکتی است. یکی دیگر هم در کمیسیون ماده ۹۹ است که می‌گویند حقوق ندهید و بگویید برگردد همینجا سر کار. یک نفر هم که نماینده شهرداری است و در بخشداری کار می‌کند. آبدارچی است که گفتیم او را برگردانند. دیگر کس خاصی نیست. حقوق این افراد را شرکت می‌دهد.
 شنیدیم تعدادی از نیروهای شهرداری برکنار شدند.
نه، کسی برکنار نشده. پست‌ها جابجا شدند. الان می‌گویند چون کارپرداز ما نیروی شرکتی است، باید تغییر کند و نیروی رسمی به جایش بیاید. فقط همان سه نفر که گفتم، گفتند تا موقعی که داخل مجموعه شهرداری بیایند، حقوق نگیرند.
 روابط‌عمومی شهرداری هم جابه‌جا شده؟
می‌گویند باید نیروی رسمی باشد. پست‌های کلیدی مثل کارپردازی، روابط‌عمومی، امور مالی، انبار و مانند این‌ها باید از نیروهای رسمی باشند.
 این قانون شهرداری است یا دستور سازمان بازرسی؟
می‌گویند وقتی نیروها رسمی باشند، اگر تخلفی انجام داده باشند، می‌شود آنها را به تخلفات اداری بفرستیم.
 شما از این قانون اطلاع نداشتید؟
مجبور بودیم. شهرهای کوچکی مثل نجف‌شهر، نوپا هستند و نیروی رسمی ندارند. ما فقط 27 نیروی رسمی داریم که همه‌شان مهندس عمران و شهرسازی هستند. مجبور هستیم در سیستم از نیروی شرکتی هم استفاده کنیم.
 یکی دیگر از شایعات، استفاده عده‌ای از امکانات شهرداری برای کارهای شخصی است. این موضوع را تایید می‌کنید؟
چنین اتفاقی نیفتاده و وجود ندارد. گاهی شورا برای انجام ماموریت ماشین می‌خواهد که ما در اختیارشان می‎‌گذاریم. شهرداری فقط ۳ ماشین دارد؛ دو تا سواری و یک وانت.
 مدتی قبل خبر تصادف رییس شورای‌شهر نجف‌شهر با خودروی شهرداری منتشر شد.
بله حدود ۲ ماه پیش بود. من ارومیه بودم. ایشان با آقای نصیرزاده در تهران قرار داشتند. با ماشین شهرداری و رانندگی آقای حجت نجف‌آبادی می‌خواستند بروند فرودگاه کرمان که دچار حادثه شدند. تنها اشتباه ایشان این بود که به جای آوردن ماشین به پارکینگ شهرداری، در پارکینگ خصوصی گذاشتند که زودتر درست شود. قبول هم دارد و گفته با هزینه شخصی خودش درست می‌کند اما متاسفانه فعلا ماشین در توقیف یکی از نهادهای امنیتی است.
 منظور شما از آقای نصیرزاده، همان رییس کمیته لیگ کشتی است؟
بله. هماهنگ کرده بودند که با معاون سازمان تربیت‌بدنی برای مذاکره در مورد تیم فوتسال بانوان که در دسته یک است، صحبت کنند. نامه‌اش هم در دادگستری است.
 ببخشید اما من متوجه نشدم ماجرا چیست. ممکن است دوباره توضیح دهید؟
رییس شورا با توجه به رفاقتی که با آقای نصیرزاده داشت، به ایشان گفت رایزنی کنید تا تیم فوتسال بانوان شهرداری نجف‌شهر با توجه به اینکه در استان و کشور مقام آورده، برود به لیگ دسته یک. آقای نصیرزاده هم با معاون وزیر هماهنگ کرده بود تا روز شنبه با رییس شورا ملاقات داشته باشد. البته این حرف‌هایی است که به من زده‌اند.
 پس از ماشین شهرداری استفاده شخصی نشده؟
اگر کسی گناه‌کار باشد باید جوابگوی گناهش باشد اما حضرت محمد دیده را ندیده گرفت‌. البته ما چیزی ندیدیم. ما دنبال این کار هستیم؛ من، اطلاعات سپاه، دادگستری، ماشینی تصادف کرده. بالاخره باید یک نفر بیاید و شاکی شود که من توی این ماشین بودم. وقتی چیزی اصلا وجود نداشته باشد، من چه کار می‌توانم بکنم؟
 برای ما تنها نکته‌ای که مهم است، این است که ایشان از ماشین شهرداری استفاده شخصی کرده یا خیر؟
در قانون آمده که اعضای شورا می‌توانند با استفاده از امکانات شهرداری به دنبال حل مشکلات شهر باشند. حالا من ماموریت را می‌نویسم. اگر فرد نرود گناه به گردن خودش است. تجسس همین است که بگویی من تشخیص داده‌ام تو می‌خواستی استفاده شخصی بکنی. هر روز چند تصادف در ایران می‌شود؟ مگر همان روزی که این ماشین تصادف کرد، ماشین پلیس راه در جاده کهن‌شهر چپ نکرد؟ ماشین‌های همه، ماشین سپاه و بسیج در این جامعه چپ می‌شوند. آیا در شهرداری سیرجان هیچ ماشینی چپ نشده؟ حالا وقتی من می‌گویم شما که در ماموریت ماشین را چپ کرده‌ای، باید جوابگوی اموال بیت‌المال و افکار عمومی باشی و آنها می‌گویند که ما خودمان حاضر هستیم ماشین را تعمیر کنیم یا به جایش ماشین بخریم، من چه می‌توانم بگویم؟ وقتی طرف می‌گوید حاضرم هر چه حقوق از شهرداری و شورا گرفتم را برگردانم، چه می‌توانم بگویم؟
 از نظر فنی، ایشان در تصادف ماشین مقصر بوده است؟
نه. می‌گویند اکسل ماشین در رفت.
 ایشان که داشته به ماموریت می‌رفته، مقصر هم نبوده، پس چرا باید هزینه‌ها را به عهده بگیرد؟
با اوضاع و احوالی که وجود داشت، ما از او خواستیم که نگذارد در این قضیه بیت‌المال هزینه کند اما در اصل، خدایی باید بیت‌المال هزینه کند. به هر حال ایشان هم عضو شورای شهر بوده و می‌خواسته مشکل مردم را حل کند.
 ایشان برگه ماموریت‌شان را همان روز تسلیم شهرداری کردند؟
من آن روز ارومیه بودم. اینجا ثبت شده بود و دو یا سه روز بعد من امضا و ثبت کردم‌. تاریخ ماموریت روز پنج‌شنبه، سی و یکم بود. (تصادف ساعتی پس از نیمه‌شب شنبه اتفاق افتاد)
 گویا ایشان از شورا استعفا داده است؟
از ریاست شورا استعفا داده اما هنوز عضو شورا است. در متن استعفا هم نوشته به دلیل مشکلات روحی و روانی استعفا می‌دهم..
 پس اطلاعات ما اشتباه بوده است؟
من می‌دانم که متاسفانه رایزنی‌هایی شده است. اعضای علی‌البدل شورا دنبال این قضایا هستند. اینها را بدانید که اعضای علی‌البدل برای برکناری عضو شورا رایزنی می‌کنند. به خدا قسم تمام اینها با غرض است. ببینید در این نامه که به دست من رسیده چه نوشته‌اند. نوشته‌اند که فلانی از نیروهای شرکتی شهرداری است، چگونه مدیرعامل باشگاه هم می‌تواند باشد؟ نوشته‌اند ایشان در زمینه‌های فرهنگی هم فعالیت دارند اما متاسفانه بر خلاف قوانین شورا، با وجود پرونده‌های قضایی که در دادگاه دارد، در شورای شهر فعالیت می‌کند. من می‌دانم این نامه‌ها را چه کسانی می‌نویسند. متاسفانه ۷۰ درصد این قضایا سیاسی است. ما همه چیز را می‌دانیم. این‌ها گناه است. من می‌گویم اگر فرد مومنی کار خطایی هم انجام داد، باید او را راهنمایی کنیم تا دیگر این کار را نکند.
 رییس شورا سه جا کار می‌کند؟ یعنی هم نیروی شرکتی شهرداری است، هم عضو شورا و هم مدیر عامل باشگاه؟
باشگاه هنوز ثبت نشده است.
 ایشان هیچ گونه قرارداد پیمانکاری هم با شهرداری دارد؟
خیر. در مورد وضعیت ایشان ما چند بار استعلام کردیم آیا ایشان که نیروی شرکتی شهرداری هست، می‌تواند همزمان عضو شورا باشد؟ گفتند بله. پارسال ۱۱ نفر از همین کارمندان شهرداری کاندید شورای شهر بودند. اگر قانون ایراد دارد، مسئولان بگویند که هیچ فردی از نیروهای شهرداری حق کاندیدا شدن برای شورا را ندارد. به نظر من باید این قانون‌ها را اصلاح کنند. خودشان می‌گویند اگر کارمند شهرداری در سمت مدیریتی نباشد، می‌تواند کاندید شورای شهر شود. از آن طرف اینها رای می‌آورند و بعد می‌گویند چرا این‌ها از دو جا حقوق می‌گیرند؟ خودشان دارند راه تخلف را درست می‌کنند. البته ایشان نیروی شرکتی هستند. یعنی جزو نیروهای حجمی هستند.
 ولی اگر قرار باشد ایشان مدیرعامل باشگاه شود، باید عضو رسمی شهرداری باشد.
باشگاه را ثبت نداده‌اند. گفتند شهرهای زیر ۵۰ هزار نفر جمعیت نمی‌توانند باشگاه فرهنگی ورزشی داشته باشند. ایشان عضو کمیسیون فرهنگی و ورزشی شهرداری و شورا هستند. کارهای فرهنگی شهر را انجام می‌دادند.
 بازگردیم سر بحث سازمان بازرسی. در مورد پیمانکاران شهرداری نجف شهر، مسایلی عنوان می‌شود. به طور مثال پیمانکاران خاصی که تمام قراردادها را انجام می‌دهند.
متاسفانه این وجود دارد. اگر بودجه‌ها به موقع می‌آمد و مطمئن بودی که بودجه محقق می‌شود، می‌رفتیم سامانه ستاد ولی اولین حرفی که پیمانکاران غیربومی می‌زنند، پیش‌پرداخت است. برای یک پروژه یک میلیارد تومانی، مبلغ کلانی را باید به عنوان پیش‌پرداخت بدهیم تا کارگاه بزنند و تجهیز کنند. اما در مناقصات محدود، پیمانکاران بومی خاطرشان جمع است و کار را انجام می‌دهند چون همدیگر را می‌شناسیم و می‌دانند اگر دیر و زود شود، سوخت و سوز ندارد. البته یک سالی است که ما منوال را اینطور گذاشته‌ایم که هر کسی که در مناقصات برنده شد، متعلق به هر جای کشور که باشد کار را بدهیم و هیچ مشکلی هم نداریم.
 سامانه ستاد هم همین کار را کرده است.
بله اما این سامانه ایراداتی دارد. مثلا طرف توی سامانه ثبت‌نام می‌کند و برنده می‌شود اما هیچ ضمانتی وجود ندارد که کار را انجام دهد. می‌گویم حالا که برنده شدی بیا و کار را انجام بده اما می‌گوید آمار گرفتم و نمی‌صرفد. چون ضمانت اجرایی وجود ندارد هیچ کاری هم نمی‌توانیم انجام دهیم.
 پیش از راه‌اندازی سامانه ستاد، شهرداری چه تعداد پیمانکار داشت؟
الان نزدیک به ۲۰ یا ۳۰ تا پیمانکار داریم که دارند کار می‌کنند. اما آن موقع‌ها حجم کار بالا نبود. بودجه شهرداری زیاد نبود و کار زیادی هم انجام نمی‌شد.
 آیا ترک تشریفات برای انجام مناقصات زیاد دارید؟
تا حالا نداشتیم. حتی مناقصات محدود هم در چارچوب قانون برگزار شده و هیچ درخواستی برای ترک تشریفات نداشتیم. در مورد مناقصاتی هم که زیر مبلغ مناقصه محدود بوده از طریق استعلام عمل کردیم.
 یکی از شایعاتی که ما شنیده‌ایم در مورد زمین‌ها است. آیا موردی بوده که در دادن معوض، زمین باارزشی را زیر قیمت قانونی داده باشید؟
اصلا چنین چیزی وجود ندارد. تمام این موارد با نظر کارشناس رسمی دادگستری انجام شده و زمین‌های معوض‌مان را حتا گران‌تر از قیمت بازار داده‌ایم. در مزایده‌ای که اخیرا انجام دادیم، قیمت کارشناسی۱۷۰ میلیون تومان بود و قیمت پایه ۱۵۶ میلیون تومان. یک شرکتی در این مزایده با ۱۵۰ میلیون تومان برنده شد. با حراست صحبت کردم و گفتم احساس می‌کنم در این قضیه تبانی شده است. گفتم باید دوباره مزایده را تمدید کنیم. باید حتما سه نفر کارشناس رسمی دادگستری، کارشناسی و امضا کنند. کارشناسان رسمی زمین‌ها را ۱۸۶ میلیون تومان قیمت‌گذاری کردند اما من زمین‌ها را در مزایده ۲۸۰ میلیون تومان فروختم.
 پس بالاتر از قیمت کارشناسی فروخته‌اید؟
به خاطر کسب درآمد برای شهرداری بود که فردا نگویند زمین را زیر قیمت فروختیم. دنبال بودجه شهرداری بودم و نمی‌خواستم کاسبی بیفتد دست املاکی‌ها که این کارها را انجام دهند.
 پس در تهاترها سعی کردید ارزش زمین‌ها برابر باشد؟
ما اصلا سعی کردیم تهاتر انجام ندهیم. در سال‌هایی که من مسئولیت داشتم، تهاتر خیلی کم انجام شده است. اگر هم بوده، هر دو زمین با نظر کارشناس رسمی دادگستری ارزش‌گذاری شده است.
 راه‌های کسب درآمد شهرداری نجف‌شهر، جز بحث عوارض چیست؟
فروش اموال غیرمنقول مثل زمین در مواردی که بودجه کم می‌آوریم. همچنین از طریق ارزش افزوده و صدور پروانه ساختمانی که خیلی هم زیاد است.
 فروش تراکم و پارکینگ چطور؟
چنین چیزهایی در نجف شهر نداریم. در طرح جامع نجف شهر، تراکم چهار طبقه روی پیلوت است و کسی هم بیش از این نیاز ندارد. درخواستی هم نداشتیم که کسی بخواهد ۵ یا ۶ طبقه بسازد که بخواهیم تراکم بفروشیم. فروش پارکینگ هم نداریم.
 بسیار پر استرس به نظر می‌رسید. چرا؟
من از کودکی عادت داشتم مرتب پاهایم را تکان بدهم. به همین دلیل فکر می‌کنید استرس دارم.
 روند وقایع بیرونی نقشی در این ماجرا ندارد؟
نه ولی روند کار... من دیروز از انبار، برای خودم خودکار خواستم. انباردار دچار لکنت شده بود. دیگر آن روحیه را نداری وقتی انباردار بابت یک خودکار می‌گوید بگذار از بازرسی سؤال کنم. یا مثلا به املاک می‌گویم این نامه را بزن تا کار مردم راه بیفتد اما می‌گوید بگذار از بازرسی سؤال کنم. می‌گویم فلان کار را کنید، می‌گویند بگذار از بازرسی سؤال کنیم. شما باشید چه کار می‌کنید؟ الان فقط انگار به عنوان یک ناظر اینجا نشستم اما سعی می‌کنم به بچه‌ها روحیه بدهم. طرف تا حالا زیر صورتجلسات را امضا می‌کرده اما حالا می‌گوید می‌شود یک نفر دیگر امضا کند؟ خُب این‌ها همه استرس‌هایی هستند که وارد می‌شود. فکر کنید الان در یک لحظه به شما می‌گویند روابط عمومی و کارپرداز را بردار. آیا نباید هیچ حق گزینشی برای من وجود داشته باشد که با چه کسانی کار کنم؟ چون فلانی و فلانی در مجموعه نجف‌شهر با یکدیگر مشکل دارند، من باید تمام سیستم مدیریتی خودم را تغییر بدهم؟ شما باشید چکار می‌کنید؟ پس خودتان هم حکم بزنید و بگویید فلانی و فلانی باشند یا نباشند.
 این دستورات را سازمان بازرسی به شما می‌دهد؟
حالا دیگر با نیت مشورتی دارد می‌گوید که مثلا فلانی باشد بهتر است.
 شما احساس می‌کنید دستوری پشت این مشورت پنهان شده؟
نه، چنین احساسی ندارم. آنها می‌خواهند یک نفر کارمند رسمی مسئولیت داشته باشد که بتوانند پاسخ بگیرند که مثلا چرا این وسیله را گران خریده‌ای؟ بخواهی حساب کنی، حق هم دارند اما در شهرهای کوچکی مثل نجف‌شهر نیروهای رسمی و متخصص وجود ندارند. چند سال است که در کشور استخدام نداشتیم. من که نمی‌توانم خودم نیرو استخدام کنم. این نیروها یک زمانی در سال ۱۳۶۷ استخدام شدند و الان دیگر برخی از آن‌ها پیر و از کار افتاده هستند. من چطور از چنین نیروهایی کار بخواهم؟ از میان تمام کسانی که نیروی رسمی شهرداری شدند، شاید سه نفرشان تحصیل‌کرده باشند. باقی یا بی‌سواد هستند یا زیر دیپلم. همین‌ها می‌شود که آدم استرس می‌گیرد.
 به درستکاری نیروهای‌تان اعتماد دارید؟
به نظرم در همین ماجرای نظارت سازمان بازرسی بهتر می‌فهمیم که چه کسی خوب است و چه کسی نه.
 شما معتقد هستید حضور سازمان بازرسی در شهرداری نجف شهر به‌دلیل گزارشاتی هست که به ایشان ارسال شده و شما این افراد را می‌شناسید؟
من اعتقاد دارم از پیکره شهرداری بوده‌اند. از نیروهایی که خودم سرکار آوردم.(با خنده) حتما در انتهای مصاحبه‌تان بنویسید خودم کردم که لعنت بر خودم باد.