پنج شنبه, 14 فروردين 1399

هفته‌نامه شماره 598:  19 اسفند ۱۳۹۸

نگاهی به انتخابات سیرجان و بردسیر

 ناصر صبحی
انتخابات یازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی در سیرجان و بردسیر نیز مانند سایر نقاط کشور برگزار و فرد برگزیده شناخته‌شد. شهباز حسن‌پور، نماینده سه دوره پیشین با کسب چهارمین پیروزی راهی بهارستان شد.
به همین مناسبت تصمیم گرفتیم نگاهی کوتاه به نیمه بالای لیست رای‌آورندگان انتخابات امسال داشته باشیم.
 حسن‌پور: دو پیروزی و یک شکست
اگر حسن‌پور در این دوره موفق شد رکورد چهار راهیابی پیاپی را در کارنامه خود ثبت کند اما از دیگر سو یک شکست نیز در کارنامه او ثبت شد. شکستی که مستند آن را می‌توان در تعداد آرای حسن‌پور جست. میزان رای حسن‌پور در اولین دوره، در سال 1386 یک رکورد منحصربه‌فرد و بالاترین میزان رای در تمام ادوار انتخابات مجلس در سیرجان بود؛ 78 هزار و 247 رای. پیش از این، رکورد متعلق به سال 1378 و در اختیار سید‌محمد هاشمی؛ نماینده دوره ششم مجلس با 56 هزار و 175 رای بود.
حسن‌پور هرگز موفق نشد در دوره‌های بعد این رکورد را تکرار یا به آن نزدیک شود. برعکس، در هر انتخابات با ریزش آرا روبرو شد:
سال 90: 69 هزار و 17 نفر  
سال 94: 54 هزار 970 نفر   
سال 98: 48 هزار و 864 نفر
او نه تنها موفق نشده از فرصت نمایندگی مجلس در راستای جذب محبوبیت و هوادار استفاده کند که در هر دوره، بخشی از هواداران خویش را از دست داده است.
کاهش آرای حسن‌پور در ادوار مختلف، نکته‌ای نیست که از چشم خود یا اطرافیانش مخفی مانده شود اما به نظر می‌رسد راهکار او برای رویارویی با این معضل، تثبیت حلقه هواداران صاحب منصبی بوده که به او وفادار باشند. حسن‌پور تاکنون تجربه دو رقابت دشوار با سید‌احمد حسینی، منصور آبیار ویک رقابت شکل نگرفته اما بسیار سنگین با ابراهیم جهانگیری را داشته اما به نظر می‌آید این‌بار حتا خود نیز باور نداشت که دست رقیب تا بدین حد نزدیک شانه او شود.
 محمد معتمدی‌زاده: پدیده انتخابات
او بی‌چون و چرا پدیده غیرقابل پیش‌بینی انتخابات 98 سیرجان بود. کمتر کسی گمان می‌کرد معتمدی‌زاده بتواند تا بدین حد به کسب کرسی نمایندگی مجلس نزدیک شود. معتمدی‌زاده هرچند در این انتخابات باخت اما نشان داد پتانسیل خوبی برای جذب رای دارد. می‌توان از معتمدی‌زاده به عنوان یک جانشین جوان‌تر و متفاوت‌تر از حسینی برای اصولگرایان نگاه کرد.
نکته پرسش‌برانگیز معتمدی‌زاده برای بخشی از افکار عمومی، حضور محمدرضا عرب‌گویینی به عنوان معروف‌ترین و جنجالی‌ترین حامی او بود. این همکاری موجب شد تا برخی به میزان هزینه‌های تبلیغاتی معتمدی‌زاده به دیده تردید نگاه کنند و این سؤال برای‌شان ایجاد شود عرب‌گویینی از این اتحاد چه می‌خواست؟ آیا انگیزه او از این اتحاد، تنها شکست دادن شهباز حسن‌پور بود؟ آیا عرب‌گویینی، حسن‌پور را در رد صلاحیت خود مقصر می‌داند؟
 معین ضابطی: بدل احمدی‌نژاد
معین ضابطی برای اهالی سیاست سیرجان نام آشنایی است. دلبستگی او به تفکرات احمدی‌نژاد نیز اظهر من الشمس است. حتا ادبیات ضابطی، ادبیات جریان احمدی‌نژادی و با همان الگوها، نشانه‌‌هاست. ضابطی هرچند در انتخابات مجلس رتبه سوم را به دست آورد اما فاصله بیش از 38 هزار نفری او با رتبه دوم، وی را از قامت یک چهره مدعی نزول می‌دهد. ضابطی در انتخابات اخیر و از بدو ثبت‌نام، تندترین ادبیات را در میان سایر کاندیداها داشت. ادبیاتی که می‌توانست به خصوص قشر محروم را جذب کند اما در عمل،آن‌طور که باید ماجرا پیش نرفت. با این وجود آن‌چه موجب می‌شد ضابطی به عنوان ضلع سوم انتخابات اخیر و حتا بالاتر از کاندیداهای جریان اصلاحات قرار گیرد، خبر بزرگ و خاصی بود که ضابطی وعده آن را در هنگام ثبت‌نام داد. گمانه‌زنی‌ها از این خبر بزرگ، بلافاصله متوجه احمدی‌نژاد شد و شایعه‌ای در سطح وسیع منتشر شد که قرار است احمدی‌نژاد برای حمایت از ضابطی به سیرجان بیاید. هرچند این خبر هرگز به صورت علنی اعلام یا تایید نشد اما بنا به گمانه‌زنی‌ها، این موضوع در صورت صحت، برگ برنده‌ای بود که می‌توانست از ضابطی یک مدعی بسازد اما چنین نشد. در حالی‌که اطرافیان احمدی‌نژاد به صراحت اعلام می‌کردند او از کسی حمایت نمی‌کند، همچنان از سوی برخی شایعه حضور احمدی‌نژاد در سیرجان شنیده می‌شد. ادبیات ضابطی برای نسل جوان پرشور بود و او در صورت داشتن مهلت بیشتر و فرصتی اضافه برای شناساندن خود، می‌توانست آرای خویش را بالاتر از حد فعلی ببرد. آن‌چه مسلم است این است که ضابطی آمده تا بماند و از این پس از او بیشتر خواهیم شنید.
 جریان اصلاحات: پیچ در پیچ یا پوچ در پوچ
صحبت در مورد جریان اصلاحات سیرجان سخت است. زیرا آن‌چه که امروز از اصلاحات باقی‌مانده، جوان پیر شده و رنجوری است که به جای درمان، خود عامل درد است. نمونه آن هم لیست امید و دولت تدبیر بود.
در مورد میزان نفوذ جریان اصلاحات در سیرجان همین بس که آرای نفر چهارم و پنجم این لیست، روی هم رفته به آرای نفر سوم نمی‌رسید. بی‌برنامگی، ناتوانی در برقراری ارتباط با مردم، نشناختن نیازهای مردم، تبلیغات ضعیف و باری به هر جهت بودن جریان اصلاحات و هزاران عیب و ایراد دیگر موجب می‌شود، قلم زدن در مورد این جریان بی‌حاصل باشد و همان به که به خاطرات گذشته بسنده کنیم و این جریان را زنده نپنداریم.
 حرف آخر: گمشدگان
میزان مشارکت در انتخابات اخیر، حدود 121 هزار نفر بود. در مورد چرایی این میزان مشارکت باید در مطلب جداگانه‌ای پرداخته شود. نزدیک‌ترین به این تعداد را با سال 1378 می‌توان مقایسه کرد. در آن انتخابات، بیش از 120 هزار نفر شرکت کرده بوند. بین انتخابات سال 78 تا 98، 20 سال فاصله است. 20 سال مهاجرت، افزایش جمعیت و افزایش سن مشارکت، به قاعده می‌بایست میزان مشارکت را بالا می‌برد اما این‌گونه نشد. حقیقت این است که 20 سال از ما گم شده و باید از مسئولان این سوال را پرسید که با این 20 سال چه کردند؟