سه شنبه, 01 آبان 1397

هفته‌نامه شماره 533: 30 مهر 1397

مردم برای خرید لاستیک ساعت‌ها در صف ایستادند

سوار بر لاستیکِ پادشاهی

 زهرا خواجویی‌نژاد

زن دست بچه‌اش را می‌گیرد و می‌گذارد روی جلد لاستیک‌ها روی زمین و خودش را توی صف جا می‌دهد. «اینقدر جُم نخور. با این‌ها بازی کن تا نوبت‌مان برسد.» بچه‌های دیگر هم به او می‌پیوندند و صدای گریه دقایقی قطع می‌شود. فقط صدای آدم‌هایی می‌آید که پشت هم ایستاده‌اند؛ مثل دانه‌های یک تسبیح در دستان خیابان. «دولت خجالت بکشد که مردمانش باید برای خرید یک جفت لاستیک ساعت‌ها توی صف بایستند.» پیرزنی در انتهای صف ایستاده است، با چشم‌هایی دوخته به ابتدای صف.

 صف لاستیک

ساعت حدود 9 صبح است. رمق‌های آخر تابستان است و پاییز دارد جان می‌گیرد. نسیمی معلق میان تابستان و زمستان، خواب صبگاهی را می‌پراند. دو صف بلند جلوی «لاستیک‌فروشی میرزاده» در بلوار دکتر صادقی سیرجان تشکیل شده است؛ سمت چپ زنانه، سمت راست مردانه.  درِ دو دهانه مغازه بسته است و فقط یک پنجره کوچک هر چند دقیقه‌ای باز می‌شود و کارت ماشین و کارت بانکی نفر اول را می‌گیرد و پنجره را می‌بندد و بعد از پرداخت هزینه، از در دیگر یک جفت لاستیک بیرون می‌آید. روی در شیشه‌ای مغازه یک کاغذ A4 نصب و قیمت لاستیک خودروها روی آن نوشته شده است: «پراید معمولی 240 هزار تومان، پراید پهن 260 هزار تومان، پیکان 270 هزار تومان، پیکان وانت 270 هزار تومان، پژو معمولی 320 هزار تومان، پژو پهن 365 هزار تومان، سمند معمولی 330 هزار تومان، سمند پهن 390 هزار تومان» 

 افزایش دو برابری قیمت لاستیک

دوشنبه هفته پیش رییس اتحادیه فروشندگان لاستیک از افزایش دوبرابری قیمت لاستیک‌های ایرانی و وارداتی در بخش ناوگان سبک و سنگین خبر داده بود، این در حالی‌ست که دیروز (یکشنبه) وزارت صنعت،معدن‌وتجارت با ابلاغ نامه‌ای به گمرک ایران صادرات هفت قلم کالا را تا اطلاع ثانوی ممنوع کرد که یکی از این اقلام هفت‌گانه انواع لاستیک سبک و سنگین بود.

پسربچه حوصله‌اش از نوارهای لاستیکی سر می‌رود و بهانه را از سر می‌گیرد. مادر که از هفت صبح همراه کودکش در صف ایستاده، به ساعتش نگاهی می‌کند؛ «هنوز 8 تا زن و 16 مرد جلویم هستند. آخه فروشنده به دوتا مرد و یک زن لاستیک می‌دهد.» او نگران درست نکردن ناهار است و گریه‌های پسرک کلافه‌اش کرده؛ «کاش اینجا دیگر حق زن را نمی‌خوردند. اول باید کار زن‌ها را راه بیندازند نه اینکه تفاوت بگذارند. حداقل آقایان از اینجا که می‌روند نباید ناهار درست کنند.» پیرمردی از آن حوالی عبور می‌کند و با تعجب می‌پرسد اینجا چه خبر است؟ مردی از وسط صف می‌گوید لاستیک ماشین به قیمت تعاونی توزیع می‌کنند. پایین‌تر یعنی چقدر؟ 100 هزار تومان. مرد دیگری واکنش نشان می‌دهد که کسی سؤال نکرده شاید کمتر هم باشد. مرد پاسخ می‌دهد: نه! من پرسیدم، 120 هزار تومان لاستیک پراید کمتر از جاهای دیگر است. بعد هم به پیرمرد می‌گوید اگر لاستیک می‌خواهی باید تو صف بایستی، پیرمرد اما منصرف می‌شود و می‌رود. می‌پرسم چرا جلد دور لاستیک‌ها را باز می‌کنند؟ «برای اینکه کسی نتواند آن را بفروشد». 

 دعوا در صف

ساعت 10 صبح است و به تعداد افراد ایستاده در صف‌ها افزوده می‌شود. آن‌ها که جلوی صف هستند خوشحال‌ند که نوبت‌شان نزدیک است و آخر صفی‌ها نگران که نکند تا نوبت‌شان می‌شود لاستیک تمام شود. زن‌هایی که در صف ایستاده‌اند اکثرا ماشین شخصی ندارند یا برای همسرشان می‌خواهند لاستیک بخرند و یا اقوام‌شان. درصف مردانه دعوا شده است؛ یکی از مردها که خیلی عصبانی است می‌گوید؛ «زورم می‌آید یکی بخواهد زرنگ بازی در بیاورد و نوبت را رعایت نکند، آمده جلو خوش‌زبانی می‌کند. تو از این پیرمرد زرنگ‌تری. من که نمی‌گذارم حق ما را ضایع کنی.» مرد جواب می‌دهد؛ «‌برو خجالت بکش زشته برا یک مرد این حرف‌ها، نوبتم بوده که جلو آمدم.» مرد عصبانی دوباره می‌گوید: «‌از همان اول تو بحر تو بودم، آخر صف بودی کم‌کم جلو آمدی.» با وساطت بقیه دعوا می‌خوابد. مردی می‌گوید این دومین دعوای امروز است.

 باید به رییس‌جمهور آفرین گفت

از زنی که داخل صف و نوبتش نزدیک است می‌پرسم ماشین داری، زن می‌خندد و می‌گوید؛ «‌این همه زن که ماشین ندارند این‌ها برای شوهرهای‌شان ایستاده‌اند.» ماشین شما و همسرتان ندارد؛ «شوهرم هم ماشین ندارد.» پس برای چه لاستیک می‌خرید؟ «قرار است ماشین بخریم.» زن کناریش حرفش راقطع می‌کند و با صدای بلند می‌گوید باید به رییس‌جمهور آفرین گفت که همه چیز صفی شده است. تا وقتی روحانی باشد هیچی به مردم تعلق نمی‌گیرد. بعد هم آرام زیر لب زمزمه می‌کند؛ «‌البته مردم حقشونه.» چرا؟ «می‌بایست موقع رای دادن حواس‌شان را جمع کنند که به کی دارند رای می‌دهند. من که به هیچ کس رای ندادم، هرکسی بشود چه نفعی برای ما دارد؟ اگر شناسنامه من را نگاه کنید تعجب می‌کنید؛ یک مهر هم داخلش نیست».

 در دو هفته 2800 نفر لاستیک گرفته‌اند

داخل مغازه پر از لاستیک است. مغازه یک اندرونی هم دارد که آن هم پر از لاستیک است. دو مرد جوان و یک مرد میانسال داخل مغازه هستند. مرد میانسال همان مهدی میرزاده صاحب مغازه است، میرزاده از سابقه سی وچندساله خود در توزیع لاستیک می‌گوید؛«نمایندگی لاستیک‌های بارز و ایران‌تایر هستیم و به نرخ کارخانه لاستیک توزیع می‌کنیم.» حدود یک ماه پیش چند انبار لاستیک احتکاری در سیرجان شناسایی شد و حالا توزیع لاستیک این شایبه را به وجود آورده است که لاستیک‌های توزیع‌شده همان لاستیک‌های احتکاری است. میرزاده اما بارها در بین کلامش آن را تکذیب می‌کند؛«لاستیک‌های توزیعی سهمیه هرماهه شهر سیرجان بوده که به نرخ دولتی توزیع می‌شود و همیشه ادامه خواهدداشت.» میرزاده دلیل باز کردن  جلد دور لاستیک‌ها را جلوگیری از فروش مجدد عنوان می‌کند و می‌گوید: «ما همه کارت‌های ماشین را نگه می‌داریم برای اینکه کسی لاستیک را نفروشد. جلدها را هم بازمی‌کنیم.» او روزی حدود 400 حلقه لاستیک می‌فروشد. حدود دو هفته است که لاستیک با قیمت تعاونی در سیرجان توزیع می‌شود و اگر روزی 400 حلقه به فروش رفته باشد، در این مدت 5600 حلقه لاستیک فروخته شده است و اگر سهم هر نفر یک جفت باشد 2800 نفر لاستیک گرفته‌اند.

 نه خودم ماشین دارم نه همسرم

 فروشنده با صدای بلند می‌گوید: «امروز تا ساعت 12 لاستیک می‌دهیم، از ساعت 12 در را می‌بندیم دوباره از ساعت 3 بعدازظهر لاستیک توزیع می‌کنیم. الان هم به مردم می‌گوییم آن‌ها که آخر صف هستند و لاستیک پراید می‌خواهند، بروند. چون ممکن است تمام شود.» زنی که لاستیک‌هایش را گرفته است، می‌خندد و رو به بقیه جمعیت می‌گوید این هم تخت پادشاهی من. او که از ساعت 7 صبح اینجا ایستاده است، 10 صبح نوبت‌‌اش شده است، خودتان ماشین دارید یا برای همسرتان گرفتید؟ «راستش نه خودم ماشین دارم و نه همسرم. ماشین داشتیم، خونه خریدیم مجبور شدیم ماشین‌مان را در ارزانی بفروشیم. این لاستیک‌ها را برای برادرشوهرم خریدم. چون اگر لاستیک‌هایش نو باشد ماشین زیر پای ما هم می‌رود.» زن به ماشین عبوری که بهش زل زده می‌گوید؛ «‌حاجی مگه صف ندیدی تا‌به‌حال؟ همه فکر می‌کنند آقای میرزاده نذری دارد می‌دهد».

 چرا مثل آدم لاستیک نمی‌فروشند

زن دیگری لاستیک گرفته است، لاستیک‌ها را زیررو می‌کند و تاریخ تولید لاستیک را نگاه می‌کند، یک نفر داخل صف می‌پرسد کیفیت هم دارند، می‌گوید چه می‌دانم تاریخ تولیدش که 2018 است، یکی دیگر می‌پرسد بارز است یا ایران‌تایر؟ ایران‌تایر است. فروشنده گفت بارز تمام شده است. البته فکر کنم پشت مغازه داشت نمی‌خواست بدهد. چند مرد داخل صف می‌گویند خواهر هیچ‌کدام شان خوب نیست. یک سال هم راه برود خوب است. زنی داخل صف می‌گوید؛ من نمی‌دانم چرا مثل آدم لاستیک نمی‌فروشد و این‌قدر مردم را اذیت می‌کند. مفتی که نمی‌خواهند بدهند. اگر لاستیک دارند چرا وقت مردم را می‌گیرند؟ هرچند تنها چیزی که برای ما ایرانی‌ها ارزش ندارد وقت است. زن دیگری که نوبتش شده است دوتا کارت ماشین دارد اما فروشنده فقط یک جفت لاستیک به او می‌دهد و هرچه اصرار می‌کند فروشنده نمی‌پذیرد. او  از پیرزنی که همراه دخترش آمده است می‌خواهد با کارت ماشین دیگرش برای او یک جفت دیگر لاستیک بگیرد. پسر جوانی به همراه زن و مادرش در صف ایستاده‌اند و دست هرکدام یک کارت ماشین است و می‌خواهند سه جفت لاستیک بخرند. می‌پرسم سه تا ماشین دارید؛«نه بابا، برای اقوام می‌گیریم.»

 گلایه از گرانی

زنی داخل صف نشسته و از گرانی‌ها می‌نالد. اینکه چند روز پیش رفته است پودر ماشین لباسشویی بخرد رویش قیمت 3900 درج شده است اما فروشنده 4200 حساب کرده است، زمانی اعتراض می‌کند فروشنده می‌گوید برو از روحانی سؤال کن، او هم به تعزیزات زنگ می‌زند و گزارش می‌دهد و تعزیرات 300 هزار تومان جریمه‌اش می‌کند، «مشکل اصلی خود مردم هستندکه گرانی‌ها را گزارش نمی‌دهند و خودشان هم از بالا رفتن دلار سواستفاده می‌کنند. الان دیگر فروشنده‌ها قیمت روی کالاها را پاک می‌کنند تا مردم اعتراض نکنند.»

 هنوز از میوه‌ها توتی رسیده

توزیع لاستیک به قیمت تعاونی باعث اعتراض لاستیک‌فروش‌های سطح شهر شده است. یکی از مغازه‌داران محیاشهر می‌گوید؛«الان لاستیک پژوی فابریک مارک خارجی بخواهید تقریبا از جفتی 700 هزار تومان شروع می‌شود تا 900 هزار تومان.  مارک‌های ایرانی خوب نیستند.» او معتقد است لاستیک‌هایی که به قیمت تعاونی توزیع می‌شوند، درجه دوم هستند و کیفیت ندارند؛ «البته مردم ما عاشق صف هستند و خودتان می‌دانید یک چیزی صف داشته باشد گران‌تر هم باشد می‌روند می‌ایستند». فروشنده دیگری در راسته لاستیک‌فروشان بسیار معترض است؛«قرار شد برای رفع این مشکل رییس صنف 10 لاستیک‌فروش را به بازرگانی معرفی کند تا لاستیک به قیمت تعاونی بگیرند و بازار دست یکی دو نفر نباشد و مردم اینقد اذیت نشوند. در بین حرف‌های او که می‌گوید؛ الان بار در بازار ایران نیست و اکثر جنس‌ها دست نمایندگی‌هاست، مردی وارد مغازه می‌شود و می‌پرسد، لاستیک سایپا دارید؟ بله. یک میلیون و 380 هزار تومان. چه مارکی؟ دنا، لاستیک سیمی هم یک میلیون و 900 هزار تومان. بارز چند است؟ بارز نداریم، مرد با تعجب می‌گوید دنا یک میلیون و 380 یعنی سه برابر شده است، فروشنده می‌گوید: درست می‌شود. در کشور ما هنوز اولش است و از میوه‌ها توتی رسیده است.

توزیع لاستیک به قیمت تعاونی روی کاسبی‌اش بسیار تاثیر گذاشته است؛ «‌فقط چهارتا مشتری خودمان می‌آیند و بعضی که لاستیک خارجی می‌خواهند یا سایزهای خاص می‌خواهند. در بازار تهران قیمت لاستیک لحظه‌ای شده است. می‌خواستیم از کارخانه لاستیک بگیریم اما کارخانه می‌گوید باید حتما نمایندگی بگیرید. الان هم اینقد پول نداریم نمایندگی بگیریم.» او اما معتقد است لاستیک پراید حدود 70- 80 و پژو حدود 100 هزار تومان گران‌تر است. الان مشتری داریم می‌گوید اگر مجانی هم لاستیک بدهند حاضر نیست تو صف بایستد. دوباره مردی می‌پرسد لاستیک پژو مارک بارز دارید؟ نه نداریم. فروشنده سری تکان می‌دهد و می‌گوید؛ همه فقط می‌آیند قیمت بارز را می‌گیرند. الان کاسبی ما تخته شده و مجبور شدم بگویم شاگردم نیاید.

 لاستیک‌هااحتکاری نیست

جلوی یکی دیگر از نمایندگی‌ها که لاستیک به نرخ دولتی توزیع می‌کند هیچ صفی نیست‌. حمید ملک‌شاهی مدیر نمایندگی بارز و ایران‌تایر می‌گوید: «این‌ها بازار سیاه راه انداختند و کسانی در صف می‌ایستند اغلب دلال هستند. از آنجا می‌خرند می‌آیند توی بازار می‌فروشند.» او معتقد است بدون جلد هم می‌شود لاستیک‌ها را فروخت. او می‌گوید؛ «ما اینجا برای جلوگیری از این بازار سیاه فقط یک جفت لاستیک می‌دهیم و همین جا باید زیر ماشین بیاندازند. یعنی ماشین حتما باید باشد. ما لاستیک دست کسی نمی‌دهیم که برود توی خانه بگذارد. بعد هم خودمان تشخیص می‌دهیم که الان این ماشین لاستیک احتیاج دارد یا ندارد.» به گفته ملک‌شاهی در سیرجان فقط دو نمایندگی وجود دارد و هر دو نمایندگی هم به همان قیمت تعاونی لاستیک می‌فروشند؛ «ما یک سهمیه‌ای داریم این سهمیه مثلا 1000 حلقه در ماه است، می‌گویند چرا به بقیه نمی‌دهیم، چون بقیه قبلا از تهران می‌خریدند الان هم بروند از تهران بخرند، ما فقط به مغازه‌هایی که زیرمجموعه ما هستند لاستیک می‌دهیم..» به گفته وی؛ «الان کارخانه بارز لاستیک را به ما مثلا 300 هزار تومان می‌دهد می‌گویند 12 درصد به علاوه هزینه حمل روی قیمت اصلی بکشید و بفروشید.» او اما معتقد است اکثرا که لاستیک می‌خرند نیاز ندارند و فقط در خانه انبار می‌کنند. ملک‌شاهی تاکید دارد اصلا لاستیک احتکاری نیست و این یک تهمت است.

 هیچ کمبودی در زمینه لاستیک سبک نداریم

غلامرضا شهبا که به تازگی بر مسند ریاست اداره صنعت و معدن نشسته است تاکید دارد در زمینه لاستیک هیچ مشکلی نداریم؛ «‌این‌ها لاستیک‌های احتکار شده نیستند این لاستیک‌هایی که الان توزیع می‌کنند از نمایندگی می‌آورند. بحث احتکار فقط در لاستیک 315 و 385 کامیونی بود.» او مردم را مقصر تشکیل صف می‌داند؛ «ما اصلا برای لاستیک کوچک مشکلی نداریم و مرتب داریم وارد می‌کنیم. مردم خودشان جو درست کرده‌اند. ما به آقای میرزاده گفتیم برای اینکه بازار سیاه درست نشود، کارت ماشین افراد را بگیرند لاستیک‌‌‌شان را عوض کنند و برگردند و کارت ماشین‌شان را بگیرند. او می‌گوید همه نمایندگی‌ها به همین قیمت لاستیک می‌فروشند. اینکه فقط دم یکی از نمایندگی‌ها تجمع شده است مردم خودشان جو درست کرده‌اند. یک جا که مردم تجمع کردند بقیه فکر می‌کنند خبری است و همین باعث تجمع می‌شود. از نظر او فقط در دو سایز لاستیک ماشین سنگین مشکل وجود دارد.  همان دو سایزی که احتکار شده بود.

حوالی ساعت 11:30 است، نمایندگی میرزاده فقط نیم ساعت دیگر لاستیک توزیع می‌کند و مردم استرس دارند که مجبور باشند تا عصر توی صف بایستند. پیرزنی در صف نشسته است و می‌گوید خدا کند این دفعه‌ی آخرمان باشد که توی صف می‌ایستیم؛ «قدیم‌ها هم صف بود اما بعد از انقلاب بدتر شد. یک برهه‌ای خوب بود آمدیم نفس بکشیم دومرتبه تو صف ایستادن شروع شد.» نوبتِ پیرزن رسیده است. لنگان‌لنگان لاستیک‌ها را می‌گیرد و کنار خیابان می‌ایستد و تاکسی جلوی پایش نگه می‌دارد لاستیک‌ها را در صندوق ماشین می‌گذارد و سوار می‌شود و می‌رود.