سه شنبه, 01 آبان 1397

هفته‌نامه شماره 533: 30 مهر 1397

گفت‌وگو با محمد رسول شمشمیری پیشکسوت تعزیه و بانی هیئت علی‌اصغر(ع)

تعزیه را دوست نداشتم

 حسین اطمینان

از در که وارد شدم بوی قورمه سبزی تمام فضا را پر کرده بود. سمت چپ عده‌ای جوان و نوجوان در حال تمیز کردن قالی‌ها بودند. سمت راست هم میدان تعزیه نه چندان بزرگ با یک سکوی گرد سیمانی و پله‌هایی در اطراف، خودنمایی می‌کرد. چشمانم را بستم و به زمان نوجوانی رفتم به شبیه‌خوانی در هیئت علی‌اصغر(ع) یادم آمد چگونه اسب وسط میدان می‌تاخت و شمشیرها می‌چرخیدند.یادم به لحظه‌ای افتاد که خیمه را آتش می‌زدند و مردم برای تیکه‌های خیمه به این‌طرف و آن‌طرف می‌رفتند. آن زمان میدان تعزیه برایم خیلی بزرگ بود ولی الان کوچک به نظر می‌رسید. از روبرو و از داخل آشپزخانه محمدرسول شمشیری، بانی هیئت علی‌اصغر با لباس مشکی به سمتم آمد. او متولد 1332 است و خودش را  بنیان‌گذار تعزیه نوین در سیرجان معرفی می‌کند.

 در سیرجان قبل از شما تعزیه به چه شکل بود؟

من در سن نوجوانی اصلا تعزیه دوست نداشتم و ارتباطی با آن نمی‌گرفتم. سال 49 هیئت علی‌اصغر را راه انداختم و سال بعد مرا به زور پای تعزیه بردند. یک آقایی با کت و شلوار، با کلاه دور‌دار چهار‌زانو روی تخت نشسته بود. دستمال یزدی دور گردنش داشت و سیگار هم در دستش. من پرسیدم این کیست؟گفتند حر. بعد هم یک نفر دیگر که حالا می‌فهمم عبیدالله زیاد است شمر را صدا زد. همه لباس معمولی داشتند. شمر با عینک دودی و لباس‌ کشاورزی با قبا و یک کلاه که نوار قرمزی دورش بود، آمد. وقتی شمر آمد من به کسانی که مرا برده بودند،گفتم تعزیه این است؟ بیایید برویم. بعد با خودم گفتم که این تعزیه نیست. درصدد شدم تعزیه سیرجان را راه بیاندازم. 

 یعنی تا قبل از این جریان تعزیه ندیده بودید؟

نه. هیچ چیز از تعزیه نمی‌دانستم ولی تاریخ بلد بودم. می‌فهمیدم عبیدالله کیست و چه کرده است.مذاکرات بین امام حسین و لشکر مخالف را چون هیئتی بودم می‌دانستم. حدود 21-22 سال داشتم و در جریان بودم که اصفهان تعزیه خوبی می‌خوانند. بلیط گرفتم و رفتم اصفهان ولی کسی را پیدا نکردم بعد هم برگشتم سیرجان. چند ماه بعد یک نفر گفت دکتر دندان‌سازی به اسم حاجی مومن‌زاده در اصفهان در حوزه تعزیه فعالیت دارد و زنش هم سیرجانی است. دوباره به اصفهان رفتم و در خیابان شاهپور مطب او را پیدا کردم. بنده خدا وقتی فهمید سیرجانی‌ام خیلی هم تحویل گرفت. گفتم نسخه تعزیه می‌خواهم گفت من ندارم. مرا فرستاد به یکی از روستاهای اصفهان. آنجا هم یک ملایی را نشانم دادند که چند نسخه تعزیه به من داد. نگاهی به آنها انداختم دیدم ما در سیرجان نمی‌توانیم آنها را بخوانیم و اجرا کنیم. خیلی تخیلات تعزیه دارند. ما می‌دانستیم کربلا بیایان است و حیوان شیر وجود ندارد ولی وقتی این در تعزیه می‌آید تخیلات تعزیه هستند.  دوباره پیش آقای مومن‌زاده برگشتم و گفتم این‌ها خوب نبودند. بنده خدا آقای مومن‌زده نسخه سه، چهار مجلس را پیدا کردند و به ما دادند. یکی از آنها چاپ سنگی است و بقیه خطی هستند، هنوز آنها را دارم. با خط درشت بنفش نوشته‌ شده بودند.

 این نسخه‌ها تخیلات تعزیه نداشتند؟

داشتند اما واضح‌تر بودند و می‌توانستیم آنها را اجرا کنیم. بعد که نسخه‌ها را گرفتم کل اصفهان را گشتم و یک مقدار وسایل تعزیه خریدم و به سیرجان آمدم. 

 چه سالی بود؟

سال 52 . همان سال تمرین را شروع کردیم. 

 تعزیه‌خوان از کجا آوردید؟

خیلی گشتم ببینم چه کسی صدایش خوب است و می‌تواند خوب شبیه بازی کند. در هیئت علی‌اصغر خیلی جوان حضور داشت. نوحه‌خوان‌ها را پیدا کردم و تمرین را شروع کردیم. دستگاه‌های موسیقی را نمی‌دانستیم.  مثلا به جای حجاز می‌گفتم سوز ‌بخوان. هیچی از موسیقی نمی‌دانستیم. یک سال تمرین کردیم. یک مجلس علی‌اکبر را روی کار آوردیم. سال بعد برای اولین بار اجرا کردیم و بسیار مورد استقبال قرار گرفت. اولین بار بود تعزیه با این شیوه و با لباس، کلاه‌خود، زره، قبا، عبا و .... اجرا شد.

 قبل از شما این‌گونه نبود. 

نه! لباس نداشتند. مثلا با موتور ایژ به میدان می‌آمدند و در حسینیه دور می‌زدند. البته سیرجان یک زمانی مهد تعزیه بوده است. من 10 ساله بودم، تعریف می‌کردند که ناصر‌الدین‌شاه یک تکیه به اسم تکیه دولت داشته که در آن تعزیه برگزار می‌کرده است. از سیرجان گروه‌هایی می‌رفتند و آنجا جلوی ناصرالدین‌شاه اجرا می‌کرده‌اند.

 پس یک دوره تعزیه کمرنگ شده و دوباره شما آغاز کردید؟

 یک دوره متوقف شده و فعالیتی نبوده و تعزیه در سیرجان رکود داشته است. تا اینکه ما دوباره تعزیه را به شکل کنونی راه‌اندازی کردیم. در زمان قدیم چهارراه موحدی حسینیه سیرجان بوده و تعزیه اجرا می‌شده است.  وقتی من شروع کردم کسی پیگیر تعزیه نبود. 

  گروه شما چه کسانی بودند؟

ابوالقاسم گلستانی، خدا بیامرزد رضا اسداللهی، احمد ستوده. برای اولین مجلس در سال 53 شبیه علی‌اکبر را اجرا کردیم. 

 اسب هم داشتید؟

بله، همان سال اول. من چون خودم همیشه اسب داشتم.

 برای سال‌های بعد همان یک مجلس را اجرا می‌کردید؟

نه. برای سال‌های بعد رفتم نسخه‌های دیگری را آوردم.نسخه میر ماتم، میر غم و میر عزا. این نسخه‌ها در ایران سرتاسری هستند. یعنی آنچه من در سیرجان می‌خوانم، تهران، اصفهان و... هم می‌خوانند. دیگر مسیرها را یاد گرفته بودم و کمی به سمت حرفه‌ای شدن می‌رفتیم. برای سال‌های بعد 7-8 مجلس پیدا کردیم. 

 گفته می‌شود قبل از انقلاب جلو تعزیه‌ها گرفته می‌شد این موضوع شامل سیرجان هم بود؟ 

نه اصلا. هیچ‌وقت گیر ندادند.

 برای موسیقی چه کردید؟ 

احمد انصاری سه، چهار سال شهادت‌خوان عباس بود او کار موسیقی می‌کرد. رضا توکلی هم آمد. موسیقی کم‌کم به کار اضافه شد. 

 شما یک روند جدیدی را در تعزیه سیرجان آغاز کردید آیا این روند ادامه پیدا کرد؟

الان سیرجان 200 تعزیه‌خوان دارد. لباس شیک می‌پوشند. خدا رحمت کند جلیل شهناز را که می‌گوید استاد خیلی است شاگرد گیر نمی‌آید. البته متاسفانه روند رشد آن‌طور که شروع شده بود ادامه پیدا نکرد. ولی در کل راضی‌کننده است.

 الان تعزیه سیرجان در کشور و یا استان حرفی برای گفتن دارند؟

هر‌ وقت من خودم گروهی را بردم در استان اول شده‌ایم. الان در استان حرف برای گفتن داریم. بعضی گروه‌ها بدون خبر به مسابقات می‌روند و خراب می‌کنند و هیچی نمی‌شوند. تعدادی از بچه‌ها عالی هستند. اگر یک گروه از بچه‌های سیرجان جمع شود خیلی خوب است. واقعا قوی هستیم. حرفه‌ای اجرا می‌کنیم. چند ساز‌زن خیلی خوب هم داریم. 

 الان شاهدیم در برخی تعزیه‌ها شعر و یا روایت‌هایی اضافه شده است، این موضوع را تایید می‌کنید؟

نه اصلا. ما نباید خارج بخوانیم و شعر اضافه کنیم. نباید غلط بخوانیم. این موضوع واقعا درست نیست. من مبارزه می‌کنم. خیلی‌ها با سال‌ها تجربه کار کرده‌اند. نسخه‌هایی را گردآوری کرده‌اند. ما نمی‌توانیم با آگاهی کم خودمان چیزی به آن اضافه کنیم. مثلا آن‌ها براساس یک موضوع گفته‌اند لباس حر زرد باشد. اگر نسخه‌ای نوشته شده  افرادی مثل  ابوالحسن‌خان صبا در آن نقش داشته یک نفر تاریخ‌دان کنار آن‌ها بوده است. مثلا در نسخه‌ای من شنیده‌ام امام به عمرسعد می‌گوید از سگ‌کم‌تر.  ولی امام‌حسین کجا چنین حرفی را می‌زده؟ امام با احترام حرف می‌زده است. در متون اصلی امام به عمر سعد می‌گوید ای سپهبد لشکر. 

 همیشه این موضوع شنیده می‌شود که مخالف‌خوان‌های تعزیه از سوی تماشاچیان کتک خورده‌اند. به آن‌ها سنگ پرتاب کرده‌اند و... شما شاهد این موضوع بودید؟

به من کسی نزده است ولی به بچه‌ها بوده است. یک بار یک پیرزن به احمد عبداللهی(اشاره می‌کند به یکی از کسانی که در هیات نشسته است) آجر پرت کرد و آجر به پهلوی او خورد. یک نفر هم یک بار یک آجر از بالا پرت کرد وسط میدان. یک رسم است که مردم به تعزیه‌خوان انعام می‌دهند. سال 82 یک نفر بعد از تعزیه که من نقش شمر را بازی می‌کردم آمد و یک میلیون تومان به من انعام داد و گفت: این مال خود شماست هرچقدر هم گفتم قبول نمی‌کنم او گفت نه این مال شماست. من الان 50 میلیون تومان وسیله تعزیه دارم که همه را خودم خریدم. هیچ چیز کم نیست. اگر 300 نفر هم بخواهیم شبیه اجرا کنیم می‌توانیم. 

  امسال شبیه اجرا نمی‌کنید؟

الان پیر شده‌ام. کمتر اجرا می‌کنم.امسال بعد از اربعین. آخر صفر نیز چند مجلس اجرا می‌کنیم. دیگر توان ندارم. کارهای هیئت هم هست. تعزیه‌خوانی خیلی سخت است، حتی سخت‌تر از تئاتر. مثلا روایت است؛ وقتی شمر به سمت امام‌حسین می‌رود هوا تیره و تار و طوفانی می‌شود که خیلی‌ها  فکر کردند زلزله آمده است. اگر کسی هنرمند باشد باید بتواند با حرکاتش این موضوع را نشان دهد.

 بیشتر چه نقش‌هایی اجرا می‌کنید؟

مخالف‌ها را می‌خوانم ولی نقش شمر را بیش‌تر اجرا کرده‌ام. من 20 مجلس را حفظ هستم. موسیقی‌شان را هم بلدم. 

 موسیقی را هم می‌شناسید؟ 

بله. موسیقی دستگاهی را می‌شناسم. دستگاه‌های موسیقی در تعزیه یک چارچوب است. مثلا نغمه، کرشمه و... را ندارد. (شروع می‌کند به خواندن در دستگاه بیات ترک، ای آنکه از دریچه مشرق / طلوع نور ز یمن مقدم ...)

  موسیقی راگوشی یاد گرفتید؟ 

استعداد خوبی در یادگیری موسیقی داشتم. من ناخوانده ملا شدم.  من با بچه‌هایی که موسیقی بلد بودند زیاد می‌نشستم و یاد ‌گرفتم.

 پس از روی نت یاد نگرفتید؟

با وجودی استاد نداشتم الان نت هم می‌دانم. الان یک ترانه پخش کنید می‌گویم کدام دستگاه خوانده می‌شود. 

 خودتان چه موسیقی گوش می‌دهید؟

اصیل گوش می‌دهم. 

  از کدام خواننده؟

از همای گوش می‌دهم. شجریان هم که استاد هستند. ایشان پدر موسیقی هستند آقای شجریان استثنایی است. شاید چند قرن مثل استاد شجریان نیاید. 

 در تعزیه شهادت‌خوان و تعزیه‌خوان داریم. این‌ها چه تفاوتی دارند؟ 

تعزیه‌خوان به کل گروه می‌گویند. شهادت‌خوان کسی است که نقش عباس، علی‌اکبر، مسلم و... را می‌خواند. باید صدای‌شان خیلی خوب باشد. هنرمند‌تر باشد. به عبارتی نقش اول و اصلی در هر تعزیه شهادت‌خوان است. 

 در تعزیه صدمه هم دیدید؟ مثلا از اسب بیافتید؟

نه از اسب نیافتادم ولی در جنگ‌ها صدمه دیده‌ام. من به کسی ضربه نزده‌ام. یک بار یک نفر از پشت شمشیر زد و پشت دستم چاک خورد و برای مدتی از کار افتاد. 

  آموزش تعزیه نمی‌دهید؟ 

چند بار گفتم. چند بار هم از من خواسته‌اند ولی عملی نشده است. اول می‌گویند بیایید کلاس بگذارید ولی بعد خبری  نمی‌شود. اگر کسی پیش من آمده من هر‌چه داشتم به او منتقل کرده‌ام. 

 کدام شهر تعزیه خوبی دارد؟ 

اول قزوین است. اکثریت تعزیه‌خوان‌های خوب قزوینی هستند. بهترین نسخه‌نویسان هم قزوینی هستند. 

 سیرجان تعزیه مخصوص به خودش را دارد؟

نه ندارد. اگر هم بوده من اطلاعی ندارم یا از بین رفته. نسخه‌هایی است که معلوم نیست شاعرش کیست، از کجاست و نمی‌توان گفت از سیرجان است. 

 بسیاری از گروه‌های تعزیه در زمان جنگ ایران و عراق به جبهه می‌رفتند؟ شما هم رفتید؟

از طرف ارشاد سال 62-63 بود که به جبهه رفتیم. چند  مجلس خواندیم. 

 چه خاطره‌ای از آن زمان دارید؟ 

داشتیم مجلس علی‌اکبر را می‌خواندیم به ما گفتند تمامش کنید. بس که بچه‌ها گریه می‌کردند. از خانواده‌ها دور بودند و خیلی تحت تاثیر قرار می‌گرفتند. خیلی شیون و زاری بود. ما هم تعزیه را خلاصه کردیم. گروه یک ماه جبهه بود ولی من و یکی از بچه‌ها سه ماه ماندیم. آنجا راننده بودم یک روز مرا خواستند و گفتند راننده ماشین یکی از شخصیت‌ها می‌شوی. یک ماشین سیمرغ به ما دادند. وقتی رفتیم آقای خاتمی آمدند. آن زمان وزیر ارشاد بودند. آمدند سوار شدند. ما را معرفی کردند. ایشان پرسیدند تعزیه‌خوان هستید؟ گفتم بله و دو، سه نوار تعزیه که همراهم بود را در ماشین پخش کردم. آقای خاتمی چند بار گفتند که نوار را برگردانید و دوباره گوش دادند. خیلی خوش‌شان آمده بود به من گفتند بیا تهران. من هم رفتم تهران پیش آقای ثقفی معاون آقای خاتمی. آنجا اولین اکو را به من دادند. ما قبل از آن در قیف می‌خواندیم. این هدیه آقای خاتمی به من بود که هنوز هم آن اکو را دارم. 

 برای اجرا به خارج نرفتید؟ 

چند سال پیش فکر کنم پرویز کیمیایی یا عباس کیارستمی به من زنگ زد و گفت برای اجرای تعزیه می‌خواهیم به یکی از کشورهای اروپایی برویم. آقای صالحی فیلم بازی مرا در نقش شمر نشان ایشان داده بودند و آنها از من خواستند که نقش شمر را بازی کنم اما به دلایلی نتواستم بروم.