جمعه, 25 آبان 1397

هفته‌نامه شماره 536:  21 آبان 1397

یادمانِ ندانم‌کاری

 رضا مسلمی‌زاده

راه‌حل‌های ساده اگرچه همیشه بد نیستند، اما این بدان معنا نیست که با تکیه بر دانش‌های اندک یا فهم‌های عوامانه از مسایل، همیشه می‌توان برای گشایش آنها راهی جست. تکیه بر تجربه‌های مستقیم و در عین حال اندک و ناقص آدمی، ای بسا گاهی همچون مانعی در برابر حقایق علمی قد علم کند و نتایج تلخ و فاجعه‌‌باری در پی داشته باشد. نمونه‌ی این تقابل تجربه‌ی مستقیم انسانی با حقایق علمی را می‌توان در محاکمه‌ی گالیله به روشنی به مشاهده نشست. در حالی که همگان از طریق مشاهدات عینی خویش باور داشتند که خورشید به دور زمین می‌گردد، خلاف‌آمد این باور از زبان گالیله باعث شد تا کارش به دادگاه تفتیش عقاید بکشد و او را تا مرز تکفیر و مرگ پیش براند.

این تنها نمونه نیست و اگر با مقداری دقت در اوضاع و احوال روزمره‌ی خویش بنگریم به این عادت‌واره‌های ذهنی بسیار برمی‌خوریم که چنان در نهاد و باور ما مقدس انگاشته شده‌اند که هر گونه شبهه درباره آن‌ها اگر نزدیک به کفر تلقی نشود، گوش ایشان را بر شنیدن حقیقت گران می‌سازد.  این عادت‌واره‌های بی‌بهره از دانش و تخصص تا زمانی که به زندگی فردی انسان‌ها مربوط می‌شوند، ضرر و زیان‌شان در همان محدوده‌ی زیست شخصی باقی می‌ماند و دخالت در آن شاید چندان پسندیده نباشد. درد زمانی آغاز می‌شود که تصمیم‌گیران با تکیه بر این باورها، جامعه را متحمل هزینه‌هایی می‌کنند که جبران آنها به سادگی میسر نیست.

در زمانه‌یی که عموم متخصصان شهرسازی، ساخت‌وسازهایی نظیر زیرگذر و روگذر را برای حل معضل ترافیک، عملی ناکارآمد و خطا می‌دانند، باور غیرعلمی برخی از تصمیم‌گیران در شورای شهر و شهرداری با تصویب ایجاد چنین سازه‌هایی در حال تحمیل هزینه بر پیکر زخمی شهر هستند. 

غلبه بر این باور مقدس و شکستن آن از راه گفت‌وگو‌های علمی و تخصصی تقریبا محال است. شاید باید دعا کنیم تا شاهدی از غیب سر برآورد و در این پندارِ مقدسِ ناباورانِ به تخصص رسوخ کند، باشد که راهی به نجات گشوده گردد.

به گمانم عملیات احداث زیرگذر میدان آزادی کرمان یکی از همین شاهدهای از غیب رسیده است. روزگاری ترافیک سرسام‌آور میدان آزادی مدیران استان را متقاعد کرد که با ساخت زیرگذر از بار ترافیکی آن بکاهند. با شروع عملیات عمرانی، این تقاطع عملا تعطیل شد و راه‌هایی موقت برای عبور و مرور تعبیه شد. به مرور و با پیشرفت عملیات عمرانی، ورودی‌های میدان باز شد و اگرچه هنوز زیرگذر باز نشده است، اما دیگر از آن ترافیک گذشته خبری نیست. در واقع بسته شدن موقت ورودی‌های میدان آزادی شهروندان را به تصمیم‌هایی دیگر رهنمون ساخت و نشان داد که هر گونه تعریض و ساخت زیرگذر و روگذر به معنای دعوت ماشین‌های بیشتر به خیابان‌هاست و در اندک زمانی دوباره «آش همان آش است و کاسه همان کاسه».

نمونه‌ی نزدیک به خودِ ما همین بند آمدن خیابان ولی‌عصر به دلیل عملیات عمرانی و روکش آسفالت است. اگرچه این رویداد برای اهالی این منطقه مشقات و دشواری‌های به وجود آورده است اما بند آمدن این خیابان چندان تاثیری بر بار ترافیکی خیابان‌های دیگر نداشته است. همچنان‌که یکطرفه‌سازی خیابان‌ها چندان که تصور می‌شد، به عبور و مرور شهری یاری نرسانده است.

در این شهر فاجعه‌یی در شهرسازی اتفاق افتاده که از آن به زیرگذر مکی‌آباد یا صنعت نام می‌برند. این فاجعه حاصل اصرار بر همان درک غیرتخصصی و عوامانه از مسایل است و شیوه‌ی شروع عملیات احداثش، اسطوره‌ی ندانم‌کاری!

پیش از این در یادداشتی پیشنهاد کرده بودم؛ این محل را به عنوان «یادمان ندانم‌کاری» در مقطعی از تاریخ این شهر به همین صورت باقی حفظ کنند. هر چه می‌گذرد به درستی پیشنهادم بیشتر ایمان می‌آورم.