پنج شنبه, 22 آذر 1397

هفته‌نامه شماره 540:  19 آذر 1397

رشته‌های نامریی اعتماد و امید

 رضا مسلمی‌زاده

آدمیان به امید زنده‌اند و روزی که امید از دست برود، حیات فرد با مخاطره روبه‌رو خواهد شد. اجتماع آدمیان هم همانند یک کالبد زنده، به امید نیاز دارد. تزریق امید به یک جامعه یکی از وظایف دولتمردان است و البته با حلوا حلوا گفتن، دهنی شیرین نمی‌شود. تزریق امید به جامعه از طریق اقداماتی ملموس و عملی میسر می‌شود. در شرایط امیدواری، افق پیش روی نسل‌های جوان جامعه روشن است و میل به زنده ماندن و ماندن (در برابر رفتن) و تلاش برای روزهای خوشِ آینده، جامعه را به پویایی و تحرک وامی‌دارِد. در واقع؛ امید سرمایه و موتور محرک جامعه برای دست یافتن به آینده‌ای است که دولت و ملت در طراحی آن مشارکت جسته‌اند. زمانی که جامعه به «فرادستانِ حاکم» و «فرودستانِ محروم» تقسیم شود و فاصله‌ی آنها بیش از حد افزایش یابد، امید هم به دو مفهوم مجزا تقسیم می‌شود. در حالی که فرادستانِ حاکم به دلیل برآورده شدن توقعات خویش همچنان به آینده خوشبین هستند و با امید از آینده سخن می‌گویند، فرودستانِ محروم نگاه امیدوار خویش را از بهبودِ اوضاع برگرفته و به آرزوهایی پناه می‌برند که هم افق با امید فرادستان نیست. 

خودآگاهی جامعه‌ی ایرانی خودبه‌خود «ظرفیت آرزو» را بالا برده است. این خودآگاهی از تحولاتی خواسته و ناخواسته از قبیل رشد شهرنشینی، افزایش سواد اجتماعی و رشد تحصیل‌کردگان دانشگاهی و گسترش تعاملات و تبادل اطلاعات نشات می‌گیرد و امکان بازگرداندن آن به وضعیت‌های قبلی ناممکن است. جامعه‌ای که به این خودآگاهی دست یافته است، دست از خواسته‌هایش برنمی‌دارد و به جای ناامید شدن به جست‌وجوی امید در افق‌هایی دیگر می‌گردد. بازگشت به مجد و عظمت ایران باستان که یکی از آرزوهای جامعه‌ی ایران است و در سال‌های اخیر مرتب در حال گسترش است، نشانه‌ی آشکاری از تغییر افق بخش‌هایی از جامعه است که امیدش لزوما با دولتمردان هم‌راستا نیست.

این تغییر افق امید و آرزوهای فرادستان و فرودستان با اعتماد میان دولت و مردم بی‌نسبت نیست. تغییر افق امید مردمان، ریشه‌های اعتماد را از هم می‌گسلد و بر افزایش فاصله اجتماعی دامن می‌زند. در چنان شرایطی، احتمال اینکه هرگونه تلاش برای امید و اعتمادآفرینی، به ضد خود تبدیل شود، بسیار است. به عنوان مثال اگر دولتمردی از مردم بخواهد برای کاهش قیمت ارز و طلا، ذخایر خانگی خود را برای فروش عرضه کنند، جز استهزا پاسخی دریافت نخواهد کرد.

جامعه‌ی ما کمابیش با چنین وضعیتی روبه‌روست. در شرایط موجود گروه‌هایی در همراهی با آرزوهای فرودستان، بر شکاف بی‌اعتمادی جا خوش می‌کنند و با شعارهای عوامگرایانه، فردایی را به مردم وعده می‌دهند که علی‌رغم بی‌نام و نشانی‌اش، توان فریب توده‌ها در آن بسیار است.