پنج شنبه, 22 آذر 1397

هفته‌نامه شماره 540:  19 آذر 1397

گفت‌و‌گوی پاسارگاد با مهدیه آباده معلول ضایع‌نخاعی

می‌خواهم روی پای خودم بایستم

 گروه جامعه

یک زمین خاکی و برهوت و پر از خار و خاشاک در شهرک سی‌بی‌جی، زمینِ تمرینِ یک دخترِ ورزشکار است. او در هفته دو روز به این نقطه از شهر می آید و 80 بار وزنه‌های سنگین را پرتاب می‌کند تا بتواند به هدفش که راهیابی به اردوی تیم ملی است، برسد. وقتی به این اتفاق غیرعادی واژه معلولیت هم اضافه شود، ماجرا خارق‌العاده هم می‌شود. «مهدیه آباده» دخترِ معلولِ ضایع نخاعی است که مهم‌ترین بارزه‌اش اعتماد به نفس است. وقتی او را پشت فرمان ماشین می‌بینم تعجب می کنم. با او به سمت زمین تمرینش می‌رویم. مادر و برادرش هم همراهش هستند. مهدیه به دلیل نبود زمینِ تمرین این زمین را به دلیل اینکه خانه خواهرش آنجاست انتخاب کرده است. او قسمت کوچکی از زمین را سیمان کرده و مقابل آن حدود 7 متر جلوتر یک میله آهنی نصب کرده است. دیگر هیچ چیز داخل زمین نیست. ماشین که می ایستد برادر کمک می‌کند و ویلچر را از عقب ماشین بیرون می‌آورد و مهدیه به او می‌گوید برود وسایل را از داخل خانه خواهرش بیاورد. یک صندلی آهنی با پایه‌های بلند، چهارتا زنجیر کوتاه و پیچ به علاوه 5-6 تا وزنه کوچک و بزرگ تمام وسایل تمرین اوست. ابتدا صندلی را با زنجیر به زمین پیچ می‌کنند و سپس مهدیه روی صندلی می‌نشیند و ویلچر را کنارش می‌گذارند و روی ویلچر وزنه‌ها را می‌چینند. او وزنه‌ها را تک تک بر‌می‌دارد، دستش را به عقب می‌برد و زاویه بدنش را تنظیم می‌کند و وزنه را پرتاب می‌کند. او 80 بار باید وزنه را پرتاب کند تا تمرینش به اتمام برسد. او با امید از آینده و اهدافش می‌گوید اینکه نمی‌خواهد به صرف معلول بودن بر روی آرزوهایش خط بطلان بکشد و می‌خواهد تا انتهای راه برود. او علاوه بر ورزش، لیسانس حقوق دارد و می‌خواهد امسال آزمون کارشناسی ارشد دهد. او به دلیل اینکه در انجمن ضایع نخاعی شاغل است به تمام مشکلات معلولان اشراف دارد.

 معلولیت‌تان از چه نوعی است؟

معلولیتم ضایع نخاعیِ کمری است که از بدو تولد و مادرزادی بوده است. چند سال بعد در اثر یک زخم بستر کوچک پای سمت چپم را از دست دادم و الان پای چپم مصنوعی است. 

 چرا زخم بستر گرفتید؟

معلولان ضایع نخاعی چون پاهای‌شان بی‌حس است و حرکت خاصی ندارند، بی‌حرکت هستند و همین باعث زخم بستر می‌شود. اصولا همه معلولان ضایعِ نخاعی زخم بستر می‌گیرند. البته یک سری آموزش‌هایی هست که باید انجام دهند و یک سری موارد را باید رعایت کنند تا زخم‌شان پیشرفت نکند. 

 مثلا چه کارهایی؟

باید ورزش کنند، مدام نخوابند و تحرک داشته باشند.

 چه ورزشی انجام می‌دهید؟

 اول در رشته‌ی والیبال نشسته بودم. بعد رفتم در رشته تیراندازی و فقط در مقام شهرستانی کار کردم. بعد از آن وارد رشته دومیدانی، پرتاب وزنه، نیزه و دیسک شدم و الان یک سال و دوماه است که در این رشته فعالیت دارم.

 تجهیزات این ورزش راخودتان خریداری کردید؟

بله همه تجهیزات را خودم خریدم. در ساخت و خریدشان هیچ کس به ما کمک نداده است. حتی  قرار بود بهزیستی زمین پرتاب دیسکی به ما بدهد اما چون زمین مال یک ارگان دولتی بود نتوانست آن را در اختیار ما بگذارد. خیلی جاها برای گرفتن زمین رفتم. هیچ کسی به من کمک نکرد. این زمین هم جلوی خانه خواهرم بود که آمدم قسمتی از آن را  درست کردم و دارم از آن استفاده می‌کنم. فعلا تا وقتی که جایی پیدا کنم از این زمین استفاده می‌کنم. 

 این تجهیزات را چگونه ساختید؟

من ابتدا می‌رفتم کرمان تمرین می‌کردم، تجهیزات را یک مقدار گرفتم بقیه هم دادم برایم ساختند. یه چیزی حدود یک میلیون خرجم شد. صفحات مخصوصی را توی زمین گذاشتم و بعد با سیمان و بتن محکمش کردیم. تمام کارش را خودم انجام دادم.

 اینجا مربی هم دارید؟

در سیرجان مربی مخصوص پرتاب وزنه وجود ندارد. مربی‌ام آقای محسن شاهرخی درکرمان است. البته من به واسطه خانم عشرت کردستانی که خودشان هم معلولِ جانباز و کرمانی هستند وارد این رشته و تیم کرمان شدم، بعد از آن مدتی رفتم کرمان و تمرین می‌کردم که به دلیل بُعد مسافت دشوار بود، بعد از آن از مربی‌ام برنامه گرفتم و با اینکه اینجا امکانات نبود خودم تنهایی تمرین می‌کردم تا اردیبهشت امسال که مسابقات انتخابی تیم ملی برای حضور در مسابقات آسیایی جاکارتا بود. در قالب تیم کرمان شرکت کردم اما نتونستم مقام کسب کنم و از راهیابی به تیم ملی جا ماندم. اما باز هم تمریناتم را ادامه می‌دهم تا انشالله سال آینده بتوانم به تیم ملی راه پیدا کنم.

 از سیرجان به جز شما فرد دیگری هم در این رشته ها فعالیت دارد؟

بله حدود 10 نفر از معلولان را همراه خودم بردم کرمان، تست هم دادند، خیلی‌های‌شان هم انتخاب شدند ولی به دلیل نداشتن امکانات نتوانستند تمرین کنند.. 

 چه امکاناتی؟

ما در سیرجان نه یک زمین تمرین داریم نه مربی که کنارمان باشد و به ما برنامه بدهد. در سیرجان خیلی از معلولان توانمندی‌های زیادی دارند اما چون امکانات ندارند نمی‌توانند این ورزش را ادامه دهند. 

 در سیرجان چند تا معلول ضایع نخاعی داریم؟

72 معلول ضایعه نخاعی گردن، کمر و سینه‌ای داریم. 

  هر سال تعداد معلولان ضایع نخاعی افزایش دارد؟

بله متاسفانه هر سال مخصوصا بعد از تعطیلات نوروز همیشه یک تعداد افزایش داریم که در اثر سانحه پیش می‌آید. دیگر معلولی که ضایع نخاعی از بدو تولد داشته باشد کم وجود دارد. الان دیگر وقتی جنین از همان ابتدا معلولیت داشته باشد آن را سقط می‌کنند و نمی‌گذارند نوزاد معلول به دنیا بیاید.

 معلولان در سیرجان چه مشکلاتی دارند؟

عمده‌ترین مشکل معلولان همان بها ندادن به آن‌ها است. خیلی از خیابان‌ها و پیاده‌روهای سیرجان اصلا  برای معلولان مناسب نیستند. خیلی از جاها اصلا معلولان نمی‌توانند حضور داشته باشند. در اکثر دانشگاه‌ها رفتم و با پیگیری‌هایی که انجام دادم دانشگاه آزاد و پیام نور رمپ ساختند و دانشگاه علمی و کاربردی هم رمپ دارد اما استاندارد نیست. در واقع علت اینکه معلولان در جامعه حضور ندارند، بیشتر موضوع مناسب‌سازی است. شما حساب کنید یک معلول از در خانه که بیرون می‌آید اگر بخواهد از سوپرمارکت خرید کند یا دم عابر بانک برود یا درمانگاه برود یا به یک اداره برود یا به مکان‌های تجاری و تفریحی برود؛ هیچ کدام مناسب‌سازی نشده‌اند. تازه بعضی از مغازه‌داران با خودخواهی پیاده‌روها را با میله‌های آهنی محصور کردند یا پارک‌ها با زنجیر جلوی‌شان گرفته شده است. 

 چه دلیلی وجود دارد که معلولان از جامعه گریزان هستند؟

متاسفانه معلولان اعتماد به نفس‌شان پایین آمده است و به دلیل ترحمی که به آن ها می‌شود، از حضور در جامعه گریزانند. اگر من برای کاری، جایی می‌روم، دوست دارم در آن اداره یا مکان حس ترحم نباشد و نگاه‌های خاصی نشود. 

 طی این سال‌ها اتفاقی افتاده که خیلی شما را آزرده باشد؟

بله در دوران تحصیلم خیلی اذیت شدم. حس ترحم همه به من خیلی زیاد بود یا اینکه دیدگاه مردم نسبت به معلولان خیلی بد بود. مثلا هر زمان مردم من را می‌دیدند، خدا را شکر می‌کردند و می‌گفتند: خدا را هزار بار شکر که ما سالم هستیم. این جملات خیلی ما را عذاب می‌داد. 

 چی شد که سعی کردید به جای نشستن در خانه وارد اجتماع شوید؟

مشوقم پدر و مادرم بودند که نگذاشتند در خانه بمانم و مرتب من را تشویق می‌کردند در اجتماع حضور داشته باشم. من زمانی دیپلم گرفتم دیپلم فنی- رشته کودک یاری- داشتم. برای کار به مهدکودک‌ها مراجعه کردم اما گفتند ما یکی را می‌خواهیم که راه برود. خب خیلی ناراحت شدم و از همان موقع با خودم گفتم من باید راهی را ادامه بدهم که نیازمند حضور در سازمان‌های اداری نباشم. باید وارد رشته‌ای شوم که روی پای خودم بایستم. برای همین رشته حقوق را انتخاب کردم. گفتم حداقل وکیل شوم برای خودم کار می‌کنم . 

 در هفته چند روز تمرین می‌کنید؟

من در هفته دو روز تمرین پرتاب وزنه می‌کنم، روزی دو ساعت تمرین می‌کنم و در هر بار تمرین باید 80 بار وزنه را پرتاب کنم، بقیه روزهای هفته را می‌روم باشگاه ضربان بدنسازی کار می‌کنم.

 الگوی‌تان در ورزش چه کسی است؟

خانم زهرا نعمتی. من وقتی او را دیدم باعث شد انگیزه بگیرم و دنبال ورزش بروم. خانم نعمتی در رشته تیراندازی با کمان فعالیت می‌کند. ما در کرمان معلولان موفق زیادی داریم. خانم عباسپور هم تیراندازی با کمان کار می‌کند، الان در حال حاضر تنها قهرمانی که در کرمان داریم که پرتاب وزنه کار می‌کند خانم عشرت کردستانی است که در مسابقات آسیایی جاکارتا مقام اول را کسب کردند. 

 درپرتاب وزنه تا چه مسافتی باید وزنه را پرتاب کرد؟

من الان اگر بخواهم به اردوی تیم ملی دعوت شوم باید روی 7 متر وزنه را پرتاب کنم. دقیقا یک متری هنوز کم دارم. 

 وزنه‌ها چند کیلویی هستند؟

وزنه‌ها از دو کیلویی شروع می‌شوند من با وزنه دو، سه و چهار کیلویی تمرین می‌کنم. البته در مسابقات وزنه سه کیلویی مد نظر است اما من با وزنه چهار کیلویی کار می‌کنم که سه کیلویی را راحت بتوانم بزنم. روزهای آخر با وزنه دو کیلویی کار می‌کنم که سرعت پرتابم را بیشتر کنم.

 چقدر زمان برای تمرین دارید؟

تا اردیبهشت سال 98. مسابقات انتخابی تیم ملی هر سال در اردیبهشت برگزار می‌شود. 

 گفتید در رشته تیراندازی هم کار کردید چرا تیراندازی را ادامه ندادید با اینکه اینجا پیست تیراندازی هم داریم؟

رشته تیراندازی فقط مقام شهرستانی و نهایت استانی دارد. از طرفی هر زمانی می‌رفتیم تمرین یا اسلحه‌ها خراب بود یا مشکلات دیگری وجود داشت. برای همین این ورزش را انتخاب کردم تا همه چیز دست خودم باشد. مثلا برای تمرین هر وقت دوست داشتم بروم و بیایم. آنجا چون باشگاه بود می‌بایست هماهنگ با آن‌ها باشیم. دلم می‌خواهد پرتاب نیزه هم کار کنم. 

 پرتاب وزنه با نیزه چه تفاوتی دارد؟

در پرتاب وزنه، وزنه‌ها سنگین‌تر هستند و سخت‌تر است اما در پرتاب نیزه وزنش زیاد نیست ولی حرکات ورزشی را باید آنقدر انجام بدهی که بدن نرمی داشته باشی.

 برای اهالی منطقه تعجب برانگیز نیست؟

اوایل برای‌شان تعجب‌آور بود و هرکسی رد می‌شد سؤال می‌کرد یا می‌ایستادند نگاه می‌کردند اما بعد دیگر برای‌شان عادی شد. 

  به جز شما در سیرجان معلول دیگری هم ورزش می‌کند؟

تیم تیراندازی را داریم اما هیچ کدام فعالیت ندارند. 

 دلیلش چیست؟

نبود امکانات فقط. من هم اگر ادامه دادم به روحیاتم مربوط است چون در هر کاری می‌روم باید تا آخرش بروم. یعنی هدفی که انتخاب می‌کنم باید به آن برسم. این باعث می‌شود با همه سختی‌ها این راه را تا انتها بروم. در ضمن من مددکار انجمن ضایع نخاعی هستم، هر 6 ماه یک بار برای بازدید به خانه‌های مددجویان می‌روم. از نزدیک می‌بینم‌شان، مشکلات‌شان را می‌دانم، به خیلی‌ها که شرایط روحی خوبی ندارند پیشنهاد می‌کنم بیایند ورزش کنند اما همه نداشتن امکانات را بهانه می‌کنند. از طرفی برای معلولان رفت و آمد خیلی سخت است. 

 خودتان چطور رفت و آمد می کنید، درست است ماشین دارید اما برای سوار و پیاده شدن مشکل ندارید؟

چرا مشکل دارم چون ویلچر در جعبه عقب است و باید حتما یک نفر باشد که کمکم کند. من به تنهایی واقعا نمی توانم این کارها را انجام دهم. باید حتما مادرم یا برادرم همراهم باشد. واقعا در این سال‌ها خیلی پدر و مادرم را اذیت کردم که خدا انشالله حفظ‌شان کند. 

 برنامه روزانه‌تان چیست؟

من هر روز از صبح تا ظهر سرکارم، از سرکار که برمی‌گردم استراحتی دو ساعته دارم و بعد تمریناتم را آغاز می‌کنم. گاهی که وقت نمی‌کنم اینجا بیایم تمرین کنم در خانه توپ‌های مدیسین‌بال دو کیلو و سه کیلو را گرفتم و به دیوار خانه می‌زنم

 به بهزیستی برای در اختیار قراردادن زمین مراجعه نکردید؟

چرا رفتم. یک زمین در مرکز توانبخشی حضرت ابوالفضل بود گفتند در اختیارت می‌گذاریم. گفتند باید 200 میلیون سفته و 200 میلیون چک به بهزیستی کرمان داده شود تا آن‌ها زمین را بصورت امانی به ما واگذار کنند. با اینکه وثیقه را گذاشتیم اما باز هم کرمان موافقت نکرد. در کل برای تمرین به یک زمین بزرگ نیاز دارم که در آینده می‌خواهم پرتاب دیسک و نیزه هم شروع کنم، فضای کافی برای تمرین داشته باشم. حتی ما تجهیزات آنچنانی هم نمی‌خواهیم در حد یک زمین خالی که بتوانیم این ورزش را ادامه دهیم، کافی‌ست. کلاس F55 در کرمان کلا 7 متر است. وزنه‌ها را یک سری خودم تهیه کردم و یک سری هم کرمان دادند.