شنبه, 03 فروردين 1398

هفته‌نامه شماره 552:  20 اسفند 1397

اگر امیرکبیر  به شهر ما می‌آمد

 محمداحمدزاده

بیستم دی‌ماه 1230 شمسی میرزا ‌تقی‌خان امیرکبیر چشم از جهان فرو بست. این صدر اعظم زیرک و جوان زیر 40 سال، در مدت کوتاه 39 ماه صدارت خود به شیوه‌ای عمل کرده که اکنون پس از 167 سال، نام نیک او در قلب و ذهن همه ایرانیان به نیکی ثبت گردیده و تقریبا تنها نقطه روشن در دوران تاریک حکمرانی قجری است. امیرکبیر در مدت کوتاه صدارت خویش اصلاحاتی بنیادین داشت که تاثیر آن پس از دو قرن همچنان در تاریخ سیاسی اجتماعی کشورمان باقی است. امیرکبیر در دوران تصدی خود سعی فراوان در اصلاح امور اداری کشور داشت و با رشوه‌خواری به مبارزه برخاست. از خصوصیات مهم امیرکبیر این بوده که حتی از کسی هدیه هم نمی‌پذیرفت و به دولتیان نیز چنین دستور داد که حتی هدیه نیز نپذیرند تا کسی دستاویزی برای رشوه نداشته باشد. از جمله اصلاحات دیگر امیرکبیر، دستور وی برای قطع دریافتی‌های بی‌حساب و کتاب و حقوق و مواجب بی‌جهتی بود که از دستگاه‌های دولتی می‌گرفتند. از اصلاحات مذهبی وی ممنوعیت قمه‌زنی و اصلاح امور روضه‌خوانی‌ها در عین احترام به روحانیون بود. حال اگر پس از گذشت 167 سال مدیریتی از جنس امیرکبیر بر شهر ما حاکم شود، چه اتفاقاتی می‌افتد؟ به طور مثال موسس دارالفنون، امروز اگر در شهر ما حضور داشت مطمئنا از تغییر شبانه و رفت و برگشت و جابه‌جایی سه مدیریت یک دانشگاه در کمتر از 14 روز آن هم در میانه سال تحصیلی، بسیار تعجب می‌کرد. خدای را شکر رشوه‌خواری در شهر ما اصلا وجود ندارد که لازم باشد مردم برای پیشبرد امور خود متوسل به آن شوند و دلیل ندارد که ما هم به آن پرداخته و به سیاه‌نمایی متهم شویم. حذف القاب و عناوین پرطمطراق افراد ذی‌نفوذ از اقدامات امیرکبیر به شمار می‌رود و امروز پس از دو قرن از مرگ او، در شهر ما هم هنوز القاب قلابی «دکتر» و «مهندس» پیشکش نام برخی از مسئولان دولتی شهر می‌شود. 

 

در کنار این خدمات ارزنده انتقادی که به اصلاحات امیرکبیر وارد است، قائم به فرد بودن اصلاحات اوست که با مرگ و پایان صدارت وی به بوته فراموشی سپرده شد. کوشش امیرکبیر و مصلحان دیگر ایرانی در مبارزه با رشوه‌خواری و فساد اداری، جامعه ما هنوز با این معضل اجتماعی و اداری دست و پنجه نرم می‌کند. این نشانه‌ی قائم به فرد بودن اقدامات و اصلاحات اجتماعی در ایران است. عملکرد وی در اصلاحات اجتماعی با نگاه آمرانه از بالا به پایین بوده است که این انتقاد به کنش‌های اجتماعی زمامداران پس از وی نیز وارد است. به طور مثال؛ برخورد دلسوزانه و گریه‌های امیرکبیر در خصوص فرار ایرانیان آن روز از واکسیناسیون آبله است. آنچه در این حکایت، قابل انتقاد و تامل است، این است که امیرکبیر برای افراد خودداری‌کننده از آبله، جریمه نقدی تعیین کرده بود در حالی که ابتدا باید زمینه پذیرش علم جدید در مردم فراهم می‌شد تا نیاز به تحکم و جریمه نقدی نباشد. به روح این امیر با لیاقت و فرزند شایسته ملت ایران درود می‌فرستیم و مسئولان شهر خودمان را به مطالعه روش و منش امیرکبیر برای بهبود اداره شهر دعوت می‌کنیم.