یکشنبه, 27 مرداد 1398

هفته‌نامه شماره 569:  14 مرداد 1398

بُزکِشی و هیزم‌کِشی

 رضا مسلمی‌زاده

 

شبه‌دولتی‌ها در همه جای دنیا فاسدترین‌ هستند و در کشور ما نیز هم! ما برای این شترمرغ‌ها که به وقت باربردن مرغ می‌شوند و در زمان پریدن شتر، اسم ویژه هم ابداع کرده‌ایم؛ «خصولتی‌ها» برند ملی و آفت اقتصاد ایران‌اند! مصایب‌شان یکی و دوتا نیست و تا شرشان کم نشود، توسعه اقتصادی آرزویی است گرفتار در سیکل تکرار و دست نیافتنی. انتخاب مدیران برای این شبه‌دولتی‌ها از کمترین منطق عقلانی پیروی می‌کند. مقایسه‌ی انتخاب یک مدیر در یک مجموعه‌ی اقتصاد خصوصی با آنچه که به هنگام انتخاب مدیر برای یکی از این شرکت‌های نیمه‌خصوصی/ نیمه‌دولتی روی می‌دهد، شاهد خوبی بر مدعای بنده است. در بخش خصوصی اعضای هیئت‌مدیره، با در نظر گرفتن منافع خود و سایر سهامداران از بین گزینه‌های موجود کسی را به مدیرعاملی برمی‌گزینند که منافع ایشان را در بالاترین حد خود تضمین کند و شرکت را به شکوفایی و سود بیشتر رهنمون شود. اما در انتخاب مدیرعامل «خصولتی‌ها» انتخاب مدیرعامل شبیه میدان جنگی است که طرف‌های درگیر آن به شرکت همچون غنیمت جنگی می‌نگرد و می‌کوشد با فتح صندلی مدیرعامل بر آن غنیمت دست پیدا کند. گوشت قربانی این مسابقه‌ی «بُزکشی» اموال عمومی یا همان «بیت‌المال سابق» است. هر سمت این دعوا بخشی از قربانی را گرفته و به سوی خویش می‌کشد. یک سو عصاره‌های فضایل ملت ایستاده‌اند و یک روز بیانیه حمایت از مدیرعامل لاحق را می‌دهند و نامه‌ی فدایش شوم امضا می‌کنند و روز دیگر می‌زنند زیر حرف‌شان که کی خورده و کی برده؟ سوی دیگر مدیران و معاونان شرکت قدعلم کرده و بساط لابی‌گری خویش را پهن کرده‌اند تا گزینه مورد نظر خویش را بر اریکه بنشانند، باشد که کلاه‌شان زین نمد پس از روی کار آمدن مدیر مطلوب‌شان از آنچه که هست گشاده‌تر بشود. در وزارت فخیمه هم کسانی بیکار ننشسته‌اند و نمی‌توانند بنشینند تا دیگران از این سفره لقمه برچینند و آنها فقط نظاره‌گر باشند و ببینند لقمه‌ی بزرگ‌تر کام کدام بازیگر را چرب‌تر می‌کند. چند نفری هم البته این بازی را بهتر بلدند و دودوزه بازی می‌کنند. یکی به نعل می‌زنند و یکی به میخ تا فردا هر که بر مسند بنشیند، سهم ایشان و اعوان وانصار همچنان محفوظ بماند. دعوای باندهای قدرت برای تسلط بر منافع اقتصادی روز‌به‌روز آشکار و عیان‌تر می‌شود. بازیگران این عرصه آن قدر دریده شده‌اند که دیگر برای چنگ انداختن بر اموال عمومی پرده‌پوشی را برنمی‌تابند و اساسا قضاوت افکار عمومی برای‌شان پشیزی ارزش ندارد. این کشمکش‌ها که پیش از این نه به این اندازه بود و نه چنین بی‌پروا در پیش چشم ملت انقلاب کرده و شهید داده به آسانی صورت می‌گرفت. گستاخی و بی‌پروایی بازیگران اقتصاد آلوده به فساد و سیاست چنان فزونی یافته که به تبعات این نبرد عریان در پیشگاه ملت مجال اندیشیدن نمی‌دهد. آنها مست و بیخبر منافع ملک و ملت را به بازی گرفته‌اند و از همین رو هیچ هشدار و زینهاری در ایشان کارگر نمی‌افتد. هر بار که می‌خواهم در این باره چیزی بنویسم به دلیل بی‌اعتنایی اصحاب دعوا به قضاوت عمومی، به تردید می‌افتم که چرا وقت خود و مخاطبان نشریه را صرف این چیزهای بیهوده می‌کنم؟ میان دو کس جنگ چون آتش است...