سه شنبه, 06 فروردين 1398

هفته‌نامه شماره 552:  20 اسفند 1397

گزارش پاسارگاد از یک شب و یک روز در میان مردم و فروشندگانِ جمعه‌بازار

برای یک لقمه‌نان در سرمایِ شب

 جمعه‌بازار تا آخر سال جابه‌جا می‌شود

 گروه جامعه

پنج‌شنبه‌و جمعه‌ها اینجا برای خودش دنیایی است. دنیای عجیب و غریبی که به قول بعضی‌ها از شیر مرغ تا جون آدمیزاد در آن پیدا می‌شود. فقط کافی است اراده کنید و دست به جیب شوید تا هر چه دل‌تان می‌خواهد، پیدا کنید. آنها محدوده بلوار شهید زندی را قرق کرده‌اند. عصر پنج‌شنبه که می‌آید پیدای‌شان می‌شود، اغلب میوه و مواد خوراکی دارند. غیرخوراکی‌ها جمعه صبح سروکله‌شان پیدا می‌شود. از آن زمانی که جمعه‌بازار از بلوار خلیج‌فارس-محور بندرعباس- به محدوده بلوار شهید زندی-بهشت‌زهرای قدیم- آمده، یکی دوسالی می‌گذرد. قرار بود جای فعلی بهتر از قبلی باشد اما ترافیک شدید و تداخل خریداران اجناس جمعه‌بازار با خانواده‌هایی که به بهشت‌زهرا می‌روند مشکلات بسیاری را به وجود آورده است. ساعت 10 شب پنج‌شنبه است، سکوت در بلوار بهشت‌‌زهرا حکم‌فرماست. این سکوت با تاریکی گسترده آن قسمت رعب‌آور است اما هرچه از میدان بهشت به سمت چهارراه شهید زندی می‌‌روید این سکوت و تاریکی کمتر می‌شود. وانت‌های آبی‌رنگ نیسان یکی پس از دیگری پشت سرهم قرار گرفته‌اند، راننده بعضی وانت‌ها داخل وانت پیک‌نیک روشن کرده و خوابیده‌اند و تعدادی دیگر در بیرون از وانت‌شان آتش درست کرده‌اند و به آن پناه آورده‌اند. در حاشیه چهارراه یک کامیون پر از میوه پارک است، یک وانت نیسان که برنج می‌فروشد هم کنارش پارک شده است رهگذران می‌ایستند و میوه می‌خرند.  یکی از فروشنده‌ها می‌گوید؛«وانت‌هایی که از شب پنج‌شنبه اینجا می‌آیند سیرجانی نیستند و از شهرهای دیگر می‌آیند. مثلا من بچه مازندران هستم. بعضی‌ها از سمت شیراز می‌آیند، عده‌ای هم سیرجانی هستند. ما همه‌ی ما از روز اول کف این خیابان‌‌ها کاسب بودیم.» یکی دیگر از فروشندگان با بیان اینکه هر هفته به سیرجان می‌آید می‌گوید؛ «ما هرهفته می‌آییم، من البته ساکن کرمان هستم، عصر پنج‌شنبه حرکت می‌کنم و شب به سیرجان می‌رسم. خداروشکر پنج‌شنبه شب‌ها و جمعه‌ها وضعیت کاسبی اینجا خیلی خوب است.» او که برنج می‌فروشد در جواب این سؤال که استقبال مردم بخاطر پایین بودن قیمت‌های‌تان است، گفت؟ بله قیمت‌های‌مان خیلی پایین‌تر از داخل شهر است. حداقل کیلویی دو هزار تومان با مغازه‌ها تفاوت قیمت داریم. مثلا دم مغازه‌ها برنج ایرانی کیلویی 20 هزار تومان می‌دهند ما کیلویی 14-15 هزار تومان می‌دهیم و همین باعث شده مردم استقبال کنند.» وی افزود: «تو این دوره زمانه با این وضعیت گرانی هرکجا هزار تومان هم زیر قیمت بدهد به نفع مردم است.» چرا از شب پنج‌شنبه می‌آیید؟ «هم برای اینکه جای بهتری در جمعه‌بازار گیرمان بیاد و هم اینکه شب‌ها هم فروش داریم.» وی افزود؛«مشکل اصلی افرادی که از شهرهای دیگر به سیرجان می‌آیند این است که جایی برای خواب ندارند و همین‌جا می‌مانند. الان تا صبح همین‌جا هستیم.» توی ماشین می‌خوابید؟ «‌توی ماشین یا بیرون روی زمین می‌خوابیم.» سرد نیست؟ «سرد که هست اما چاره‌ای نداریم. اگر کسی مجبور باشد هرکاری می‌کند. مشکلات ما هم آن‌قدر زیاد است که مجبوریم سرما را به جان بخریم. ما سختی می‌کشیم تا یک لقمه نان واسه زن و بچه‌های‌مان در بیاوریم.» یکی دیگر از فروشندگان می‌گوید؛ «دولت باید هوای همه‌ی مردم را داشته باشد. چرا ما باید با این سن در این سرما دستفروشی کنیم. مسئولان می‌گویند کار هست اما ایرانی‌ها کار نمی‌کنند. کدام کار؟ من روزهای عادی واسه کارگری می‌روم اما کار گیرم نمی‌آید. اگر یارانه و جمعه‌بازار سیرجان نبود نمی‌دانستم چگونه خرج زن و بچه‌هایم را در بیاورم.» وی افزود: «چهارتا بچه مدرسه‌ای دارم، توی یک خونه اجاره‌ای در اطراف سیرجان زندگی می‌کنم، ماهی 600 هزار تومان باید پول اجاره بدهم، به خدا گاهی تو خرج خونه می‌مانم، گاهی آن‌قدر بهم فشار می‌آید دلم می‌خواهد زندگی نکنم.» بعد هم سرش را پایین می‌اندازد و می‌گوید؛ «‌ای خانم این دنیا مال پولدارهاست. در رفاه و آسایش زندگی می‌کنند، غذای‌شان، خانه و ویلای‌شان، ماشین آخرین مدل‌شان، مسافرت‌های پشت سرهم‌شان سرجایش است، فقر و بدبختی‌اش هم مال ماست.» او این‌ها را می‌گوید از جمع جدا می‌شود و به سمت ماشینش می‌رود. یکی از فروشنده‌ها که دور آتش جمع شده می‌گوید؛ «‌بزرگ‌ترین مشکل اینجا نداشتن سرویس بهداشتی است.» پسر نوجوانی که شاگردش است توی کلامش می‌آید می‌گوید: «سرویس بهداشتی‌مان این بیابان درندشت است. شما بعد از جمعه‌شب‌ها بروید توی این باغ‌ها می‌بینید نبود سرویس بهداشتی چه بلایی سر این باغ‌ها آورده است.»

مرد جوان پس از اتمام حرف‌های شاگردش در مورد امنیت نداشتن اینجا می‌گوید: «این‌قدر اینجا آدم گَردی وجود دارد که اگر یک لحظه خواب بروی سریع دزدی می‌کنند، شب‌ها که نمی‌توانیم تا صبح بیدار باشیم و نگهبانی بدهیم، از طرفی این قسمت تاریک است. البته گشت نیروی انتظامی دور می‌زند اما مدام نیست. شب یلدا چندتا صندوق میوه از ما دزدیدند.»

پرایدی می‌ایستد و می‌گوید پرتقال آبگیری دارید؟ فروشنده می‌گوید اگر منظورتان پرتقال با قیمت پایین است نه نداریم. فروشنده بلافاصله می‌گوید: «با اینکه قیمت میوه‌ها پایین است، مردم هنوز توقع دارند از این پایین‌تر باشد.» او همانطور که حرف می‌زند چوب داخل آتش می‌اندازد و آتش شعله‌ور می‌شود؛ «خیلی‌ها توی ماشین می‌خوابند اول شب پیک‌نیک روشن می‌کنند آخرشب از ترس اینکه خفه نشوند پیک‌نیک را خاموش می‌کنند. به خدا هیچ‌کدام از مسئولان نمی‌توانند مثل ما زندگی کنند.»

صبح جمعه از اواسط بلوار بهشت‌زهرا تا دور میدان بهشت و بلوار شهید زندی ماشین پارک است. هرکس به هر طریقی توانسته پارک کرده و رفته است. چهارراه شهید زندی ترافیک عجیبی دارد و صدای بوق‌های ممتد خودروها آزاردهنده است، دو طرف بلوار دستفروشان بساط خود را پهن کرده‌اند و جمعیت زیادی به جمعه‌بازار آمده‌اند، زنی از یک سمت بلوار با دختر خردسالش بی‌هوا در حال عبور است که خودرویی بوق می‌زند و زن به خودش می‌آید. زن جوان هر جمعه برای تهیه مایحتاج زندگیش به جمعه بازار می‌آید؛ «این‌قدر قیمت جنس‌ها بالاست که نمی‌صرفد از داخل شهر خرید کنی، وقتی سیب درختی کیلویی 10 هزار تومان است یا پرتقال کیلویی 4-5 هزار تومان، یا نارنگی کیلویی 9 هزار تومان است، واقعا نمی‌توانیم یک کیلو میوه بخریم. مجبورم بیایم جمعه‌بازار خرید کنم. تازه اینجا هم که می‌آیم میوه‌های درجه سه را می‌خرم که قیمت‌هایش پایین‌تر است.» مرد میانسالی که در حال خرید است می‌گوید: «مکان فعلی جمعه‌بازار اصلا خوب نیست. هم شلوغ و پرتردد است و هم جای پارک نیست. تا به حال چندین بار ماشینم را جریمه کردند، از طرفی سرویس بهداشتی هم نیست، به نظر من اگر پارک کنار جمعه‌بازار راه می‌افتاد خیلی خوب بود هم خانواده‌ها می‌توانستند جمعه‌ها برای تفریح به این پارک بیایند و امکانات کافی وجود داشت و هم می‌توانستند خرید کنند، درواقع با یک تیر دونشان می‌زدند.» خانمی که در حال خرید لباس است می‌گوید: «همه اجناس جمعه‌بازار خوب نیستند، اکثرا چینی هستند. البته بعضی چیزهایش خوب هستند. مردم مجبورند برای اینکه بچه‌شان لباس خوب بپوشد از اینجا خرید کنند. نزدیک عید که می‌شود اینجا دیدنی است. اغلب مردم خریدهای عیدشان را از اینجا می‌کنند.»

زن فروشنده‌ای که سیرجانی‌ست می‌گوید؛ «من سرپرست خانواده هستم و هیچ کاری ندارم و هر جمعه به همراه پسرم به جمعه‌بازار می‌آییم تا پولی در بیاوریم و بتوانیم بقیه هفته را زندگی کنیم.» او که شوهرش در زندان است می‌گوید: «زندگی خیلی سخت است. نه کسی هست کمکت کند، نه کار مناسبی برای خانم‌هاست، تازه هرکجا هم برای کار می‌روی 8-10 ساعت باید کار کنی 500-600 هزار تومان می‌دهند، اگر هم بخواهی تو خانه‌های مردم کار کنی آن‌قدر از آدم کار می‌کشند و در نهایت شاید ساعتی 10 هزار تومان بدهند، توی این مملکت اگر زن باشی و سرپرست خانواده هم باشی مشکلاتت هزار برابر است، همین باعث می‌شود خیلی از خانم‌ها که زندگی بهشان سخت می‌گیرد دنبال‏‏ْ[...] می‌روند.» او هر جمعه وسایلش را بار وانت می‌کند 20 هزار تومان کرایه وانت می‌دهد و به جمعه‌بازار می‌آید اگر کاسبی خوب باشد که وسیله‌ زیادی برایش نمی‌ماند و اگر خوب نباشد دوباره باید وانت بگیرد و برود خانه تا هفته آینده. او اما امیدوار به ایام قبل از عید است؛ «هرسال قبل از عید وضعیت خرید مردم خیلی خوب است،کاش زودتر اسفند می‌رسید» او این را می‌گوید بعد می‌پرسد راستی شما نمی‌دانی کجا سبد کالا می‌دهند؟

 جمعه‌بازار قبل از عید جابه‌جا می‌شود

 

«شهردار سیرجان به‌همراه رییس شورای شهر و تنی چند از مدیران و معاونان شهرداری از محل انتقال و احداث جمعه بازار بازدید کردند و تسریع در روند پروژه را در دستور کار قرار دادند. عملیات تسطیح زمین مکان جدید جمعه بازار به منظور ایجاد امکانات رفاهی بیشتر، هم اکنون در حال انجام است.» این خبری بود که چند روز پیش در کانال‌های خبری قرار گرفت. مطلبی که خبر از احداث مکانی جدید برای جمعه‌بازار می‌دهد. اسماعیل خواجویی رییس شورای شهر با تایید این خبر گفت:«مکان جدید جمعه‌بازار سمت شرق بلوار قائم نزدیک شهرک‌صنعتی است، زمینش الان آماده است، و حدود 5 هکتار است، 4 چشمه سرویس‌بهداشتی در آنجا ساخته شده و الان زمینش تسطیح شده و در حال آماده شدن برای جابه‌جایی هستند.» خواجویی ادامه داد: «در محل جدید قسمتی را برای پارکینگ خودروها در نظر گرفتند و قسمتی هم محل نمایشگاه گل‌و گیاه شهرداری است و کنارش هم محلی برای جمعه‌بازار است.» او با بیان اینکه قبل از عید باید جابه‌جایی انجام شود، گفت: «با توجه به مشکلات زیادی که جمعه‌بازار فعلی دارد باید هرچه سریع‌تر جابه‌جا شود و مکان جدید کار زیادی ندارد.» رییس سابق اتاق اصناف می‌گوید؛ «تا زمانی من بودم برای 350 نفر کارت صادر کردیم که اکثرا سیرجانی هستند و ممکن است در بین‌شان هم بافتی هم پیدا شود.» وی افزود: در مکان جدید غرفه‌بندی وجود ندارد و فضاها با خط‌کشی از هم جدا شده‌اند.