محافظت از کیان خانواده!

 ناصرصبحی

امروز ملول یک کاغذ گذاشت روی میزم و گفت: «امضا کن»! گفتم شرمنده، اول باید بخونم. ملول با قیافه‌ی ناراحت گفت: «یعنی شما به من اعتماد نداری؟» با خنده گفتم چرا ملول جان! ولی زندان‌های مملکت پر از آدم‌هاییه که به هم اعتماد داشتن! اصلا توی همین مجلس شورای ملی کم پیش اومده که نماینده‌ها به خاطر اعتماد به همکارشون یه نامه رو بدون خوندن امضا کنن و در نتیجه... 

ملول پرید وسط حرفم و گفت: «نمی‌خواد دوباره ماجرا رو سیاسی کنی. نامه رو بخون.» نامه خطاب به رییس اداره بود. توی نامه نوشته بود: «همان‌طور که مستحضر هستید، جناب ملول ملولیان؛ آبدارچی محترم و توانای این اداره در تاریخ 25 اسفند سال 1397 به مقام شامخ بازنشستگی نایل خواهد آمد. با توجه به توانایی بی‌نظیر ایشان در هنر دم دادن چای، توزیع مناسب و عادلانه‌ی چای کارمندان در طی روز و مدیریت بی‌نظیر ایشان در بخش اداره‌ی آبدارخانه که می‌تواند نمونه‌ی موفق و سرمشقی برای مسئولان مملکتی باشد، بازنشستگی ایشان و نامعلوم بودن جانشین وی موجب نگرانی کارکنان شده است. در همین راستا، این‌جانبان با شناخت کافی و وافی از آقای شلول ملولیان؛ فرزند جناب ملولیان که با توجه به تربیت شدن زیر نظر چنین پدر توانایی، دارای صلاحیت کافی شده، پیشنهاد می‌کنیم با استخدام ایشان به عنوان جانشین جناب ملولیان موافقت نمایید تا جمعی از کارمندان را از نگرانی برهانید.»

به ملول گفتم ماجرا چیه؟ ملول گفت: «می‌دونی که من تا دو هفته‌ی دیگه بازنشسته می‌شم. جناب رییس چون خیلی من رو در دم کردن قهوه و چای قبول دارن، دستور دادن شخصا یه آبدارچی کاربلد رو استخدام کنم. منم توی نشریات فراخوان دادم تا افراد واجد شرایط و مشتاق بیان برای آزمون ثبت‌نام کنن.»

 

گفتم تو کدوم نشریه فراخوان دادی؟ یه روزنامه نشونم داد و گفت: «تو نشریات کشوری» گفتم چرا کشوری؟ گفت: «چون آبدارچی شدن تخصص می‌خواد و این تخصص توی شهر ما نیست» گفتم این ماجرای حق ثبت‌نام 100 هزار تومنی برای هر داوطلب چیه؟ گفت: «بالاخره برگزاری آزمون خرج داره. باید کاغذ بخرم، وقت بذارم و سؤال طرح کنم. بعدش باید جواب‌ها رو بررسی کنم. خیلی گرفتاری داره، مجانی که نمی‌شه» گفتم اگه می‌خوای آزمون برگزار کنی، پس این نامه‌ی درخواست استخدام شلول چیه؟ دم خروس رو باور کنم یا قسم حضرت عباس رو؟ ملول گفت: «هیچ ربطی نداره! چون من به عنوان مسئول استخدام، وظیفه دارم آزمون برگزار کنم تا عدالت رعایت بشه و به عنوان پدر وظیفه دارم پارتی‌بازی کنم تا  از آینده‌ی پسرم محافظت کنم و کیان خانواده به خطر نیفته».