لیگ برتر آخرت!

 ناصرصبحی

اول صبحی، ملول تلخ وارد اداره شد. دم در آبدارخانه با جفت چشم‌های خودم دیدم ملول شوت سرکشی زد زیر کتری. چشم‌هاش تلخ‌تر هم شده بود عین زندگی رامین. بچه سیرجون نیست شما نمی‌شناسیدش. ملول با عصبانیت مشت گره کرده‌اش را بالا آورد. به شوخی زدم روی مشتش و گفتم: پوچ! ملول گفت: «یعنی چهل میلیارد این‌قدر برا اینا باارزشه؟ تف توی روزگار! من استعفا می‌دم.» اول فکر کردم شاید چک برگشتی دارد که یادم آمد این بنده خدا بیشترین پولی که توی عمرش داشته، همین دیروز بوده که حقوق و عیدی رو ریخت توی حسابِ بی‌حساب و ‌کتاب‌مون! دو میلیون هم نشد چه برسه به چهل میلیون چک برگشتی. نمی‌دانستم چه بگویم. بنابراین تصمیم گرفتم راستش را بگویم. با لحنی که یعنی می‌فهمم چی می‌گی و باهات همدردم، گفتم چی بگم آقا ملول!

ملول فوری دستش را انداخت لای گردنم و صورتم را بوسید و گفت: «بمیرم، نبینم آه بکشی! برو مثل بزرگون استعفا بده آقا! جان!» گفتم هَه؟ کدوم بزرگون؟ گفت: «عرب‌گویینی و ظریف که همزمان استعفا دادند دیگه! بیا من و تو هم همزمان استعفا بدیم!» گفتم: چرا آخه؟

 

دوباره تلخ شد و شوت کشید زیر کتری و گفت: «‌دیگه کار کردن فایده نداره آقا جان! اصلا از شما می‌پرسم یعنی چهل میلیارد اینقدر برا اینا باارزشه؟ تف توی روزگار!» گفتم کدوم چهل میلیارد؟ از کیا حرف می‌زنی؟ گفت: «همین بچه‌های گل‌گهر که به خاطر 40 میلیارد خرج بیشتر، حاضر نیستن برن لیگ برتر و عمدا می‌بازن. اونم به کی؟ اگه به یه لیورپولی، منچستری، چیزی می‌باختن آدم دردش به دلش بود ولی...» حرف‌ش را قطع کردم و گفتم یعنی تو هم جزو کسایی هستی که معتقدی گل‌گهر عمدا می‌بازه؟! گفت: «البته نیت‌ش خیره‌ها! من شنیدم شرکت گل‌گهر از بس هوای مستمندان رو داره، نه تنها دستور داده هزینه‌ی چاپ سررسید رو برای نیازمندان هزینه کنن که به تیم گل‌گهر هم گفته اگه برن لیگ برتر، 40 میلیارد خرج‌شون می‌شه، پس ببازن تا نتونن برن لیگ برتر، درعوض پولش رو بدن به نیازمندان!» بعد ساکت شد.کمی فکر کرد و گفت: «البته حق با مهندسه! اون‌چه که برای آخرت آدم می‌مونه همین خیرات و صالحاته وگرنه که رفتن به لیگ برتر نه واسه آدم جوی عسل می‌شه، نه شهد و انگبین! گیرم سیرجونیا الان دق کنن که چرا تیم‌شون نرفت لیگ برتر. در عوض اون دنیا، وقتی وضع مهندس رو ببینن که رفته توی لیگ برتر آخرت، دوزاری‌شون میفته!»