جمعه, 15 آذر 1398

هفته‌نامه شماره 584:  11 آذر ۱۳۹۸

نگاهی به فیلم «متری شیش و نیم» ساخته سعید روستایی که در سینمای سیرجان روی پرده است

فیلمی با پایان اضافی

 حسین اطمینان

این روزها فیلم «متری شیش و نیم» پس از حدود بیست روز از اکران عمومی هنوز خوب می‌فروشد و مردم از این فیلم استقبال کرده‌اند. این موضوع را البته از سیمرغی هم که این فیلم در جشنواره سال گذشته فجر گرفت می‌توان فهمید. این فیلم بر خلاف «ابد و یک روز» اولین فیلم بلند سعید روستایی، که 9 جایزه را از سی و چهارمین دوره جشنواره فیلم فجر گرفته بود نتوانست در جشنواره فجر سال گذشته خوب ظاهر شود و تنها سیمرغ تدوین و صدابرداری و  بهترین فیلم از نگاه تماشاگران را  دریافت کرد. این فیلم هنوز در سینمای سیرجان هم روی پرده است.

 موضوع، مواد مخدر

ماموران مبارزه با مواد مخدر تهران با رهبری یک پلیس (پیمان معادی) به دنبال ناصر خاکزاد (نوید محمدزاده) یکی از سرشناس‌ترین قاچاقچیان شیشه هستند و از طریق دستگیری چندین نفر بالاخره به این قاچاقچی حرفه‌ای می‌رسند. او که در فقر بزرگ شده با قاچاق مواد مخدر به میلیاردها تومان پول رسیده و منزل مسکونی سی میلیارد تومانی برای پدر و مادرش خریده است. متری شیش و نیم با اعدام ناصر خاکزاد به پایان می‌رسد.

این فیلم بعد از ابد و یک روز، دومین همکاری سعید روستایی با نوید محمدزاده، پریناز ایزدیار و پیمان معادی است.

 یک پلیس واقعی

متری شیش و نیم بدون شک ارزش دیدن دارد و وقتی پا را از در سینما بیرون می‌گذاری از وقت و هزینه‌ای که صرف کرده‌ای راضی هستی. فیلم توانسته حضور یک پلیس را با تمام نقاط ضعف و قوت به خوبی نشان دهد. این که یک پلیس عصبانی می‌شود، بر خلاف قانون دست روی متهم بلند می‌کند، برای باج گرفتن وسوسه می‌شود، برای رسیدن به ریاست با همکارش می‌جنگد و حتی موقع اعدامِ متهم اصلی ناراحت می‌شود و در هم می‌رود باعث شده چهره‌ای از یک پلیس ببینی که تا کنون شاید در کمتر فیلمی با آن مواجه بوده‌ای. صحنه‌سازی نقطه قوت روستایی است و فیلمبرداری حرفه‌ای هم در این فیلم نقش به‌سزایی دارد. صحنه‌ی دستگیری معتادان در فیلم متری شیش و نیم یکی از صحنه‌های جذاب و البته بسیار سخت در سینمای ایران است. اینکه از تعداد زیادی معتاد واقعی در فیلم استفاده کنی و بتوانی صحنه به وجود آمده را شکل بدهی و به اصطلاح آن را در بیاوری کار بسیار سختی است که سعید روستایی به خوبی از پس آن برآمده. اصولا فیلم‌هایی که در مورد اعتیاد ساخته شده‌اند دچار شعارزدگی هستند و باورپذیری را کم می‌کند و تاثیری در مخاطب ندارد.«ابد و یک روز» و «متری شیش و نیم» هم از قاعده شعارزدگی مستثنی نیستند، ولی باورپذیری دارند و ذهن مخاطب را حسابی به خود درگیر می‌کند. شعارزدگی دیالوگ‌های نوید محمدزاده در دادگاه واقعا روی اعصاب مخاطب می‌رود و نیازی به آن نیست. با دیدن این دو فیلم به شدت به اینکه اعتیاد یک فاجعه است پی می‌بری و به نظرم اگر این رسالت فیلم بوده روستایی تا حد قابل قبولی موفق بوده است. 

 تکرار ابد و یک روز

این فیلم هم مثل ابد و یک روز نقاط ضعف زیادی داشت. البته من فیلم ابد و یک روز را بیشتر دوست داشتم و به نظرم متری شیش و نیم یک تکرار کمی کسل‌کننده از ابد و یک روز است. روستایی علی‌رغم اینکه می‌خواسته «ابد و یک روز» را تکرار نکند اما این موضوع در این فیلم به چشم می‌خورد. نمونه این تکرار هم دیالوگ‌های پرتعداد و بدون غلط است. (سعید روستایی نویسنده هر دو فیلمنامه است) دیالوگ‌های سعید روستایی خیلی پرهیجان و با اغراق همراه هستند و این برای یک فیلم واقعگرا نقص محسوب می‌شود. در اصطلاح می‌گوییم فلانی خیلی در نقشش فرو رفته است؛ این موضوع برای دیالوگ‌های فیلم کاملا مشهود است. مثلا صمد (پیمان معادی) چنان دیالوگ‌ها را پشت سر هم ادا می‌کند که انگار از روی یک نوشته می‌خواند، هیچ جا تپق نمی‌زند، تمام فعل و فاعل‌ها سرجایشان هستند و این موضوع غیرواقعی به نظر می‌رسد. حتی بزرگ‌ترین سخنوران هم در زندگی عادی این گونه بدون نقص صحبت  نمی‌کنند.

 دستگیری شبیه فیلم هندی

نحوه رسیدن و دستگیری ناصر خاکزاد، کسی که سرکرده یک باند بین‌المللی مواد مخدر است کمی شبیه فیلم‌های هندی شده است. یک خرده فروش مواد مخدر را دستگیر می‌کنند، او در اولین حضور در اداره پلیس نفر بعدی را لو می‌دهد؛ نفر بعدی هم در حال خروج از کشور و حمل مواد مخدر دستگیر می‌شود. این قاچاقچی حرفه‌ای هم به راحتی و پس از یک جلسه بازجویی عنوان می‌کند که دختر خواهرش زمانی نامزد ناصر خاکزاد بوده است. این زن (پریناز ایزدیار) هم با اولین حضور در پلیس مبارزه با مواد مخدر اعتراف می‌کند و کسی را که ماشین هفتصد میلیونی برایش خریده لو می‌دهد. دستگیری ناصر خاکزاد این‌قدر راحت است که به این فکر می‌افتی که چرا زودتر او را دستگیر نکرده‌اند. پس از دستگیری ناصر او را در راهرو دادگاه کنار همدستانش دستبند می‌کنند و به راحتی اجازه حرف زدن به آنها می‌دهند در صورتی که چنین متهمی در دنیای واقعی حداقل تا زمان بازجویی‌های اولیه کنار دیگر متهمان قرار نمی‌گیرد.  

 فیلم صحنه‌های اضافی دارد

فیلم صحنه های اضافی هم کم ندارد. نمونه آن صحنه‌های بازداشتگاه است که برخی از آنها خسته‌کننده هم می‌شود.  

صحنه‌ی دستگیری معتادان علی‌رغم اینکه فرم خوبی دارد و به هیجان فیلم کمک کرده اما باورپذیری ندارد. چند سالی است که نیروی انتظامی معتادان را دستگیر نمی‌کند و به بازداشتگاه نمی‌فرستد. پلیس حداکثر کاری که می‌کند این است که معتادان پر‌خطر را به کمپ ترک اعتیاد می‌فرستد. 

 بازداشت پلیس باورپذیری ندارد

در اولین دادگاهِ ناصر خاکزاد، او مامور پلیس را متهم می‌کند که هنگام دستگیری دو بسته از مواد مخدر را برداشته است. قاضی دادگاه هم به راحتی این موضوع را از یک قاچاقچی حرفه‌ای مواد مخدر می‌پذیرد و دستور بازداشت مامور را صادر می‌کند. 

یکی دیگر از نقاط ضعف فیلم داستان‌های فرعی است که در این فیلم نمایش داده شده و هیچ کمکی به اصل فیلم نمی‌کند. نقش آن قاچاقچی معلول در بازداشتگاه چیست؟ چه مطلبی را به فیلم اضافه می‌کند؟ ماجرای رضا ژاپنی و خودکشی‌اش چه کمکی به فیلم کرده است؟

 یک پایان بد

پایان فیلم هم یکی دیگر از نقاط ضعف است. تا قبل از صحنه اعدام و پایان فیلم حداقل دو، سه بار خودت را برای بلند شدن از صندلی سینما آماده می‌کنی! اما می‌بینی باز هم فیلم کش می‌آید. لحظه‌ای که وکیل در زندان به ناصر خاکزاد خبر تایید حکم اعدامش را می‌دهد فیلم تمام می‌شد و صحنه‌های بعدی مطلبی را به فیلم اضافه نمی‌کرد. بعد از آن خانواده ناصر برای آخرین وداع به زندان می‌آیند و صحنه‌های احساسی به وجود می‌آید پس از پایان این صحنه و لحظه چرخ و فلک زدن پسر خواهر ناصر باز هم خودت را آماده می‌کنی که از روی صندلی بلند شوی اما باز هم فیلم ادامه پیدا می‌کند تا صحنه اعدام را هم نشان دهد.