یکشنبه, 27 مرداد 1398

هفته‌نامه شماره 569:  14 مرداد 1398

آشفته‌بازار حقوق و حق بیمه‌ی معلمان مدارس غیردولتی
ادعای معلمان، انکار مسئولان

 معلمی که قادر نیست از حق خود دفاع کند، قرار است کدام فضیلت اخلاقی را در دانش‌آموزان «پرورش» دهد؟!
 رییس اداره کار: آن امنیت شغلی که باید وجود داشته باشد، وجود ندارد
 رییس اداره آموزش و پرورش: حقوق معلمان مدارس غیردولتی باید طبق حقوق اداره‌ی کار باشد و هرکسی کمتر از این میزان می‌گیرد باید به ما و اداره‌ی کار مراجعه کند

 پاسارگاد
«حدود 3 سال در یکی از مدارس غیرانتفاعی معلم بودم. چون پدرم معلم بود، دوست داشتم معلم شوم اما نتوانستم با حقوق اندکی که پرداخت می‌شد، دوام بیاورم.»، «شغل معلمی از نظر اجتماعی جایگاه خوبی دارد اما در برخی مدارس غیرانتفاعی داستان متفاوت است. من فقط 700 هزار تومان حقوق می‌گیرم که باید بیمه را هم خودم پرداخت کنم.»، «قانون می‌گوید 7 درصد بیمه را منِ معلم باید بپردازم اما کل مبلغ بیمه از حقوق من پرداخت می‌شود.»، «از فروردین 540 هزار تومان حق بیمه باید بدهیم اما گفتند حقوق از مهر ماه اضافه خواهد شد.»، «همه چیز افزایش پیدا کرده جز حقوق. همسرم اصرار دارد دیگر معلمی نکنم. به حقوق‌ش نمی‌ارزد.»
این‌ سخنان بخشی از درد و دل‌های تعدادی از معلمان مدارس غیرانتفاعی یا غیردولتی‌ هستند. معلمانی که هرچند از نظر اجتماع هم‌ردیف معلمان مدارس دولتی‌اند اما از منظر رفاه شغلی یعنی حقوق، امنیت شغلی و امنیت روانی‌ای که پیامد این دو است، در مرتبه‌ای بسیار پایین‌تر از معلمان دولتی قرار می‌گیرند. این موضوع البته در پایه‌های متوسطه به این دلیل که میزان حقوق براساس ساعات کاری معلم تعیین می‌گردد، کم‌تر است. بنا به گفته‌ی یکی از مدیران قدیمی، حقوق معلمان این مقطع برمبنای شهرت و سابقه‌ی کاری تعیین می‌شود و از ساعتی 20 هزار تومان تا ساعتی 200 هزار تومان متغیر است اما در مدارس ابتدایی غیردولتی اوضاع به شکل دیگری است.
براساس گفته‌های معلمان مقطع ابتدایی، میزان حقوق دریافتی ایشان مبالغی از 700 هزار تا یک میلیون تومان را نشان می‌دهد. این درحالی‌ست که ساعات کاری معلمان مدارس غیردولتی مقطع ابتدایی مشابه معلمان مدارس دولتی است و از منظر آموزش و پرورش، میزان حقوق باید حداقل حقوق اداره‌ی کار باشد؛ یعنی اندکی بیش از یک میلیون و پانصد هزار تومان. اما به گفته‌ی اکثریت معلمان، نه تنها حقوق دریافتی ایشان کمتر از حداقل حقوق اداره‌ی کار است که مبلغ بیمه نیز به طور کامل از حقوق ایشان کسر می‌گردد.
 پرداخت حق بیمه‌ی کارفرما توسط معلمان!
حقوق یک کارگر براساس روزی هشت ساعت کار محاسبه می‌گردد. این مبلغ برای سال 98، یک میلیون و ۵۱۶ هزار و ۸۲۲ تومان تعیین شده و جمع دریافتی حداقل حقوق افراد مجرد با احتساب بن کارگری، سنوات و حق مسکن، ۱ میلیون و 868 هزار و ۸۲ تومان است اما این مزایا برای برخی معلمان غیردولتی محاسبه نمی‌شود.
هرچند رییس آموزش و پرورش سیرجان تاکید دارد؛ معلمان مقطع ابتدایی مدارس غیردولتی باید براساس حقوق تعیین شده از طرف اداره‌ی کار دستمزد دریافت کنند اما برخی از مدیران مدارس غیردولتی با استناد به این‌که ساعت کاری معلمان این مدارس چیزی نزدیک به چهار ساعت و نیم است، از پرداخت کامل حقوق خودداری و درصدی از مبلغ کل را به عنوان حقوق تعیین کرده‌اند. علاوه بر این تخلف، مشکل دیگر معلمان مدارس غیرانتفاعی، نرخ بیمه است. بنابر قانون اداره‌ی کار، از کل مبلغ بیمه، تنها پرداخت 7 درصد برعهده‌ی کارگر است اما با این وجود ادعاهایی از اجبار مدیران به پرداخت کامل حق بیمه توسط معلمان شنیده می‌شود. به گفته‌ی معلمان نرخ بیمه تا سال گذشته 370 هزار تومان بوده که امسال به بیش از 520 هزار تومان رسیده است و کسر کامل نرخ جدید بیمه از حقوق معلمان موجب می‌شود تا مبلغ دریافتی رقم‌های 200 تا 500 هزار تومان را پدید آورد.
به نظر می‌آید برخی مدیران مدارس غیردولتی در سیرجان، علاوه بر سهم هفت درصدی معلمان، سهم بیمه‌ی خود را نیز از جیب معلمان برمی‌دارند. در برخی دیگر از مدارس غیردولتی مدیران نظر آموزش و پرورش مبنی بر تمام وقت بودن معلمان مقطع ابتدایی را قبول ندارند و با نسبت‌بندی بین چهار ساعت و نیم کار و حداقل حقوق اداره‌ی کار، مبلغی نزدیک به یک میلیون تومان را به عنوان حقوق معلمان تعیین می‌کنند که با کسر بیمه خالص دریافتی چیزی کمتر از 500 هزار تومان می‌شود. برخی مدیران ضمن اذعان به این‌که میزان حقوق را درصدی تعیین می‌کنند، ادعا دارند تمام مبلغ بیمه و حتا هفت درصد سهم معلمان را شخصا می‌پردازند. ادعایی که گاه همسو با گفته‌های معلمان و گاه در تضاد با سخنان ایشان است.
 من قرار است از تو چه بیاموزم؟!
این‌گونه نیست که تمام معلمان نسبت به اجحافی که در حق‌شان می‌شود بی‌خبر باشند. اکثر ایشان از موضوع اطلاع دارند اما در پاسخ به این‌که چرا با مراجعه به آموزش و پرورش و اداره‌ی کار برای احقاق حق خویش اقدام نمی‌کنند، ترس از افشای نام و از دست دادن شغل را مطرح می‌کنند. قراردادها در مدارس غیردولتی به صورت سالیانه و براساس سال تحصیلی از مهرماه تا پایان اردیبهشت تنظیم می‌گردند. مدیر مدرسه در بستن قرارداد سال بعد با معلم کاملا مختار است. این نکته موجب می‌شود مدیر به راحتی عذر معلم دردسرسازی را که دنبال احقاق حق خویش است، بخواهد. آن‌هم نه به عناوین صریح و واقعی بلکه با ذکر مواردی چون ناتوانی در تدریس. این وضعیت بغرنج در کنار وضعیت نامناسب حقوقی نه تنها موجب تاثیر مستقیم بر کیفیت تدریس معلمان شده بلکه در مواردی تحت عناوینی نظیر خرید کتاب و برخی لوازم و یا تدریس خصوصی دیده شده تا این کمبود را جبران سازد.
عدم تمایل اکثریت قریب به اتفاق معلمان برای اقدام جهت احقاق خود، این پرسش را برمی‌انگیزد که معلمی که دچار آشفتگی ذهنی است، با چه کیفیتی قرار است علم را به فرزندان ما «آموزش» دهد و معلمی که قادر نیست از حق خود دفاع کند، قرار است کدام فضیلت اخلاقی را در دانش‌آموزان «پرورش» دهد؟!
 هادیان: معلمانی که به صورت حق‌التدریس خدمت انجام می‌دهند، تابع قانون کار می‌شوند
رییس اداره کار با وجود کمبود وقت و لزوم شرکت در یک جلسه، مصاحبه را به شرط کوتاه بودن، می‌پذیرد و درباره حقوق پایین معلمان مدارس غیردولتی که بسیار کمتر از حداقل حقوق تعیین شده‌ی اداره‌ی کار است، چنین توضیح می‌دهد: حقوق آن‌هایی که ساعت کار بالایی دارند بر اساس حداقل‌هایی که قانون و شورای عالی کار اعلام کرده پرداخت می‌شود ولی اگر ساعت کار آن‌ها پایین بیاید، حقوق نیز پایین می‌آید و تمام مزایا و حقوق‌شان بر اساس میزان ساعت کارشان حساب می‌شود. معلمان بر اساس قانون مدیریت خدمات کشوری، کارمندان دولت به حساب می‌آیند و بر اساس آن ساعت کاری، یک موظفی دارند که باید پر کنند. ولی معلمانی که به صورت حق‌التدریس خدمت انجام می‌دهند، تابع قانون کار می‌شوند و مزایایی که به آنها پرداخت می‌شود، بر اساس ساعاتی که کار انجام می‌دهند است.
 حداقل دستمزد اداره‌ی کار در سال ۹۸ چه میزان است؟
حداقل دستمزد روزانه برای سال ۹۸، ۵۰۵۶۲ تومان (معادل ماهی یک میلیون و پانصد و چهل هزار تومان) است؛ برای هفت ساعت و نیم الی هشت ساعت کار. این حقوق ثابت است؛ مزایای دیگری هم مانند بن کارگری، حق مسکن، حق اولاد و... هست که به آن مبلغ اضافه می‌شود. حالا اگر فردی در روز ۴ ساعت کار می‌کند، دریافتی‌اش نصف می‌شود. بیمه هم بر اساس حداقل اضافه می‌شود. چون هفتاد درصد از سوی دولت پرداخت می‌گردد و حداقل بیمه ۳۰ درصد است که ۲۳ درصدش را کارفرما باید پرداخت کند و هفت درصد از حقوق کارگر کسر می‌گردد.
 بنابراین مدارسی که کل مبلغ بیمه یا هر مبلغی بیش از آن هفت درصد را از حقوق معلمان کسر می‌کنند، مرتکب تخلف می‌شوند؟
بله. نرخ بیمه ۳۰ درصد حداقل دستمزد است که ۲۳ درصد را باید کارفرما و فقط ۷ درصد را کارگر باید پرداخت نماید. جز این خلاف قانون است و هر زمان آن معلم یا مدرس بخواهد می‌تواند حقوقش را از اداره‌ی کار مطالبه کند. ما آن را محاسبه می‌کنیم و کارفرما را مکلف به پرداخت می‌نماییم. ضمن این‌که ما بازرسی‌های ادواری و موردی خودمان را از مدارس داریم و مدارک و مستندات‌شان را بررسی می‌کنیم
 مشکلی که معلمان مدارس غیردولتی دارند، نگرانی از تبعات است.
متاسفانه این بحث مختص معلمان نیست. این بحث جامعه‌ی کارگری ماست که آن امنیت شغلی که باید وجود داشته باشد، وجود ندارد. متاسفانه بعد از این‌که کارگر - یا کارمند- حضور پیدا کرده و خواسته‌هایش را اعلام می‌کند، کارفرما خیلی راحت با او تسویه حساب کرده و پایان کارش را اعلام می‌کند.
 در این موارد آیا اداره‌ی کار می‌تواند کاری انجام دهد؟
متاسفانه بر اساس ماده‌ی ۷ قانون کار، قراردادها هم می‌تواند کتبی و یا شفاهی باشد. قراردادها معمولا به دو صورت هستند یا به صورت موقت یا دایمی. اکثر قراردادهای ما، قرارداد موقت هستند. بر اساس ماده‌ی ۲۱ قانون کار، پایان قرارداد یکی از دلایل خاتمه‌ی کار است و متاسفانه کارفرما می‌تواند عذر کارگری را که قراردادش تمام می‌شود، بخواهد.
 برخی معلمان می‌ترسند که در صورت افشاگری علیه یک کارفرما، وارد لیست سیاهی شوند که کمتر مدیری تمایل به استخدام آن‌ها داشته باشد.
اطلاعات اشخاصی که به ما مراجعه می‌کنند، کاملا محرمانه ا‌ست و در اختیار هیچ فردی گذاشته نمی‌شود. اگر فرد به اداره‌ی کار مراجعه نکند، پس به کجا مراجعه کند؟ وظیفه‌ی ما حمایت از نیروی انسانیمان است و به هیچ عنوان اطلاعات افراد را بیرون نمی‌دهیم.
 یعنی اگر منِ نوعی از کارفرما شکایت کنم؛ متوجه نخواهد شد؟
نه، ببینید! شکایت فرق می‌کند. یک موقعی است که تلفنی گزارش یا شکایتی می‌شود یا فرد خودش مراجعه می‌کند که آن موقع موضوع به صورت محرمانه پیگیری می‌شود. اما یک موقع پرونده‌ی شکایت است و توسط شاکی دادخواست تنظیم می‌شود و کارگر و کارفرما را برای شنیدن توضیحات می‌خواهند که این مرحله‌ی نهایی است و رای صادر می‌شود.
 محیاپور: بین مدیران مدارس غیردولتی و معلمان‌شان درک متقابل وجود دارد
ایستگاه دوم، آموزش و پرورش است. رییس آموزش و پرورش در برخورد و وقت گذاشتن برای مصاحبه گشاددستانه برخورد می‌کند اما پاسخ‌هایش محتاطانه است. هرچند در بخشی از مصاحبه می‌پذیرد که نداشتن امنیت شغلی از دلایل عدم مراجعه‌ی معلمان برای احقاق حق خود است اما در تک‌گویی انتهای مصاحبه با تاکید بر این‌که نسبت شکایات معلمان مدارس غیردولتی کم‌تر از شکایات معلمان مدارس دولتی است، نتیجه می‌گیرد که این مورد گواهی بر رضایت بیشتر دسته‌ی اول نسبت به دسته‌ی دوم است.
 از نظر آموزش و پرورش کار معلم دوره‌ی ابتدایی مدارس غیردولتی، کار تمام وقت محسوب می‌شود و باید حقوق اداره‌ی کار را بگیرد؟
از نظر ما این تمام وقت محسوب می‌شود.
 اما مدارسی هستند که حقوق ۷۰۰ الی ۸۰۰ هزار تومانی پرداخت می کنند، یعنی نیمی از حقوق قانونی اداره‌ی کار.
در جاهایی مواردی هست که مدارس دانش‌آموز زیادی ندارند. یعنی مثلا کلاس با هفت الی هشت نفر دانش‌آموز هم تشکیل شده است. در مواردی که مدرسه درآمد آنچنانی ندارد، خود معلمان به یک توافق حقوقی با موسس رسیده‌اند. البته ما می‌گوییم هرکس موسسه یا مدرسه‌ای دایر می‌کند باید حق و حقوق فرد را طبق قانون کار بپردازد. اما گاهی توافقاتی است که خودشان دارند و از ما پنهان می‌ماند.
خیلی از معلمان مثلاً ممکن است واهمه داشته باشند از این که گزارش بدهند. چون یکی از مشکلاتی که مدارس غیردولتی دارند این است که قراردادشان سالیانه است. فرضا منِ نوعی بروم و شکایت کنم و آن موسس متوجه شود، مسلما من را برای سال آینده استخدام نخواهد کرد.
 آموزش و پرورش از کسانی که برای احقاق حق خودشان دست به افشاگری یا شکایت می‌زنند، چگونه حمایت می‌کند؟
خیلی وقت‌ها کسانی به ما مراجعه می‌کنند و اسم و رسم‌شان هم پنهان می‌ماند. مواردی هم هست که وقتی فرد می‌خواهد به حق و حقوق خودش برسد باید طرح شکایت کند. این دیگر چارچوب قانونی مشخص دارد و رسیدگی می‌شود.
 از حرف‌های شما این‌گونه متوجه می‌شوم که آموزش و پرورش برای معلم مدرسه‌ی غیردولتی که ممکن است به دلیل درخواست احقاق حق‌ش از یک مدیر، دیگر از طرف آن مدیر استخدام نشود، قانون یا مصوبه‌ای ندارد. مثلا از او حمایت کند تا در مدرسه‌ی دیگری استخدام شود؟
این برای همه دستگاه‌ها است. این نیست که فقط برای آموزش و پرورش باشد. قانون کار هم چتر حمایتی از کارفرما دارد و هم چتر حمایتی از کارگر. معلمی ممکن است حرف‌هایی داشته باشد؛ موسس مدرسه غیر‌دولتی هم ممکن است حرفی برای گفتن داشته باشد. قانون فصل‌الختام این موضوع است. روال مشخص است و خود اداره‌ی کار بررسی و تعیین تکلیف می‌کند. یعنی هر اتفاقی که بخواهد بیفتد در چارچوب همین قانون است. چیز دیگری نیست.
 قبول دارید که این قوانین ناقص هستند؟
قانون کار هم مثل سایر قوانین به دست بشر تدوین شده و طبیعتاً یک نقص‌ها و ایراداتی هم به آن وارد است. نقطه ضعف‌هایی دارد که هم کارفرما از آن گله‌مند است، هم کارگر و هم معلم. در مواردی که مشکلی بین معلم و موسس وجود دارد، علاوه بر آن‌که ما می‌توانیم به صورت غیررسمی ورود کنیم، شورای نظارت بر مدارس غیردولتی نیز وجود دارد. یک بخش از این نقص‌ها با آن شورای نظارت که وجود دارد قابل حل است. این شورا می‌تواند به شورای نظارت استان پیشنهاد انحلال یک مدرسه را بدهد. می‌تواند‌ پیشنهادات دیگری هم داشته باشد.
 آیا به طور مشخص قانونی برای حمایت از آینده‌ی شغلی معلم افشاگر وجود دارد؟
خیر.
 وضعیت حقوق معلمان غیرانتفاعی خیلی بد است. مثلا معلمی 800 هزار تومان حقوق می‌گرفته که حدود 400 هزار تومان آن حق بیمه بوده و صد هزار تومان هزینه‌ی رفت و آمد. یعنی آورده‌ی خالص این فرد به خانه، فقط 300 هزار تومان بوده!
ما اصلا ۳۰۰ هزار تومان آورده را قبول نداریم. ما اعتقادمان بر این است که کسی با این مبلغ نباید کار کند. حقوق باید عین حقوق اداره‌ی کار باشد و هرکسی کمتر از این میزان می‌گیرد باید به ما و اداره‌ی کار مراجعه کند.
 اما برخی مجبورند با این مبلغ بسازند؛ به امید استخدام یا بالاتر رفتن حقوق در سال‌های بعدی با توجه به ایجاد و افزایش سابقه‌ی کار.
چنین کاری اشتباه است. اما واقعیت امر این است که در سیرجان تقریباً از ۶۳ هزار نفر دانش‌آموزان، نزدیک به ۲۳ هزار نفر در بخش مدارس غیر‌دولتی هستند. تقریبا بالای دو هزار نفر از معلمان در مدارس غیردولتی تدریس می‌کنند. واقعا نسبت به آمار جمعیت موارد شکایت کم است. من فکر می‌کنم خیلی جاها یک درک متقابلی بین موسس و معلم وجود دارد یعنی خودشان هم را می‌شناسند و درک می‌کنند.
 پس تحلیل نهایی شما این است که کم بودن شکایت نسبت به درصد جمعیت ناشی از رضایت متقابل است و نه ترس و نگرانی از عواقب افشاگری یا درخواست احقاق حق؟
بله من احساسم این است.
 قراردادهای صوری
از سویی اداره‌ی کار و آموزش و پرورش خبر از بازرسی‌ها و حسابرسی‌های دقیق و دوره‌ای قراردادها می‌دهند و از دیگر سو، معلمان خبر از تخلف در پرداخت حقوق. بنا به گفته‌ی برخی معلمان، قراردادهایی وجود دارند که در آن‌ها تمام موارد جز مبلغ حقوق ذکر شده است. مهم‌ترین ضعف این بازرسان، سروکله زدن با اسناد و مدارکی است که مدیران و موسسان در اختیارشان قرار می‌دهند. در چنین شرایطی ارایه‌ی قراردادهای قلابی کاری سهل و ساده است زیرا یک طرف اصلی قرارداد یعنی معلمان اصلا در این بازی حضور ندارند! نکته این‌جاست که اگر به راستی اراده‌ای وجود داشته باشد، راه‌حل خیلی ساده و پیش‌پا‌افتاده است: درخواست ارایه‌ی فیش بانکی واریز حقوق معلمان! به طور مثال می‌توان به فیش سه ماه‌ی زمستان نیز صحت و سقم ادعای طرفین را به راحتی اثبات کرد. این مدرک جلوی مدیران متخلف را می‌گیرد و حق معلمان نیز بدون خطرات افشاگری و شکایت و به خطر افتادن آینده‌ی شغلی، ادا می‌گردد.
 صفی‌پور: هیچ دستورالعملی از سوی آموزش و پرورش در رابطه با کف و سقف حقوق معلمان وجود ندارد!
بخشی از سخنان رییس آموزش و پرورش در تضاد با سخنان مسئول امور مدارس غیردولتی این اداره است‌. سرافراز صفی‌پور تاکید دارد که همه‌چیز از جمله حقوق پرداختی، حاصل توافق میان مدیران و معلمان است.
 آقای صفی‌پور! ما با مواردی برخورد کردیم که معلمان ادعا داشتند به جای سهم 7 درصدی بیمه، 30 درصد مبلغ بیمه را می‌پردازند. یعنی سهم 27 درصدی مدرسه نیز توسط معلمان پرداخت می‌شود. چرا؟
به ما چنین چیزی گزارش نشده است. هنوز زمانی نگذشته که فردی بخواهد چنین موضوعی را مطرح کند.
 در سال 97 چطور؟
چنین اتفاقی نیفتاده است. حالا شاید امسال با توجه به افزایش حق بیمه چنین کاری بخواهد انجام شود اما قطعا تخلف است. به خصوص که با توجه به افزایش حق بیمه، حقوق نیز باید به همان نسبت افزایش یابد.
 آیا حق بیمه در مدارس غیردولتی باید به صورت 7 درصد سهم معلم و 23 درصد مدیر پرداخت شود؟
قانونا بله. البته این به صورت تواقی هم هست. یعنی بین مدیر یا موسس با معلم توافق می‌شود که هرکدام چقدر از حق بیمه را بپردازند یا حقوق چه میزان باشد و یا بیمه را از حقوق بپردازند یا خیر.
 اما وقتی قانون صریح اداره‌ی کار در مورد تعیین میزان حقوق و حق بیمه وجود دارد این توافق، نوعی تخلف است که در آن ناچاری معلم برای حصول توافق به دلیل نیاز به داشتن درآمد به وضوح مشاهده می‌شود.
این‌گونه نیست. مثلا ممکن است شما نیاز به فردی داشته باشید تا در خانه برای شما کار کند. مثلا ممکن است امروز حق کارگر هفتاد یا هشتاد هزار تومان باشد. حالا کارگری می‌گوید من این کار را با 20 هزار تومان انجام می‌دهم. ما هیچ دستورالعملی در هیچ‌ زمان و هیچ سالی نداشته‌ایم که مشخص شود چه میزان باید به معلم مدارس غیردولتی حقوق داده شود. سقف و کف مشخص نیست. طرفین توافقی تعیین می‌کنند و این از نظر من یک ضعف قانونی است.
 یعنی چنین توافقاتی، مصداق سوءاستفاده است؟
قطعا برخی جاها ممکن است موجب سوءاستفاده شود.
 مواردی بوده که مدیر قراردادی بسته که در آن بخش میزان حقوق خالی مانده و مدیر بعدا آن را پر کرده است و...
اگر چنین چیزی باشد برمی‌گردد به عدم مطالبه‌گری ما مردم. یعنی کلاه سرمان گذاشته شده و خودمان هم قبول کردیم.
 اما در این موارد مبلغ به صورت شفاهی تعیین می‌شود.
می‌دانم چه می‌گویید. ما در بازرسی‌ها اگر چنین چیزی وجود داشته باشد، برخورد می‌کنیم. چون خلاف است.
 اما شما فقط قرارداد را می‌بینید. در قرارداد امضای معلم وجود دارد اما شما نمی‌دانید که مبلغ ذکر شده در قرارداد مبلغ واقعی است یا صوری.
چنین قراردادی اصلا نباید امضا شود. وقتی روی مبلغ توافق شده، باید در قرارداد ذکر شود و بعد معلم امضا کند وگرنه ممکن است کارفرما آن را به هر شکلی که می‌خواهد دربیاورد. البته من تا کنون چنین موردی ندیدم وگرنه قطعا برخورد می‌کنم.
 بازرسان شما این اختیار را دارند که فیش واریزی حقوق معلمان را از مدیر مطالبه کنند و با مبلغ قرارداد تطبیق دهند؟
بله.
 از این اختیار استفاده شده؟
قطعا اما تخلفی دیده نشده.