شنبه, 04 خرداد 1398

هفته‌نامه شماره 559:  30 اردیبهشت 1398

گفت‌و‌گوی پاسارگاد با مدیر روابط‌عمومی فرمانداری سیرجان
وظیفه روابط‌عمومی‌ها تعریف‌ از مدیران نیست

 گروه خبر
«مدیران سازمان‌ها اعتقادی به روابط‌عمومی ندارند و معمولا به اصطلاح «بی‌کارترین» آدم را در پست روابط‌عمومی می‌گذارند» این را علیرضا پوررضاقلی مدیر روابط‌عمومی فرمانداری سیرجان می‌گوید. او که به مناسبت روز جهانی روابط‌عمومی مقابل ما در نشریه پاسارگاد نشسته است از این شغل و سختی‌هایش می‌گوید. اینکه در سیرجان اغلب افراد در روابط‌عمومی علاقه‌ای به این کار ندارند و برخی از مدیران هم دانشی نسبت به این شغل ندارند و همین باعث مشکلاتی در ادارات شده است.
 تعریف روابط‌عمومی چیست؟ و سابقه تشکیل آن به کی برمی‌گردد؟
اگر بخواهیم به این موضوع بپردازیم، خودش موضوع مفصلی است و شاید هم از حوصله خوانندگان خارج باشد. بحث روابط‌عمومی بحث تقریبا جدیدی است و برای اولین‌بار در ایران در صنعت نفت شکل گرفت. عمر تشکیل روابط‌عمومی در ایران نیز به حدود 60-70 سال پیش برمی‌گردد. حتی رشته‌ی علوم ارتباطات که روابط‌عمومی زیرمجموعه‌اش است، تقریبا 40-50 سال بیشتر نیست که در ایران راه افتاده و در واقع رشته‌ی نوپایی است. در دنیا خیلی قبل‌تر از ما به اهمیت و ضرورت این موضوع پی بردند. اگر بخواهم از اهمیت و ضرورت روابط‌عمومی بگویم همین بس که علمای علوم ارتباطات و کارشناسان همیشه تاکید دارند که روابط‌عمومی هر سازمان و اداره‌ای چشم بینا، قلب تپنده، صف اول، ویترین آن سازمان است و این نشان می‌دهد روابط‌عمومی نقش مهمی در سازمان‌ها دارد. در واقع روابط‌عمومی یک پل ارتباطی بین مردم و سازمان است و این پل ارتباطی خیلی مهم است. یک روابط‌عمومی خوب تلاش می‌کند تا یک ارتباط دو‌طرفه برقرار شود و اگر روابط‌عمومی در سازمان نباشد، هیچ‌وقت این رابطه‌ی دوطرفه برقرار نمی‌شود. اگر هم برقرار ‌شود مطمئن باشید رابطه معیوب است.
 علی‌رغم اینکه همه ادارات ما روابط‌عمومی دارند‏، این پل ارتباطی هنوز بین مردم و ادارات به وجود نیامده است، این مشکل ناشی از چیست؟
مشکل اصلی این است که فردی مسئول روابط‌عمومی آن سازمان است که به حیطه اختیارات خودش اشراف ندارد و در واقع دانش این کار را ندارد. دلیلش هم این است که در راس آن سازمان مدیر اعتقاد و اطلاعات جامعی درباره روابط‌عمومی ندارد. بنابراین می‌آید به اصطلاح «بی‌کارترین» آدم را در پست روابط‌عمومی می‌گذارد. وقتی کسی بدون دانش وارد روابط‌عمومی می‌شود، تصورش از روابط‌عمومی در حد چیزهای بدیهی و ابتدایی مثل نصب بنر، خیرمقدم گفتن، برگزاری جشن و... است. در صورتی که این کارها وظیفه‌ ثانوی روابط‌عمومی‌هاست. اگر روابط‌عمومی خوب کار کند مردم و خود سازمان مشکلات‌شان کمتر می‌شود.
 فهم پایین روابط‌عمومی‌ها چه آسیب‌هایی به ادارات وارد می‌کند؟
یک بحثی در روابط‌عمومی‌ها هست که می‌گوید حتی سازمان‌ها و شرکت‌هایی که کار تولیدی انجام می‌دهند و محصول‌شان را پیش‌فروش کردند، حتی آن‌ها هم اگر فکر کنند نیاز به روابط‌عمومی ندارند سخت در اشتباه هستند، چه برسد به سازمانی که مدام با مردم در تعامل هستند و به نوعی خدمت ارایه می‌دهند. بزرگ‌ترین ضربه را هم خود مدیر می‌خورد که زمانی متوجه می‌شود که کار از کار گذشته است. چون وقتی که یک مدیر دارد کار می‌کند ولی روابط‌عمومی‌اش نتواند ارتباط لازم را برقرار کند و بازخوردها را به آن مدیر نگوید، شاید رییس اداره یا سازمان دارد در حوزه‌ای کار می‌کند که خواسته و مطالبه مردم نیست. اگر روابط‌عمومی بتواند خوب کار کند می‌تواند بیاید بگوید آقای رییس در این حوزه مردم خیلی مشکل ندارند و مشکل مردم در فلان حوزه است. روابط‌عمومی‌ها هم زمانی می‌توانند چنین اطلاعاتی داشته باشند که با مردم در ارتباط باشند و بتوانند از ابزارهایی که در دست‌شان هست، استفاده کنند.
 به نظرتان در سیرجان روابط‌عمومی‌ها چقدر از دانش این پست بهره برده و توانسته‌اند این تعامل را شکل دهند؟
ما اگر بخواهیم نگاه آکادمیک داشته باشیم در کل ادارات و سازمان‌ها، شاید به اندازه انگشتان دست هم نرسد تعداد افرادی که واقعا سواد حوزه ارتباطات و روابط‌عمومی را دارند. به نظرمن مدرک دانشگاهی خیلی مهم نیست چون از قدیم گفته‌اند تجربه پدر علم است. خیلی‌ها هستند که در زمینه روابط‌عمومی تحصیلات ندارند ولی تجربه‌ی این کار را دارند. یعنی به دلیل تجربیاتی که داشتند، به اندازه کسانی که در این حوزه مدرک دارند می‌توانند کار کنند. ولی اگر کسی پیدا شود که هم تحصیلاتش در این حوزه باشد و هم تجربه کاری داشته باشد، آن دیگر نور علی نور است. در سیرجان فقط یکی دو نفر هستند که این ویژگی‌ها را با هم دارند.
 به نظر می‌آید خود مدیران هم فهم درستی از روابط‌عمومی ندارند و برای همین بها داده نمی‌شود؟
دقیقا مشکل از همین جا شروع می‌شود. در هر سازمان و مجموعه‌ای راس آن مهم است. بالاخره تفکرات، سیاست‌ها، دستورالعمل‌هایی که دارد اجرا می‌شود از راس آن مجموعه می‌آید. وقتی راس مجموعه هیچ شناختی نداشته باشد و برایش روابط‌عمومی مهم نباشد و اطلاعاتش در این زمینه زیاد نباشد، روابط‌عمومی هم ضربه می‌خورد. مثلا سازمانی با یک بحران مواجه می‌شود اما اگر روابط‌عمومی درست عمل کند، آن بحران اصلا ایجاد نمی‌شود یا حتی اگر ایجاد شود روابط‌عمومی می‌تواند آن را مدیریت کند. ما گاهی اوقات در دل بحران، بحران داریم. یعنی یک اتفاقی می‌افتد و چون سواد و تجربه نداریم که با این بحران چگونه برخورد کنیم، جوری عمل می‌کنیم که اثرات آن تشدید می‌شود. نقش روابط‌عمومی‌ها در زمینه بحران خیلی مهم است و این یکی از وظایف روابط‌عمومی‌هاست.
 شما گفتید خیلی از روابط‌عمومی‌ها در سیرجان تحصیلات آکادمیک ندارند، آیا برای ارتقای سطح علمی‌شان کلاس آموزشی گذاشته می‌شود؟
یک عده که بر حسب علاقه در چنین دوره‌هایی که در شهرهای دیگر تشکیل می‌شود شرکت می‌کنند. چون طرف علاقه دارد به صورت شخصی شرکت می‌کند و گاهی اوقات مدیران هم موافق نیستند و هزینه دوره را نمی‌دهند و طرف باید از جیب‌اش هزینه را بدهد. گاهی سازمان مدیریت یا بخش آموزش استانداری چنین دوره‌هایی می‌گذارد و معمولا من ندیدیم روابط‌عمومی‌ها راغب باشند در این دوره‌ها شرکت کنند یا مدیر، روابط‌عمومی‌اش را ملزم کند که در این دوره شرکت کند. در حالی که بحث آموزش یکی از نقاط ضعف روابط‌عمومی‌هاست. البته در مقاطعی با همکاری سازمان‌های غیردولتی مثل گل‌گهر و شرکت‌های منطقه گل‌گهر دوره‌های کوتاه‌مدتی گذاشته شد و خوب هم بود ولی این‌ها باید تداوم داشته و هدفمند باشند.
 در سیرجان اغلب شاهد حضور خبرنگاران در پست‌های روابط‌عمومی هستیم. این برای روابط‌عمومی‌ها نقطه ضعف محسوب می‌شود یا نقطه قوت؟
این نقطه‌ضعف و ایرادی نیست که بگوییم چرا یک خبرنگار مدیر روابط‌عمومی شده است. چون روابط‌عمومی یکی از کارهایش کار با رسانه است، باید یک مسئول روابط‌عمومی با اصول خبرنویسی و روزنامه‌نگاری آشنا باشد و چه بهتر که خبرنگار باشد و کار روزنامه‌نگاری کرده باشد. این خیلی به مدیر روابط‌عمومی کمک می‌کند. چون رسانه و روابط‌عمومی همیشه در ارتباط با هم بودند و بیشترین ارتباط را این دو حوزه با هم دارند. زمانی که یک خبرنگار بیاید و در حوزه روابط‌عمومی کار کند، مسلما تنگناها و محدودیت‌های رسانه را درک می‌کند و از آن طرف هم می‌داند چقدر این ارتباط مهم است و می‌تواند کمک کند.
 با این حال همیشه بین رسانه‌ها و روابط‌عمومی‌ها چالش وجود داشته است، به نظرتان مهم‌ترین چالش چیست؟
همین عدم ارتباط؛ وقتی همدیگر را درک نمی‌کنند یعنی روابط‌عمومی رسانه را درک نمی‌کند و از آن طرف رسانه روابط‌عمومی را درک نمی‌کند. اگر این ارتباط خوب برقرار می‌شد، خیلی از مشکلات هم حل بود و خیلی بهتر می‌توانستیم به جامعه کمک کنیم. چون هر دو گروه در واقع یک هدف را دنبال می‌کنند که آن هم برداشتن مشکلات از پیش پای مردم است. .
 فکر نمی‌کنید روابط‌عمومی‌ بعضی ادارات خودشان را تافته جدابافته می‌دانند و همکاری لازم را با نشریات و مردم ندارند؟
وقتی کسی مسئولیت روابط‌عمومی را می‌پذیرد، اگر به وظایف و جایگاه روابط‌عمومی اشراف نداشته باشد و سواد این کار را هم نداشته باشد، این مشکلات پیش می‌آید. در واقع آنچه که به ذهن خودش می‌رسد، می‌خواهد آن را در سازمانش جاری و ساری کند. فکر نمی‌کند این چیزی که الان در ذهن خودش می‌گذرد، شاید با دستورالعمل‌ها و آیین‌نامه‌ها و اصول روابط‌عمومی مغایر باشد. فکر می‌کند چون این او را گذاشته‌اند روابط‌عمومی او دیگر عقل کل است و هرچه خودش می‌گوید، درست است. اگر مسئولیت روابط‌عمومی را به من دادند، باید ببینم تجربه چه می‌گوید، دنیای علم چه می‌گوید، دانش روابط‌عمومی چه می‌گوید. اینجا باید پنهان‌کاری کنم یا شفاف‌سازی؟ اینجا باید مدیر را در معرض رسانه‌ها قرار بدهم یا پنهانش کنم؟ اینکه بیایم اطلاعات غلط به مدیرم بدهم و بگویم همه می‌گویند به‌به و چه‌چه و شما عالی کار کردی و او هم به همین روند غلطش ادامه بدهد درست نیست. باید بدانم اگر بیایم حقایق را صادقانه بگویم. به او بگویم اینکه شما در این حوزه که این کارها را انجام دادید اما بهتر بود در فلان حوزه انجام شود و مردم توقع‌ و مطالبه‌شان چیز دیگری است. البته همه‌ی اینها برمی‌گردد به همان عدم دانشی که روابط‌عمومی‌ها دارند. یک موقعی ما آن‌قدر عقب عقب می‌رویم که از پشت می‌افتیم و یک زمانی آن‌قدر جلو می‌رویم که از این طرف می‌افتیم. وقتی می‌گوییم ارتباط دوسویه یعنی؛ هم مردم با مسئولان ارتباط داشته باشند و هم مسئولان با مردم. ما گاهی این کانال را یک‌طرفه می‌کنیم. یعنی می‌آییم اطلاعات مردم را به مسئولان می‌دهیم اما اطلاعات مسئولان را به مردم نمی‌دهیم. گاهی روابط‌عمومی‌ها آن‌قدر با مدیران‌شان راحت نیستند که بتوانند حرف‌شان را بزنند و همیشه بله‌قربان‌گو نباشند و بگویند شما دارید اشتباه می‌کنید و مردم راضی نیستند.
 قبول دارید بعضی از روابط‌عمومی‌ها محتاط‌اند و اهل شفاف‌سازی نیستند و اطلاعات را پنهان می‌کنند؟
چون درک درستی از شغل روابط‌عمومی ندارند. اگر مدیر روابط‌عمومی صادقانه و بر مبنای اصول اخلاقی و اصل شفاف‌سازی عمل کند، در درازمدت باعث ایجاد اعتماد عمومی می‌شود. وقتی اعتماد به وجود بیاید شما آن سرمایه اجتماعی را به دست می‌آورید. مردم دیگر شما را قبول دارند و به شما ایمان دارند و فردا اگر کمکی هم بخواهید می‌آیند در کنارتان می‌ایستند. اما وقتی شما پنهان‌کاری کردید و اطلاعات ندادید، هیچ موقع نمی‌توانید همراهی مردم را داشته باشید.
 علیرضا پوررضاقلی از چه سالی کار در روابط‌عمومی‌ها را شروع کرد و چه شد که از روابط‌عمومی باشگاه گل‌گهر به روابط‌عمومی فرمانداری آمد؟
من از سال 84 وارد باشگاه گل‌گهر شدم و یک‌سال و نیم در کانون هواداران بودم. این‌قدر عاشقانه و صادقانه کار کردیم که خودشان پیشنهاد دادند برویم توی روابط‌عمومی کمک بدهیم. آن زمان عباس ایران‌نژاد مدیر من در روابط‌عمومی بود و تا سال 88 من کارشناس روابط‌عمومی بودم. بعد که عباس ایران‌نژاد به گل‌گهر رفت، من مسئولیت روابط‌عمومی باشگاه را تا سال 94 بر عهده گرفتم تا اینکه از فرمانداری به من پیشنهاد دادند و گفتند ما یک نیرو برای روابط‌عمومی می‌خواهیم. آن زمان آقای آتشی‌پور مدیر روابط عمومی فرمانداری بود که بنا به دلایلی گفت نمی‌توانم همکاری‌ام را ادامه دهم و من را به فرماندار وقت آقای مکی‌آبادی پیشنهاد داد. آقای آتشی‌پور با من صحبت کرد و من هم با چندتا از دوستان مشورت کردم. علی‌رغم اینکه اکثرا گفتند توی فرمانداری به دلیل یک سری محدودیت‌ها نمی‌توانی کار کنی ولی باز خودم سبک و سنگین کردم و به این نتیجه رسیدم که می‌توانم کار کنم و از 11 مهر 94 کارم را شروع کردم. یک نکته دیگر هم بگویم؛ در سال 86 قبل از اینکه اولین شماره پاسارگاد چاپ شود، سردبیر پاسارگاد آقای محمودآبادی از من خواست که در حوزه ورزشی مطلب بنویسم. من از سال 84 وارد باشگاه شده بودم اما همکاری من با پاسارگاد از سال 86 آغاز شد یعنی دو سال بعد از ورودم به باشگاه، اما خیلی ها تصور می‌کردند که من به واسطه ورزشی‌نویسی پایم به باشگاه باز شده است.
 در این مدتی که در حوزه روابط‌عمومی کار می‌کنید چه چالش‌ها و مشکلاتی سر راه‌تان بود؟
من خوشبختانه از همان اول مدیران خوبی داشتم. چهار مدیر را در باشگاه تجربه کردم؛ آقایان ایران‌نژاد، کشاورز، رادفر، جواهری و دوتا مدیر هم در فرمانداری. از شانس من همه خودشان دستی بر آتش داشتند و از حوزه روابط‌عمومی مطلع بودند. این بود که خیلی از چیزها برایم آسان بود. واقعا اگر یکی از این مدیران آشنایی نداشت، کار من خیلی سخت می‌شد. در کل حوزه باشگاه با فرمانداری خیلی تفاوت دارد. در فرمانداری مسئولیت بیشتر و سنگین‌تر است. حوزه کاری وسیع‌تر است و همه حوزه‌‌ها را در بر‌می‌گیرد. ولی در باشگاه حوزه کاری فقط در حیطه ورزش است و آنجا خیلی حساسیت وجود ندارد. مثلا در ورزش اگر بنری را اشتباه بزنیم و به جای مقام دوم بنویسیم مقام سوم اتفاقی نمی‌افتد اما در فرمانداری امان از روزی که در حوزه سیاسی پست یک مدیری را اشتباه بنویسی یا اتفاقی نیفتاده و شما بنویسی اتفاق افتاده و... این‌ها خیلی حساسیت را زیاد می‌کند.
 در روابط‌عمومی فرمانداری یک سری انتقادات از سوی بعضی نشریات و خبرنگاران به شما می‌شد مثلا فلان جلسه ما را خبر نکردند، یا در زمان انتخابات انتقاداتی وارد شد. نظرتان چیست؟
اولا هیچ‌کس نمی‌تواند ادعا کند که کامل است و هیچ نقطه‌ضعفی ندارد و همه چیز را می‌داند. من هیچ ادعایی ندارم که کارم عالی بوده و هیچ نقطه‌ضعفی نداشته‌ام ولی این ادعا را دارم که کم‌کاری نکردم و تا جایی که در توانم بوده، کار کردم. اگر از من بپرسند در کارنامه کاری‌ات یک نقطه مثبت را بگو، یکی از نقاط مثبت برای خود من انتخابات است. برای اولین بار خبرنگاران را داخل فرمانداری بردیم، امکانات برای‌شان فراهم کردیم، اینترنت در اختیارشان قرار دادیم. وقتی فاصله فیزیکی با محل برگزاری انتخابات کم شد، در جو برگزاری قرار گرفتند. در تمام جلسات من خودم نماینده خبرنگاران بودم و هرچه خبر بود بلافاصله به خبرنگاران اطلاع می‌دادیم. این‌ها در حالی بودکه پیش از من و در تمام ادوار انتخابات هیچ خبرنگاری حتی اجازه حضور در حیاط فرمانداری را هم نداشت. حداقل در سه سال اول حضورم در فرمانداری برای خبرنگاران و روابط‌عمومی‌های شهرستان کارهایی را کردم که الان خاطره هست و همه از آنها به نیکی یاد می‌کنند.
 شنیده شده با تغییر فرماندار، تغییراتی هم در فرمانداری شروع شده است. این تغییرات شامل شما هم می‌شود؟
در هر سازمانی تصمیم‌گیرنده راس آن مجموعه است. این موضوع از اختیارات فرماندار است که بخواهد از من استفاده کند یا نه! و من با کمال میل به نظر ایشان احترام می‌گذارم.
 اگر در فرمانداری ماندگار بودید اولویت کاری‌تان چیست؟
من با آقای محمودآبادی صحبت کردم. ایشان خیلی به حوزه روابط‌عمومی اشراف دارد. چون سال‌ها در این حوزه‌ها فعالیت کرده است و یک‌سری توقعاتی دارد و می‌خواهد خیلی بهتر از این عمل کنیم و همه این‌ها به امکاناتی نیاز دارد. گفتم باید یک‌سری حداقل‌ها برای هر کاری وجود داشته باشد. ما در بحث امکانات و نیروی انسانی کمبود داریم و ایشان قول دادند که در این زمینه‌ها مشکل نخواهید داشت. در کل اولویت من امسال ارتباط بیشتر با رسانه‌هاست. اینکه نگاه ویژه‌ای به این قسمت داشته باشیم و افکارسنجی کنیم تا ببینیم مطالبات مردم چیست. .
 هیچ‌وقت از شغل روابط‌عمومی خسته شدید؟
واقعیتش روابط‌عمومی خیلی استرس دارد و تا الان خیلی اذیت شدم. بعضی افراد هستند از لحاظ ذاتی بی‌خیال هستند و حساسیت زیادی ندارند اما من برعکس هستم. مثلا وقتی داریم همایشی برگزار می‌کنیم اگر سیستم صوتی کوچک‌ترین صدایی بدهد ناراحت می‌شوم. این چیزها اذیتم می‌کنند.
 پیشنهادتان برای بهتر شدن عملکرد روابط‌عمومی‌ها در سیرجان چیست؟
بحث آموزش خیلی مهم است آموزشی که هدفمند و مستمر باشد. البته اقبال عمومی از سوی روابط‌عمومی‌ها وجود ندارد. به دلیل اینکه طرف به حوزه روابط‌عمومی علاقه نداشته و فقط از سر اجبار این پست را به او دادند. به نظرم اگر مدیران دقت می‌کردند و افراد علاقه‌مند را می‌گذاشتند، آنها خودشان دنبال آموزش می‌رفتند.