یکشنبه, 30 تیر 1398

هفته‌نامه شماره 566:  24 تیر 1398

استقبال 150 نفری از نمایشنامه‌خوانی «اهل النار»
طاهری: حیرت‌زده شدیم

 لزوما کسی که کارگردان خوبی است نمایشنامه‌نویس خوبی نیست. هرکسی که نمایشنامه می‌نویسد نباید کارگردانی کند. هر بازیگر نباید انتهای مسیرش به کارگردانی ختم بشود

 حسین اطمینان
هفته گذشته «اهل النار» آخرین نمایشنامه‌ امیرحسین طاهری در سالن مهر شهرداری نمایشنامه‌خوانی شد. کارگردانی این کار را هم الهام‌الثوره خسروی برعهده داشت. از این نمایشنامه‌خوانی استقبال قابل توجهی صورت گرفت و امیرحسین طاهری شگفت زده از این استقبال در اینستاگرامش از همشهریان تشکر کرد. و این در شرایطی است که استقبال شهروندان از هنر تئاتر در چند سال اخیر ریزش قابل تاملی داشته است. با امیر‌حسین طاهری در مورد «اهل النار» و وضعیت نمایشنامه‌نویسی در سیرجان به گفت‌وگو نشستیم.
 چه شد تصمیم گرفتید قبل از اجرای صحنه‌، نمایشنامه «اهل النار» را به صورت نمایشنامه خوانی اجرا کنید؟
این نمایشنامه در حال تکوین و تکمیل است. من با اینکه آن را چند باری بازنویسی کرده‌ام هنوز به نظرم می‌رسد که جای کار بیشتری دارد. به همین دلیل تصمیم گرفتم که یک نمایشنامه‌خوانی همراه با نقد و بررسی انجام شود و نظر مخاطبان را بشنوم. در طول این دوسالی که من درگیر نوشتن این نمایشنامه هستم از کارشناسان کشور در شهرهای مختلف و اساتید نمایشنامه‌نویسی خواسته‌ام که این نمایشنامه را بخوانند و در موردش نظر بدهند. ولی همچنان نظر مخاطب سیرجانی و منتقدانی که در این شهر هستند و فعالیت می‌کنند برایم مهم بود تا نمایشنامه کم کم به فرم نهایی خودش نزدیک بشود.
 در حالی که مخاطب تئاتر ریزش داشته، استقبال از نمایشنامه‌خوانی باعث تعجب شما شد، دلیل این استقبال چه بود؟
لطف مردم سیرجان تازگی ندارد. استقبال این مردم از آثار فرهنگی هنری خصوصا تئاتر در سراسر کشور زبانزد و الگو است. هر جایی که با ریزش مخاطب و استقبال ضعیف مخاطب روبه‌رو بودیم، علت به مردم برنمی‌گردد، علت خود ما هستیم. هر جایی که ما نقص داریم مخاطب با استقبال نکردن این نقص را به ما گوشزد می‌کند. هر جا نتوانستیم با مردم ارتباط شایسته‌ای بگیریم، بلافاصله مردم با رویکردشان به ما تذکر داده‌اند.
فکر نمی‌کنم استقبال 150 نفر از یک نمایشنامه‌خوانی در هیچ کجای ایران سابقه داشته باشد. ما واقعا حیرت‌زده شدیم. حیف است که قدر این سرمایه اجتماعی را ندانیم. حیف است جامعه فرهیخته‌ای را که داریم به کشور و دنیا معرفی نکنیم و به عنوان یکی از نمودهای برجسته فرهنگی شهرمان روی آن انگشت نگذاریم و در موردش تبلیغ نکنیم. باید همه ایران بدانند که ما در این شهر چه عمق فرهنگی داریم.
 این نمایشنامه در کارگاه نمایشنامه‌نویسی آقای اسدی شکل گرفته است. چقدر این کارگاه روی کار موثر بوده؟
البته این نمایشنامه را قبل از برگزاری کارگاه شروع کرده بودم. اما شرط ورود به آن کارگاه این بود که یک نمایشنامه کامل ارایه و در طول کارگاه روی آن کار شود. هم نواقص برطرف شود و هم نمایشنامه تکمیل شود و ابعاد کامل‌تری پیدا کند. نظرات آقای دکتر اسدی و باقی دوستانی که حضور داشتند به من کمک کرد.
 «اهل النار» کی روی صحنه می‌رود؟
نمی‌دانم. نمایشنامه هنوز آنقدر کامل نشده که من قصد اجرای آن را داشته باشم. دوم اینکه بهتر است نمایشنامه از سوی فرد دیگری کارگردانی شود. من از لحاظ عاطفی خیلی به این کار دلبستگی دارم و نمی‌توانم خودم را از نمایشنامه جدا کنم و با یک نگاه خلاقه سراغ کارگردانی بروم. ترجیح می‌دهم فرد دیگری کارگردان بشود. البته ما در سیرجان امکانات محدودی داریم و ممکن است در سیرجان شرایط اجرا نباشد. این اولین نمایشنامه من نیست که می‌نویسم و اجرا نمی‌شود اما امیدوارم این نمایشنامه هر چه زودتر اجرا بشود.
 تیمی که بتواند این کار را در سیرجان اجرایی کند وجود دارد؟
حقیقت این است که ما از جنبه‌های مختلف سخت افزاری و نیروی انسانی در سیرجان مشکل داریم اما این به این معنا نیست که هیچ کاری نباید کرد. به هر حال باید این ابزارها خصوصا نیروی انسانی در دراز‌مدت ساخته شود. این نیروی انسانی با استمرار، تلاش و تحصیل باید ساخته شوند. هنرمند باید علاوه بر اینکه مسیر خودش را باز می‌کند برای تربیت نسل‌های بعدی و تربیت نیروهای مورد نیاز این کار هم تلاش کند. اینکه جواب بدهم همین الان برای این کار در سیرجان نیرو وجود دارد، من می‌گویم هم بله و هم نه. نه به این مفهوم که نمی‌توانیم با آنها تمرین را شروع کنیم. بله به این دلیل که پتانسیل آن در این جامعه هست.
 یکی از مشکلات انتخاب نمایشنامه است. حتی نمایشنامه‌هایی هم که از نویسندگان بزرگ انتخاب می‌شود خوب از کار در نمی‌آیند. برای این موضوع چه باید کرد؟
هنرمند باید سفارش اجتماعی بگیرد. هنرمند باید آن اندازه با جامعه عجین باشد که هم شرایط جامعه را درک کند و هم درد مردم روزگار خودش را بفهمد تا بتواند یک چشم‌انداز به آینده بدهد و هم پیشنهادهایی را برای جامعه داشته باشد. این گفت‌و‌گوی هنرمند با جامعه نباید صرفا محدود به اثری باشد که نوشته. اثری که به عنوان نمایشنامه نوشته می‌شود باید محصول یک گفت‌و‌گوی طولانی مدت هنرمند با جامعه باشد. اگر این گفت‌و‌گو شکل نگرفته باشد و ما به شکل ایزوله و جدا، در فضاهای روشنفکری و هنرمندی خودمان با گروهی که همه از یک قماش هستیم سروکار داشته باشیم، طبیعتا نمی‌توانیم آن ارتباط گسترده را با اجتماع بگیریم. شاید بخشی از مشکلی که شما اشاره می‌کنید به آن برمی‌گردد که ارتباطات اجتماعی ما ضعیف است. آن اندازه که فکر می‌کنیم تئاتر مهم است همه بازوهایی مثل شناخت جامعه، شناخت شرایط سیاسی، فلسفه، موسیقی، هنرهای تجسمی که باید در جهت به کمال رسیدن، اثر را یاری کند به کار نگرفته‌ایم. شاید ما در آن ابعاد ضعیف هستیم و نمی‌توانیم آن آثاری را که نشان‌دهنده روزگار ماست و چشم‌اندازی از آینده ما را نشان می‌دهد خلق کنیم. این حرفی که می‌زنم به این معنا نیست که همه آثار باید در چارچوب واقعگرایانه یا رئالیستی قرار گیرد و آثار صرفا باید موضوع‌های اجتماعی باشد. ما سلایق مختلف اجتماعی را داریم. اما گفت‌و‌گوی هنرمند با جامعه باید آن‌قدر درونی بشود که محصول نهایی به عنوان یک نمایشنامه و یا انتخاب یک نمایشنامه از سوی کارگردان بتواند ارتباط همه‌جانبه با جامعه پیدا کند.
کارگردانان ما به صورت غیرحرفه‌ای کار را یاد گرفته‌اند و فکر می‌کنند می‌توانند نویسندگی هم بکنند. این آفت چگونه از بین می‌رود و یا حداقل کم می‌شود؟
با این تعریف که هنرمندانی صرفا از راه تئاتر معیشت‌شان را بگذرانند و از صبح تا شب در این راه زحمت بکشند ما اصولا در سیرجان تئاتر حرفه‌ای نداریم. نه تنها در سیرجان در غالب شهرهای کشور به جز تهران تئاتر حرفه‌ای وجود ندارد. در سیرجان در بهترین حالت شغل دومشان تئاتر است یا صرفا برای سرگرمی و تفریح این کار را انجام می‌دهند. چکار باید کرد؟ باید فرقی بین تخصص رشته‌هایی که در تئاتر هست بگذاریم. لزوما کسی که کارگردان خوبی است نمایشنامه‌نویس خوبی نیست. هرکسی که نمایشنامه می‌نویسد نباید کارگردانی کند. هر بازیگر نباید انتهای مسیرش به کارگردانی ختم بشود. اینها هر کدام تخصص خودش را دارد. ما نباید فکر کنیم اگر می‌خواهیم کاری بکنیم لزوما نمایشنامه‌اش را هم خودمان بنویسیم. برخی از استادان بزرگ تئاتر هرگز نمایشنامه ننوشته‌اند. مرحوم حمید سمندریان کارهای بی‌نظیری را روی صحنه برد اما هرگز نمایشنامه ننوشت. باید ابتدا تصمیم بگیریم که کی هستیم و چی هستیم و بعدا دست به کار بزنیم. علاقه خودمان را پیدا کنیم. یک دلیل مهم که در شهرستان‌ها همه سعی می‌کنند نویسندگی و کارگردانی کنند، به تاثیر مسموم جشنواره‌های تئاتر برمی‌گردد. شرط ورود به جشنواره‌های استانی این است که نمایشنامه‌ها لزوما ایرانی باشند و اگر این نمایشنامه اورجینال (توسط گروه خلق شده باشد) امتیاز بیشتری دارد و احتمال راه پیدا کردن به مراحل بالاتر بیشتر است. همین باعث شده نمایشنامه‌های زیادی را از سوی کسانی که نمایشنامه‌نویسی بلد نیستند داشته باشیم.
 شما مشغول برگزاری کارگاه تئاتری در سیرجان هستید که از سوی صدرالدین زاهد تدریس می‌شود و دو ماه ادامه دارد. برای نویسندگی چنین کارگاهی نیاز نیست؟
این کارگاه چند روزی است که شروع و با استقبال اهالی تئاتر مواجه شده و در دو شیفت صبح و بعد از ظهر به مدت دو ماه انجام می‌شود. امیدوایم همان‌طور که برنامه‌ریزی شده به یک محصول برای اجرا هم برسد. در یک دهه‌ای که من درگیر آموزش هستم به این نتیجه رسیدم که آموزش تئوری و تخته‌سیاهی کاربرد کافی ندارد. کارگاه‌ها مبتنی بر انتقال یک سری اطلاعات و دانش‌ها هستند که با ریزش زیاد هنرجوها مواجه می‌شود. چند سالی است کارگاه‌هایی برگزار می‌کنیم که منجر به تولید باشد. در دو سال گذشته کارگاه‌های نمایشنامه‌نویسی که با آقای دکتر سعید اسدی داشتیم به همین شکل بود. اما تا به حال نتواسته بودیم یک کارگاه بازیگری منجر به تولید داشته باشیم. با لطف آقای زاهد و همکاری اداره ارشاد، موسسه معراج اندیشه و شهرداری سیرجان کارگاه خوب پیش رفته. برای نمایشنامه‌نویسی این کارگاه‌ها را برگزار کردیم اما بضاعت نمایشنامه‌نویسی شهر ما به آن حد نرسیده که از یک استاد تراز اول مثل آقای اسدی استفاده تمام و کمال را ببرد. امیدوارم در سال‌های آینده آموزش را در رده‌های پایین‌تر جوری ادامه داده باشیم که یک جمعیت آماده و دست به قلم برای رده‌های آموزشی بالاتر داشته باشیم.
 ریزش مخاطب تا چه حد به نمایشنامه برمی‌گردد؟
نمایشنامه اولین پایگاهی است که تماشاگر می‌تواند ارتباط برقرار کند و سازنده چارچوب اجرایی است که ما می‌بینیم. البته در تئاتر اشکال دیگری از اجراها را داریم که مبتنی بر نمایشنامه نباشد ولی چیزی را که ما به عنوان تئاتر بدنه می‌شناسیم متکی بر نمایشنامه هست.
 دلیل اینکه تئاتر سیرجان به اجرای کار بیشتر از نوشته اهمیت می‌دهد چیست؟
گمان نمی‌کنم ما به اجرا اهمیت بیشتری بدهیم، البته تئاتر هنر اجراست و نمایشنامه می‌تواند چاپ شود. تئاتر هنر اجرای بهینه آن متن است. بنابراین من می‌توانم عکسش را مثال بزنم. به دلیل اینکه ما شناخت کافی از نمایشنامه نداشتیم و نتوانستیم نمایشنامه را درست تحلیل کنیم و نقاط برجسته آن را کشف کنیم، در اجرا به آن نمایشنامه صدمه زدیم و مخاطب هم ناراضی شده است. من فکر می‌کنم نمایشنامه و اجرا باید در کنار هم پیش بروند.
 پیشنهاد شما برای افزایش کیفیت نمایشنامه در سیرجان چیست؟
من در جایگاهی نیستم که پیشنهاد بدهم. صرفا بر اثر تجربه کار کردن به نظرم ما باید درک این موضوع را پیدا کنیم که دنیای ما صرفا همین شهرستان سیرجان نیست. اگر همچنان بخواهیم در پوسته خودمان بمانیم و فکر کنیم همه دنیا همین سیرجان است و اگر کاری می‌کنیم و با استقبال هم مواجه می‌شود و این موضوع ما را خوشحال کند، هیچ وقت پیشرفت نمی‌کنیم. ما باید خودمان را با تراز جهانی بسنجیم و به جامعه جهانی فکر کنیم. فکر کنیم چرا یک نمایشنامه‌نویس فرانسوی چندین سال پیش یک نمایشنامه نوشته و هنوز این نمایشنامه در ایران روی صحنه می‌رود. چرا نمایشنامه‌نویسان ایرانی نتوانستند این جایگاهی که آمریکا، فرانسه و ایتالیا داشته را به دست بیاورند؟ آیا این ضعف در ما بوده که نتوانستیم نمایشنامه‌های خوبی تولید کنیم؟ و یا اینکه نتوانستیم نمایشنامه‌ها را به خوبی ارایه کنیم.
ما باید با دانش‌آموزی، دانش‌اندوزی و کسب دانش از هر طریق ممکن خودمان را جزیی از جامعه جهانی بدانیم و سعی کنیم در عین حال که از همه مواهب تکنولوژی بهره می‌بریم، به همان اندازه نمایشنامه‌ها را به روز کنیم. نمایشی در تراز اتفاقات نمایشی دنیا خلق کنیم و ارتباط نفس به نفس با دنیا داشته باشیم. ما نمی‌توانیم تا ابد خودمان را با خودمان مقایسه کنیم و برای خودمان دست بزنیم و هورا بکشیم. باید جهان اطراف‌مان را نگاه کنیم.