پنج شنبه, 27 تیر 1398

هفته‌نامه شماره 566:  24 تیر 1398

سیرجان؛ آبستنِ حوادث جاده‌ای

 ابوذر خواجویی‌نسب
از نخستين تصادفِ منجر به مرگ در تاریخ ایران، حدود 93 سال می‌گذرد. در نیمه‌شبِ دوم اسفند سال 1305، غلامحسین‌خان درویش معروف به «درویش‌خان» از نامدارترین موسیقی‌‌دانانِ صاحب‌سبک ایران در دوران قاجاریه، بعد از تمام شدن کلاسِ موسیقی‌اش، برای برگشت به منزل یک درشکه‌ی دو اسبه کرایه می‌کند. اما تنها چند دقیقه بعد، درشکه‌ی کرایه‌ای‌ درحالي‌که از خيابان اميريه به سمت شمال مي‌پيچيد، با ماشيني از نوع فورد که از جهت مخالف مي‌آمد، تصادف می‌کند. درويش‌خان بر اثر شدت جراحات وارده به بيمارستان نظميه‌ی تهران منتقل می‌شود، اما به ‌دليل ضربه‌ی مغزي پنج روز بعد در 54 سالگي فوت می‌کند تا مردي كه دردِ زمان پر اضطراب خود را مي‌فهميد، اين گونه در خيابان‌هاي خلوت تهرانِ قدیم كه اتومبيل‌ها سرعت بالايي نداشتند و چهارراهی كه حتي يك چراغ راهنمايي هم نداشت، نامش به عنوان اولین کشته‌ی سوانح رانندگی در تاریخ ایران ثبت شود.
مرگ آقای موسیقی‌دان چنان تلخ بود که حکومت وقتِ ایران را مجبور کرد تا با وضع قوانینِ رانندگی و گماردن پاسبان‌ها در سر چهارراه‌ها، از وقوعِ چنین حوادثی جلوگیری کند. با وجود این و پس از 9 دهه از اولین تلاش‌ها برای ایجادِ قوانین رانندگی در ایران، آمارهای پزشکی قانونی نشان می‌دهد که به صورت مداوم، هر ماه صدها نفر ایرانی در هزاران حادثه‌ی دل‌خراش رانندگی کشته می‌شوند. گزارشِ جدید بانک جهانی نیز نشان می‌دهد در آمارِ کشته شدگانِ حوادثِ رانندگی، نام ایران در انتهای جدول است.
بارها اعلام شده؛ جاده‌های ناایمن، خودروهای بی‌کیفیت، رانندگی در حالت خستگی و سرعت غیرمجاز از دلایل عمده‌ی مرگ در جاده‌های کشور است. در این میان تلاش‌هایی نیز برای حل بحرانِ تصادفات رانندگی صورت می‌گیرد، اما چه سود که کابوسِ مرگ، سایه‌ی شوم خود را از روی سرِ جاده‌های ایران برنمی‌دارد. در هفته‌های گذشته خبرِ مرگ سه جوان هنرمند سیرجانی در حادثه‌ی دلخراش رانندگی در محور سیرجان به شهربابک، فضای اجتماعیِ سیرجان را برای چند روز تحت تاثیر خود قرار داد اما خیلی زود و در هیاهوی خبرهایی هم‌چون صعود دو تیم آرمان‌گهر و گل‌گهر به لیگ دسته اول و لیگ برتر فوتبال کشور، این رخداد تلخ به فراموشی سپرده شد. همیشه همین‌گونه بوده، فراموشی عادت دیرینه‌ی ماست. هر بار که اتفاقِ تلخی می‌افتد تا چند روز آه و ناله می‌کنیم و بعد آش همان آشُ و کاسه همان کاسه! غافل از این‌که برای این جاده‌ها مردم عادی و مسئول، غنی و فقیر، پرایدنشین و بنزنشین فرقی نمی‌‌كند. هر كه در مسیرش قرار گیرد را در خود فرو می‌برد. نمونه‌اش سیدتقی نوربخش، رییس سازمان تامین اجتماعی و معاونش که جان خود را در یکی از همین جاده‌های ناایمنِ ایران و در حالی‌که سوار بر خودروی ایمن و گران‌قیمت خارجی خود بودند، از دست دادند. فقط نشسته‌ایم و می‌گوییم باید جاده‌ها ایمن شوند، خودروسازان استانداردها را رعایت كنند و خطاهای انسانی نیز به حداقل برسد. اما نمی‌پرسیم که این‌ «بایدها» را چه كسی باید اجرا كند؟ همین حالا بسیاری از جاده‌های شهرستانِ سیرجان به لحاظ ایمنی وضعیت خوبی ندارند و آبستنِ حوادثِ جدیدی هستند. به‌خصوص جاده‌های فرعی مثل جاده‌ی «چهارگنبد» و جاده‌ی «خواجوشهر» که اولی به دلیلِ وضعیتِ بد آسفالت، عبور و مرور ماشین‌های معدنی و اصلاح نکردنِ نقاط حادثه‌خیز و دومی به دلیل یک بانده بودن، پرتردد بودن و عرض بسیار کمِ جاده، جزو خطرناک‌ترین محورهای فرعیِ سیرجان هستند. آسفالتِ جاده‌ی ترانزیتی سیرجان به بندرعباس نیز در برخی نقطه‌ها به شدت از بین رفته است و چند سال است که هیچ اقدامی برای روکشِ آسفالت این محور صورت نگرفته است. و در نهایت محور پر ترددِ سیرجان به شهربابک که به دلیل بیابانی و مستقیم بودن مسیر و نداشتن شیبِ شیروانیِ مناسب، همواره شاهد وقوعِ حوادث جانخراشی بوده است. این وسط خطاهای انسانی نیز قوز بالا قوز شده‌اند تا هر چند روز یک‌بار، خبر مرگ چند انسان، تیتر یکِ نشریات شود. کاش حالا که مسئولان ککِ‌شان هم نمی‌گزد تا برای ایمن کردن جاده‌ها و خودروها قدمی بردارند، خودمان با رعایت نکات ساده‌ی رانندگی، بیش از این، جانِ شیرین خود را در جاده‌ها به حراج نگذاریم.