جمعه, 28 تیر 1398

هفته‌نامه شماره 566:  24 تیر 1398

بیایید هماهنگ باشیم

 علی عیوضی‌زاده
سلام دخترم، خوبی؟
نوشته‌ای که گل‌گهری‌ها توی جلسه شورای شهر گفته‌اند؛ شهر باید با گل‌گهر هماهنگ باشد! من کاملا موافقم چون سیرجان، زن معدن است و زن باید تابع شوهرش باشد. ماجرا این‌گونه است که زمانی پدر و مادر و عمو و عمه و دایی و خاله و خلاصه تمام فک و فامیلی که به طور مستقیم یا غیرمستقیم در ازدواج سیرجان منافع داشتند، سیرجان را دادند به کشاورزی که نسبتا پولدار بود. کشاورزی هم سال‌ها حسابی در سیرجان کاشت و داشت و برداشت. بعد یک روز فک و فامیل سیرجان توی شهر یک پسر خوش‌تیپ و خیلی پولدار به اسم معدن را دیدند. فک و فامیل سیرجان بلافاصله طلاق او را از کشاورزی گرفتند و دادندش به معدن اما سیرجان راضی نبود چون می‌دانی که بنا به اظهار کارشناسان، معدن سخت‌ترین شوهر دنیاست و پس از او خبرنگاری قرار دارد.
معدن، دستِ بزن داشت و هر روز سیرجان را با آلاینده‌ها کتک می‌زد. بخش زیادی از محیط زیست سیرجان را اپیلاسیون کرد، آهن و سایر مواد مغذی سیرجان را طوری استخراج کرد که سیرجان دچار کمبود آهن و کلسیم شد و پوکی استخوان گرفت. شیر سیرجان را می‌دوشید و می‌فرستاد برای سهامداران. چون می‌دانی که آدم وقتی با معدن ازدواج می‌کند، با یک نفر که ازدواج نکرده، تعدادشان خیلی زیاد است! معدن در مقابل این کارها، مقداری شیربها که به آن ارزش افزوده می‌گفتند، به اقوام سیرجان می‌داد تا صدای‌شان در نیاید. اقوام سیرجان هم ادعا می‌کردند این پول را برای سیرجان خرج کرده‌اند اما معلوم نیست چرا سیرجان همیشه دچار سوءتغذیه بود و لباس‌هایش که به آن آسفالت می‌گفتند، کهنه و پاره بودند. حتا بعضی از نواحی بدنش اصلا لباس نداشت.
خلاصه سیرجان از یک دختر خوشگل و خوش‌اندام، تبدیل شد به یک زن افسرده، زشت، عصبانی و بددهن. حتا مدتی معدن تصمیم گرفته بود سیرجان را طلاق بدهد و برود داماد استان فارس بشود. اقوام سیرجان قول دادند که به سیرجان برسند و تصمیم گرفتند او را عمل جراحی توسعه بکنند اما چون ناوارد بودند، سیرجان دچار عمل توسعه‌ی نامتوازن شد. یعنی مثلا هرچند پایین‌تنه‌اش شبیه جنیفر لوپز شده و دل می‌برد اما بالا تنه‌اش شبیه آرنولد بود! صورتش هم شده بود عین سمندون! بنابراین دخترم! همین که معدن هنوز سیرجان را طلاق نداده، ما باید شکرگزار و هماهنگ باشیم.
قربان تو، پدر هماهنگ و دیوانه‌ات!