چهارشنبه, 27 شهریور 1398

هفته‌نامه شماره ۵۷۳:  ۲۵ شهریور ۱۳۹۸

دولت امید و اصلاح‌طلبان ناامید

 رضا مسلمی‌زاده
کمتر از هفت ماه مانده به انتخابات مجلس، سرخوردگی و ناامیدی شایع‌ترین وضعیت در میان اصلاح‌طلبان است. به گونه‌ای که اصولگرایان از همین الان سرود فتح ساز کرده‌اند و از اصولگراتر شدن مجلس آینده خبر می‌دهند. پیش‌بینی که البته در بین اصلاح‌طلبان هم موافقانی دارد.
دلیل این ناامیدی هم کسی و چیزی نیست جز دولت تدبیر و امید که با کلی وعده و وعید، اصلاح‌طلبانِ ناگزیر را به حمایت بیشتر از خویش ترغیب کرد و چون خرش از پل انتخابات گذشت، دست‌شان را در پوست گردو گذاشت.
البته بر سر نتوانستن و یا نخواستن دولت برای تحقق وعده‌های انتخاباتی معرکه آرا گشوده است اما در نتیجه‌ی اجتماعی آن تاثیری ایجاد نمی‌کند. اصلاح‌طلبان که در 20 سال گذشته بالاترین نفوذ را در بین اقشار مردم داشته‌اند و این مزیت نسبی را در سال 96 برای اقناع جامعه در رای دادن به حسن روحانی هزینه کرده‌اند، اکنون میزانی از شرم و پشیمانی را در خویش احساس می‌کنند. هم از این رو وقتی که پیام مشارکت جدی در انتخابات از سوی سران اصلاحات مخابره می‌شود، موجی از اعتراض و خشم را در لایه‌های زیرین برمی‌انگیزد. به نظر می‌رسد شورای سیاست‌گذاری اصلاحات دشوارترین سال را برای جلب مشارکت مردم به صندوق‌های رای داشته باشد. وقتی که فعالان ستادی این جریان می‌گویند؛ روی نگاه کردن در چشم رای‌دهندگان را ندارند، چه امیدی است که بخواهند ایشان را به رای دادن دوباره تشویق کنند.
در سیرجان حال و روز اصلاح‌طلبان از معدل ملی هم وخیم‌تر است. ناکامی ایشان در حفظ همبستگی که پس از رد صلاحیت ابراهیم جهانگیری بروز کرد، شکوه و گلایه‌های بسیاری را برانگیخت که همچون استخوان لای زخم مانع از همکاری در انتخابات پیش رو می‌شوند. نادیده‌گرفتن این زخم و یا تلاش برای لاپوشانی آن هیچ کمکی به حل مسئله نمی‌کند. نگرانی از سوءاستفاده رقبا مانعی است محافظه‌کارانه که اصلاح‌طلبان با تمسک بدان فقط زخم را عمیق‌تر می‌کنند. بماند که اصلح‌طلبی در معنای اصیل خودش از این شیوه‌ها بیزار است.
تشکیلات گذشته اصلاح‌طلبان در سیرجان عملا کارایی و مشروعیت خویش را از دست داده است. دیگر با تکیه بر روش‌های هیئتی و ریش‌سفیدی نمی‌توان نیروهای نوگرای این جریان را به تبعیت از خویش دعوت کرد. از این رو این «ناامیدی مضاعف» اصلاح‌طلبان سیرجان را باید «فرصت»ی مغتنم به حساب آورد. تا زمانی که ناامیدی به حد مطلق خود نرسد و هنوز کورسویی از امید وجود داشته باشد، ذهن محافظه‌کار ما با خودفریبی دل‌بستن به شیوه‌های گذشته را توجیه‌پذیر می‌کند، اما وقتی رشته‌ی امید به کلی گسسته شود، روزنی تازه رخ می‌نمایاند.
ایجاد ساختاری شفاف و دموکراتیک که با شیوه و مشی واقعی اصلاح‌طلبی هم سازگارتر است، در دل خود بسی گوهر مقصود نهفته دارد که تن سپردن و تلاش برای ایجاد آن، کمترین نتیجه‌اش پیروزی در انتخابات آینده است.
«قطع امید» همیشه هم بد نیست. فرصت ناامید شدن از تکرار گذشته را قدر بدانیم.