حکایت توانمندی یک روستا
 پاسارگاد: مینا کامران تسهیل‌گر اجتماعی کمپین مدرسه‌سازی «ایران من» دومین نشست از نشست‌های مسئولیت اجتماعی را برگزار کرد. او گفت: من سه سال است در «ایران من» کار می‌کنم. این NGO تصمیم گرفت 100 مدرسه در نقاط مرزی بسازند. ما شروع کردیم و 30 مدرسه ساختیم. ما برای افتتاح یکی از مدارس مرزی سمت کردستان رفته بودیم. قبل از افتتاح به مدرسه‌ای را که یک گروه خیر دیگر سال قبل ساخته ‌بودند رفتیم. در مدت یک سال کل دیوارها کثیف بود‏ و مدرسه اصلا وضعیت مناسبی نداشت. آنجا یک تلنگر اساسی به ما خورد. چطور بعد از یک سال به این وضع دچار می‌شود؟ به این دلیل که آدم‌های این منطقه و روستا هیچ تعلق خاطری به آن مدرسه نداشتند و در فرآیند به وجود آوردن مدرسه هیچ مشارکتی نداشتند. یک نهاد خارجی بدون اینکه بپرسد یک پیمانکار از بیرون آورده بود و برای‌شان مدرسه ساخته بود. کامران افزود: ذهن‌مان به این سمت رفت که ما کلی تلاش می‌کنیم که پول جمع کنیم. مدارس ابتدایی می‌ساختیم اما خیلی از دانش‌آموزان بعد از شش سال ترک تحصیل می‌کردند. ما متوجه شدیم که باید الگوی ساخت مدارس در ایران را عوض کنیم. یک و نیم سال برای مطالعه گذاشتیم. الگوهای اروپایی و جنوب شرق آسیایی را دیدیم و خواندیم. یک مدرسه را به عنوان توسعه پایدار طراحی کردیم. تمام تلاش ما در مدارس توسعه پایدار بر روی آموزش باکیفیت و مادام‌العمر برای همه ساکنان روستا است که اهالی برای تغییر آماده باشند. به گفته‌ی کامران معنی سواد عوض شده است. سواد توانایی تغییر است. یعنی همزمان با تغییرات خودتان را به‌روز کنید و پذیرش تغییر داشته باشید. تمام تلاش‌مان در این مدارس گسترده کردن جهان دانش‌آموزان است تا بتوانیم توانایی تغییر را به آنها بدهیم.
بعد از کار مطالعاتی چند معیار برای مدرسه توسعه پایدار مشخص کردیم. کاربری آموزشی تنها کاربری این مدرسه نیست. مدرسه فضایی برای تعاملات اجتماعی است. فضای عمومی کارگاهی ساکنان روستاست که قرار است آنجا فیلم ببینند، به گفت‌و‌گو بنشینند و مدرسه با الگوی معماری سبز ساخته می‌شود. یکی از اهداف مهم ما توانمند‌سازی اقتصادی ساکنان روستا است. این مدارس باید به ساکنان یاد بدهد محیط‌شان را بهتر ببینند و اینکه چه پتانسیل محلی دارند و کسب درآمد کنند.
تحقیقات زیادی انجام دادیم و در یکی از روستاهای شهرستان چابهار کار را شروع کردیم. این روستا 500 نفر جمعیت داشت که 300 نفر باسواد بودند. خشکسالی باعث شده بیکار شوند. جوان‌ها در این روستا زیاد بودند. جامعه محلی تمایل برای همکاری نشان داد. 20 نفر جوان یک اجتماع را شکل دادند و ما با این 20 نفر کار را شروع کردیم. کامران ادامه داد: روشی که ما استفاده کردیم تسهیل‌گر بود. با استفاده از یک سری مهارت‌ها و روش‌ها به آدم‌ها فرصت فکر کردن و گفت‌و‌گو می‌دهیم. ما حق دخالت و اظهار نظر در زیست آنها را نداریم. فقط فضای فکر و گفت‌و‌گو را باز می‌کنیم. می‌خواهیم آنها یاد بگیرند چه دارند و در گذشته چه داشتند. زیبایی‌ها را برگردانند و به سمت توسعه پایدار حرکت کنند. مهم‌ترین مسئله این بود که به آنها یادآوری کردیم به توانمندی‌های خودشان پی ببرند و برای آینده بهتر تصمیم‌گیری کنند. کامران افزود سه کارگروه آموزش، بهداشت و صنایع‌دستی در این روستا تشکیل دادیم. برای همه اینها چشم‌انداز ترسیم کردیم. آنها مشکل دفع زباله داشتند، مدرسه نداشتند که این‌ها اولویت بود. کارهایی در رابطه با دفع زباله‌ انجام شد. اما مهم‌ترین اتفاق در اقتصاد روستا رخ داد. بانوان روستا سوزن‌دوزی برای لباس‌های خودشان انجام می‌دادند. بحث خشکسالی بود و آنها عنوان می‌کردند ما هیچ کاری نمی‌توانیم بکنیم و چیزی نداریم. به آنها گفتیم چرا از سوزن‌دوزی برای منبع درآمد استفاده نمی‌کنید؟ ما روی سوزن‌دوزی کار کردیم که آنها را به زیورآلات تبدیل کنیم و آنها را بفروشیم. یک سری اول کار را فرستادند تهران دوخت خوب بود ولی تمیز کار نکرده بودند ولی همان‌ها را به قیمت یک میلیون تومان فروختیم و پول را به اهالی روستا برگرداندیم. یک متخصص به آنجا بردیم و طرز تهیه ساخت زیورآلات را به آنها آموزش دادیم. کم‌کم کارشان تمیز و تمیزتر شد. اولش 10 خانم شروع کردند. الان 100 خانم در روستا کار سوزن‌دوزی انجام می‌دهند. این موضوع یک توانمندسازی اجتماعی بود. در حال حاضر یک صفحه اینستاگرام با نام banook.doch دارند که سوزن‌دوزی را در آن به فروش می‌رسانند. دستمزد را به آنها می‌دهیم و سود فروش برای توسعه روستا به کار گرفته می‌شود. اولین سود را سطل زباله گرفتیم. کامران گفت: بعد سه نمایشگاه گذاشتیم و از درآمد آن برای ساخت مدرسه استفاده کردیم. توانمند‌سازی اقتصادی را شروع کردیم و بعد مدرسه را ساختیم. مدرسه با تلاش و همت خودشان است. فاز اول توانمند‌سازی اقتصادی بود. فاز دوم توانمند‌سازی اجتماعی است که امسال شروع کردیم. کارگاه های بهداشت و محیط زیست را شروع کردیم. امیدواریم این تغییرات ادامه داشته باشد. معلمان را تربیت می‌کنیم که آنها کار را ادامه بدهند. برای فرایند ساخت مدرسه از خودشان کمک گرفتیم که آنها دوست دارند مدرسه‌شان چه شکلی باشند. به گفته‌ی کامران ما از اول کنارشان بودیم ولی خیلی کارهای‌شان را خودشان انجام می‌دادند. الان خودشان نمایشگاه می‌گذارند. 70 درصد زن‌های روستا دارند خرج زندگی را می‌دهند که امیدواریم ادامه داشته باشد.
دو روستای دیگر هم در کنار این روستا فعال شده‌اند. خیلی از روستاهای اطراف به این فکر افتادند که ما هم بیاییم چنین کاری بکنیم.