چهارشنبه, 29 آبان 1398

هفته‌نامه شماره 582:  27 آبان ۱۳۹۸

گزارشی از پیگیری اعتراض مردم روستای کفریز به احداث معدن
جدال در کفریز

 ناصرصبحی
زن چادرش را محکم می‌کند و می‌نشیند توی چاله‌ای که برای گذاشتن تیر برق کنده شده و با دو دست خاک و سنگ اطراف را به چاله برمی‌گرداند. مسئول نیروی انتظامی که سروان است، داد می‌زند: «می‌گم پاشو.» بعد به گروهبان جوانی دستور می‌دهد: «بلندش کن.» گروهبان نزدیک زن می‌شود و با نوک پا، خاک را شوت می‌کند سمت زن: «بلند شو.» سروان می‌گوید: «پا شو وگرنه به خدا اسپری می‌زنم توی چشمت.» زن جواب می‌دهد: «بزن. پا نمی‌شم. بُکشی هم پا نمی‌شم.» سروان به گروهبان می‌گوید: «اسپری بزن.» گروهبان به سمت زن خیز برمی‌دارد. زن یک سنگ برمی‌دارد و به سمت گروهبان پرت می‌کند. دوباره و دوباره چند سنگ به سمت گروهبان پرت می‌کند. سروان خشمگین به سمت زن می‌رود. اسپری را از جیبش بیرون می‌آورد. گروهبان هم اسپریش را در دست گرفته. یک زن و یک پیرزن خودشان را می‌رسانند به چاله و شروع می‌کنند به ریختن خاک و سنگ توی چاله. سروان اسپری را می‌پاشد توی صورت زنی که توی چاله نشسته. زن عینک دارد و اسپری روی شیشه عینک می‌نشیند اما ناگهان زن کوچک‌اندامی که پشت سرش است، به پهلو می‌افتد زمین. گویا افشره اسپری به چشمان او رسیده. زنان شروع به جیغ کشیدن می‌کنند. یکی داد می‌زند: «غش کرد.» چندتا از زنان رو به نیروی انتظامی داد می‌زنند: «کُشتی‌ش. زنگ بزن اورژانس» سروان یک لحظه بهتش می‌زندو می‌آید بالای سر زن و می‌گوید: «پاشو». عکاس پاسارگاد از زن بیهوش و زنانی که اطرافش هستند عکس می‌گیرد. سروان به سمت عکاس هجوم می‌آورد و درحالی‌که سعی می‌کند دوربین را بگیرد، داد می‌زند: «مگه نمی‌گم عکس نگیر. دوربین رو بده من» عکاس دوربین را نمی‌دهد. سروان برمی‌گردد که برود. عکاس دوباره عکس می‌گیرد. سروان دوباره به سمت عکاس هجوم می‌آورد و سعی می‌کند دوربین را بگیرد. موفق نمی‌شود. با کف دست می‌کوبد توی سینه عکاس.سروان رو به راننده جرثقیل داد می‌زند: «تیر چراغ برق رو نصب کن.» یک پیرزن با کمری که 90 درجه خم شده، به راننده می‌گوید: «اگه ماشینتو دوست داری از اینجا برو وگرنه خودم شیشه‌هاشو با سنگ می‌شکنم.»
اینجا روستای کفریز است. روستایی که قرار است در نزدیکی‌اش یک معدن شن و ماسه احداث شود اما مردم روستا معترض هستند.
 لب مرز
اعتراض اهالی کفریز نسبت به این وضعیت تازه نیست اما مدتی است که اوج پیدا کرده و تجمع اخیرشان جلوی فرمانداری، در فضای مجازی نیز منتشر شد چهارشنبه به روستا می‌رویم و با تعدادی از اهالی صحبت می‌کنیم. همه از احداث این کارخانه یا آن‌طور که می‌گویند،معدن، ناراضی هستند. آلودگی صوتی و غبار، احتمال بردن آب و برق از روستا به معدن و نزدیکی معدن به حریم رودخانه از جمله دلایل اعتراض اهالی است.
کنار دیوار موتور آب، تعدادی از اهالی معترض با ماموران انتظامی صحبت می‌کنند. کمی جلوتر، شاید صد قدم بعد از آخرین خانه، دو طرف جاده خاکی چند خودرو به همراه تعدادی مرد ایستاده‌اند و به اصطلاح جاده را قرق کرده‌اند. آن‌ها را صاحب معدن از یک روستای نزدیک آورده. وضعیت به طور مشخص بحرانی است. ماجرای آتش زدن برخی وسایل معدن که سه هفته قبل اتفاق افتاده، یکی از دلایل تنش است. اهالی معتقدند صاحب معدن برای مظلوم‌نمایی و تخریب اهالی، آتش زده به وسایلش ولی محافظان خواجویی معتقدند این کار اهالی بوده است. حدود 600 متر دورتر از محل تجمع، قرار است دو تیر برق نزدیک معدن را کار بگذارند. این محافظان آمده‌اند تا نگذارند اهالی مانع کار شوند. صاحب معدن، سمت راست جاده ایستاده. به سراغش می‌رویم اما مصاحبه نمی‌کند و ما را به دادستان ارجاع می‌دهد. چند نفر از محافظان او با دیدن دوربین، عکاس نشریه را محاصره و تهدید می‌کنند در صورت عکس گرفتن، دوربینش را شکسته و خودش را کتک می‌زنند. رییس شورای کفریز به جمع ما می‌آید. دو نفر از محافظان به رییس شورا ناسزا می‌گویند. رییس شورا سعی می‌کند جو را آرام کند اما سودی ندارد.
به جمع اهالی می‌رویم. حدود 50 تا 60 نفر که بیشترشان زن هستند، با مسئول نیروی انتظامی حاضر در محل صحبت می‌کنند. او همان سروان است. اتیکت اسمش را برداشته. هیچکدام از افسرها و درجه‌داران نیروی انتظامی و نیروهای ویژه اتیکت اسم ندارند. سروان با دیدن ما متوجه می‌شود غریبه هستیم. می‌گویم خبرنگاریم. با تحکم می‌گوید بروید. مخالف حضور ماست و می‌گوید ما باعث تنش هستیم و اگر می‌خواهیم بمانیم باید فرمانده نیروی انتظامی یا دادستان اجازه دهد. مردم هم از دیدن ما عصبانی هستند. آن‌ها معتقدند ما طرف صاحب معدن هستیم چون اول به سراغ او رفته‌ایم. مردم سروان را کلافه کرده‌اند. پاسخ هر معترضی را که می‌دهد، چند معترض دیگر اضافه می‌شوند. سروان تاکید می‌کند اهالی نباید از جایی که هستند، قدمی جلوتر بروند وگرنه طبق حکمی که دادستان داده، دستگیر می‌شوند. اهالی می‌خواهند حکم دادستان را ببینند. حکم دستنویس است و همین باعث می‌شود برخی حکم را جعلی بدانند. آن‌ها معتقدند صاحب معدن همه را خریده است.
در همین حین یکی از اهالی به مردم می‌گوید: «شما رو اینجا مشغول کردن تا تیر چراغ برق رو بگذارن.» این حرف باعث می‌شود تعدادی از زنان، از شانه خاکی کنار جاده به سمت محل نصب تیر چراغ برق بروند. برخی از اهالی به سراغ صاحب معدن می‌روند تا به او اعتراض کنند. محافظان صاحب معدن جلوی تعدادی را می‌گیرند. یکی از ایشان که پیراهن سفید پوشیده، با گوشی همراهش از اهالی فیلم می‌گیرد. یکی از زنان معترض می‌شود. بحث بالا می‌گیرد. زن او را تهدید به شکایت می‌کند و می‌گوید که پدرت را در می‌آورم. محافظ عصبانی می‌شود و شروع می‌کند به فحاشی. جلوی ماموران نیروی انتظامی داد می‌زند: «همه‌تون رو با تیغ می‌کشم.» ماموران واکنشی نشان نمی‌دهند.
محافظ پیراهن سفید همچنان در حال فیلم گرفتن است. زن به مامور انتظامی اعتراض می‌کند. مامور می‌گوید: «نه، فیلم نمی‌گیره. بگیره هم به دردش نمی‌خوره.» زن، همچنان معترض است. مامور به مرد سفیدپوش تذکر می‌دهد و او می‌گوید فیلم را پاک کردم. زن هنوز معترض است و این‌بار به سروان اعتراض می‌کند. سروان گوشی جوان را می‌گیرد و می‌گوید: «خودم فیلم رو پاک می‌کنم.»
 ماجرا اوج می‌گیرد
بحث بین اهالی محل و محافظان ادامه دارد. اهالی خشمگین و معترض هستند اما چندان اهل ناسزای رکیک نیستند؛ جز دو یا سه نفرشان. برخی از محافظان به شدت فحاشی کرده و کار را به ناسزاهای ناموسی می‌کشانند. یکی‌شان که به شدت عصبانی است، دوباره اهالی را به مرگ تهدید می‌کند. هیکل درشتی دارد و چند بار تا مرز درگیری فیزیکی پیش می‌رود. دو نفر دیگر هم همین وضعیت را دارند اما هربار که نزدیک است درگیری آغاز شود، ماموران انتظامی دخالت می‌کنند. دو نفر از ماموران چند بار کمربند مرد قوی هیکل را گرفته و او را عقب می‌کشند.
نکته جالب اینجاست که هر بار تا سر برمی‌گردانی، می‌بینی کسانی که تا چند لحظه پیش نزدیک بوده با اهالی درگیر شوند، دست در گردن یکی از اهالی انداخته و او را نصحیت می‌کنند که ماجرا را جمع کنید. اهالی و محافظان از دو روستای متفاوت اما همسایه هستند و یکدیگر را می‌شناسند. اهالی آشکارا دنبال درگیری نیستند و محافظان هم به خط و نشان و تهدید قناعت می‌کنند.
زنان بدون توجه به تذکرات سروان در حال پیشروی به سمت محل نصب تیرهای چراغ برق هستند. سروان پیشتر چند بار قسم خورده بود که اگر لازم باشد تیراندازی می‌کند. او با فردی تماس می‌گیرد با شرح وضعیت، کسب تکلیف می‌کند.
راننده تریلی حامل تیر چراغ برق و راننده جرثقیل به همراه چهار یا پنج کارگر افغانی ایستاده‌اند. سروان دستور می‌دهد که تیر را نصب کنند. یک سنگ به سمت جرثقیل پرت می‌شود. بحث لفظی بالا می‌گیرد. یکی از زنان می‌رود و توی چاله می‌نشیند. سروان چند بار به زن دستور می‌دهد بلند شود. زن گوشش بدهکار نیست. سروان کلتش را بیرون می‌آورد. تاثیری ندارد. سروان می‌گوید: «قانون است. من باید دستور را اجرا کنم. دادستان دستور داده.»
 پایان ماجرا
کشاکش‌ها همچنان ادامه دارد. بین اهالی با نیروی انتظامی و محافظان اما مشخص است که کار تمام است و تیرهای برق نصب خواهند شد. هرچند تریلی حامل تیر چراغ برق از ترس سنگ انداختن اهالی رفته. جرثقیل هم می‌خواهد برود اما چند متر جلوتر توقف می‌کند. سروان دستور می‌دهد برگردد. اورژانس هم سر می‌رسد. برمی‌گردیم سمت سیرجان. هنگام عبور از امیرآباد شول، تریلی حامل تیرچراغ برق را می‌بینیم که دنده عقب به سمت کفریز باز می‌گردد.
مجوز معدن، احتمال استفاده معدن از ظرفیت آب و برق روستا، نزدیکی معدن به حریم رودخانه، آلودگی ناشی از فعالیت معدن و ادعای بی‌توجهی دادستان سیرجان به معترضان، از جمله اعتراض‌های اهالی روستای کفریز است. برای روشن شدن ماجرا، به سراغ مسئولان مرتبط رفته‌ایم.
 رییس اداره صنعت، معدن و تجارت: مجوز دارد
غلامعباس شهبا کوتاه و موجز می‌گوید: «از نظر اداره ما مشکلی ندارد. صاحب معدن همه مجوزهایش را دارد. همه مجوزها و استعلامات شهر را به آقای مهندس بیگلری؛ معاون فرماندار هم داده‌ام.»
 ضوابط رعایت شده است
رعایت فاصله معدن از روستا، رعایت حریم رودخانه و ایجاد آلودگی توسط معدن، از دغدغه‌های اهالی این روستاست. اکبر رسولیان تاکید دارد ضوابط محیط‌زیست توسط معدن رعایت شده و ادامه پاسخ‌گویی را به محمدرضا محمودآبادی؛ کارشناس اداره واگذار می‌کند. محمودآبادی رعایت حریم روستا و رودخانه را تایید و اضافه می‌کند: «اگر روستایی‌ها چیزی می‌گویند، زیاده‌خواهی است.»
محمودآبادی در مورد ایجاد آلودگی توسط معدن می‌گوید: «بحث آلودگی فرق می‌کند. ما به این صنعت مجوز می‌دهیم و می‌گوییم شروع به کار کند. بعد ببینیم آیا گرد و غبار و آلودگی دارد یا نه؟ اگر مشکل آلودگی داشت، باید اخطار بدهیم و مسئولان دادگاه بیایند و جلوی کار را بگیرند»
یکی دیگر از نگرانی‌های اهالی، میزان مجاز برداشت ماسه از کف رودخانه است. محمودآبادی می‌گوید: «معدن مجاز است یک متر برداشت کند. مجوزشان یک‌ساله است. اگر بیشتر از یک متر برداشت کند، مجوزش برای سال بعد تمدید نمی‌شود.»
 اجازه نمی‌دهیم در معدن از آب شرب استفاده شود
علی احمدی تاکید دارد که مجاورت معدن و چاه آب روستا، باعث نمی‌شود به معدن اجازه استفاده از آب شرب داده شود: «به هیچ معدنی اجازه نمی‌دهیم از آب شرب در صنعت استفاده کند. من نمی‌دانم معدن می‌خواهد از کجا آب را تامین کند اما ما اصلا آب نداریم بخواهیم به معدن بدهیم. مصرف آب این‌ها زیاد است و با میزان دبی که ما برداشت می‌کنیم همخوانی ندارد. معدن باید مجوز چاه جداگانه بگیرد.»
احداث چاه جدید در کفریز، یکی از موارد مناقشه است. اهالی معتقدند این کار با هدف تقسیم آب روستا با معدن انجام می‌شود. احمدی می‌گوید: «ما با احداث چاه جدید می‌خواستیم هم به کفریز آب بدهیم و هم به روستای پایین دست اما اهالی نگذاشتند. از خودشان تفسیرهایی کردند و آمدند موتورها و لوله‌های ما را آتش زدند. الان هم باید جوابگو باشند.»
احمدی اعتقاد راسخ دارد که آتش زدن موتورها به دست اهالی بوده و در مقابل پرسش آیا مدرک مستند هم دارید، می‌گوید: «ما که نرفتیم آتش بزنیم. وقتی مثلا شما ماشینت را توی حیاط من پارک می‌کنی و من هم گفته باشم اینجا پارک نکن، اگر ماشین آسیب ببیند، غیر از من چه کسی می‌تواند این کار را کرده باشد؟ اظهر من‌الشمس است دیگر.»
احمدی معتقد است این منطقه ظرفیت زدن سه یا حتا چهار حلقه چاه را هم دارد. بنابراین با این ظرفیت، این سوال پیش می‌آید که چرا اهالی با کمبود آب مواجه هستند؟ او پاسخ می‌دهد: «چاه‌شان مشکل دارد. به همین دلیل ما می‌خواهیم چاه را جابجا کنیم. منتها به ما اجازه ندادند که پروژه‌ و طرح‌مان را اجرا کنیم.»
 مجوز نمی‌دهیم
زدن چاه برای معدن احتیاج به مجوز آب منطقه‌ای دارد. اسدی همان ابتدا می‌گوید: «به آن‌ها مجوز چاه نمی‌دهیم.» بنابراین تنها راه معدن، استفاده از چاه روستا است. اسدی می‌گوید: «اگر قرار باشد معدن از چاه روستا استفاده کند، باید آن میزان آب را خریداری کند و تغییر نوع مصرف داده شود که یک پروسه اداری و قانونی دارد. بعید می‌دانم برای یک معدن شن و ماسه صرفه اقتصادی داشته باشد تا چنین کاری کند.»
اما اگر معدن اصرار به این کار داشته باشد و در صورت حفر چاه جدید، چه؟ اسدی می‌گوید: «نوع مصرف چاه، شرب است و به هیچ وجه قابلیت استفاده برای بخش‌های دیگر را ندارد که مثلا برای صنعت و شرب مشترک زده شود. چنین چیزی اصلا نمی‌شود.»
 رییس اداره بهره برداری اداره برق: ربطی ندارد
یکی از اعتراض‌های اهالی مربوط به احتمال مشترک شدن ظرفیت برق روستا با معدن است. ظرفیتی که برای روستا هم کافی نیست و هر روز با نوسان مواجه است اما حسن تدین، چیز دیگری می‌گوید: «برای معدن ترانس می‌گذارند. اصلا کاری به روستا ندارد. در مورد قطعی هر روز برق و نوسانات هم تا به حال اهالی به ما مراجعه نکردند. قانونا باید شکایت کنند یا بیایند و اطلاع دهند که اینجا افت ولتاژ است. ما هم فورا بررسی می‌کنیم و جواب‌شان را می‌دهیم.»
تدین معتقد است ادعای اهالی در مورد مشکل برق، بهانه است: «این را شایعه کردند. خط‌های اصلی‌مان که مشکل ندارند. نمی‌شود در مورد چیزی که نمی‌دانیم، اظهار نظر کنیم. این‌ها می‌خواهند آن معدن زده نشود و مشکل برق را بهانه کرده‌اند وگرنه ما تا به امروز هیچ گزارشی از مشکل برق در آن‌جا نداشتیم.»
 سرنخ‌هایی از عامل آتش زدن‌ها پیدا شده
یکی از دلخوری‌های اهالی کفریز، دادستانی است. آن‌ها می‌گویند دادستان حاضر به دیدن‌شان نشده اما دادستان می‌گوید: «جمعیت زیادی به صورت غیرقانونی تجمع داشتند. گفتیم نمایندگان‌تان بیایند. حدود ۵ نفر نماینده و شاید هم بیشتر از شورا، دهیار، معتمد آمدند و یک ساعت هم با هم صحبت کردیم. در خصوص مطالب و ایراداتی که داشتند، حضوری توجیه شدند که نگرانی‌شان قابل توجه نیست. بعضی از مطالب هم که می‌گفتند معدن گرد و خاک دارد و امثال‌ذلک، نهایتا به این نتیجه رسیدیم که چون پروانه‌ای که صادر شده از مرجع قانونی و پس از استعلامات لازم بوده است، ما نمی‌توانیم جلوی کار معدن را به عنوان کار تولیدی بگیریم. حالا یک عده اشخاص به صورت غیرمنطقی دارند مزاحمت ایجاد می‌کنند. مزاحمت از جرایم مشهود است و نیروی انتظامی مکلف است با آن‌ها برخورد کند.»
نیک‌ورز در مورد دست‌نویس بودن حکم جلب که برای اهالی شایبه جعلی بودن را ایجاد کرده بود، می‌گوید: «ضرورت و الزامی به کتبی و چاپی بودن حکم نیست. دست‌نویس هم موردی ندارد.»
دادستان تاکید دارد ایرادهای اهالی توسط مراجع مربوطه پاسخ داده شده و در مورد احتمال استفاده از آب شرب در معدن می‌گوید: «در حضور اهالی با آب و فاضلاب روستایی صحبت شد و گفتند ما حتا با یک قطره آب شرب نه به معدن می‌دهیم، نه خواهیم داد.»
نیک‌ورز در مورد آتش زده شدن لوله‌های آب و وسایل معدن می‌گوید: «اهالی می‌گویند کار ما نیست. ادعای ایشان این بود که این موضوع ساختگی است و می‌خواهند این را به عنوان نکته منفی برای اهالی حساب کنند. پرونده لوله‌های آبی که آتش زده بودند، دست پلیس اطلاعات است. یک سرنخ‌هایی هم به دست آوردند که ان‌شاءالله ببینیم به کجا می‌رسد.»
نیک‌ورز در مورد قانونی یا غیرقانونی بودن آوردن محافظان توسط صاحب معدن می‌گوید: «با توجه به اتفاقاتی که آنجا افتاده و برای حفاظت از وسایل و تجهیزات نگهبان آورده است. منع قانونی ندارد.»
او در مورد برخی رفتارهای تهدیدآمیز این افراد و ایستادن در کنار جاده روستا می‌گوید: «اگر کسی تهدید شده بیاید شکایت کند ولی این که آقای خواجویی برای حفظ اموالش نگهبان خصوصی استخدام کند، تا زمانی که آن‌ها رفتار مجرمانه‌ای نداشته باشند، حضور یا ایستادن‌شان مانعی ندارد.»
 اهالی را قانع کنید
رییس شورای کفریز روی حاکمیت قانون تاکید دارد. همچنین قبول دارد که معدن مجوزهایش را گرفته اما معتقد است مردم هم باید قانع شوند: «ما هم بین مردم و این بنده خدا گیر کردیم. دادستان می‌گوید حق با صاحب معدن است ولی مردم باز اعتراض و مشکل دارند و قانع نمی‌شوند. باید بالاخره معدن یا جابجا شود یا مسایل را رعایت کند.»
او در مورد این‌که آیا صاحب معدن تاکنون تلاش کرده از طریق برگزاری یک جلسه در مسجد محل یا شورا، در میان مردم اعتمادسازی و ایشان را قانع کند، می‌گوید: «فقط یکبار در تجمع اعتراضی مردم حرف زد اما به شکلی که شما می‌گویید، نه.»
شیبانی می‌گوید به اداره صنعت، معدن و تجارت نامه زده‌اند که در صورت امکان معدن کمی دورتر از روستا احداث شود اما این اداره هنوز پاسخی نداده. او در مورد ادعای اداره برق مبنی بر نبود مشکل برق در روستا می‌گوید: «ما مشکل افت ولتاژ داریم. نامه هم زدیم اما تاثیری نداشته. حتا چند بار سیم‌های برق قطع شد و گزارش دادیم اما اصلا نیامدند.»
شیبانی در مورد اتهام آتش زدن لوله‌ها و وسایل معدن توسط اهالی می‌گوید: « اهالی را بدنام کردند و یک طوری شد که مثلا مردم اگر اعتراضی دارند... والا ما پیش آقای دادستان هم نامه زدیم و خواستار پیگیری این مورد شدیم. حالا برای مردم روستا موردی پیش آمده، اعتراض دارند و اعتراض‌شان قانونی است. اصلا مشخص نیست کی این کار را کرده است. آقای خواجویی بگوید در این مدت آیا حتا یک پیچ و مهره از معدن ایشان گم شده یا کسی از اهالی آمده و مثلا کار خلافی کرده؟ آتش زدن کار مردم روستا نیست. حالا چه کسی با آقای خواجویی یا مردم روستا دشمنی داشته نمی‌دانم ولی انتظار داریم مسئولان، آن فرد را پیدا کنند تا روستا و مردم بدنام نشوند.»
 اهالی تحریک شده‌اند
سرهنگ‌ایران‌نژاد معتقد است کلیت رفتار نیروی انتظامی در وقایع کفریز قانونی بوده اما با اشاره به این‌که ممکن است گاهی مشکلاتی پیش بیاد، با تاکید بر رابطه مثبت نیروی انتظامی سیرجان با نشریات شهر، بابت برخورد یکی از ماموران این نیرو با خبرنگار پاسارگاد عذرخواهی می‌کند تا سعه صدر خود را نشان دهد. ایران‌نژاد در مورد اعتراض‌های رخ‌ داده در کفریز، قایل به وجود مغرضان است: «یک عده از افراد ساده‌لوح به نوعی توسط یک سری افراد مغرض تحریک شدند. افراد خاصی آنجا هستند که متاسفانه می‌خواهند یک امتیازی بگیرند. ما اصلا نمی‌پسندیم افراد جلوی یک کار عمرانی و صنعتی که مجوزهای لازم را دارد، بگیرند. صاحب معدن شاکی است و افراد هم شناسایی شدند. پرونده‌شان در حوزه قضایی در حال بررسی است.»
او در مورد نحوه واکنش ماموران انتظامی در حوادث این‌چنینی می‌گوید: «در کار نیروی انتظامی مدیریت صحنه مهم است چون مسایل آنی اتفاق می‌افتد و مأمور هم باید تصمیم پخته‌ای بگیرد. مامور نباید احساساتی و تندخو باشد. به مأموری هم که می‌فرستیم تاکید می‌کنیم تا می‌توانید بر احساسات خودتان در صحنه غلبه کنید یا اینکه آنجا اگر به شما توهین شد واکنش نشان ندهید، بعدش از راه قانونی شاکی شوید. خیلی جاها هم حق را به مردم می‌دهیم و سعی می‌کنیم با مردم مدارا کنیم مگر آن‌که بخواهند هنجارشکنی کنند که در این صورت با آنها شدیدا برخورد می‌کنیم.»
ایران‌نژاد در مورد کشیده شدن اسلحه توسط مامور نیروی انتظامی و دادن اخطار شلیک به معترضان می‌گوید: «اینها خصلت داشتن اسلحه است. شما دوربین همراهتان است و وقتی توی صحنه می روید دوربین را بیرون می‌آورید که عکس بگیرید؛ یعنی ابزار کارتان است. اسلحه هم ابزار کار مامور است. نمی‌شود همه را با سلام و صلوات فرستاد دنبال کارشان.»
ایران‌نژاد در پاسخ به این نکته که آوردن افرادی از سوی صاحب معدن که گاهی کار را تا مرحله آغاز درگیری جلو می‌بردند و حضورشان باعث تشدید تنش بود، می‌گوید: «آن افراد حق مداخله ندارند. فقط می‌توانند بایستند و مشاهده کنند. چون این افراد می‌توانند در جهت شناسایی معترضان به پلیس کمک کنند. من به آقای خواجویی گفتم که به هیچ عنوان حق دخالت در کار پلیس را نداری. یا پلیس می‌تواند کار را انجام دهد یا به دلیلی نمی‌تواند اما حضور شما در آن‌جا مشکل‌ساز است. باید با مردم صحبت بشود. اعضای شورا این وظیفه را دارند اما چون با طرفین آشنایی دارند، می‌خواهند دو طرف را داشته باشند. شاید حتا متاسفانه افراد را شیر هم می‌کنند.»
فرمانده نیروی انتظامی در مورد تهدید شدن اهالی توسط برخی از افراد منتسب به صاحب معدن در حضور ماموران انتظامی می‌گوید: «باید همان‌جا صورت‌جلسه نوشته شود. اگر شاکی شدند باید به عنوان شاهد بروند مراجع قضایی و شهادت بدهند.»
وی با تایید این‌که یکی از ماموران انتظامی حاضر در صحنه مجهز به دوربین روی لباسش بود، در مورد این‌که چرا به جای تصویربرداری از کلیت وقایع، بیشتر به گرفتن تصویر از معترضان بسنده می‌شد، گفت: «برای دوربینی که در اختیار مامور است، دستورالعمل خاصی وجود دارد. اولویت اول ثبت موارد توهین به مامور است تا مدرک مستند وجود داشته باشد. چون گاهی فرد می‌رود و ادعایی علیه مامور می‌کند و مامور باید بتواند مدرک ارایه کند.»
ایران‌نژاد در مورد استفاده از اسپری توسط ماموران گفت: «در مواردی مثل جلب، نیاز به حکم مرجع قضایی است اما در مورد اسپری، تشخیص با مامور است که باید مطابق دستورالعمل و در صورت لزوم از آن استفاده کند.»
در انتها قابل ذکر است علی‌رغم درخواست‌های حضوری و تماس‌های تلفنی با صاحب معدن، وی حاضر به گفت‌وگو با پاسارگاد نشد.