چهارشنبه, 29 آبان 1398

هفته‌نامه شماره 582:  27 آبان ۱۳۹۸

 به‌سوی پیروزی فرار کن!

 ابوذر خواجویی‌نسب
فوتبالِ ایران گیر و گور زیاد دارد، اما گاهی نمادها و میان‌برها با شما حرف می‌زنند. گل‌گهر که برای اولین بار به‌عنوانِ نماینده‌ی سیرجان، طعمِ حضور در بالاترین سطح فوتبال ایران را تجربه می‌کند، وارد یک بحرانِ خودساخته شده است. سه تساوی و سه‌شکستِ متوالی در شش‌هفته‌ی آغازینِ لیگ‌برتر، در کنار حذفِ زودهنگام از جام‌حذفی، به ‌این نگرانی دامن زد که شاید گل‌گهر به‌ دسته‌ی پایین‌تر سقوط کند و هر آن‌چه که در دوازده‌سال رشته کرده بود را پنبه کند!
اخراجِ «وینگوبگوویچ» به عنوان اولین مربیِ اخراجیِ لیگ‌برتر و تلاشِ مدیران‌ باشگاه برای نشاندنِ گزینه‌های جذابی مثلِ «علی‌ دایی» بر روی نیمکت گل‌گهر، نمادی است از رفتارهای هیجانی و نگرانیِ سیرجانی‌ها که مبادا قصه‌ی فانوس به‌‌دست بودنِ‌شان تا انتهای لیگ، تداوم پیدا کند. با وجود این، اگر نگاهی به‌جدول رده‌بندیِ لیگ‌برتر بیندازیم، متوجه می‌شویم بسیاری از مدعیان قهرمانیِ این فصل، اوضاع چندان بهتری از گل‌گهر ندارند. پرسپولیس قهرمانِ سه‌دوره‌ی پیشین لیگ‌برتر، تعداد باخت‌هایش با گل‌گهر برابری می‌کند. استقلال هم که تا به‌اینجا فقط برای جدا شدن از انتهای جدول، تلاش می‌کند و ذوب‌آهن نیز با اندوخته‌ی 4 امتیازی، در رتبه‌ی نازلِ چهاردهم جدول قرار دارد.
گل‌گهر هر چقدر ناامیدکننده هم ظاهر شده باشد، باز هم برای اینکه بر طبلِ بحران و ناکامی بکوبیم، کمی زود است. به قولِ کارلوس کی‌روش، مردم وقتی به ورزشگاه می‌آیند انتظار دارند که یک اپرای زیبا از ما ببینند اما باید بپذیریم که این‌جا مسابقه فوتبال است. بالا و پایین دارد و قرار نیست که همیشه، همه چیز درست و سر جایش باشد. اتفاقاتِ لیگ‌هشتم را به یاد بیاورید. در آن مقطع استقلال با هدایت امیر‌قلعه‌نوعی تا هفته‌ی ششم لیگ با قبولِ 4 شکست و کسبِ فقط 4 امتیاز، در رده‌ی هفدهمِ جدول 18تیمی لیگ‌برتر قرار داشت. اما در ادامه همه چیز عوض شد و استقلالِ انتهای‌جدولی با پیروزی‌های پی‌درپی، قهرمانِ لیگ‌هشتم شد. این سناریو در لیگ‌پانزدهم و برای پرسپولیسِ برانکو نیز تکرار شد. تیمی که هفته‌های اول لیگ در قعر جدول جا خوش کرده ‌بود، رفته‌رفته و درست بعد از شوکِ حاصل از فوتِ ناگهانیِ هادی ‌نوروزی، به تیمی شکست‌ناپذیر تبدیل شدند که تنها با بدشانسی و به‌خاطر قانونِ منسوخ‌شده‌ی تفاضل‌ گل، جام قهرمانی را به استقلال‌خوزستان واگذار کردند. کسی از گل‌گهر توقعِ قهرمانی و حتی کسب سهمیه‌ی آسیایی را ندارد. اما تنها نماینده‌ی استان کرمان، توانِ آن را دارد که مثل استقلالِ لیگ‌هشتم و پرسپولیسِ لیگِ‌پانزدهم، از جا برخیزد و حداقل تا نیمه‌ی بالای جدول، خود را بالا بکشاند. فراموش نکنیم؛ گل‌‌گهر با صعود به لیگ برتر، سیرجان را به نقشه‌ی ایران برگردانده است. همین جمعه‌ای که گذشت، میلیون‌ها ایرانی بارها روی آنتن زنده‌ی شبکه سوم، عنوانی را بر روی پیراهن گل‌گهر مشاهده کردند که حکایت از این داشت که شهر کویری و صنعتیِ سیرجان، شهره به «شهر جهانیِ ‌گلیم» است. انصاف نیست همین ابتدای لیگ، با هجمه‌‌های غیر‌منطقی و تسویه‌حساب‌های سیاسی، نماینده‌ی فوتبال شهرمان را واردِ یک بحرانِ خودساخته کنیم. هنوز، نه‌ آب آن‌قدرها گل‌آلود شده و نه‌ فصلِ صیدِ ماهی‌های سیاسی رسیده!
راهِ انتقاد را که نبسته‌اند؛ وظیفه‌ی کارشناسان و رسانه‌ها همین است که‌ با دوری جستن از حواشی، نقاطِ ضعف گل‌گهر را پیش روی مدیران و کادر‌فنیِ باشگاه قرار دهند. گل‌گهر به لحاظ مهره‌هایی که در اختیار دارد، حداقل از چند تیم ‌لیگ ‌برتریِ دیگر، بهتر بسته شده است. اردوهای پیش‌فصلِ خوبی را پشت سرگذاشته و سوای زمینِ تمرینِ مناسب در سیرجان، از امکاناتِ سخت‌افزاری کاملی برخوردار است. گل‌گهر حالا به ‌یک مربیِ مجرب احتیاج دارد. چهره‌ای که قبل از این‌که نام‌ بزرگی داشته باشد، کیفیتِ فنی‌اش، معرفِ توانایی‌هایش باشد. یکی که آنها را به یاد سکانسِ معروفِ فیلمِ «فرار به ‌سوی پیروزی» بیندازد. وقتی که زندانی‌ها با امتناع از فرار، در بین دو نیمه‌ی فوتبال، دوباره پای بر روی مستطیل سبز گذاشتند، تا مایه‌ی امیدِ هوادارانِ‌شان شوند که در نیمه‌ی اول ناباورانه شاهدِ شکست ستارگانِ محبوب خود بودند.