شبه‌چیزهای خطرناک

 رضا مسلمی‌زاده
به جز کشور چین باقی کانون‌های شیوع همچنان روزهای دشواری را از سر می‌گذرانند اما ما ظاهراً داریم کم‌کم به بحران کرونا عادت می‌کنیم. در حالی که دولت‌ها و شهروندان کشورهای درگیر با کرونا همچنان به مراعات اوضاع با شدت بالا مشغولند، ما بنا به شرایط خاص خودمان شیوه‌ای را پیش گرفته‌ایم که ابعاد آن برای هیچکس روشن نیست.
ما شهروندان عادی توصیه‌های ایمنی را جدی نمی‌گیریم و با چشم‌سفیدی به دشمن نادیدنی‌مان تسخر می‌زنیم و دولت‌مان هم تصویب کرده همه چیز به سمت عادی شدن پیش برود. خدا کند این مصوبه به موقع به ویروس کرونا هم ابلاغ شود.
این تصمیم می‌تواند عواقبی تلخ داشته باشد و هزینه‌های زیادی به جامعه تحمیل کند. شاید پیش‌بینی بنده بدبینانه باشد و از ترس و اضطرابی وسواس‌آلود نشأت گرفته باشد اما اگر بهره‌ای از واقعیت داشته باشد...؟
ما در اداره مملکت‌مان اسیر «شبه‌چیز»ها هستیم. اداهایی درمی‌آوریم که نشان بدهیم داریم اداره می‌کنیم اما این اداها عملا هیچ کارایی ندارند. مصداقِ «نشستند و گفتند و برخاستند» هستند تا مسمایی به عمل بیاید و نانی به کف آید و به غفلت خورده شود. تعطیلی بسیاری از این نشست‌ها و شوراها نشان داد که جامعه در غیاب آنها هم راه خودش را بلد است.
اما همیشه هم این‌گونه نیست. تداوم این رویه در برخورد با مسایلی که برای اولین بار پدید می‌آیند، خطرآفرین می‌شود. حکمرانی و اعمال قدرت و مدیریت جامعه در لحظات غیرعادی لازم است. ادای اداره کردن در چنین شرایطی علاوه بر عیان‌سازیِ بی‌خاصیتی آن ساختارهای فرمالیته، فاجعه‌ای عمیق را به بیضه نشسته است.
«بر تابلوی پارک نوشته بود: «لطفا گل‌ها را نچینید!» «افسوس که باد خواندن نمی‌داند!»
کرونا با «شبه‌چیزها» آشنا نیست. او فقط با «چیزها» سر و کار دارد. کلمه‌درمانی هم بلد نیست. بی‌فرهنگ است و معنای فاصله‌گذاری اجتماعی پلکانی را هم نمی‌داند. او زبان نفهم است و ما از او زبان‌نفهم‌تر!