این‌طور رییس‌جمهور می‌شوم
- احمدرضا تخشید
وقتی کامبیز را دیدم زیادی خوشحال بود و در پوستش نمی‌گنجید. پرسیدم: چی شده این‌قدر خوشحالی؟ گفت: رفتم برای ریاست‌جمهوری ثبت‌نام کردم. گفتم: این که خوشحالی نداره با وضعی که پیش آمده بود امکان داشت همه مردم احساس وظیفه کنند و برای ثبت‌نام بیایند. گفت: خوشبختانه به هر دلیلی نیامدند و حالا من جزو یکی، دو هزار نفری هستم که کاندیدای ریاست‌جمهوری شده‌ام و این برگ زرینی است در کارنامه‌ی افتخارات من. گفتم: کامبیز جان باز که داری آسمون و ریسمون رو به هم می‌بافی؛ مرد حسابی این دیگه چه افتخاریه، فردا صلاحیتت رو رد می‌کنن و آبروت جلوی دوست و آشنا می‌ره. کامبیز گفت: اگر باز بخواهی شروع کنی به مرثیه‌سرایی و حرف تلخ زدن، می‌گذارم می‌رم. توجه داشته باش تو الان داری با یکی از معدود کاندیداهای ریاست‌جمهوری صحبت می‌کنی بنابراین حد و حدود خودت رو رعایت کن. گفتم: هر‌چی تو می‌گی، الان نمی‌خوام حرف تلخ بزنم فقط سوالم اینه که چطور فکر می‌کنی تایید صلاحیت شوی. تو که رجل سیاسی نیستی. کامبیز عصبانی شد و گفت: اگر من رجل سیاسی نیستم حتما خواجه حافظ شیرازی رجل سیاسیه؟ گفتم: چند تا دلیل بیار تا حرفت رو قبول کنم. گفت: من چهار دوره کاندیدای شورای شهر بودم. سه دوره کاندیدای مجلس شدم؛ درسته که تایید نشدم ولی توی سابقه‌ام هست. دور قبل توی انتخابات ریاست‌جمهوری خودت به همه‌ی مردم گفتی که من صبح‌ها توی ستاد سعید آقای جلیلی خدمت می‌کردم، عصرها توی ستاد محمد‌باقر قالیباف. اگر یادت باشه یکی از عناصر اصلی جشن پیروزی حسن روحانی من بودم: باز بگم یا بسه؟ گفتم: دلیل‌هات که واقعا قانع‌کننده بود. حالا با این همه آدمی که کاندیدا شدن چطور می‌خواهی رای جمع کنی. کامبیز گفت: فکر او‌نجاش رو هم کرده‌ام من از روش گفت‌و‌گوی مثبت استفاده می‌کنم. من که تعجب کرده بودم گفتم: این دیگه چه روشی هست. گفت: این تکنیکی هست که خودم اختراع کرده‌ام. الان اگر هزار نفر ثبت‌نام کرده باشند نهصد و نود نفر رد صلاحیت می‌شن و فقط ده نفر می‌مونه. من می‌رم پیش یکی‌یکی‌شون و شرایط رو براشون توضیح می‌دم. گفتم: مثلا به قالیباف چی می‌گی؟ گفت: چقدر عجله داری: به قالیباف می‌گم تو واقعا لیاقت رییس‌جمهوری رو داری ولی یه خورده عجولی، بگذار این میوه برسه بعد بچینیش. فقط چهار سال دیگه باید دندون رو جگر بگذاری. بعد، از خوبی‌های شهرداری تهران می‌گم و راضی‌اش می‌کنم، کنار بکشه. به رییسی می‌گم: شما واقعا جایی بهتر از آستان قدس رضوی می‌خواهی؟ امسال شما حداقل ده، پانزده میلیون پیامک از طرف آستان قدس ‌رضوی دادید؛ خدا می‌دونه چقدر غذای حضرتی توزیع کردید، هیچ‌کس هیچی نگفت. حالا در نظر بگیر رییس‌جمهور باشی به ماشینی هم که سوار ‌شوی گیر می‌دن. اصلا فکر کردی اگر رای نیاری چه اتفاقی می‌افته؟ همه چیز به هم می‌ریزه. بعد بهش می‌گم به نظر من چهار میلیون رای بیاری. به بذرپاش می‌گم: مهرداد‌جان محمود‌جان تو رو گذاشت رییس خودرو‌سازی سایپا؛ بعدش هم اسمت وسط سی، چهل نفر بود و رفتی توی مجلس خودت هم می‌دونی حد و اندازه‌ات این‌قدر نیست و بهش قول شورای شهر سیرجان را می‌دهم. گفتم: کامبیز‌جان مثل این که اخبار رو دنبال نمی‌کنی، بذر‌پاش اصلا ثبت‌نام نکرده. کامبیز گفت: واقعا؟ چه بهتر، این حرف‌ها رو به زاکانی می‌زنم و قول شهرداری سیرجان رو می‌دهم. بهش می‌گم تو در نهایت به اندازه‌ی صندوق‌ها رای بیاری نقد رو ول نکن بچسب به نسیه و این‌طور راضی‌اش می‌کنم. گفتم: احمدی‌نژاد و بقایی رو چکار می‌کنی؟ گفت: اون‌ها رو که اصلا تایید نمی‌کنن ولی اگر تایید بشن به احمدی‌نژاد می‌گم: ببین ما هنوز داریم از نتایج طلایی کارهای هشت ساله شما استفاده می‌بریم؛ هنوز آب کوزه‌ای که قطعنامه رو گذاشتیم درش، تموم نشده ولی او کوتاه نمی‌یا. بعد می‌گم جون مشایی بی‌خیال شو؛ او هم که واقعا مشایی رو دوست داره بی‌خیال می‌شه البته بهش گوشزد می‌کنم تو که این همه گل کاشتی یه چند سالی صبر کن مردم و مسئولین یادشون بره چه کارهایی کردی و چه حرف‌هایی زدی. با این ثبت‌نام داری کل زندگی سیاسی‌ات رو به هدر می‌دی. گفتم: خوب کلَکِ همه‌ی نامزدها رو کَندی. الان دیگه فقط مونده حسن روحانی. کامبیز گفت: با روحانی به هر صورت باشه کنار می‌آیم اگر هم نشد باهاش بده بِستون می‌کنم و حداقل می‌شم معاون اول رییس‌جمهور. اگر قُد‌بازی در‌آورد می‌رم با صدا و سیما روی هم می‌ریزم و می‌گم: بودجه‌تون رو سه برابر می‌کنم. هر‌‌چی سریال و برنامه آبکی هم بسازید گیر نمی‌دم. اون‌ها هم اگر الان برنامه‌هاشون یکی در میان علیه دولته، اون‌موقع از هفت صبح تا آخر شب زیرآب دولت رو می‌زنن و این‌طوری می‌شم رییس‌جمهور. گفتم: کامبیز الان دیگر واقع فکر می‌کنم توهم‌زا مصرف می‌کنی و قبل از این که چیزی بگوید راهم را کشیدم و رفتم.
* بعد از پایان: آقای علم‌الهدی امام جمعه‌ی مشهد گفته‌اند: «با برگزاری کنسرت در سراسر کشور مخالفم: چون کنسرت هنر‌کُش است». جای قدر‌دانی دارد که با وجود کاندیداتوری دامادشان آقای رییسی همچنان بر مواضع خودشان پا‌فشاری می‌کنند.