جمعهِ پرهیاهو
- پاسارگاد
در آخرین ساعات روز جمعه برای دادن رای به مهدیه سیرجان می‌روم. حیاط مهدیه شلوغ است. تمام درهای ورودی به سالن مهدیه را بسته‌اند و دو سه مامور نیروی انتظامی پشت در ایستاده‌اند تا مردم نتوانند وارد شوند. کنار تنها در ورودی یک صف مردانه تشکیل شده است و زنان هم بدون صف و درهم ایستاده‌اند. در باز می‌شود و زنان هجوم می‌برند و به زور سعی دارند وارد شوند. آنان که قدرت‌شان بیشتر است زودتر وارد می‌شوند. در صف مردانه یکی از مسئولان شهری ایستاده است و لختی بعد از در دیگری بدون نوبت وارد می‌شود. چشمم به در است تا ببینم کی باز می‌شود که خانمی صدایم می‌کند و می‌گوید: «خانم به کی می‌خوای رای بدی؟» می‌گویم«رای شخصی است» دوباره می‌گوید؛ «اگر خواستی رای بدی کد... را فراموش نکن». می‌پرسم؛ شما چیکاره‌‌اش می‌شوید؟ «من خواهرش هستم. حالا رای می‌دی، به خدا اینقد آدم خوبیه. از خجالتت در میایم». جلویم زنی ایستاده که یک دختر مبتلا به سندروم دان دارد. دخترش بین جمعیت گیر کرده و مدام گریه می‌کند و می‌گوید گرمم شده، مادرش می‌گوید صبر کن الان می‌رویم تو، در دوباره باز می‌شود و زنان هجوم می‌آورند. بچه لای دست و پا گریه می‌کند. یکی شال و روسری‌ها را می‌کشد،آن یکی با دست توی پهلوی آدم می‌زند. در همین حین مادری که به همراه دخترانش برای رای دادن آمده‌اند منصرف می‌شوند و مهدیه را ترک می‌کنند. هنوز هم در صف ایستاده‌ام. زنی جلویم ایستاده و به زنی که کودک سندروم‌دان دارد می‌گوید اگر خواستی رای بدهی فلان کد را فراموش نکن. بعد هم شروع می‌کند به تعریف کردن از کاندیدش و از او می‌خواهد فقط نام دو سه تا کاندید را بنویسد، دوباره گفت: ببخشید من دختر خواهرم خیلی شبیه دختر شماست و چون الان سیرجان نیست نمی‌تواند رای بدهد بروم شناسنامه‌اش را بیاورم و دختر شما به جایش رای دهد. زن گفت: دختر من 12 سال بیشتر ندارد و بیمار است و می‌فهمند. هرچه اصرار کرد زن نپذیرفت. نگاهی به ساعتم می‌کنم دقیقا یک ساعت است که ایستاده‌ام. هوای گرم جمعیت را کلافه کرده است. این بار که در باز می‌شود وارد سالن می‌شویم، به رییس شعبه بابت چنین بی‌نظمی‌هایی اعتراض می‌کنم اما جوابی نمی‌گیرم. خانمی که آشنای رییس شعبه است از در دیگر بدون معطلی وارد می‌شود و شناسنامه‌اش را بدون رعایت صف به کاربر می‌دهد. نوبتم که می‌شود یک برگه و یک کارت به من می‌دهند. برگه برای انتخابات ریاست‌جمهوری و کارت برای انتخابات شوراها، بسیاری از مردم که سواد ندارند نمی‌توانند با دستگاه کار کنند و همین باعث تاخیر زیاد می‌شود. رای‌ام را می‌دهم و به فرمانداری می‌روم تا در جریان شمارش آرا باشم. فرمانداری شلوغ است و اجازه ورود بدون کارت را نمی‌دهند. وارد که می‌شوم گشتی در فرمانداری می‌زنم یکدفعه صدایی از بیرون می‌آید. مردی با صدای بلند به تخلف یکی از کاندیداها اعتراض دارد با ماموران حراست درگیر می‌شود. فرماندار سیرجان در خصوص تخلفات می‌گوید: به کلیه تخلفات پس از اعلام نتایج آرا رسیدگی می‌شود. معاون عمرانی فرماندار از مشارکت 80 درصدی مردم سیرجان در انتخابات می‌گوید. قبل از شمارش آرا خبرنگاران را به اتاقی هدایت می‌کنند تا از طریق ال‌سی‌دی نصب شده از نتایج لحظه به لحظه باخبر شوند. هربار که به بهانه‌ای بیرون می‌روم ماموران تهدیدم می‌کنند که بیرونت می‌کنیم. برایم سوال است اگر قرار به شفاف‌سازی است پس حبس کردن خبرنگاران در اتاق چه معنا دارد. یا اینکه از این خط حق ندارید جلوتر بیایید. یا بروید توی اتاق و در را ببندید. علی‌رغم مخالفت‌هایی که برای حضور خبرنگاران در فرمانداری وجود دارد، شخص فرماندار موافق حضور ماست. نتایج آرای ریاست‌‌جمهوری تا ساعت 4 صبح طول می‌کشد و نتیجه  پیروزی قاطع روحانی در سیرجان را نشان می‌دهد.  17498 رای برای وی در سیرجان ثبت می‌شود. پس از آن شمارش آرای شوراها آغاز می‌شود. شمارش آرای شوراها برخلاف ریاست‌جمهوری بدون پخش زنده است و هر بار کسی از بیرون خبر می‌آورد فلانی پیشتاز است یا فلان افراد تا الان رای آورده‌اند. نبود سخنگویی که اخبار صحیح را به رسانه‌ها منتقل کند سبب شده تا خبر‌های غیررسمی در کانال‌ها انتشار یابد. حالا که انتخابات تمام شده و کاندیداها به نتایج اعتراض دارند، همه دیوار کوتاه خبرنگاران را نشانه رفته‌اند. اعتراض‌ها همچنان ادامه دارد و باید دید در روزهای آینده چه اتفاقی می‌افتد.