به مناسبت دهمین سالگرد انتشار هفته‌نامه پاسارگاد
پاسارگاد تنها نقطه‌ای است که آدم می‌تواند شبیه خودش باشد
- حسین اطمینان
«قضاوت»! واژه‌ای که ده سال تمرین کردم تا انجامش ندهم. هنوز هم در حال تمرین «قضاوت نکردن» هستم. و این درس بزرگی بود که از پاسارگاد گرفتم. اوایل تابستان 86 به پاسارگاد آمدم. 22 بهار را پشت سر گذاشته و تازه سربازی‌ام تمام شده بود. ذوق نوشتن داشتم و می‌خواستم داستان‌نویس شوم اما با پیشنهاد دیگری مواجه شدم. به دفتر پاسارگاد در بلوار دکتر صادقی رفتم. نوشته‌ام را تحویل سردبیر نشریه دادم و این شروعی بود برای پیوستن من به پاسارگاد. کم‌کم آموزش دیدم و عضو تحریریه شدم. از آن روزها ده سال می‌گذرد و من چند شغل دیگر را در کنار روزنامه‌نگاری انجام داده‌ام اما پاسارگاد همیشه بوده. شاید هیچ‌گاه به عنوان یک شغل به آن نگاه نکردم. حالا که تجربه‌ی چند کار دیگر را هم دارم به راحتی می‌توانم تفاوت‌های پاسارگاد را با دیگر جاها ببینم. محیط دوستانه پاسارگاد با فضای خشک کاری بقیه جاها تفاوت فاحشی دارد. پاسارگاد تنها نقطه‌ای است که آدم می‌تواند شبیه خودش باشد. نقاب‌هایی را که هر روز به چهره می‌زنیم در پاسارگاد کنار می‌‌گذاریم. عقاید افراد به حدی محترم است که از تند‌ترین اصول‌گرا تا تند‌ترین اصلاح‌طلب در یک دفتر همکاری می‌کنند. این‌جا مخالف محترم شمرده می‌شود. حقوق افراد رعایت می‌شود و کسی بابت عقایدش جواب پس نمی‌دهد. پاسارگاد به من یاد داد، قضاوت نکنم. حق با همه هست حتی با کسانی که در جامعه حقی برای آن‌ها در نظر گرفته نشده است. به ده سال گذشته که نگاه می‌کنم، خاطرات تلخ و شیرین زیادی ذهنم را قلقلک می‌دهد. قطعا شیرین‌ترین خاطره به انتخابات اخیر بر‌می‌گردد. اگر حسن روحانی رای نمی‌آورد، با ده سال روزنامه‌نگاری خداحافظی می‌کردم. انتخابات امسال برای شخص من بیش‌تر از یک انتخابات بود. چکیده‌ای بود از ده سال سختی‌های غیرقابل‌تصور من و هم‌صنفانم. اگر قرار بود نتیجه‌ای نداشته باشیم، ترجیح می‌دادم روزنامه‌نگاری نکنم و به حرفه‌ی دیگری مشغول شوم. اما خوشبختانه حسن روحانی انتخاب شد و من هم به علاقه‌ام ادامه می‌دهم. تلخ‌ترین خاطره هم بدون شک دستگیری من و همکارانم در سال 90 است که به بهانه عضویت در فیس‌بوک رخ داد. البته با تغییر دولت و باز شدن فضای سیاسی این پرونده هم ختم به خیر شد. در معرض خبر بودن و  قرار گرفتن در محیط فرهنگی مثل دفتر نشریه شیب بلوغ فکری را تند‌تر می‌کند. مسلما چند صد مصاحبه و گفت‌و‌گو در طول 10 سال تجربه‌ی گران‌سنگی را در اختیار هر‌کسی قرار می‌دهد که راه‌گشای باقی عمرش است. بالا رفتن صبر و پذیرش اجتماع هم ما‌حصل روزنامه‌نگاری برای من بود. افزایش دامنه‌ی آشنایان و دوستان برای من که به روابط‌عمومی علاقه دارم، یک اتفاق خوشایند است. دوستانی که برخی از آنها از پاسارگاد رفته‌اند و همیشه به یادشان خواهم بود.


پاسارگاد منشا اثرات ارزنده‌ای در عرصه روزنامه‌نگاری نوین بوده است

- یونس‌فتحی
سال‌های آغازین دهه هشتاد، جوانی خوش‌فکر و خلاق در هفته‌نامه نگارستان مبدع یک صفحه‌آرایی زیبا و قشنگ بود. از آنجایی که در آن سال‌ها وقت بیشتری را در آن نشریه صرف می‌کردم، توفیق همصحبتی فراهم بود و به تناسب مناسبت‌ها و رخدادها بعضا کری‌خوانی سیاسی هم می‌کردیم. آخر او جوانی بود با تفکرات دوم خردادی آن روزها و من هم گرچه زیاد در وادی سیاست نبودم لکن خود را در اردوگاه سیاسی آنها  نیز نمی‌دیدم.
در سال 86 یک چهره سیاسی که در همان ایام سودای مجلس و نمایندگی در سر داشت، امتیاز نشریه پاسارگاد توسط را خرید. پاسارگاد هم مثل چند نشریه دیگر بدون تامل، اخذ مجوز شده بود و به امان خدا رها. تنها هدف همه آنها این بود که بشوند عینهو نگارستان! انتظار خوش‌بینانه از این خرید امتیاز این بود که پاسارگاد هم بشود یک بولتن خبری برای یک چهره سیاسی و بعد از مدتی فروکش کند و برود به محاق فراموشی. ولی این اتفاق نیفتاد.
در اینکه پاسارگاد نشریه‌ای با گفتمان اصلاح‌طلبی است جای هیچ شکی نیست، اما حسن انتخاب صاحب‌امتیاز جدید سبب شد، مهندس جوان و گرافیست خوش‌فکر طراح که پیش از آن  علاوه بر نگارستان، نشریات امید کرمان و فردوس کویر را نیز تجربه کرده بود،  با نگاهی حرفه‌ای و هنرمندانه‌، مدیریت نانوشته این نشریه را به دست گیرد.
 اکنون در ده سالگی پاسارگاد با کمی اغماض می‌توان گفت؛ پاسارگاد نه تنها دچار تنگ‌نظری‌های افراطی نشده بلکه منشا اثرات و برکات ارزنده‌ای در عرصه روزنامه‌نگاری نوین بوده است‌. گرچه فراز و فرودهایی داشته اما حداقل هیچ‌گاه از چشم مخاطب نیفتاده است.
 اشاره‌ای کوتاه به چند ویژگی پاسارگاد تا هدیه‌ای باشد برای دست‌اندرکارانش در دهمین سالگرد انتشار این نشریه:
1- نگاه حرفه‌ای به عرصه مطبوعات محلی در تولید محتوا با برنامه‌های از قبیل تشکیل پرونده‌های موضوعی، نگاه خاص به مقوله عکس خبری و یا همان فوتو‌ژورنالیسم، وجود سرویس‌های مجزا و مستقل، تهیه و تنظیم حرفه‌ای اخبار و مصاحبه‌ها. و ارج نهادن به تلاش‌های  خبرنگاران و نویسندگان بعضاً نوپا یکی از ویژگی‌های بارز پاسارگاد است.
2-  صادق بودن با مخاطبان؛ به گونه‌ای که در این وانفسایی که اوضاع اقتصادی نشریات اصلا مناسب نیست، تا به امروز ندیده‌ام مصاحبه‌ای سفارشی و رپرتاژی را در قالب یک کار تولیدی تحریریه به خورد خواننده بدهد. تلاش در جهت جدا کردن حریم مطالب تولیدی و تحریری از  آگهی و کار تبلیغاتی که مشتری بابت آن پول می‌پردازد از دیگر ویژگی‌های پاسارگاد است. کاری که خیلی از مطبوعات محلی استان به آن مقید نیستند.
3-  ویژگی دیگر پاسارگاد جذب صاحب‌قلمانی از طیف‌های مختلف فکری است به گونه‌ای که پاسارگاد این ظرفیت را داشته است که مجتبی احمد‌زاده  اصولگرا را در کنار رضا مسلمی اصلاح‌طلب با هم داشته باشد و جالب این که هر دو حرف‌های خود را می‌زنند نه حرف‌هایی که احیانا پاسارگاد می‌خواهد. این هم در یاداشت‌ها و مقالات بوده است و هم در میز‌گرد‌ها و گفت‌و‌گوها
4- انتشار ضمیمه‌های جذاب و پر‌مخاطبی همچون روز‌گردون در دوره‌های مختلف از دیگر ویژگی‌های پاسارگاد بوده که امید است به زودی شاهد انتشار دوباره آن باشیم.
5-  جذابیت بصری و طراحی زیبا و صاحب سبک بودن در این خصوص از دیگر ویژگی‌های بارز پاسارگاد است که او را  همیشه از هم‌قطارانش متمایز کرده است
اما با همه آنچه اشاره شد، باید گفت؛ پاسارگاد خیلی بهتر از اینها می‌توانست و می‌تواند ظاهر شود  و ایراداتی هم بر آن وارد است که آن را می‌گذاریم برای یک فرصت دیگر، فرصتی که از سالروز تولدش حداقل مدتی گذشته باشد.

برای دهمین بهار پاسارگاد

- احمدرضا تخشید
در گرما‌گرم تبلیغات انتخاباتی وقتی در یکی از گروه‌های تلگرامی خانوادگی از حال و روز اصول‌گرایی ابراز تاسف کردم، یکی از اقوام پیام داد؛ شما اصلاح‌طلبی! دلیلش هم این بود که من در پاسارگاد می‌نویسم که نشریه‌ای اصلاح‌طلب است. الان دیگر اعتقاد چندانی به اصول‌گرایی و اصلاح‌طلبی ندارم. چون در کشور ما این اصطلاحات بیش‌تر برچسب است تا نشان‌دهنده‌ی واقعیت. به نظرم در شهر سیرجان نشریه‌ای مثل پاسارگاد معیاری برای وابستگی به این جناح یا آن جناح نیست، اما دلایلی که در پاسارگاد می‌نویسم: شاید دلیل اول خنده‌دار باشد چون زیادی شخصی است. من روز اول از لوگوی پاسارگاد خوشم آمد و همچنین از صفحه‌آرایی این نشریه که به نظرم همیشه حرفه‌ای بوده است. از روز انتشار نشریه هم خوشم می‌آید؛ همیشه دوشنبه‌ها را دوست داشته‌ام. پاسارگاد تنها نشریه‌ای است که معمولا هر هفته خریده‌ام. دلیل دوم حضور آقای محمودآبادی است که معمولا بدون توجه به گرایشات سیاسی افراد، مطالب را چاپ می‌کند. چند بار به من گفته‌اند که هر مطلبی در نقد دولت می‌خواهی بنویس و این عدم تنگ‌نظری هم برای خود نشریه و هم برای مخاطبان غنیمتی است که در کم‌تر جایی سراغ داریم. دلیل دیگری که پاسارگاد را یک سر و گردن بالاتر از دیگران قرار می‌دهد، همکاران این نشریه است. به نظر من مطالب رضا مسلمی‌ و همچنین مطالب و مصاحبه‌های امین شول‌سیرجانی و نیز مصاحبه‌های امیر‌حسین طاهری و در گذشته مطالب عباس محمودیان اگر بالاتر نباشد در سطح مطالبی است که در روزنامه‌ها و نشریات و سایت‌های سراسری منتشر می‌شود و این حُسن بزرگی است. من به عنوان خواننده وقتی نشریه را می‌خرم، مطمئنم که یکی، دو مطلب خوب خواهم خواند. البته دیگر همکاران نشریه هم از سطح خوبی برخوردارند و باعث پر‌بارتر‌ شدن نشریه می‌شوند و این‌ها روی‌هم‌‌رفته پاسارگاد را نشریه‌ای وزین و قابل احترام می‌کند. من از ابتدا مخاطب این نشریه بوده‌ام و خوشحالم که حالا دهمین سالگردش را تبریک می‌گویم و امیدوارم سال‌های سال برقرار باشد. هرچند با شرایط حاکم بر فضای مجازی نمی‌دانم تا کی می‌توان نشریه‌های کاغذی را باز کرد و خواند.


پاسارگاد و اصلاحات
- شهسوارصادقی
هرآنکه جانب اهل وفا نگه دارد/ خداش در همه حال از بلا نگه دارد.    حافظ
نشریه پاسارگاد روند رشد را به خوبی طی می‌کند اینکه توانسته با تدبیر و تلاش به آغاز نوجوانی برسد جای شکر و شادمانی دارد و حتما با همین نیت شکرگزاری جشن ده‌سالگی خود را برگزار می‌کند. این‌جانب به عنوان کسی که به تنوع و توسعه مطبوعات علاقه‌مندم و این نهاد را به درستی رکن چهارم دموکراسی می‌دانم. این موقعیت و موفقیت را به تمام دوستان محترم  دست‌اندر‌کار این نشریه وزین اصلاح‌طلب تبریک و تهنیت عرض می‌کنم و از آنجایی که دل در گرو کامیابی جریان اصلاحات دارم، فرصت را مغتنم شمرده نکاتی را از باب قدردانی در خصوص پیوند روشن این نشریه با جریان مذکور یاد‌آور می‌شوم.
در کنار خیلی از افراد خوشحالم که نشریه به تمام در خدمت جریان اصلاحات است و به همین صفت در میان نشریات موجود استان طبقه‌بندی می‌شود.  پاسارگاد برای پیشبرد اهداف اصلاحات کار ویژه‌های مهمی دارد: 1- پاسارگاد همواره همت و ظرفیت خود را صرف نشر اطلاعات و اخبار و مقالات و یادداشت سیاسی و اجتماعی در راستای اهداف اصلاحات و یا دفاع از این جریان و شخصیت منتسب آن می‌کند.
2- در هر دوره از انتخابات پاسارگاد تریبون شفاف اصلاحات بوده و هست. مثلا در همین انتخابات اخیر که مردم شهرستان سیرجان در مقام رای دادن به حسن روحانی خوش درخشیدند، پاسارگاد نیز فعالیت چشمگیری داشت و در کنار اکثر مردم بود و خوشبختانه طعم شیرین پیروزی را هم با مردم چشید.
مسلما پاسارگاد ویژگی فراوان دیگری هم دارد اما به تناسب عنوان یادداشت فقط به ویژگی اصلاح‌طلبی نشریه اکتفا کردم، چیزی که پاسارگاد را در چشم و دل من زیبا وگرامی می‌دارد. تا باد چنین بادا!

لزوم حفظ سرمایه اجتماعی «پاسارگاد»

- امین شول سیرجانی/روزنامه‌نگار
دوستان و همکارانم در نشریه پاسارگاد از من خواسته‌اند به مناسبت سالگرد تأسیس نشریه یادداشتی درباره پاسارگاد بنویسم. حضور قریب به 5 سال در تحریریه پاسارگاد بین سال‌های 90 تا 95 موجب شده فارغ از بحث‌های حرفه‌ای به این نشریه دلبستگی داشته باشم. اما اکنون به‌عنوان کسی که قرار است از بیرون به پاسارگاد نگاه کند و درباره‌اش یادداشت بنویسد، کوشش می‌کنم چند نکته را به اختصار یادآوری کنم. به این امید که مورد اقبال مدیران نشریه و مخاطبان ارجمند واقع شود.
یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های پاسارگاد این است که طی سال‌های گذشته بروز برخی مشکلات و چالش‌ها موجب نشد این نشریه رو به تعطیلی برود. اگر به دقت به فعالیت‌های این نشریه نگاه کنیم می‌بینیم که پاسارگاد در ایامی موفق ظاهر شده و در ایامی با چالش‌های خصوصاً بیرونی روبرو بوده است. چالش‌هایی که شاید اگر برای هر نشریه دیگری رخ می‌داد منجر به تعطیلی آن می‌شد. بر اثر نگاه سیاست زده دولت‌های نهم و دهم نشریات محلی هم آسیب دیدند. پاسارگاد هم از این آسیب‌ها در امان نبود. اما اینکه توانست در مدت کوتاهی خودش را بازسازی کند را می‌توان یک ویژگی مثبت تلقی کرد. در واقع این سماجت و استمرار قابل تقدیر است. رویکرد حرفه‌ای به گرافیک مطبوعاتی، تلاش برای تحلیل وقایع به جای خبرنویسی محض و تولید محصولات  مطبوعاتی مثل ضمیمه طنز روزگردون موجب شده تا برند پاسارگاد نزد مخاطبان از هویت مستقل برخوردار باشد. این نقاط قوت برای یک رسانه محلی ارزشمند و قابل اعتنا است اما پاسارگاد به عنوان یکی از رسانه‌های محلی که حالا دیگر در سیرجان و کرمان مورد اعتماد بسیاری از مخاطبان قرار دارد، در ادامه راه چه راهبردی را باید پی بگیرد؟
به عقیده من مهم‌ترین راهبرد، شناخت «سرمایه اجتماعی» موجود و حفظ آن است. مهم‌ترین آفتی که رسانه‌ها و به‌خصوص رسانه‌های محلی را در ایران تهدید می‌کند؛ بی‌توجهی به سرمایه اجتماعی رسانه است. این نکته که رسانه از جایی به معنای واقعی کلمه متعلق به مخاطبانش است و مدیران رسانه باید این اعتماد را پاس بدارند و مراقبت کنند این اعتماد از دست نرود. این‌چنین است که می‌بینیم یک روزنامه بعد از چند سال کار و تازه در زمانی که قرار است ثمره کارش را ببیند با یک تغییر ساده در سطح سردبیری یا مدیرمسئولی و یا تغییر در سیاست‌های کاری هویتش به کلی تغییر می‌کند. در سطح محلی هم کم نبوده‌اند رسانه‌هایی که سرمایه اجتماعی‌شان را پاس نداشته‌اند. در مقابل می‌توان به رسانه‌های موفق هم اشاره کرد. در سطح سراسری مجله فیلم یکی از بهترین‌هاست. این مجله عملاً به مهم‌ترین رسانه مؤثر سینمایی کشور تبدیل شده و سیاست‌های اصولی‌اش طی سال‌های انتشار تغییر چندانی نکرده اما در عوض سعی کرده خودش را با تغییرات جدید همگام کند. به همین دلیل می‌بینیم این مجله در کنار نسخه کاغذی، نسخه اپلیکیشن را هم راه اندازی کرده و تمهیداتی دیگر هم اندیشیده تا مخاطبانش را راضی نگه دارد. امیدوارم مدیریت ارشد پاسارگاد با درک سرمایه اجتماعی این نشریه، تمهیدی بیندیشد که پاسارگاد به عنوان یک نهاد رسانه‌ای از لغزش‌های احتمالی مصون بماند و درعین‌حال توان همگامی با تغییرات غیرقابل‌انکار فضای رسانه‌ای را داشته باشد. در این صورت است که می‌توان همچنان به داشتن یک نشریه تحلیلی خوب در سطح محلی امیدوار بود.