پنج شنبه, 02 شهریور 1396

هفته‌نامه شماره 479: 30 مرداد 1396

آگاهی و دموکراسی مقابل داعش
- رضا مسلمی‌زاده
در تلاقی روزهای گرم خردادِ پرحادثه با ماه رمضان، هیچ گمان نمی‌کردیم که آرزوی چندساله‌ی تروریست‌های داعش برآورده شود و خانه‌ی ملت در کنار آرامگاه بنیان‌گذار جمهوری اسلامی هدف کینه‌توزی مهاجمان قرار گیرد تا کام شیرین ملتی که پس از انتخاباتی پرشور برای روزهای بهتر آماده می‌شد، تلخ شود. تنها دلخوشی‌مان این بود که در فهرست وحشی‌های داعش نام هیچ ایرانی ثبت نشده است و حالا آن دلخوشی ناگهان فرو می‌ریزد وقتی درمی‌یابی که هموطنانت بر روی برادران و خواهران خویش برای رضای خدا آتش گشوده است. رشد خونخواری خداجویانه در این مرز و بوم حاصل غفلت و کجروی‌هایی است که اگر اصلاح نشوند، برادرکشی را نهادینه می‌کند. آفت مقدسی که امروز بر درخت مسلمانی افتاده است ریشه در جهل دارد و لابد پس از جهاد با نفس جهاد با جهل اکبر است. نهضت آگاهی آب را در سرچشمه با بیل گرفتن است و چون از آن غفلت شود در بهارستان با پیل هم مهار نمی‌شود. ویروس تروریسم در تاریکی و سرمای جهل رشد می‌کند و آفتاب آگاهی که بتابد ناچار از نابودیست. اما گاهی که سنگ بسته و سگ رها می‌شود، آگاهی به تعلیق درمی‌‌آید. احترام به تفاوت ایده‌ها نشانه‌ی رشد یک ملت است و به رسمیت شناختن تفاوت‌های فکری و امکان گفت‌وگوی اندیشه‌ها میوه‌ی آگاهی به بار می‌آورد و ما به هر اندازه که به این تنوع احترام بگذاریم، امکان سربازگیری فرزندان وطن را از خشک‌مغزهای متعصب دور می‌کنیم. کرسی‌های آزاداندیشی را که قرار بود در دانشگاه‌ها شکل بگیرند لازم است تا عمق روستاهای مرزی گسترش یابند. دل‌مان برای جوانان هموطن‌مان که قربانی می‌شوند و قربانی می‌گیرند، بسوزد.
داعش اگر در اروپا از کله‌سیاه‌های مهاجر تغذیه می‌کند، بر روی تبعیضی حساب باز کرده که سفیدپوست موبور اروپایی را در مرکز قرار می‌دهد تا آن جوان مهاجر مسلمان احساس حاشیه‌نشینی کند و هیچ‌وقت خود را شهروند نشمارد و در آرزوی بازگشت به مام وطن به وعده بهشت موعود فریب بخورد. اما جوان ایرانی مهاجر نیست و دلش در آرزوی جایی نیست. او در آرزوی جایی نیست. اگرچه ایران را خانه‌ی خویش می‌داند اما همخانه‌ی پایتخت‌نشین فارس‌زبان و شیعه‌مذهب را در حاشیه‌نشینی و محرومیت خویش دخیل می‌بیند و طعمه‌ی سلفی‌گری می‌شود. عدالت دموکراتیک در کنار آگاهی باطل‌السحر وردی است که تعصب کور در گوش جوانان این مرز و بوم می‌خواند و روانه‌ی پایتخت‌شان می‌کند تا آرامش را از کشور سلب کنند و کام دشمنان ملت را شیرین کنند.
دریغ است که ایران سرنوشتی همسان افغانستان و عراق و سوریه پیدا کند. دیرزمانی مولوی این وطن را از مصر و عراق و شام متمایز کرده بود. باشد که پادزهر «خشونت مقدس» به همت روشنفکران و اندیشمندان و عالمان این دیار به همسایگان‌مان هدیه شود و ایشان را از بلایی که در آن افتاده‌اند، شفا بخشد.. این کار هم‌اکنون هم دیرهنگام است و هرچه به تاخیر افتد طعمه‌های بیشتری در دام جهالت و خشونت مقدس می‌افتند و ما باید از ملت در برابر ملت هزینه‌اش را بدهیم.