سه شنبه, 25 مهر 1396

هفته‌نامه شماره 486: 24 مهر 1396

تروریست، مچکریم!
- امیرحسین طاهری
سیاسی نیستم. علاقه‌ای هم به سیاست ندارم. اما رنگ صدا و بغض نگاه آدم‌ها را وقتی  که جان‌شان به درد آمده است، می‌توانم دریافت. وقتی مخالف چندین و چند ساله‌ی نماینده شهرم، به محض شنیدن خبر حمله تروریست‌ها به مجلس، دلش می‌لرزد که مبادا «شهباز» خراشی برداشته باشد، وقتی آن همیشه معترض به حضور پررنگ روحانیون در سیاست، در برابر عکس روحانی شهید سکوت می‌کند، وقتی دختری که هرگز از مردان تنومند «پیراهن روی شلواری» روی خوشی ندیده و از آن‌ها دل خوشی نداشته، شجاعت و توانمندی‌شان را در ختم غائله تحسین می‌کند، وقتی که مسئول همیشه بی‌اعتنا به حضور و پرسش رسانه‌ها، خبرنگار روبه‌روی خودش را در آغوش می‌کشد، وقتی یگان‌های ارتش و سپاه و نیروی انتظامی در کنار هم آب سردی بر آتش ترور می‌ریزند... اتحاد یعنی همین! و ما این اتحاد را مدیون تروریست‌های سیاه دل هستیم.
حمله تروریستی زخم‌هایی بر جان مان زد که باید می‌خوردیم تا بیدار شویم از این رخوتی که به آن داشتیم خو می‌گرفتیم. باید بیدار می‌شدیم تا برگردیم از راه عداوت با برادرمان. حالا همه مطمئنیم که نخواهیم گذاشت دست تروریست‌ها نه به آستان قدس برسد نه به نهاد ریاست‌جمهوری، تا هرگز خاری به پای رییسی یا روحانی نخلد. اما چیزی هنوز جگر را می‌خراشد و روان را می‌آزارد: مبادا آگاهی فزونی یافته‌مان به اولویت «امنیت»، ما را از اهمیت «آزادی» غافل کند، مبادا به اشتباه آزادی را قربانی امنیت کنیم که این دو، برادران توامان‌اند و یکی بی‌دیگری، پوچ! یادمان نرود «هانیه اکبری» را؛ آن شیرزن لر که برای دفاع از حقوق صنفی زحمت‌کشان نهضت سوادآموزی، به مجلس آمده بود و پاسخ دادخواهی‌اش را تکفیری‌ها با سرب داغ دادند. او شکایتی داشته، و بی‌شک این شکایت را پیش از آن که به بهارستان بیاورد در شهر و استان خود بارها فریاد زده و پاسخی به‌سزا نشنیده. آن خواسته را بشنویم و برآوریم. امنیت کشور بهتر حفظ می‌شود اگر به داد هانیه‌ها برسیم.