دوشنبه, 05 تیر 1396

هفته نامه شماره 471: 29 خرداد 1396

سیاست با سین یا صاد؟!

- محمدمنتظری*
ماه مبارک است و لحظات ناب سحر و افطارش. ماه مبارک است و نفسی که تسبیح است و خوابی که عبادت. ماه مبارک است و شب‌های قدرش که بهتر از هزار سال‌اند. ماه مبارک است و سفره‌های ساده افطاری‌اش. ماه مبارک است و جلسات قرائت قرآنش و بالاخره؛ ماه مبارک است و جلسات وعظ و خطابه و تبلیغش! و «ما ادراک» این جلسات؟ و تو چه می دانی که این جلسات چه هستند و چه ظرفیتی دارند؟ مرادم جلسات بیشماری است که هر روز میزبان جمع زیادی از مردم و روزه‌داران عزیزی هستند که زحمت جهاد روزه‌داری در گرمای این روزها را با جان و دل می‌خرند. و این همان فرصت و ظرفیتی است که تا مقدار زیادی، استفاده و یا ضایع شدنش در دستان سخنرانانی است که مخاطب اصلی این نوشته هستند. عزیزانی که حتما بهتر از نگارنده این سطور واقفند که چه فرصت و ظرفیتی در اختیار آنان است. البته بسیاری نیز از این فرصت طلایی به خوبی استفاده می‌کنند. هر چند که برخی از صاحبان منابر نیز با وجود آگاهی از این ظرفیت، از آن نه به قدر کفایت، بلکه به میزانی که عافیت‌شان لطمه نخورد، بهره می‌گیرند.
در این میان هستند منابری که ماه مبارک را صرفا فرصت پرداختن به مسایل اخلاقی و احکام می‌دانند و ورود به عرصه‌های مختلف اجتماعی و سیاسی را وزر و وبال می‌شمارند. ناگفته پیداست که روی این نوشتار با فرد، تریبون یا منبر خاصی نیست و نگارنده نیز سر آن ندارد که بگوید همه منابر در همه شب‌ها و روزهای ماه مبارک و غیر آن، فقط باید از سیاست بگویند و دیگر هیچ!. همه ما با جناحی شدن جلسات و منابر مخالفیم. نه فقط در این ماه بلکه در هر زمان با هر منبر و تریبونی که وامدار یک دسته و جناح شود، به گونه‌ای که چشم بر حقایق ببندد و کورکورانه از مسیر عدالت خارج شود، سخت مخالفیم.
معتقدیم منبری که از مسایل و مشکلات اقتصادی، بانکی، اجتماعی، فرهنگی، علمی و سیاسی درون کشور نگوید، از اختلاس نگوید، از بحران‌های اجتماعی نگوید، از شیوع بی‌اخلاقی نگوید، و از دیگر سو از اخلاق نگوید، از معارف قرآن و اهل‌بیت علیهم‌السلام نگوید و از تقوا نگوید، ناقص است. آیا پرداختن به مسایلی که به طور خاص در حوزه اسلام سیاسی، اسلام مبارزه و در یک کلام اسلام ناب محمدی(ص) مطرح می‌شوند، منبر را نجس می کند؟ برخی با بهره‌گیری صریح یا ضمنی از این عبارات مصطلح که «نمی‌دانیم سیاست با سین نوشته می‌شود یا صاد» یا «منبر جای این حرف‌ها نیست» چنان از بیان مسائل این‌چنینی واهمه دارند که گویا اعلام برائت از این مسایل، شرط صحت و بیان آن، مبطل روزه بوده و مانع بهره‌برداری از معنویات و فیوضات الهی این ماه می‌شود. منبری که به امور مسلمین در همه عرصه‌ها اهتمام ندارد و صاحب منبری که بال عبای خود را از پرداختن به تعالیم اسلام سیاسی که به فرموده امام راحل(ره) همان اسلام ناب محمدی است، کنار می‌کشد، در حال ضایع شدن و ضایع کردن هستند.
برای اینکه مصداقی‌تر بگوییم، با توجه به شرایط این روزهای کشور به عنوان نمونه نگرش‌های مطرح در تریبون‌ها و منابر را درباره حضور ایران در صف مقدم مبارزه با تروریسم مرور می‌کنیم. البته نمی‌دانیم که این مقوله از نوع سیاست با سین است یا صاد. قریب به اتفاق جامعه با درک درست وضعیت منطقه و جهان، حضور ایران را کاملا منطقی، عقلایی و ضروری می‌دانند. عده اندکی با صرف نیرو و پول در این حوزه مخالفند و بدون آنکه از هزاران میلیارد تومانی که هر ساله برخی از ایرانیان خرج تفریح در سواحل ترکیه‌ی حامی تروریسم می‌کنند، حرفی بزنند، نگران اندک هزینه‌ای هستند که صرف کمک به محور مقاومت در منطقه می‌شود. هر چند امیدواریم نگاه این گروه پس از حوادث تروریستی ناجوانمردانه چند روز پیش تهران تعدیل شده باشد. معدود کسانی نیز هستند که کار مدافعان حرم را کاری بیهوده دانسته و در مقابل، نه اینکه از مذاکرات قبلی به وفور سود جسته‌ایم، در این موضوع نیز راه حل مذاکره را پیشنهاد می‌کنند. پرداختن به اندیشه این گروه، مجال دیگر می‌خواهد اگرچه با همین مقدار نیز بیم محدودیت در چاپ کل مطلب، نگارنده را آزار می‌دهد.
اما برخی دیگر نیز کم و بیش هستند که در تریبون‌ها و منابرشان از ابتدا موافق حضور ایران در محور مقاومت نبودند و یا لااقل حمایت هم نمی کردند، تا آن زمان که خطر به حرم‌های مطهر در سوریه و عراق نزدیک و جدی شد. از آن زمان با این استدلال که دفاع از حرم وظیفه، بلکه واجب است نگاه‌شان به این مقوله عوض شد. گویی اگر مثلا محور مقاومت در افغانستان بود چون حرمی در آنجا در خطر نیست، همچنان اظهار مخالفت می‌کردند که نباید پول و جوان ایرانی صرف دفاع از فلان فرقه اسلامی شود. اگرچه الان نیز برخی‌شان استفاده از اصطلاح «مدافع حرم» را فریبی می‌دانند که نظام جمهوری اسلامی به واسطه آن، از اعتقادات مذهبی جوانان شیعه برای حفظ خود سوء‌استفاده می‌کند و گاهی نیز این را به زبان می‌آروند. اینان همان‌هایی هستند که میان اسلام اعتقادی و اسلام سیاسی خط‌کشی می‌کنند. در نگاه ایشان دفاع از حرم شیعه لازم می‌آید اما دفاع از حریم تنها حکومت شیعی جهان، ربط پیدا می‌کند به مقوله‌ی سیاست با سین یا صاد! اینان اگر منبر یا تریبونی داشته باشند مروج همان چیزی هستند که اگرچه کمی نامانوس است اما می‌توانیم «اسلام سکولارش» بخوانیم.
مگر می‌شود مدافع حرم حضرت زینب (س) را ستایش کرد اما ساعتی از منبر یک‌ماهه و یک‌ساله را صرف دفاع از حریم نظام جمهوری‌اسلامی نکرد؟ مگر می‌شود خواند و دعا کرد که «اللهم اصلح کل فاسد من امور المسلمین» و از مسلمین فقط شیعیان را مدنظر داشت؟! مگر می‌شود خواند و دعا کرد که «اللهم فک کل اسیر» و شیخ زکزاکی، شیخ علی سلمان و شیخ عیسی قاسم در بند را فراموش کرد؟ توجیه می‌آوردند که ساکنان باریکه غزه از اهل تسنن‌اند! مردم محروم و کودکان مظلوم یمن و بحرین و نیجریه چطور؟ آیا نام بردن از بلایای عظیمی که بر سر مسلمانان مظلوم عالم سرازیر شده است از جنس سیاست با سین است یا صاد؟
از هر صاحب منبر و تریبونی که فرصتی برای نشر احکام اسلامی و بیان آزادانه نظرات خود پیدا می‌کند انتظار می‌رود ضمن بیان نقاط قوت، دستاوردها و پیشرفتهای 40 ساله نظام جمهوری اسلامی ایران در حوزه‌های مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و علمی، علاوه بر پرداختن به مشکلات متعدد جامعه در همه عرصه‌ها و مطالبه پاسخ برای آنها، به سئوالات زیر و سئوالاتی از این دست توجه نموده و پاسخ دهد:
جایگاه حمایت از مسلمین و جهان اسلام (با نگاهی کلی و نه فرقه‌ای) در این منابر کجاست؟ جایگاه حمایت از محرومان عالم به ویژه مسلمانان مظلوم فلسطین، سوریه، یمن، بحرین، میانمار، افغانستان و... در این منابر کجاست؟ برائت از سران استکبار، نظام سلطه، حاکمان جائر و خائن حرمین شریفین، و معاندان و مخالفان داخلی و خارجی جمهوری اسلامی ایران، در این منابر چه جایگاهی دارد؟ جایگاه حمایت از کلیت نظام جمهوری اسلامی، ارکان آن و پیشرفت‌های بی‌نظیر آن (با همه نواقص و مشکلاتی که به واسطه سوء‌مدیریت برخی مدیران ارشد، میانی و پایینی آن وجود دارد) در این منابر کجاست؟ و....
*عضو هیئت علمی دانشگاه