سه شنبه, 25 مهر 1396

هفته‌نامه شماره 486: 24 مهر 1396

گو باده صاف کن که به عذر ایستاده‌ایم
- بابک‌حسینی‌زحمتکش
آموزه‌هاي ديني و فرهنگي، ما را به رفتارهاي انساني و فضايل اخلاقي رهنمون مي‌كنند و از رذايل اخلاقي و رفتارهاي غيرانساني بازمي‌دارند. براساس این آموزه‌ها فرزندان‌مان را به فروتني و خاكساري، فداکاری، شجاعت و سپاس‌گزاري تشويق مي‌كنيم و از خودخواهي، بي‌ادبي، بدجنسي و چاپلوسي برحذر مي‌داريم. در بین این سجایا و رذایل اما جاي عذرخواهي در فرهنگ ما خالي است. شايد «عذر مي‌خواهم» را در موقعيت‌هاي ساده بارها بشنويد اما پوزش‌خواهي واقعی شامل پذيرفتن اشتباه، قبول كردن مسووليت و جبران اشتباه، امری كاملاً غريبه است. ما فقط زماني پوزش مي‌خواهيم كه كارمان گير كرده و مجبور باشیم. از فرزندمان انتظار داريم در پي اشتباه‌اش عذرخواهي كند اما هرگز از او به خاطر خطای‌مان عذرخواهی نمی‌کنیم. آموزگار هم در مدرسه از دانش‌آموزان عذرخواهي نمي‌كند. پس چه كسي بايد به نسل آينده‌ اين رفتار را بياموزاند؟
غرور و خودپسندي رفتارهایي غريزي هستند و در مقابل خاكساري، فروتني و پوزش‌خواهي رفتارهايي آگاهانه و آموختني. اين رفتارها به آموزش نياز دارند و تنها با گفتار آموخته نمي‌شوند. فرزندتان بايد پوزش‌خواهي شما از همسرتان ببيند تا اين رفتار در نهادش جوانه بزند. بايد خاكساري را در نهادتان ببيند تا غرور در وجودش تضعيف شود و توانايي عذرخواهي پيدا كند. شوربختانه ما ارزش پوزش‌خواهی را با شرط گذاشتن و اگر و مگر از میان می‌بریم و از قبول مسووليت اشتباه‌مان شانه خالي مي‌كنيم.
گاهي از خود مي‌پرسيم: چرا رفتار مسوولان كشورمان با ممالك توسعه‌يافته اين همه متفاوت است؟ چرا آنان پس از اشتباه در مجموعه‌ي مديريتی‌شان استعفا مي‌دهند و كنار مي‌روند و چرا اينان اشتباه‌شان را انكار يا فرافكني مي‌كنند و با چنگ و دندان به مقام‌شان مي‌چسبند؟ یکی از اصول مدیریت سنتی ایرانی نپذیرفتن اشتباه و تاکید بر تصمیم نادرست است که آن را به عنوان قاطعیت توجیه می‌کنند. مدیریت سنتی می‌پندارد با قبول اشتباه از قدرتش کاسته خواهد شد. مدیریت غیرپاسخگو و غیرمسوول صاحب قدرت شیرین و دلپذیری است که هیچ کس حاضر نیست از آن دست بکشد. ظاهراً در هنگام رویداد اشتباه در ایران تنها کسی که مسوول نیست همان کسی است که برای قبول آن مسوولیت انتخاب یا نصب شده است.
در جامعه نیز مانند خانواده رفتار از بزرگان به کوچک‌ترها آموخته می‌شود؛ از مهتران به کهتران. در تاریخ ایران به ندرت دولتمردان و سیاستمداران، به اشتباه خود اعتراف کرده‌ و مسوولیت خطای‌شان را پذیرفته‌اند. حتا پس از گذشت سالیان، رفتار اشتباه خود را ناشی از جو زمانه و شرایط روزگار توجیه کرده‌اند. این رفتار به تمامی اعضای جامعه سرایت کرده و امروز شاهد اجتماعی هستیم که همه معصوم‌وار و خالی از نقص و اشتباه، مالامال از غرور و خودپسندی در انکار اشتباه و فرافکنی از یکدیگر پیشی می‌گیریم. اما بارقه‌ی امید وقتی نمایان می‌شود که در سال‌های اخیر بزرگانی از دنیای سیاست، اگر چه در گفتار و آشکارا به اشتباه خود اعتراف نکرده‌اند، اما با تغییر مسیر خود را با مردم همراه و همسو کرده‌اند و نیکوتر از آن، در دولت روحانی برخی مدیران هنگام بروز اشتباه استعفا داده‌اند. شاید نخستین بار در دولت روحانی بود که رییس‌جمهور به صراحت از تلویزیون اعلام کرد که مسوولیت اشتباهات و کاستی‌ها را می‌پذیرد و زبان دولتش در عذر‌خواهی از مردم الکن نیست. بدین ترتیب شاهد تولد فرهنگ پذیرش مسوولیت، پاسخ‌گویی و عذرخواهی حکومت هستیم.
جامعه نباید این موضوع را کم اهمیت بشمرد. مردم باید با پافشاری بر پرسش از همه‌ی بخش‌های حکومت حق خود را مطالبه کنند. از سوی دیگر ما باید در نهادهای کوچک اجتماعی مانند خانواده و محیط کار بکوشیم فرهنگ مسوولیت‌پذیری و پاسخگویی را تقویت کنیم. باید پوزش‌خواهی را با اجرای عملی آن به فرزندان‌مان بیاموزیم. در مقابل پایین‌دستان پاسخگو و مسوولیت‌پذیر باشیم و همین رفتار را از بالا دستان‌مان مطالبه کنیم.