استانداری کرمان در انتظار تغییر یا ابقا؟
تدبیر با طعم لابی‌گری!
- ابوذر خواجویی‌نسب
هم‌زمان با تغییر برخی از استانداران، گمانه‌زنی‌ در مورد ابقا یا برکناری علیرضا رزم‌حسینی، استاندار کرمان نیز آغاز شده است. در هفته‌های اخیر، ابتدا زمزمه‌هایی مبنی بر کوچ پاییزی رزم‌حسینی به استانداری خراسان رضوی به گوش رسید که گویا شایعه‌ای بیش نبود و خیلی زود توسط فرشید فلاح مدیرکل حوزه استانداری کرمان تکذیب شد. سپس برخی نمایندگان اصولگرای استان از جمله شهباز حسن‌پور و محمدمهدی زاهدی به صورت غیررسمی از موافقت وزیر کشور با ابقای استاندار کرمان خبر دادند. حمایت‌های ویژه این نمایندگان از ابقای حکم رزم‌حسینی و به خصوص زاهدی نماینده مردم کرمان که از مخالفان دولت تدبیر و امید است بار دیگر این پرسش را به وجود آورده است که استاندار کرمان را باید در کدام گروه و دسته سیاسی قرار دارد؟ و مهم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تر این‌که؛ رزم‌حسینی ابقای احتمالی خود را مدیون چه کسانی است؟
- رزم‌حسینی چگونه استاندار کرمان شد؟
چهار سال پیش وزیر کشور در مراسم معارفه‌ علیرضا رزم‌حسینی، از او به عنوان مدیری یاد کرد که  قادر است از آب، خاک و هوا، ثروت خلق کند. رزم‌حسینی به واسطه جانشینی عملیات قرارگاه خاتم‌الانبیا و قائم‌مقامی فرمانده لشکر ۴۱ ثارالله کرمان در دوران جنگ، چهره‌ای نظامی شناخته می‌شد اما پیشینه سیاسی مشخصی نداشت و کسی به درستی نمی‌دانست اصلاح‌طلب است یا اصول‌گرا. سوابق مدیریتی و اجرایی برجسته‌ای هم در کارنامه کاری او دیده نمی‌شد، اما توانسته بود رقبای نامدارش را کنار بزند و بر صندلی اتاق هشت استانداری کرمان جلوس کند. تا چند روز مانده به اعلام نظر نهایی وزارت کشور، چهره‌هایی نظیرِ اسماعیل نجار، محمد جلال‌مآب، رضا انجم‌شعاع و سردار پلارک به عنوان افراد مدنظر مجمع نمایندگان و همچنین محمد‌علی کریمی، محمد فرشاد، ابوسعیدی، مصطفوی، بختیاری، میرزایی و سردار بنی‌اسد، به عنوان نفرات پیشنهادی ستاد اصلاح‌طلبان و اعتدال‌گرایان استان کرمان، مهم‌ترین گزینه‌هایی بودند که رسانه‌ها و محافل سیاسی از آنها به عنوان شانس‌‌های تصدی پست استانداری کرمان یاد می‌کردند. در نهایت و بر خلاف همه گمانه‌زنی‌ها، دولت تدبیر و امید ترجیح داد تا با خط قرمز کشیدن بر روی نام این گزینه‌ها، علیرضا رزم‌حسینی را در آذرماه سال 92 به عنوان استاندار جدید کرمان معرفی کند تا یکی از بزرگترین سورپرایزهای سیاسی استان رقم بخورد. سورپرایزی که به نظر می‌رسید، وقوعش بیش از هر چیزی مدیون قدرت لابی‌گری افرادی هم‌چون محمدرضا باهنر و محمد‌مهدی زاهدی بود که دست بر قضا هیچ‌کدام از این دو نفر نه در زمره اصلاح‌طلبان که از اصول‌گرایان مخالف دولت حسن روحانی بودند!
- زاهدی حامی همیشگی استاندار کرمان
آغاز قدرت نمایی محمود احمدی‌نژاد در ساختار حاکمیت ایران، فصل جدیدی برای عرصه لابی‌گری در استان‌کرمان بود تا پس از سال‌ها به جای چهره‌های سیاسی مشهوری هم‌چون سید‌حسین مرعشی، عرصه سیاست و لابی‌گری استان در اختیار مجید دوستعلی، محمد‌مهدی زاهدی و.. قرار بگیرد. فارغ از دوستعلی که در زمان انتخابات سال 84، مرد شماره یک ستاد احمدی‌نژاد در کرمان محسوب می‌شد و با پیروزی احمدی‌نژاد به شکل چشم‌گیری، قدرت چانه‌زنی و لابی‌گری‌اش در استان‌کرمان افزایش پیدا کرد، محمد‌مهدی زاهدی نماینده فعلی مردم کرمان چهره سیاسی دیگری بود که قدرت  خود را مدیون حضور احمدی‌نژاد در سپهر سیاسی کشور است. زاهدی تا پیش از آن‌که در دولت اول محمود احمدی‌‌نژاد، گزینه پیشنهادی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری شود، تجربه‌ای جز ریاست آموزش و پرورش شهرستان شهربابک از سال 61 تا 62 و عضویت در اولین و دومین دوره شورای اسلامی شهر کرمان از سال 78 تا 84 نداشت! در معرفی زاهدی به مجلس برای کسب رأی اعتماد، از او به عنوان مرد علمی سال 1998-1997 به انتخاب «مرکز بین‌المللی کمبریج» و یکی از برترین ریاضی‌دانان جهان به انتخاب «انجمن ریاضی آمریکا» در سال‌‏های 1998 تا 2002 یاد شد. در همان جلسه کسب رأی اعتماد، وقتی محمدمهدی زاهدی ادعا کرد که از سوی کمبریج به عنوان «نابغه ریاضی قرن» معرفی شده است، عماد افروغ نماینده اصولگرای مجلس هفتم این سابقه علمی را زیر سوال برد!
آن‌گونه که برخی رسانه‌های کشوری نوشتند و از جست‌وجوهای اینترنتی نیز برمی‌آمد، مرکز بین‌المللی کمبریج هیچ ربطی به دانشگاه معروف کمبریج نداشت و صرفاً در قبال دریافت مبلغی، افرادی را با در نظر گرفتن شاخصه‌های حداقلی به عنوان مرد سال علمی جهان معرفی می‌کرد. ده سال قبل از این که زاهدی گزینه پیشنهادی وزارت علوم شود، این وزارت‌خانه در اطلاعیه‌ای مؤسسه مذکور را فاقد اعتبار اعلام کرده بود. با وجود این، محمدمهدی زاهدی با ۱۴۴ رأی موافق، ۱۰۱ رأی مخالف و ۳۵ رأی ممتنع، در میان کسانی که به کابینه راه یافتند، ضعیف‌ترین رای را آورد و با جهشی چشم‌گیر سکاندار یکی از کلیدی‌ترین وزارتخانه‌های کشور شد. زاهدی در دوران وزارتش نیز از چهره‌های جنجالی دولت بود. کما این‌که موضوع بازنشستگی استادان صاحب‌نام کشور نظیر حسین بشیریه، استاد شناخته شده حوزه جامعه‌شناسی سیاسی و دکتر میرجلال‌الدین کزازی، احمد ساعی و... از نخستین تابستانی که زاهدی بر صندلی وزیر علوم نشسته بود، آغاز شد. البته آن‌چه موضوع بازنشستگی استادان را جنجالی‌تر کرد، رویه تبعیض‌آمیز در اعمال آن بود؛ به نحوی که این بازنشستگی‌ها دامن استادانی را گرفت که از نظر فکری و مشی سیاسی با دولت نهم همراه نبودند. زاهدی در دوره دوم ریاست‌جمهوری احمدی‌نژاد سفیر ایران در مالزی شد، اما با برگزاری انتخابات مجلس نهم و از حوزه انتخابیه کرمان وارد کارزار انتخاباتی شد و توانست به عنوان نماینده مردم مرکز استان راهی ساختمان بهارستان شود. در قدرت لابی‌گری او همین بس که در مجلس نهم بسیاری از استیضاح‌ها و یا عدم رای اعتماد به وزرای دولت روحانی را به او نسبت می‌دادند. فارغ از این‌، زاهدی به عنوان رییس مجمع نمایندگان استان در مجلس نهم، بسیاری از اتفاقات مدیریتی استان را در کنترل خود داشت. برای مثال برخی معتقد بودند علت به درازا کشیدن مدیرعاملی محمد جلال‌مآب در شرکت گل‌گهر حتی پس از شکل گیری دولت یازدهم، نتیجه نفوذ زاهدی و حمایت او و برخی نمایندگان دیگر از جمله شهباز حسن پور از جلال‌مآب بوده است.
حتی به نظر می‌رسد، یکی از دلایل استاندار شدن رزم‌حسینی و ابقای احتمالی او نتیجه نفوذ و قدرت لابی‌گری زاهدی است. او پیش از انتخاب استاندار جدید کرمان بارها درخبرگزاری‌های کشوری با اشاره به سوابق بسیجی و سپاهی رزم‌حسینی از توافق مجمع نمایندگان و طیف‌های سیاسی استان برای معرفی وی به دولت خبر داده بود. زاهدی که همواره در دوران نمایندگی خود، مواضعی هم‌سو با جبهه پایداری (تندروترین گروه سیاسی مخالف دولت) داشته است، در روزهای اخیر نیز از رایزنی با وزارت کشور برای تمدید حکم علیرضا رزم‌حسینی خبر داده و به صورت ضمنی از ابقای استاندار کرمان خبر داده است.
- ردپای لابی‌گری باهنر در انتخاب رزم‌حسینی 
می‌گویند اگر او می‌خواست استیضاحی رای بیاورد، حتما این اتفاق می‌افتاد و اگر نمی‌خواست، به سرانجام نمی‌رسید. با نظر او بود که وزیری می‌توانست از مجلس رای اعتماد بگیرد یا رد سلب اعتماد شود. صحبت از «محمدرضا باهنر» است که در طی هفت دوره حضور در مجلس به یکی از با نفوذترین سیاستمداران ایران تبدیل شد. تا جایی که که قدرت لابی‌گری  و چانه‌زنی‌‌اش در موضوعاتی که یک سر آن به مجلس بر می‌گشت او را به «سلطان لابی» معروف کرده بود. محمدرضا باهنر همواره در تغییر و تحولات سیاسی استان نیز نقش داشته است. در همه این سال‌ها باهنر مهم‌ترین عامل اتحاد «اصولگرایان» در استان‌کرمان بوده است و هر گاه اراده کرده است در تغییرات مدیریتی استان نقش ایفا کرده است. حتی زمانی که در انتخابات مجلس هفتم تصمیم گرفت از حوزه انتخابیه کرمان راهی مجلس شود باز هم قدرت لابی‌گری خود را به رخ مدعیان کشید. هنوز هم پس از سال‌ها ماجرای جنجالی رد صلاحیت «مجید دوستعلی» در انتخابات مجلس هفتم را به قدرت رایزنی او نسبت می‌دهند. فارغ از این موارد، ردپای لابی‌گری باهنر در انتخاب رزم‌حسینی به عنوان استاندار کرمان نیز دیده می‌شود. کما این‌که در همان زمان، زاهدی در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس از باهنر به عنوان یکی از چهره‌هایی نام برده بود که نظر مثبتی بر انتخاب شدن رزم‌حسینی داشته و با مجمع نمایندگان استان در این باره تعامل کرده است.
به احتمال زیاد در روزهای آینده، حکم رزم‌حسینی برای ادامه فعالیت در استانداری کرمان تمدید خواهد شد. حالا بیش از هر زمانی، شواهد گویای آن است که استاندار کرمان بیش از آن‌که یک اصلاح‌طلب باشد، یک اصول‌گرای تکنوکرات است که رسیدنش به اتاق هشت استانداری را بیش هر چیزی مرهون حمایت‌های نمایندگان اصول‌گرای استان در مجلس است.