دوشنبه, 27 آذر 1396

هفته‌نامه شماره 494: 27 آذر 1396

از تلفات الکلی تا ورزش ادراری!
- محمد احمدزاده
دوستی دارم جامعه‌شناس که در شهر ما به مددکاری اجتماعی مشغول است. همیشه می‌گوید: «سیرجان در مقولات فرهنگی جمع اضداد است و همه اتفاقات فرهنگی و ضد فرهنگی را هم‌زمان می‌توان در آن مشاهده نمود». نام‌گذاری شهر به عنوان دار‌الحسین(ع)، اخلاص مردم در پیاده‌روی  اربعین، نفر اول و دوم کنکور سراسری و برترهای المپیادی و تعدد و تنوع در انتشار منظم و مفید نشریات محلی و در طرف مقابل وقوع اتفاقاتی مانند فراری دادن اعدامی‌ها، تلفات انسانی در ماجرای الکل، دستگیری 19 دختر و پسر در پارتی شبانه و این آخری که ماجرای «ورزش ادراری» شهر را بر‌ملا کرد، همه  و همه از ناهمگون بودن و نامتقارن بودن وضعیت فرهنگی شهر  ما حکایت دارد. این که چرا نام سیرجان در کنار خوبی‌های بسیارش باعث باقی‌ماندن همیشگی نام شهر ما در آنتن حوادث نه‌چندان خوشایند کشور و حتی ماهواره‌ها شده است. آیا سزاست که شهر ما با با اخبار عجیب و غریب مانند فرار اعدامی‌ها، تلفات الکلی و یا خوردن ملخ در ماهواره‌ها شهره باشند؟
و آیا سزاست فرهنگ شهری در پربیننده‌ترین برنامه رسانه ملی بازیچه چالش‌های عادل فردوسی‌پور قرار گیرد؟
متولی فرهنگ شهر سیرجان کیست؟ و چرا کسی خود را در این خصوص پاسخگو نمی‌داند؟
اولین نگاه‌ها در مقوله فرهنگ به طرف اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی نشانه می‌رود، اداره‌ای بی‌بزرگ‌تر که در طول 12 سال گذشته حداقل 10 رییس و سرپرست مختلف را بالای سر خود تجربه نموده است و رییس فعلی نیز به عنوان مرد همیشه سرپرست از این قاعده مستثنی نیست. مشخص نیست آیا ثبات مدیریتی و امنیت شغلی برای سر و سامان دادن فرهنگ و هنر شهر دارد یا به‌زودی برکنار خواهد شد؟
دانشگاه‌های مستقر در شهر سیرجان نیز نقش خود را در رشد فرهنگ ایفا نمی‌کنند و با دچار شدن به روز‌مرگی و تربیت دانشجو از نقش اساسی در فعالیت‌های اجتماعی و ارتقای فرهنگی شهر باز‌مانده‌اند.
نقش‌آفرینان بعدی هم فرماندار، شورای شهر، شهردار و... هستند. فرماندار این روزها با پیگیری اخبار رفتن یا نرفتن استاندار کرمان خود در برزخ ماندن یا رفتن است و چندان نباید توقع رفع ریشه‌ای موانع و معضلات فرهنگی را داشت و پرداختن وی به جشنواره‌ها‌ی زود‌گذر هنری راحت‌تر به نظر می‌رسد.
شورای شهر نیز رسالت اجتماعی خود را نداده و فعلا هم نشانه‌ای از چنین عزمی در این مجموعه به چشم نمی‌خورد. شهردار نیز به تازگی بر مسند شهرداری تکیه زده است و قضاوت در خصوص فعالیت‌های فرهنگی وی را آینده میسر می‌کند. شهردار به عنوان سکان‌دار بزرگ‌ترین نهاد عمومی و درآمدی شهر می‌تواند نقش اساسی در فرهنگ شهر داشته باشد. دراین میان نقشی که مجتمع متمول گل‌گهر با درآمدهای هنگفت نیز به نظر می‌رسد دچار کج‌سلیقگی‌هایی شده است. انحصار هزینه‌های فرهنگی گل‌گهر در برگزاری چند جشنواره فرهنگی، ورزشی و نمایشگاه بدون پرداختن به بحث‌های ریشه‌ای فرهنگی شاید یکی از دلایل به وجود آمدن «افتضاح ورزش ادراری» در روزهای گذشته باشد.
فرهنگ امری ریشه‌دار، زمان‌بر و مستلزم صبر و حوصله است. این که مسئول آب‌رسانی چمن ورزشگاه به عنوان نماد یک شهر در برنامه 90 به مردم کشور معرفی شود و ماجرای «سحر باطل»، «تیربند» و «لوله تفنگ» به عنوان باورهای مردم شهر ما به مردم کشور خورانده می‌شود، دلیل سال‌ها کم‌کاری مسئولان و متولیان فرهنگی است و برخورد احتمالی با وی مطمئنا کمکی در رفع معضلات ریشه‌دار فرهنگی شهر نمی‌کند. بهتر است متولیان فرهنگ شهر که هر یک به نوعی از بیت‌المال و بودجه عمومی ارتزاق می‌کنند و باید نقش خود را در ارتقای فرهنگ شهر ایفا نمایند، با آسیب‌شناسی کم‌کاری‌های گذشته خود و مدیران قبلی در رفع دراز‌مدت معضلات فرهنگی اجتماعی شهر کوشیده و نامی نیک از خویش باقی گذارند.