دوشنبه, 27 آذر 1396

هفته‌نامه شماره 494: 27 آذر 1396

یومئذ تحدث اخبارها
- رضا مسلمی‌زاده
 «روزی که زمین خبرهای خویش را حکایت می‌کند» و «گوهر وجود آدمیان در دگرگونی احوال است که آشکار می‌شود» و کدام دگرگونی و انقلابی از زلزله بهتر؟
ما پند ناگرفتگان از طبس و گلبافت و منجیل و رودبار و بم، بار دیگر مصیبتی را به ناله و عزا و شماتت نشسته‌ایم و این‌بار ای بسا در شمایلی از شکل‌افتاده‌تر از بارهای پیشین. گسل اِزگله که لرزید، از گسل‌هایی پرده برداشت که دام زندگی روزمره بسی دیدگان را بر دیدن‌شان ناتوان ساخته بود. گسل‌هایی خطرناک که نمایش همدلی زیبای ما ایرانیان بارها بر آنها پرده افکنده است. دریغا که خبرنگار خبرگزاری مکریان نابیناتر از همگان بر دیدن این زیبایی، می‌گوید؛ «ما چون کرد هستیم و سنی چندان به ما توجه نمی‌کنند». البته با این حرف خویش از گسلی را نشان می‌دهد که تجزیه‌طلبان قومی در کنار بیگانگان در عمیق و وخیم‌تر کردنش می‌کوشند و عده‌یی هم نادانسته همراهی‌شان می‌کنند. تاریخِ همدلی در این سرزمین هرگز رنگ و بویی از قوم و مذهب نداشته است. از مختصر دمیدن در آتش تعصب برخی سواستفاده‌گران که بگذریم، همسایگیِ مسلمان و گبر و ترسا و یهود در هر جای ایران قابل ردیابی است و آخرین بار آن اعتماد مسلمانان یزد به سپنتا نیکنام در شورای شهر یزد است.
گسل دیگری که از پی زمین‌لرزه کرمانشاه رخ از نقاب ‌گشود، گسل دهشتناک بی‌اعتمادی است. بی‌اعتمادی به آنانی که ناتوانی‌ و کاهلی‌شان را در پیچ و خم ادارات تجربه کرده‌ایم به تکرار و یک چشمه‌اش هم فروریختن حجاب است از چهره‌ی مسکن‌های مهر، اتفاقی که سیاسی‌کاران از روی غرض چوبش را بر سر احمدی‌نژاد می‌شکنند.
بی‌آنکه سر سوزنی به احمدی‌نژاد و مهرورزان همراهش در دولت‌های نهم و دهم ارادت داشته باشم، تلاش آنها را برای جبران غفلت دولت‌های پیشین در تامین مسکن اهل این سرزمین، عملی سزاوار ستایش می‌دانم. اگر در مکان‌یابی و ساخت‌وساز و تامین اعتبار این خانه‌ها بسی مشکل هست، که هست، سهم خاتمی و هاشمی را نباید نادیده گرفت. آن‌گاه که هر کدام به دلیلی توجه به اقشار کم‌درآمد را به کناری نهادند و دولت روحانی هم متاسفانه همان راه را پیش گرفته است. خوب و بد این خانه‌ها را باید از صاحبان و مالکانش جویا شد. مردمانی که پس از سال‌ها «پشتِ در نشینی» ریشه‌دوانده در بی‌توجهی دولت‌های سازندگی و اصلاحات، به سرپناهی دست یافته‌اند، شایسته‌تر از دیگران می‌توانند در این باره سخن بگویند. دغل و جفای پیمانکار و ناظر و مهندس و معمار و بنا و کارگر را هم نباید به حساب احمدی‌نژاد نوشت. هیچکدام از این آدم‌ها را احمدی‌نژاد از جایی وارد کشور نکرده است. اینها خود ما هستیم و اتفاقا احمدی‌نژاد هم از جنس ماست. او شبیه‌ترین و آشناترین دولتمرد به روحیات ایرانی معاصر است و از همین روست که پوپولیسم را بهتر از دیگران بازی می‌کند.
هر بار که حادثه‌یی رخ می‌دهد، در کنار چشمه‌های جاری محبت خلایق، دمل‌هایی چرکین هم سر باز می‌کنند و ما که عادت کرده‌ایم به ظاهرسازی و شعار و صورت به سیلی سرخ نمایاندن، از اولی مدد می‌گیریم تا کراهت دومی را بپوشانیم و اندک باقیمانده زشتی و پلشتی را هم در تلافی‌جویی‌های کودکانه به فراموشی بسپاریم و این چنین است که بازی ادامه دارد و ما چنین شده‌ایم.