جمعه, 25 آبان 1397

هفته‌نامه شماره 536:  21 آبان 1397

تلگرام و رکود کسب و کار

- محمدرضا نیک‌نژاد آموزگار

پریشان به هر دری می‌زدم. در روزهای پرخبر و نگران‌کننده، بی‌خبری آزار‌دهنده بود. گر چه در این شکنجه تنها نبودم. همسرم تا اندازه‌ای چونان من در پی راهی برای ورود به تلگرام بود. پسر بزرگم نیز که مهمترین راه کسب‌و‌کارش در پیوندی محکم با کانال تلگرامی و اینستاگرامش است، نگران از ادامه فیلترینگ و آسیب جدی به کارش بود. تنها کسی که در خانواده از فیلترینگ خوشحال بود و ‌گاه‌گداری این خوشحالی را با گفتن «خدا کنه کلا ببندنش» تأکید می‌کرد، پسر ۹ساله‌ام بود! گر چه او نیز زمانی که به سراغ بازی آنلاینش رفت غُرولُندکنان گوشی را کنار گذاشت. در آن پریشانی و دستپاچگی به یاد فیلترشکن قدیمی‌ام افتادم که از زمان فیس‌بوک خدابیامرز پیگیرش نبودم. با شگفت‌زدگی دیدم که این همراه دیرینه‌ام دروازه‌های جهان مجازی را به رویم بازگشود و دیری نپایید که پیروزمندانه وارد تلگرام شدم. آن‌جا بود که دیدم پریشانیِ بریدگی از جهان مجازی ویژه من و خانواده و فامیلم نیست و هر ۴۰‌میلیون کاربر اینترنت در ایران را درگیر خویش کرده است. کاربرانی که چه دلمان بخواهد و چه نه، بخش فراوانی از لحظه‌های زندگیشان را در خواندن و نوشتن و در میان‌گذاری دیدگاه‌‌هایشان و همرسانی پیام‌های دلخواه‌شان در تلگرام صرف می‌کنند. چه خوشمان بیاید و چه نه، بخش فراوانی از دانسته‌های ضروری ما از راه همین جهان مجازی فراهم می‌شود و اگر نباشد آسیب‌زاست. در این چند روز شنیده شد که یکی از دل‌نگرانی‌های شماری از شهروندان، کسب‌و‌کارهایی است که فضای مجازی در آنها نقش دارد. بخشی از نگرانی همسرم گروه تلگرامی‌ای بود که او و دیگر مادران بچه‌های کلاس سوم با همراهی آموزگارشان راه انداخته بودند و بر فرآیند یادگیری بچه‌ها بسیار کارآمد بود و هست؛ و شمار چنین پیوندگاه‌هایی کم نیست. گسترش شبکه‌های اجتماعی بویژه تلگرام در یکی دو ‌سال گذشته در کنش‌های انسانی نیز نقش بسزایی داشته‌اند. این نقش از گردآوری پول برای افراد و خانواده‌های ناتوان و گرفتار و آسیب‌دیده تا سیلِ خودجوش ایرانیان در یاری‌رسانی شگفت‌آور پس از زمین‌لرزه کرمانشاه و... را در بر می‌گیرد. با همه نقدهایی که به گسترش باور نکردنی اینترنت –نه ‌تنها در ایران که در همه جهان- وارد است، امروز این فناوری بخش جدایی‌ناپذیری از زندگی بیش از یک‌چهارم جمعیت جهان است و حذف یا محدودیتش ناممکن یا بسیار دشوار و البته دارای پیامدهای ناگواری خواهد بود؛ اصلا چرا حذف؟ چرا باید شبکه‌ای که می‌تواند خیزشِ ملی و شکوه‌مندِ یاری‌رسانیِ پس از زمین‌لرزه را پدید آورد، باید حذف شود؟ چرا بسیاری از ما ایرانیان -از عادی‌ترین شهروندان تا ارشد‌ترین مقام‌ها- به دنبال آسان‌ترین و پرهزینه‌ترین راه‌ها برای گره‌گشایی در زیست فردی و اجتماعی‌مان هستیم؟ چرا عاملی را که توانسته و می‌تواند چتری ملی برایمان پدید آورد، باید حذف شود؟ چرا... شاید ریشه‌اش درد است؛ دردِ برآمده از دگرگونی! در جهان امروز هر چه پیش می‌رویم مشروعیت‌های سنتی‌ای مانند جایگاه سنی، فامیلی، حرفه‌ای، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و... بیش از گذشته رنگ می‌بازند. بی‌گمان این رخداد برای بسیاری از ما که خود را در آنها تعریف کرده‌ایم دردآور و سخت است. دردِ دگرگونی و البته آسیب‌هایش زمانی بیشتر می‌شود که برای آن برنامه‌ای نداریم و وادار به رفتارهای واکنشی می‌شویم. جهان جدا از خواست همه ما دگرگون می‌شود، اگر برای این دگرگونی آمادگی نداشته باشیم، آسیب‌هایش چندین برابر گریبانمان را می‌گیرد. بهترین راه برای جلوگیری یا کاهش آسیب‌های جهانِ مجازیِ رو به گسترش، همراهی اندیشیده و برنامه‌مدار با آن است؛ برنامه‌هایی نوشونده و نرمش‌پذیر. این کار شدنی است و بی‌گمان دردش کمتر و آسیب‌هایش نیز کمتر.

منبع: روزنامه شهروند