سه شنبه, 01 آبان 1397

هفته‌نامه شماره 533: 30 مهر 1397

«وال‌استریت» ایرانی 

- محمداحمدزاده

با گذشت چند هفته از حوادث دی‌ماه و کنار رفتن گرد‌و‌غبار‌ها به نظر می‌رسد، بررسی چرایی به وجود آمدن اعتراض‌ها در یکی، دو روز اولیه و به انحراف کشیده شدن شعارها و اقدامات معترضان در روز‌های بعد کمی آسان‌تر شده باشد.

ابتدا مقایسه‌ای بکنیم بین جنبش وال‌استریت آمریکا و اعتراض‌های یکی، دو روز اول اعتراض‌ها. اعتراض‌های مردم آمریکا از 17 سپتامبر 2011 آغاز و به مدت 218 روز به طول انجامید. این جنبش که در خیابان وال‌استریت مقر بورس نیویورک جریان داشت، بعدها به همین نام مشهور شد. جنبشی صرفا اقتصادی و ضد تبعیض و بدون خشونت بود که بعدها رنگ اجتماعی و سیاسی به خود گرفت. خواسته اشغال‌کنندگان وال‌استریت عمدتا رفع نابرابر‌های اقتصادی، مبارزه با فرهنگ اقتصادی سرمایه‌داری و از بین بردن دسترسی و نفوذ دلالان شرکت‌ها و غول‌های پولی در دولت آمریکا و با شعار حمایت از حق مردم 99 درصدی و محروم آمریکا در مقابل یک درصد افراد دارا و برخوردار آغاز شد. نمونه ناقصی از این بحث در شعارهای انتخاباتی یکی از کاندیداهای ریاست‌جمهوری کشورمان تحت عنوان دولت 96 درصدی در مقابل 4 درصدی‌ها مطرح شد اما نتوانست نتیجه مطلوبی بگیرد. گرچه جنبش وال‌استریت مردم آمریکا همزمان با بهار عربی بود و رسانه ملی می‌کوشید آن را اقدام مردم علیه نظام حاکم و حاکمیت آمریکا عنوان کند اما در عمل این جنبش، جنبشی آرام و مبتنی بر اعتراض‌های مدنی بود. 

در مقایسه جنبش وال‌استریت با اغتشاش‌های روز سوم اعتراضات دی‌ماه به بعد به چند نکته جالب می‌رسیم. معترضان وال‌استریت پرچم ملی کشور خود را آتش نزدند. کلیسای تاریخی «ترینیتی» واقع در این خیابان به آتش کشیده نشد و گرچه اعتراض و شعارهای مردم علیه دولت و رییس‌جمهور اوباما به رسمیت شناخته شد اما علیه نمادهای دین مسیحیت یا اصول ‌قانون‌اساسی حرفی به میان نیامد.

در مقابل اعتراض‌های مردم در انتقاد به گرانی و مفاد لایحه بودجه از «وال‌استریت» ایرانی و وطنی منحرف و به سمت اغتشاش سوق داده شد. مسجد و حسینیه و در پی آن پرچم ملی کشور به آتش‌‌کشیده و اصل نظام و حاکمیت مورد حمله قرار گرفت و این اتفاقات همه دست به دست هم داد تا آفت و مانع به وجود آمدن اعتراض‌های مدنی در چارچوب قانون‌اساسی شود. برابر اصل بیست‌و‌هفتم قانون اساسی «تشکیل اجتماعات و راهپیمایی‌ها بدون حمل سلاح به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است». ظرفیت‌های قانون‌اساسی برای شنیدن صدای اعتراض‌ها مثال‌زدنی است به شرط آن که هم مجریان قانون و هم معترضان از چارچوب قانون تجاوز نکنند. سه‌شنبه گذشته رهبر معظم انقلاب با اشاره به اتفاقات اخیر در عین اذعان به وجود منشأ خارجی هدایت اغتشاش‌های دی‌ماه به مطالبات صادقانه و به حق مردم اشاره و بیکاری را ریشه اصلی بسیاری از مفاسد دانستند و اصل اعتراضات اولیه را از اغتشاشات بعدی قابل تفکیک عنوان نموده‌اند. نهال مردم‌سالاری در کشور، نو‌پاست و نیاز به مراقبت دارد. مسئولان باید در شنیدن نظر اعتراضی مردم کمی تحمل داشته باشند نه این‌که رییس‌جمهور در جلسه هیئت دولت معترضان را عده‌ای «خود‌فروخته» بنامد. هفته گذشته پاسارگاد گفت‌و‌گویی با رییس ستاد حسن روحانی انجام داد که قابل تامل است. جلال‌گل‌محمدی ابتدا گفته است: «حاکمیت راه بیان مطالبات را به مردم نشان دهد». آنچه رفتار جلال‌گل‌محمدی را برجسته و با ارزش می‌نماید، بیان شفاف، عریان و صادقانه مواضع سیاسی از زبان این فعال سیاسی شهر است. وی در قسمتی دیگر از مصاحبه‌ی خود می‌گوید: «مطالباتی که مردم دارند از اقتصادی شروع می‌شود ولی تنها اقتصادی نیست و یک‌سری محدودیت‌های اجتماعی نیز اضافه می‌شود.» به نظر می‌رسد با توجه به مسئولیت وی در مشاوره به فرماندار شهر و حضور در اتاق‌فکر دولت تدبیر و امید، خود ایشان نیز جزو حاکمیت و از پاسخگویان به مطالبات مردم معترض خواهند بود و حداقل در مقابل معضلات اقتصادی و مدیریتی شهر باید پاسخگو باشند. 

به هر حال راه برون‌رفت از بحران‌های دی‌ماه؛ پذیرفتن حق اعتراض مردم و بازگشت به اصول مترقی و زمین‌مانده قانون اساسی و به رسمیت شناختن مطالبات صادقانه و به‌حق مردم و شنیدن اعتراضات ملت رنجدیده است.