چهارشنبه, 27 تیر 1397

هفته‌نامه شماره 519: 25 تیر 1397

گلایه یک زیست شناس و استاد دانشگاه از کاشت و گسترش گونه‌های غیر بومی مهاجم ایران

چرا با این همه درختکاری ایران جنگل نمی‌شود ؟

- مژگان جمشیدی

 درختکاری، سنت دیرینه ایرانیان! هزاران سال است که غرس می‌کنیم و می‌کاریم اما همچنان این بیابان‌ها هستند که در کشورما یکه تازی می‌کنند و هر روز به گواه آمارهای سازمان جنگل‌ها و مراتع و سازمان محیط زیست از مساحت جنگل‌ها و مراتع کشور کاسته می‌شود. سفره‌های آب زیرزمینی افت می‌کنند و رودخانه‌ها می‌خشکند و دشت‌ها به بیابانی خشک و لم یزرع بدل می‌شوند. با این حال سالی یکبار همه جمع می‌شویم تا آیین روز درختکاری را با کاشت میلیونی نهال‌های نوپا گرامی داریم! از کاجی که به کاج تهران معروف شده بگیر تا سرو نقره‌ای و خمره‌ای و توت امریکایی و کهور امریکایی و...، چاله‌ها یک به یک با هزینه‌های هنگفتی در تمامی ارتفاعات و مناطق پیرامونی شهرها و عرصه‌های طبیعی کنده می‌شوند تا در این روز با گونه‌ای غیر بومی و گاه مهاجم و مخرب برای طبیعت ایران، پر شوند! میلیارد‌ها تومان هزینه می‌شود، همه با شور و امید می‌آیند و می‌روند و می‌کارند، بی‌آنکه بدانند چه چیزی را می‌کارند، چرا باید بکارند یا چرا نباید بکارند. می‌گویند فقط غرس کن و تمام! هفته منابع طبیعی که تمام می‌شود دشت و کوهستان و بیابان و مراتعی باقی می‌ماند که تا چشم کار می‌کند از نهال‌های نوپا غرس شده است.

- هرساله میلیاردها تومان پول بیت المال هدر می‌رود

در این میان گروه‌هایی هم هستند که از بین کارشناسان و فعالان محیط زیست که مطابق معمول هشدار می‌دهند که چه چیزی را کجا بکارید و چه چیزی را نکارید. اما تا به امروز کمترین توجهی هم به این هشدارها نشده است. دکتر حسین آخانی، زیست شناس و عضو هیأت علمی دانشکده علوم دانشگاه تهران می‌گوید: درختکاری بسیار خوب است و هیچ کس منکر آن نیست، سال‌هاست می‌کاریم و علی القاعده باید تا حالا همه ایران جنگل می‌شد اما نه تنها خبری از جنگل نیست که فقط هرساله میلیاردها تومان پول بیت المال هدر می‌رود. در همین تهران شما ببینید چند سال است که دامنه‌های جنوبی البرز را دارند درختکاری می‌کنند. مسأله این است که یال جنوبی البرز که ما در آن قرار داریم منطقه ای است با اقلیم ایرانوتورانی، به طور طبیعی در این منطقه با چنین شرایطی ما نمی‌توانیم جنگل داشته باشیم مگر در رود دره‌ها که آب دارند. اصولاً جایی که میزان بارش آن زیر 600میلی متر در سال باشد، امکان ایجاد جنگل وجود ندارد، بنابراین، این انتظار که به زور آب و کاشت مداوم نهال در هر سال تلاش کنیم اینجا را جنگل کنیم نمی‌توان جنگل ایجاد کرد و این کار بیهوده است! حتی اگر جنگلی هم ایجاد شود اما باید دید به چه قیمتی! در منطقه‌ای که ما مرتباً از کمبود بارش و بحران آب سخن می‌گوییم چرا باید با آبیاری دستی مداوم درختی را بکاریم که اصلاً نباید از ابتدا کاشته می‌شد. این دامنه‌ها رویش علفی وگاه درختچه‌ای دارند. چرا فکر می‌کنیم رویش علفی و درختچه‌ای، پوشش گیاهی نیست و فقط درخت پوشش گیاهی محسوب می‌شود؟

این مدرس دانشگاه می‌افزاید: متوسط بارندگی درایران سالی 250میلی متر است که در سال‌های اخیر که خشکسالی هم بوده اعلام کرده‌اند این میزان کمتر هم شده است. در چنین منطقه‌ای با این میزان بارش ما فقط می‌توانیم بوته زار داشته باشیم. حتی درختچه‌ها هم باید حتماً در مسیر آب در رود دره‌ها باشند. در خارج از رود دره‌ها و جاهایی هم که خاک عمق مناسب ندارد تک و توک درختچه‌هایی هست اما از نوع خشکی پسند با ریشه‌های عمیق مثل بادام کوهی و ارس که در ارتفاعات ایران عمدتاً در بیشتر مناطق کشور دیده می‌شوند. برای همین تصور اینکه در مناطق خشک جنگل ایجاد کنیم غلط است.

- درختکاری‌های بی‌مطالعه و عجولانه

او خاطرنشان می‌کند: در همین تهران امسال قرار است دو میلیون نهال و در سال‌های گذشته تا 6 میلیون نهال هم کاشته شود اما باز در عمل تغییر چندانی نمی‌بینیم. متأسفانه بسیاری از برنامه‌های درختکاری ما در کشور طرح‌هایی بدون مطالعه و عجولانه است و به بهانه درختکاری استپ‌های طبیعی را فقط تخریب می‌کنند که نمونه آن در شمال شرق و شمال تهران است. مناطق پرشیبی که خودش گیاهان خودرو همچون انواع گون دارد را تخریب می‌کنند تا جاده بسازند و بتوانند با تانکر آبیاری کنند بلکه درختانی که بسیاری از آنها سرو و کاج‌های غیربومی هستند رشد کنند. در هیچ کجای دنیا اینچنین درختکاری نمی‌کنند، چون قبل از انجام هر طرحی با اکولوژیست‌ها مشورت می‌کنند که آیا بکاریم یا نکاریم؟ و چه چیزی را کجا بکاریم؟

«در سراسر ایران آب کم و اقلیم خشک و نیمه خشک است، درخت نکاریم پس چه بکاریم؟» آخانی در پاسخ به این پرسش می‌گوید: شما وقتی مواد غذایی و علوفه کم دارید 2 تا گوسفند نگهداری می‌کنید اما اگر غذا و علوفه زیاد داشته باشید قطعاً به این دو تا اکتفا نمی‌کنید و شاید یک گاو و چند گوسفند دیگر هم نگهداری کنید. طبیعت ایران هم همین است. وقتی آب کم است باید به اندازه محدود و با انتخاب درست گونه‌های گیاهی درختکاری کنیم. در طبیعتی که میزان بارندگی زیر 100 میلی متر است گیاهان یک ساله یا نهایتاً چند ساله بوته‌ای رویش طبیعی دارد. اگر بارش 200 میلی متر باشد تعداد بوته‌ای‌ها بیشتر می‌شود. اگر بارندگی 300 میلی‌متر به بالا باشد تک و توک درختچه‌ها هم رشد می‌کنند و اگر 400 میلی متر بیشتر شود درختچه‌ها انبوه‌تر و تک و توک درخت هم دیده می‌شود. از طرف دیگر وقتی با عملیات حفر چاه آب‌های تحت الارضی را سال‌هاست که پایین‌تر بردیم یعنی ریشه گیاه دیگر دسترسی مناسبی به آب نمی‌تواند داشته باشد برای همین شانس رویش و نگهداری گونه‌های درختی در بیشتر مناطق کشور بسیار پایین آمده است. پس چه کنیم؟ در چین شرایطی ما باید پوشش گیاهی طبیعی که داریم یعنی رویشگاه‌ها و زیستگاه‌ها را از تخریب و حریق و چرای دام حفاظت کنیم. همین پوشش علفی و بوته‌ای طبیعی که موجود است نقش اکولوژیک و کارکرد زیست محیطی خودش را در ترسیب کربن و جلوگیری از بروز گرد و غبار ایفا می‌کند. چرا فکر می‌کنیم باید همه جا درخت باشد؟ بیایید با قشنگی‌های طبیعت خودمان آشتی کنیم.

- نیاز به بازنگری در نگاهمان به‌منابع طبیعی داریم

آخانی می‌افزاید: شاید تنها در مسیر رود دره‌ها بتوان درختکاری انجام دارد آن هم به‌شرطی که اجازه بدهیم چند ماهی از سال آبی در رود جاری شود. درست است که در شهری مثل تهران رود دره‌ها در سال‌های گذشته توسط شهرداری تخریب شده اما می‌توان با برنامه دوباره آنها را احیا کرد. در اروپا هم در قرن نوزدهم و بیستم میلادی از این اشتباهات زیاد کردند اما دوباره شروع به اصلاح کردند. ما هم نیاز به بازنگری در نگاهمان به‌منابع طبیعی داریم.

این مدرس دانشگاه، تأکید کرد: اتاق فکر و عملیاتی منابع طبیعی ایران سازمان جنگل ها محسوب می‌شود اما متأسفانه آموزه‌های این سازمان به دهه 40 و 50 شمسی برمی‌گردد و در آن زمان جنگلداری ایران بر اساس نگاه و نگرش امریکایی‌ها و مبتنی بر مهندسی کردن جنگل بود که به کشورهای مختلف صادر شده بود. نگاه امریکایی می‌گوید کدام گونه خوب رشد می‌کند و نیاز کمتری دارد و در عین حال ارزش اقتصادی بیشتری دارد. با همین سیاست بود که کاج و سوزنی برگ‌ها وارد ایران شدند. متأسفانه این نگاه تا امروز باقی مانده و این سازمان هم فرصت نکرده خودش را به دانش روز جنگلداری قرن بیست و یکمی پیوند زند و نیروهای جدید متخصص جذب کند. حالا همین امریکا خودش پیشگام مبارزه با گونه‌های مهاجم گیاهی و جانوری شده چون این کشور هر ساله بالغ بر 40 میلیارد دلار از محل گونه‌های مهاجم آسیب و خسارت می‌بیند و ما متأسفانه هنوز با افتخار داریم کهور امریکایی را در خوزستان گسترش و کشت می‌دهیم.

منبع: روزنامه ایران