از محمد خاتمی تا  ناصرملک‌مطیعی

- رضا مسلمی‌زاده

کم پیش می‌آید که سرمقاله موضوعی فرهنگی را مدنظر قرار دهد و مرگ هنرمند از همان جمله است. اما هنرمند محروم در ذات خویش عنصری سیاسی است حتا اگر آن فرد ناصر ملک‌مطیعی باشد که نه پیش و نه پس از انقلاب با سیاست هیچ نسبتی نداشت. مرحوم مهدی بازرگان  در توصیفی از اتفاقات نخستین  روزهای انقلاب ظاهرا در جایی گفته است: دعا کردیم  باران بیاید اما سیل آمد.  شاید یکی از مصادیق این سخن، سیستم ضد ستاره‌ای است که انقلابی‌های جوان در وزارت ارشاد به راه انداختند. سیستمی که در آن برای ستاره‌هایی چون محمدعلی فردین، ناصر ملک‌مطیعی، بهروز وثوقی و خیلی‌های دیگر جایی نبود. سینمایی که د ر آن شرط ماندن جمشید آریا برای بازیگری آن است که اسمش را به «جمشید هاشم‌پور» تغییر دهد  و خیلی چیزهای دیگر. سینمایی که  سکانداران و سیاست‌گذارانش سیدمحمد بهشتی و فخرالدین انوار هستند  و زمانی که عده‌ای برای بازی فردین در فیلمی  از نهادهای مذهبی و چهره‌های برجسته در قم برایش نامه گرفته بودند، ولی محسن مخملباف آن مجوز را پاره کرد. در راس وزارت‌خانه‌یی که مخملباف و دیگران با ستاره‌سازی مخالفت می‌کردند، شخصیتی نشسته بود که بیست و یک سال و سه روز پیش از آن که چشم‌های ملک‌مطیعی برای همیشه بسته شود، در پی حماسه‌ی دوم خرداد به نام رییس‌جمهور دولت اصلاحات سر برآورد. حماسه‌یی که شاید ناصرخان هم بدان دل خوش کرده بود و احیانا برایش هم قدمی برداشته باشد.  بسیاری از دوآتشه‌های ضد ستاره آن روزگاران اکنون در تبیعدی خودخواسته در آن سوی مرزهای ایران برای از دست رفتن اسطوره‌ی کلاه‌مخملی سینمای ایران تسلیت می‌فرستند و مسندنشین وزارت آن روزگار اگر هم می‌خواست بعید بود که فرصت حضور در تشییع جنازه ناصرخان را پیدا می‌کرد. این سخن برای تذکار و زینهار و اندیشه کردن از ورق‌گردانی لیل و نهار نیست. ناصر ملک‌مطیعی بخشی از محبوبیت ناباورانه این روزهایش را مدیون مظلومیت ناشی از ظلمی است که انقلابی‌های دیروز و اصلا‌ح‌طلبان امروز بر وی روا داشتند. ظلمی که هنوز بابت آن عذرخواهی نمی‌کنند و زیرسبیلی از کنارش می‌گذرند. البته رقیب اصولگرای ارزشی که این روزها مسند تکفیردر دست اوست، ناچار از اعتراف به محبوبیت فردین و ملک‌مطیعی و وثوقی، از آن برای بی‌حیثیت کردن خاتمی سود می‌برد و باز هم، همصدای براندازانی است که اصلاحات را مانع خویش می‌پندارند. هر کدام از سمت خویش حرکت می‌کند و همچون تیغه‌های قیچی به سوی نابودی یک هدف مشترک. حواشی سفر ابدی ناصر ملک‌مطیعی بار دیگر یادآوری می‌کند که امروز سیلی که مرحوم بازرگان از آن سخن می‌گفت فرونشسته و نسل‌ جوان ایرانی بر مرده‌ریگ آن دیگرگونه می‌نگرد. بیست و یک سال و چند روز پس از دوم خرداد 76 ناصر ملک‌مطیعی با رفتنش یادآور شد که آینده ایرانی بهتر، از مسیر بازنگری در روزهایی می‌گذرد که هنوز نظر کردن واقع‌بینانه در آنها تابو به حساب می‌آید. تابویی که زیرسبیلی از کنارش می‌گذریم تا تاوانش را از آینده بپردازیم.