گزارشی از افزایش استعمال سیگار در بین دختران

دختران سیگاری

- نجمه محمودآبادی

چهار نفرند. نشسته‌اند دور میز کافه و سیگار دود می‌کنند. به نظر بی‌خیال و بی‌دغدغه‌اند. قهوه و کیک هم سفارش داده‌اند. به اطرافشان بی‌توجه‌اند، اما دستی که سیگار را نگه داشته را بالا گرفته‌اند گویی دلشان می‌خواهد همه‌ی کافه سیگار کشیدن آن‌ها را تماشا کنند. حرف زدن با آن‌ها آسان است. هر چهار نفر دانشجو هستند، زیر 20 سال و سیرجانی. اولین کسی که بین آن‌ها سیگار کشیده است آن هم در ملاءعام مرضیه بوده است. درست دو ماه بعد از نامزدی‌اش: «با نامزدم و خانواده‌اش رفته بودیم کران، دعوت یکی از اقوام‌شان که مرا پاگشا کرده بودند. با نامزدم و خواهر و برادرش رفتیم ته باغ. بچه‌های میزبان هم آمدند. خلاصه مشروب و سیگار و تنقلات آمد وسط. همه چه دختر چه پسر، شروع کردن به مشروب خوردن و سیگار کشیدن. به منم تعارف کردند». مرضیه پک عمیقی به سیگارش می‌زند و به آتش سر سیگار خیره می‌شود: «به نامزدم که نگاه کردم دیدم مشکلی ندارد. خب منم دوست داشتم امتحان کنم. اتفاقا برخلاف فیلم‌های تلویزیون نه سرفه کردم و نه بدم اومد».  هدی دوباره قهوه سفارش می‌دهد و آن را تلخ می‌خورد: «مرضیه رفت سیگاری شد اومد ما را هم سیگاری کرد». بعد بلند می‌زند زیر خنده. مرضیه اخم می‌کند: «زر نزن. تو خودت شناگر قابلی بودی، دریا نمی‌دیدی». حالا هدی می‌خواهد از دل مرضیه در بیاورد: «شوخی کردم بابا. من بابام سیگاریه. همیشه از بسته‌ی سیگارش کش می‌رفتم. فقط جرات نمی‌کردم خودم برم در مغازه و سیگار بخرم. از وقتی دانشجو شدم و با اینا دوست شدم راحت می‌رم محیاشهر سیگار می‌خرم. جالب اینه این‌قدر سیگار خریدن خانما عادی شده که هیچ کس تعجب نمی‌کنه. مثل قبلنا نیست». 

از بین‌شان فقط مرضیه متاهل است و بقیه مجردند. سحر سیگارش تمام شده و سریع دومی را روشن می‌کند. دوستانش تعجب می‌کنند و بعد لبخند می‌زنند. سحر نگرانی‌های خودش را دارد: «مرضیه شانس آورد. شوهرش واقعا اهل دله. بقیه پسرها خودشون همه کار می‌کنند اما می‌خوان زناشون آفتاب مهتاب ندیده باشند. خودشون هرچی دست‌شون میاد می‌کشند، اما خوش‌شون نمیاد زن‌شون یک نخ سیگار بکشه». بعد دستش را به طرف میز تکان می‌دهد: «خاک تو سرشون». سیما آخرین دختر جمع چهار نفره که خجالتی است و کم‌صحبت: «اصلا شوهر گیر نمیاد. مردای خوب یا فقیرند یا متاهل». هر چهار نفر می‌خندند. می‌پرسم چرا سیگار می‌کشید؟ هر چهار نفر می‌خواهند جواب بدهند و می‌پرند توی حرف هم و در آخر هدی موفق می‌شود همه را ساکت کند و جواب بدهد: «سیگار کشیدن عین آزادیه. وقتی سیگار می‌کشی چون جامعه سیگار کشیدن زن را تحمل نمی‌کنه، برای من مثل این می‌مونه که به همه تو دهنی زدم و بندهایی که به پاهام بسته شده را باز کردم». 

حالا مرضیه جواب می‌دهد: «توی فامیل شوهرم همه‌ی دخترا سیگار می‌کشند. ترسیدم اگر نکشم شوهرم فکر کنه امل وعقب‌مونده هستم. بی‌کلاس و دهاتی‌ام. می‌خواستم از بقیه دخترا عقب نمونم».

اما برای سحر سیگار کشیدن اعصابش را آرام می‌کند: «سیگار می‌کشم حالم خوب می‌شه. زندگی برام آسون می‌شه». سیما اما نظری ندارد. چون دوستانش سیگار می‌کشند او هم می‌کشد: «اوایل خیلی نگران بودم کسی منو در حال سیگار کشیدن ببینه، اما حالا خیلی برام مهم نیست. اما دلم هم نمی‌خواد پدر و مادرم بفهمند سیگار می‌کشم. خودم اصلا سیگار نمی‌خرم. بعضی وقتا از بچه‌ها یک نخ می‌گیرم. تفریحی».  بچه‌ها می‌خندند و سربه‌سر سیما می‌گذارند. نیم ساعتی است که دیگر سیگار نمی‌کشند. اما هنوز بوی سیگار به مشام می‌رسد از میزهای دیگر کافه که دختران دیگری سیگارهایی با همه نوع مارکی دود می‌کنند.

- مصرف سیگار در نوجوانان ۱۳ تا ۱۵ ساله به خصوص در دختران افزایش یافته است

چندی پیش سخنگوی وزارت بهداشت شیوع مصرف دخانیات را در مردان ۲۵.۱۶ و در زنان ۴ درصد اعلام وتاکیدکرد: مصرف دخانیات در زنان روبه افزایش است. دکتر ایرج حریرچی ادامه داد: وزن کودکان متولدشده از مادران سیگاری ۲۰۰ تا ۳۰۰ گرم کمتر از وزن نرمال نوزادان است. ایران متعهد شده است که تاسال ۱۴۰۴ به دلیل آمار بالای بیماری‌های قلب و عروق، ۳۰ درصد مصرف دخانیات را کاهش دهد، اما بایدتوجه کردکه مصرف سیگار در نوجوانان ۱۳ تا ۱۵ ساله افزایش کمی داشته که عمده آن در دختران نوجوان بوده است.

- نوجوانان برای اینکه مورد تمسخر قرار نگیرند سیگار می‌کشند

مهری نصرت‌آبادی روان‌شناس حوزه اعتیاد  نقش رسانه‌ها، نوع فرهنگ خانوادگی، هم‌نشینان، کم‌رنگ‌شدن ارزش‌های فرهنگی و گروه همسالان را مهم‌ترین دلایل تاثیرگذار در گرایش دختران به سیگار می‌داند و می‌گوید: «کاهش اقتدار مشروع و کنترل و نظارت در هسته خانواده دلیل دیگر سیگاری شدن دختران است. زیرا روابط خانوادگی شکل موزائیکی شده است یعنی افراد در کنار هم هستند اما با هم نیستند».  به بیان این روان‌شناس استعمال سیگار از نظر رفتارشناسی یک رفتار نمایشی تلقی می‌شود که ناشی از کمبود اعتمادبه‌نفس و یا وجود عقده حقارت در این افراد است. وی در ادامه می‌افزاید: «این افراد در حقیقت می‌خواهند با استعمال سیگار یک نوع اعتراض و یا رفتاری که بدون برنامه‌ریزی است را به نمایش بگذارند، نمایشی که آنها را به صورت موجودی قدرتمند، قوی و مستقل معرفی می‌کند». 

به عقیده نصرت‌آبادی در بیشتر موارد اولین تجربه سیگار کشیدن دختران در گروه همسالانشان است: «وقتی دختری در جمعی که همگی سیگاری هستند از سیگار کشیدن خودداری کند، در نزد بقیه امل محسوب می‌شود و برای این‌که مورد تمسخر و انتقاد قرار نگیرد مجبور به کشیدن سیگار می‌شود». این روان‌شناس در ادامه می‌افزاید: «این اتفاق معمولا به مذاق مصرف‌کننده خوش می‌آید و تجربه شیرینی می‌شود و آن‌قدر تکرار و تکرار می‌شود تا به عادت برسد».

این روان‌شناس حوزه اعتیاد نقش کافی‌شاپ‌ها و سفره‌خانه‌ها را در این موارد پررنگ می‌داند و می‌گوید: «قبح مصرف سیگار در این مکان‌ها شکسته است و دختران از آن به عنوان محیطی امن و دور از دید همگان برای سیگار کشیدن استفاده می‌کنند».

به بیان نصرت‌آبادی کمبود امکانات لازم برای ارضای نیازهای طبیعی و روانی نوجوانان و جوانان از جمله کنجکاوی، هیجان و ماجراجویی به گسترش استعمال سیگار کمک می‌کند. وی می‌گوید: «وجود مشکلات مالی و فقدان امکانات رفاهی در بعضی از اقشار جامعه سبب شده نوجوانانی که توانایی پرداخت هزینه‌های لازم برای امکانات تفریحی را ندارند و از طرفی به دلیل پایین بودن مواد دخانی برای گذراندن وقت و تفریح به سمت مصرف این مواد روی آورند».

این روان‌شناس حوزه اعتیاد هم‌چنین هشدار می‌دهد: «پرخطرترین دوران زندگی از نظر شروع مصرف مواد یا استعمال دخانیات دوره نوجوانی است. دوره‌ای که نوجوان به دنبال کسب هویت فردی و اجتماعی است مثل نیاز شدید به استقلال. از طرفی با مشکلاتی نظیرپرخاشگری شدید، احساس فقدان کنترل زندگی خود، اعتماد به نفس پایین و فقدان مهارت‌های اجتماعی مواجهه است که با رفتن به سمت مصرف دخانیات می‌خواهد به گونه‌ای به این هیجانات خود پاسخ دهد».

- برخورد خانواده‌ها با دخترانی که سیگار می‌کشند

این روان‌شناس درباره برخورد والدین با فرزند سیگاری خود می‌گوید: «در ابتدا باید به این نکته توجه کنیم که چرا می‌خواهیم او را تنبیه کنیم. چون موجب سرافکندگی ما شده؟ یا نه نگران سلامتی او هستیم؟»

نصرت‌آبادی در ادامه می‌گوید: «به طور مثال شما در اتاق فرزندتان را باز می‌کنید و می‌بینید او در حال بیرون کردن دودها از پنجره اتاقش است. باید یادمان باشد که در این موقعیت فرزندمان دچار ترس و غافلگیری شده است و واقعا علاقه‌ای ندارد تا حرف‌های ما را بشنود».

به گفته‌ی این روان‌شناس در چنین مواقعی والدین باید بر خلاف میلشان، آرامش خود را حفظ کنند و در یک فضای دوستانه با فرزند خود شفاف در مورد پیامدها و آسیب‌های کارش با او صحبت کنند و این گفت‌وگو باید دو طرفه باشد. چون یادمان باشد وقتی پای موضوع به این مهمی در میان است کلید اصلی برقراری ارتباط است نه از بین بردن حداقل ارتباطی که وجود دارد.

این روان‌شناس در ادامه می‌افزاید: «از فرزندمان بپرسیم که سیگار را از کجا تهیه کرده است یا چه کسی به او داده؟ اگر درباره دوستش صحبتی کرد از جملات تهدیدکننده درباره دوستش استفاده نکنیم. مثلا نگوییم حتما به پدر و مادرش می‌گویم و... که اعتمادش را به ما از دست ندهد». 

این روان‌شناس تاکید می‌کند: «در فرصتی مناسب دلیل سیگار کشیدن فرزندتان را جویا شوید. مثلا آیا تحت فشار یا تاثیر دوستانش سیگار کشیده؟ برای آرامش بوده؟ از روی کنجکاوی کشیده؟ و با توجه به پاسخی که فرزندتان می‌دهد تصمیم بگیرید. اگر تحت‌تاثیر دوستانش بوده درباره جمع دوستانش و تجدیدنظر درباره انتخاب دوستانش با او صحبت کنیم که یک دوست خوب سلامتی ما را به خطر نمی‌اندازد.» 

به بیان این روان‌شناس درباره مشکلات احتمالی فرزندمان با او حرف بزنیم و این که چه اتفاقی افتاده که باعث شده او برای بدست آوردن آرامش به سیگار پناه ببرد. وی در ادامه می‌افزاید: «به فرزندتان اطمینان خاطر دهید که در تمامی مشکلاتش در کنار او هستید و در آخر خط قرمزها، جریمه‌ها و محدودیت‌ها را برایش تعیین کنید و در انجام آن جدی باشید». 

به نقل از روزنامه شرق مردم ایران روزانه حدود ٩‌میلیارد تومان سیگار و دخانیات دود می‌کنند و به هوا می‌فرستند.و پولی که ایرانی‌ها برای خرید سیگار مصرف می‌کنند، حدود ٤برابر پولی است که برای خرید کتاب می‌دهند.