جامعه ایرانی، جام جهانی؛

 بهانه‌ای برای شادی

- محمد احمدزاده

پس از گذشت ماه‌ها از برگزاری مسابقات مقدماتی و صعود تیم ملی کشورمان به جام‌جهانی و نبرد نفس‌گیر با مراکش وبازیقابلقبول با اسپانیا، تقریبا نتیجه حضور ایران در این دوره جام‌جهانی مشخص گردیده و کم‌کم تب فوتبال و توقعات از بازیکنان ملی در حال فرو‌نشستن است. آنچه در دو بازی اخیر بیش‌تر از همه به چشم آمد، از طرفی غیرت و جنگندگی بازیکنان تیم ملی و از طرف دیگر دلبستگی همراه با تعصب جامعه ایرانی به عملکرد تیم ملی است. نگارنده خود یکی از میلیون‌ها ایرانی مشتاق و خوشحال از توفیق تیم ملی کشور است و از شادی هرچند زود‌گذر مردم ناراحت نیست اما اینکه در روزهایی که جامعه ایرانی نرخ دلار پر‌نوسان و سکه بالای 2 میلیون تومانی را تجربه می‌کند، رسانه ملی این هیجان و شادی زودگذر را به عنوان سمبل همبستگی ملی القاء می‌‌کند، خطایی راهبردی است. چرا که شاخص همبستگی ملی نیاز به فاکتورهای دایمی و ماندگاری دارد و با موج‌سواری نمی‌توان به نتایج بلند‌مدت رسید. به طور مثال در بین شادی‌کنندگان روزهای اخیر مطمئنا جوانان جویای کار نیز حضور داشته‌اند. رسانه ملی گر‌چه خوشحالی آن‌ها را در جهت تقویت روحیه و عرق ملی و میهنی به خوبی پوشش داد اما آیا از مطالبات این قشر نیز پرده بر‌می‌دارد؟ شادی فوتبالی زمانی می‌تواند سمبل ماندگار و شاخص همبستگی ملی و فارغ از هیجانات زود‌گذر باشد که در کنار آن، توقعات واقعی مردم نیز برآورده گردد. سعید مدنی مفسر ورزشی کشورمان فوتبال را «افیون توده‌ها» نامیده و معتقد است؛ مخدر فوتبال برای تسکین موقتی آلام جوامع امروزی قابل استفاده است. اینکه می‌توان جامعه‌ای داشت که در آن یک اتومبیل وطنی طی چند ماه، ده میلیون تومان افزایش قیمت داشته باشد اما از پیروزی فوتبال هم خوشحال شد و برای شادی و پایکوبی به خیابان‌ها ریخت و با کاهش ارزش پول ملی برای شادی چند روزه به روسیه سفر کرد، از خصوصیات منحصربه‌فرد جامعه ایرانی است. از آنچه در جامعه خصوصا در روزهای اخیر، شاهد هستیم، به نظر می‌رسد؛ فوتبال نه به عنوان ورزش، سرگرمی یا تفریح که به عنوان تسکین‌دهنده موقتی آلام و دغدغه‌های اجتماعی مورد استفاده قرار می‌گیرد. آیا نگاه این‌چنینی به مقوله ورزش و علی‌الخصوص فوتبال، نگاهی واقع‌گرایانه و در جهت تعالی روحی و جسمی آحاد جامعه است؟ امشب بازی آخر ایران مقابل تیم قدرتمند پرتغال است. 

امیدواریم با غیرت و جنگندگی یوزهای ایرانی، خوشحالی دوباره‌ای برای مردم به ارمغان آید اما آیا همین یک پیروزی، نشانه بستر‌سازی زیربنایی در فوتبال به اندازه کشور اسپانیا و پرتغال است؟ قطعا چنین نیست. پس وظیفه همگان است که با درک واقعیت‌های اجتماعی جامعه امروز ایرانی، از موج‌سواری بر شادی مردم حذر نموده و مطالبه واقعی جامعه را که همانا نیاز به «نشاط و شادی» دایمی و ماندگار است، مدنظر قرار گیرد. این نشاط و شادی در گرو کوشش مدیران برای بهبود معیشت اقتصادی و اجتماعی مردم است.