چاپ

سمینار خداحافظی با عادات و افکار منفی برگزار شد

خودمان را مقایسه نکنیم

- گروه فرهنگ و هنر

سمینار «خداحافظی با عادات و افکار منفی» با سخنرانی عشرت کریمی‌افشار دکترای روانشناسی و متخصص روانشناسی سلامت دوشنبه هفته قبل از سوی دانشگاه آزاد اسلامی سیرجان برگزار شد.

- افکار منفی چیست؟

وی سخنرانی را با این جمله آغاز کرد که امروز اینجا جمع شدیم تا افکار منفی‌مان را بیرون بریزیم و به شادی فکر کنیم. به گفته این روانشناس برای اینکه افکار منفی را بیرون بریزیم اول باید بدانیم افکار منفی چیست؟ سیر در اطلاعات ذخیره شده منفی در ذهن را افکار منفی می‌گویند. ابتدا ما باید به چهار نکته توجه کنیم. اول اینکه باید هدف داشته باشیم و باری به هر جهت زندگی نکنیم. آرزوی ما متناسب با توانمندی ذهنی، بدنی و شرایط ما باشد. دوم اینکه تفکر ما مثبت باشد. غر زدن به خودمان و دیگران را ممنوع کنیم. مورد سوم اینکه ما باید خودمان را از زندان افکار منفی و ناکارآمد خلاص کنیم. این افکار دست و پای ما را زنجیر کرده‌اند و نمی‌گذارند ما به هدف‌مان برسیم. ما این‌گونه بی‌حوصله‌ایم و احساس افسردگی می‌کنیم. مورد چهارم این‌که فرصت‌ها را ببینیم و فرصت‌سوز نباشیم. مشکلات همیشه وجود دارد واگر کس دیگری موفقیتی داشت به این معنی نیست که ما نمی‌توانیم به آن موفقیت برسیم. 

- بزرگ‌ترین دشمن ما افکار منفی ما هستند

از نظر او 90 درصد آدم‌ها خواسته‌ها و آرزوهای‌شان مثبت است اما فکر و اندیشه‌شان منفی است و به همین دلیل به خواسته‌های‌شان نمی‌رسند. وی ادامه داد: همه ما می‌خواهیم به تفکر مثبت برسیم ولی نمی‌دانیم چطور فکر منفی را کنار بگذاریم. موضوع مهم این است که ما نمی‌توانیم جلو آمدن فکرهای منفی را بگیریم. ممکن است ما فکرهای منفی را از خانواده دوستان و جامعه گرفته باشیم اما می‌توانیم جلو ماندن‌شان را بگیریم. وی مثالی هم در این رابطه زد و گفت: ممکن است مادر من یکبار به من گفته باشد نفهم! اما من هزار بار این جمله را در ذهنم تکرار می‌کنم. بزرگ‌ترین دشمن ما افکار منفی ما هستند. یک بار مدیر از شما انتقاد کرده و شما همیشه این انتقاد را مرور می‌کنید. این شما هستید که به خودتان ضربه می‌زنید. ما باید یاد بگیریم این افکار را دور بریزیم. 

وی از حضار پرسید: شما اجازه می‌دهید دزد از خانه‌تان دزدی کند؟ پس چطور اجازه می‌دهید افکار منفی شادی شما را بدزدند؟ ما با باورمان می‌بینیم و مشاهده می‌کنیم. مثلا باران می‌بارد و یک نفر می‌گوید چه هوایی! چه بارانی! ودیگری می‌گوید:«اه، چه بارانی! ماشینم را کثیف کرد.» باور ما به افکار ما مرتبط است و ما باید روی فکرمان تسلط داشته باشیم و فکرمان را کنترل کنیم.

- چطور فکر را کنترل کنیم و از افکار منفی دور شویم؟

کریمی معتقد است، برای این کار یک روش ساده وجود دارد: ابتدا یک دفترچه کوچک آماده کنید. این دفتر شخصی است و هیچکس به آن دسترسی نداشته باشد. همان لحظه که فکر منفی به ذهن‌تان می‌رسد آن را در قسمت سمت راست برگه یادداشت کنید و قسمت چپ افکار مثبت همان فکر منفی را بنویسید. برای جملات مثبت فعل باید حتما مثبت باشد، ابهام نداشته باشد و جمله کوتاه باشد. مثلا من فکر می‌کنم فرزندم با ماشین تصادف می‌کند. مثبتش می‌شود: فرزندم با دقت رانندگی می‌کند. مثلا یکی امتحان را خراب می‌کند و می‌گوید؛ من خنگم. جمله مثبت آن این است؛ من تلاش کمی کردم. این روانشناس معتقد است این تکنیک خیلی ساده است برای افراد معمولی 15 روز و برای افراد دارای وسواس یک ماه زمان می‌برد که افکار منفی دور ریخته شود. اگر اتفاق ناگواری برای این طرح رخ داد مجددا باید این تکنیک را شروع کرد. 

- فرمان درست را  انتخاب کنیم

به گفته‌ی او 92 درصد فعالیت مغز ما ناخودآگاه است. این 92 درصد مجری است. هر تصمیمی که ما می‌گیریم اجرا می‌کند. یعنی چیزی که در ذهن‌تان تصویر کنید همان اجرا می‌شود. وقتی شما تصور می‌کنید خنگ هستید ناخودآگاه مجری این موضوع هستید و در جهت خنگ بودن حرکت می‌کنید. خیلی مهم است وقتی جملات مثبت را می‌گوییم. ما باید برای 92 درصد که کارش اجرا است و منطق ندارد فرمان درست  را  انتخاب کنیم. به جای اینکه بگویم فلانی مرا دوست ندارد، می‌گوییم فلانی آدم سردی است. این‌گونه احساس خشم، ناراحتی و تنفر من کم می‌شود. وی ادامه داد: زمانی که این افکار به سراغ‌تان می‌آید، باید آن را منحرف کرد. مثلا فیلم دید، کتاب خواند و یا جدول حل کرد. اگر ما فکر منفی نداشته باشیم شاد می‌شویم. فکر منفی آرامش ما را سلب کرده است.

- خطاهای شناختی را بشناسیم

او می‌گوید: علاوه بر تکنیک دفترچه،  بایدخطاهای شناختی را بشناسیم. چه چیزی باعث می‌شود من این افکار منفی را داشته باشم؟ خطاهای شناختی مسایلی هستند که ذهن را تحریک می‌کنند، به خطا می‌کشانند و باعث می‌شوند استنباط منفی کنید. یکی از این افکار منفی «یا همه یا هیچ» است. افرادی که می‌گویند یا صد یا صفر، یا سیاه یا سفید و حد وسطی ندارد. خطای شناختی بعدی «فیلتر ذهنی» است. ما تمام منفی‌ها را برای خودمان فیلتر می‌کنیم و نگه می‌داریم اما کاری به مثبت‌ها نداریم. مثلا دانش‌آموزی در یک شهر خوب دانشگاه قبول می‌شود و یک جشن با 100 مهمان می‌گیرد. 99 نفر از او تعریف می‌کنند و یک نفر می‌گوید انشالله کارشناسی ارشد شهر بهتری قبول شوی. این دانش‌آموز شب تا صبح نمی‌خوابد که آن یک‌نفر چه گفت. آن 99 نفر را نمی‌بیند و فقط آن یک نفر را می‌بیند. این موضوع یک خطای شناختی است. خطای شناختی بعدی «بزرگ‌نمایی و فاجعه‌سازی» است. مثلا فرد در امتحان نمره کمی گرفته و یا در کنکور قبول نشده،فکر می‌کند دنیا به آخر رسیده است. خطای بعدی «شخصی‌سازی» است. یعنی فرد برای یک موضوع که هیچ دخل و تصرفی در آن نداشته خود را مقصر می‌داند.مادری سرطان می‌گیرد و بچه می‌گوید من چون مادرم را اذیت می‌کردم این اتفاق برای مادرم افتاده. «تعمیم مبالغه‌آمیز» خطای بعدی است. ما یک موضوع را به همه چیز عمومیت می‌دهیم. مثلا من در جایی در حال پیاده‌روی هستم و یکی از دوستانم  را می‌بینم و او سلام و احوال‌پرسی نمی‌کند. من می‌گویم این فرد بی‌تربیت است و حرف‌های دیگری هم می‌زنم. یا مثلا خودمان یک اشتباه می‌کنیم دایم به خودمان می‌گوییم تو نمی‌فهمی، تو همیشه اشتباه می‌کنی و.... 

- دشمن ما خودمان هستیم

یکی از چیزهایی که باعث می‌شود همیشه منفی‌نگر باشیم و اعتماد به نفس نداشته باشیم این است که خطرناک‌ترین دشمن ما خودمان هستیم. چون دایما یقه خودمان را گرفته‌ایم، یا داریم خودمان را مقایسه می‌کنیم و یا در حال سرزنش خودمان هستیم. چرا ما این کار را می‌کنیم؟ چون روش تربیتی ما اشتباه بوده و ما یاد نگرفته‌ایم. ما سرزنش شدیم، ما مقایسه شدیم واین‌ها را یاد گرفتیم. ما دایما در ذهن‌مان، خودمان را مقایسه می‌کنیم. ما در روانشناسی  اصطلاحی به اسم «سم روان» داریم. وقتی ما یک نفر را با یک نفر یا خودمان مقایسه می‌کنیم، اعتماد به نفس را از او و یا خودمان می‌گیریم. ما چیزی تحت عنوان مقایسه خوب نداریم. مقایسه سم روان است و در هیچ شرایط حق نداریم مقایسه کنیم. خطای شناختی بعدی «باید» است. باید من نمره الف بشوم. من باید اینقدر وزن کم کنم. ممکن است من نتوانم این کار را انجام دهم و آن وقت اعتماد به نفس من کاهش پیدا می‌کند.

- ویروس‌های ذهنی را از بین ببریم

به گفته‌ی این روانشناس موضوع دیگری که کمک می‌کند افکار منفی از ذهن‌مان پاک شود این است که ما «ویروس‌های ذهنی» را از بین ببریم. وقتی ما به دنیا می‌آییم به سمت مثبت حرکت می‌کنیم و کم‌کم منفی‌ها را از اجتماع می‌گیریم. مثلا جملات نادرستی مثل آدم‌ها همه گرگ هستند، آدم‌ها غیرقابل اعتمادند، در طایفه ما هیچ‌کس ریاضی‌اش خوب نیست، در طایفه ما هیچ کس پزشک نشده و... به ذهن بچه تزریق می‌شود و ناخودآگاه آن را اجرا می‌کند. حالا اگر می‌خواهیم ویروس را از بین ببریم، باید روی نکات مثبت خودمان، اطرافیان‌مان و جامعه‌مان تمرکز کنیم. افکار منفی را از وسط برداریم و از کنارشان بی‌اعتنا بگذریم. ما مبارزه با افکار منفی نداریم.باید به نکات مثبت توجه کنیم. ما باید تصویرسازی مثبت بکنیم. باید دل و ذهن در تصویرسازی یکی شود. زمانی اهداف شما تحقق پیدا می‌کند که دل و ذهن یکی باشد. هدف باید با شرایط شما همخوانی داشته باشد. باید به آن باور داشته باشیم تا  ناخودآگاه ما در این جهت حرکت کند. 

- توقف فکر

برای جلوگیری از افکار منفی می‌توان از تکنیک «توقف فکر» استفاده کرد. برای این کار ابتدا لیستی از فکرهای منفی که داریم می‌نویسیم. این فکرها مثل خوره ذهن مرا می‌خورد و شادی مرا می‌گیرد. حالا می‌آییم تصویر‌سازی می‌کنیم. این فکر منفی را در ذهن‌مان تجسم می‌کنیم که چه اتفاقی می‌افتد، بعد همان حالت مثبتش را نیز تجسم می‌کنیم. وی افزود: حالا به خودمان 15 دقیقه وقت می‌دهیم که به آن فکر منفی فکر کنیم و وقتی 15 دقیقه تمام شد، دیگر تمام شده و باید به دنبال کارهای‌مان برویم. اگر دوباره فکر منفی به سراغ‌مان آمد به خودمان می‌گوییم امروز قرار نیست به تو فکر کنم و فردا در همان ساعت فکر خواهم کرد و به جای آن به یک چیز مثبت فکر کنید.