پنج شنبه, 25 مرداد 1397

هفته‌نامه شماره 523: 22 مرداد 1397

فریادی برای شکستن سکوت

- رضا مسلمی‌زاده

زیر پوست شهر چه خبر است؟ یک نفر که می‌داند به ما هم خبر بدهد.

در روزهای اخیر خبری گوش به گوش می‌شود و از هر زبان نقلی دیگر در میان است. ظاهرا تعدادی از نیروهای یکی از ارگان‌های کشور دستگیر شده‌اند که حتا نام بردن از آن ارگان می‌تواند برای نشریات هزینه داشته باشد. تا مسئولان امر بخواهند بجنبند، هزار حرف و حدیث و شایعه درست شده است. یکی از ترانزیت مواد مخدر می‌گوید، دیگری از قاچاق عتیقه. این یکی با قاطعیت از فساد اخلاقی حرف می‌زند و آن دیگری از رابطه با سرویس‌های اطلاعاتی کشورهای بیگانه. در مورد افراد دستگیر شده هم حرف و حدیث بسیار است. چندان که کسی جرات نمی‌کند در چنین شرایطی به مرخصی برود و چند روزی سر کارش حاضر نشود از بیم آنکه مبادا نامش در فهرست دستگیر شدگان ذکر شود. متاسفانه شایعه منتظر نمی‌ماند. مردمان ناراضی و کم‌اعتماد خوراک مناسب جهان شایعه هستند. از یک سو خوش‌باورانه گوش خود را به هر سخنی می‌سپارند و بلافاصله به بلندگوی آنچه شنیده‌اند، تبدیل می‌شوند. گاهی هم کین‌توزی و انتقام‌طلبی و یا هر دلیل ناشایسته‌ی دیگری از پرهیزکاری و حفظ آبروی انسان‌ها رهزنی می‌کند. 

فرهنگ سخن‌چینی را نمی‌توان به سادگی مهار کرد. این فرهنگ حاصل سبک و شیوه‌ی زندگی دراز‌مدتی است که ما از نیاکان‌مان به ارث برده‌ایم. فرهنگی که آشکارگویی در آن برای صاحب‌سخن هزینه دارد. صاحب‌سخن بیداردل که سخن در کام گیرد یا خفه شود، راه بر پچ‌پچه باز می‌شود. سخن‌چینان به دلیل ماهیت نامعلوم‌شان در گفتن بی‌پرواتر هستند و از آنجا که هرچه خبرشان دست اول‌تر باشد و شگفتی بیشتری تولید کند، جذابیتش بیشتر می‌شود، آنها هم در گزافه‌گویی فروگذار نمی‌کنند و نتیجه این می‌شود که همه ما در مظان اتهام قرار داریم. روزگاری محمل شایعه و سخن‌چنینی باد بود و محاوره معمولی. امروز این سخن بر امواج جهان‌نورد به چشم‌برهم‌زدنی از نقطه‌یی به نقطه‌ی دیگر می‌رود.

در چنین احوالی متاسفانه بر ذهن اطلاع‌رسانی سیستم‌های اداری ما، روال عهد قاجار حاکم است. محافظه‌کار و کند، گمان می‌کنند سکوت بهترین راه است حال آنکه استراتژی ناکارآمد سکوت گزینه‌یی برای سرپوش گذاشتن بر ناتوانی این سیستم است. ناتوانی‌ای که برای همگان آشکار است الا بر کسی که سر خویش را در برف پنهان می‌کند.

قربانی این پرده‌پوشی نابهنگام اعتمادی است که سلب می‌شود و به آسانی برنمی‌گردد. اکنون وقت گفتن است و دم فروبستن طیره عقل است. البته اگر محاسبات محافظه‌کارانه‌ی حاکم بر ذهن برخی آدمها اجازه‌ی بررسی عقلانی ماجرا را اجازه بدهد. شهر پر از پچ‌پچه‌های جورواجور است و هر ثانیه سکوت در اطلاع‌رسانی رسمی بر ابعاد شایعه می‌افزاید. پادزهر شایعه شکستن صادقانه سکوت و برداشتن مهر از دهان‌هایی است که وظیفه‌شان آگاهی شهروندان از چند و چون اوضاع است. باور کنیم که این سکوت به هیچ‌کس خدمتی نمی‌کند. البته مفسدان و متخلفان از این سکوت به همان مقداری بهره می‌برند که نیروهای سالم و خدمتگزار زیان می‌بینند. دهانی که بی‌موقع بسته بماند، درست در همان لحظه‌یی که به ولی‌نعمتان خویش خیانت می‌کند، در حال خدمت به فاسدان است. برای شکستن این سکوت فریادی باید!