با هم بودن‌مان پیروزی است

- رضا مسلمی‌زاده

یکی از مسرت‌بخش‌ترین خبرهایی که در روزهای گذشته به گوش رسید، بازگشت پیروزمندانه سپنتا نیکنام به شورای شهر یزد است. این تصمیم «مصلحت‌آمیز» را که اعضای شورای مجمع تشخیص مصلحت نظام گرفته‌اند، می‌توان در تداوم مسیری دید که از مشروطه تاکنون به دشواری پیموده شده است. مسیری پر‌افت‌و‌خیز که از حوصله‌ی تنگ آدمی خارج است و تنها در پرتو یک نگاه تاریخی و تلاش نسل‌ها قابل فهم است. البته داشتن سرزمینی پیشرفته و آباد که بر اساس اراده‌ی عمومی مردم اداره شود، اگر در حیات آدمی میسر شود، زهی سعادت! اما اگر چنین هم نشد ما مأمور به وظیفه‌ایم و استقامت در این راه تنها کاری است که می‌توانیم و باید در آن بکوشیم. دموکراسی نوپا و کُند ایرانی به چنین دلخوشی‌هایی هر چند اندک خرسند است و درس‌هایی برای روزهای دشوار پیش رو در برابر مسئولان امر می‌نهد. گرهی که اکنون  به تدبیر مصلحت‌اندیشان گشوده گشت، از ابتدا هم بیهوده در کار افتاده بود. گرهی که می‌توانست از همان آغاز به وجود نیاید. همانند بسی تنگناهای دیگر که گاهی حاصل دلسوزی و ناآگاهی از مقتضیات زمان هستند و هزینه‌های آن از جیب ملت پرداخت می‌شود. 

تصمیم عقلای قوم برای ابقای عضویت یک زرتشتی در شورای شهر دارالعباده‌ی یزد از منظری دیگر نشانه‌ی غلبه‌ی اسلام رحمانی بر قرائت‌های دیگر است. قرائتی که از آغاز نهضت تجددخواهی ایرانیان در نگاه فقهایی نظیر علامه‌ی نایینی نویدبخش سازگاری دین و آزادی با یکدیگر است.

در این میانه، عده‌یی تنگ‌حوصله و ناشکیبا که منافع شخصی خویش را از منافع کلان یک ملت برتر می‌بینند، تلاش می‌کنند این دلخوشی را حقیر جلوه دهند و آن را تصمیمی مصلحت‌اندیشانه در شرایط دشوار کنونی قلمداد کنند. تصمیمی که نظام از روی ناچاری بدان تن داده است و دیگر روزی که خرش از پل گذشت از این تصمیم بازخواهدگشت. به گمانم این «مصلحت‌اندیشی» نه تنها چیز بدی نیست که اساسا بخشی از بازی دموکراسی است.چرا که دموکراسی به عبارتی چیزی جز رعایت نفع و مصلحت عمومی نیست. این مفهوم به نحوی زیرکانه در هشتگ سپنتا نیکنام با عنوان «با هم بودن‌مان پیروزی است» تبلور یافته است. بخشی از این «با هم بودن» در اصرار نهادهای مدنی و نمایندگان مردم و دولت برآمده از رای شهروندان برای مجاب کردن مخالفان در پذیرش آرای عمومی معنا می‌یابد. اصراری که نمونه‌ی عنقریب دیگر آن در ورود بانوان به ورزشگاه‌ها در حال تحقق است. سویه‌ی دیگر این معنا را می‌توان در خیر عمومی حاصل از تبلور اراده‌ی همگانی جست‌وجو کرد. بازگشت سپنتا نیکنام به شورای شهر یزد حتا اگر به کام آیت‌ا... جنتی و همفکرانش تلخ بیاید، در نهایت برای ایشان هم نتایج شیرینی در پی خواهد داشت. در شرایطی که ناظران بین‌المللی ایران را از بابت نقض حقوق بشر شماتت می‌کنند، چه لزومی دارد که بر این پرونده برگ‌های تازه‌یی بیفزاییم؟

حالا که عقلای قوم مصلحت را در حضور سپنتا نیکنام یافته‌اند، مصلحت ما نیز همان است که حافظ فرمود:حالیا مصلحت وقت در آن می‌بینم/ که کشم رخت به میخانه و خوش بنشینم.