گزارشی از مراسم نقد کتاب تاریخ و  فرهنگ بلورد     

ردپای آرزونگاری در تاریخ‌ بلورد 

- گروه فرهنگ‌وهنر

«کتاب» مهم‌ترین بخش جشنواره فرهنگی امسال گل‌گهر بود. قسمت بزرگی از این جشنواره به نمایشگاه کتاب اختصاص داشت و در بخش نشست‌های جشنواره هم از هفت کتاب رونمایی شد. 

این نشست‌ها با کارگاه «چطور می‌توانم یک نویسنده‌ی کتاب اولی موفق باشم» یوسف انصاری مسئول ارزیابی آثار نشر حکمت کلمه آغاز شد و در دومین روز با گفت‌وگو در باره کتاب «دوباره لیلاشو» اثرِ مرجان عالیشاهی در روز یک‌شنبه ادامه یافت. گفت‌وگو با کتابِ «گمنام پرآوازه» اثرِ نرگس بیگمرادی با حضور مهران رضاپور، گفت‌وگو با کتابِ «بیاض و سواد» به تصحیح محسن پورمختار با حضور دکتر میلاد عظیمی، گفت‌وگو با کتابِ «تاریخ و فرهنگ بلورد» اثرِ زهیرمصطفی بلوردی با حضور سیدمحمدعلی گلاب‌زاده، گفت‌وگو با کتابِ «سنگی که نیفتاد» اثرِ محمدعلی رکنی با حضور نویسنده و منتقد حسن محمودی، ششمین نشست «گفت‌وگوهایی درباره تئاتر» با حضور استاد صدرالدین زاهد همراه با گفت‌وگوی جمعی و پرسش و پاسخ و هم‌چنین گفت‌وگو با کتابِ «اردوگاه اطفال» اثرِ احمد یوسف‌زاده با حضور مرتضی سرهنگی مدیر دفتر ادبیات مقاومت و پایداری حوزه هنری برگزار شد. 

- ارجاع به منابع نامعین

یکی از جلسه‌های نقد این جشنواره مربوط به کتاب «تاریخ و فرهنگ بلورد» نوشته زهیرمصطفی بلوردی با حضور محمدعلی گلاب‌زاده، مهری موید‌محسنی و محسن پورمختار بود که چهارشنبه‌شب برگزار شد. در این مراسم محسن پورمختار انتقاداتی را به کتاب تاریخ و فرهنگ بلورد وارد کرد. وی گفت: تاریخ بلورد مربوط به نیاکان خود من است. به نظر من یک سری نواقص در این کتاب است؛ در بخشی از این کتاب به مواخذ و منابع نامعین ارجاع داده‌اند. خواننده خیلی وقت‌ها می‌خواهد اصل مطلب را ببیند تا ببینند درست است یا نه؟ جاهایی از کتاب عنوان شده برخی منابع می‌گویند، برخی نویسندگان می‌گویند. منِ خواننده دنبال کدام نویسنده بگردم؟ اگر چند منبع هم وجود دارد باید نوشت: «بسیاری از منابع من‌جمله منبع فلان و فلان این موضوع را عنوان کرده‌اند.» خواننده این مطلب را می‌بیند و خاطر جمع می‌شود که این مطلب وجود دارد. 

- تحریف نقل از منابع

پورمختار ادامه داد: در برخی جاهای کتاب نقل از منابع تحریف شده است. به عنوان مثال: در این کتاب نقلی از کتاب حدود العالم که مولف آن ناشناس است آمده: «میان سیرگان و شامات جاهای درست و آبادان با نعمت و آب‌ها روان است.» که این وضوع در اصل کتاب چنین است: «میان سیرجان و بردسیر» اصلا شاماتی نیست. اما در کتاب حدودالعالم در مورد شامات نوشته شده: «شامات شهرکی است بین سیرگان و بم.» پورمختار ادامه داد: در بعضی جاهای کتاب به چیزی استناد شده که وجود ندارد. به عنوان مثال مطلبی در مورد پیشنهاد اسفندیارخان مبنی به بر حمله به یک مکان در این کتاب مطرح شده است و این مطلب را به تاریخ بیداری ایرانیان صفحه 95 ارجاع داده‌اند. وقتی صفحه 95 را باز می‌کنیم هیچ صحبتی از اسفندیارخان نیست. در صفحه 247 کتاب از اسفندیار‌خان نام برده شده ولی چنین مطلبی که در کتاب بلورد عنوان شده وجود ندارد. 

- استنادها مبنایی ندارند

پورمختار ادامه داد، در کتاب بلورد لشکرکشی احمد مظفری از بلورد به سیرجان عنوان شده و این مطلب به تاریخ وزیری ارجاع داده شد است اما من چنین چیزی در کتاب تاریخ وزیری ندیده‌ام. در تاریخ وزیری نوشته شده شاه‌شجاع به بلورد و چهارگنبد آمده است ولی در مورد لشکرکشی چیزی عنوان نشده است. در مورد ساخت‌و‌سازهای گشتاسب در بلورد مطالبی عنوان شده اما من منبع تاریخی نمی‌شناسم که این موضوع را تایید کند. وی ادامه داد: خیلی جاها استنادها مبنایی ندارد مثلا: «کرمان سرزمین پهلوان‌ها در کنار سیستان است.» اتفاقا کرمان پهلوان‌خیز نبوده است و کرمانی‌ها به ضعفای تاریخ مشهورند. پورمختار به موارد دیگری هم اشاره کرد: در این کتاب در مورد عقب‌نشینی یعقوب لیث به بلورد مطلبی نوشته‌اند. اما ما چنین چیزی ندیدیم. حتی از لشکرکشی یعقوب لیث به سیرجان هم نامی آورده نشده است، فقط کرمان را گرفته‌اند. 

پورمختار ادامه داد: در تاریخ بلورد از کتاب‌های گوناگونی بدون ذکر ماخذ مطلب آورده‌اند. مثلا صفحه 90 نوشته‌اند «با روی کار آمدن زندیه، سلیم‌خان دریابیگی مجدد توسط کریم‌خان فراخوانده شد.» من که جدم سلیم‌خان دریابیگی است خیلی دلم می‌خواهد بدانم جدم در این حد بود که توسط کریم‌خان فراخوانده شود؟ برای دانستن این موضوع باید به کجا مراجعه کنم؟ یا بسیار بعید می‌دانم واسموس آلمانی از بچاقچی‌ها ذکر کرده باشد. 

- تاریخ ساکت

قسمت‌هایی از این کتاب آرزو‌نگاری است. آدمیزاد چیزهایی کم‌کم در ذهن درست می‌کند و فکر می‌کند درست است ولی استنادی ندارد. به عنوان مثال: «موقعیت اقتصادی و نظامی بلورد در دوره داریوش هخامنشی خیلی خوب بوده.» به احتمال زیاد ما در دوره داریوش سیرجانی هم نداشتیم چه برسد به منطقه بلورد که اقتصاد و نظامی داشته باشیم. یا کار «عمده و با شرف بلوردی‌ها در دوره هخامنشی فلان و فلان بوده است.» ما حتی نمی‌دانیم در پاسارگاد و تخت جمشید مردم چه کار باشرفی می‌کردند تا اینکه بگوییم بلورد کار باشرفی می‌کند. تاریخ در این مورد ساکت است. تاریخ در مورد سیرجان می‌گوید: «یک شهرکی بود که اواخر ساسانیان درست شد» چه برسد به بلورد. یا در این کتاب آمده: «اسکندر از بلورد به قلعه سنگ رفت.» اما احتمالا قلعه سنگ بعد از اسلام و در قرن سوم و چهارم به وجود آمده است. در تاریخ آمده اسکندر از کوهی که بعدها قلعه سنگ بنا شده عبور کرده و به شهربابک رفته است. 

پورمختار همچنین به نحوه معرفی ایل بچاقچی در این کتاب انتقاداتی وارد کرد. «شاه‌عباس چون بچاقچی‌ها اسلحه‌های مدرنی داشتند آنها را آورد که بروند بندرعباس را بگیرند.» خب کی این موضوع را گفته؟ کجا گفته‌اند؟ 

- زمان برای پاسخ به انتقادات کافی نبود

مصطفا زهیر بلوردی نویسنده کتاب تاریخ بلورد با گلایه از کمبود وقت گفت: وقتی به تاریخ نگاه می‌کنیم مثل یک کتاب است که قسمتی از آن پاک و یا گم شده است. به همین دلیل موضوع عده‌ای تصمیم گرفتند از سمت تاریخ نقلی به سمت تاریخ تحلیلی بروند. نگاه آقای دکتر پورمختار نقلی است. نقاط مبهم تاریخ را باید با ابزار جامعه‌شناسی تاریخی بر مبنای بیطرفی پیدا کرد. وی افزود: نگاه من تاریخ تحلیلی است. وی در مورد قدمت بلورد گفت باید به جایگاه جغرافیایی نگاه کرد. ما یک تمدن در سیستان و یک تمدن در فارس داریم. راه ارتباطی باید از چه سمت باشد؟ راه‌ها از جاهایی انتخاب می‌شدند که آب باشد و سرسبز باشد. یک راهی باید وجود داشته باشد که سیستان را به فارس وصل کند. 

وی افزود: وقتی به نقشه مهاجرت آریایی‌ها نگاه می‌کنیم از سیستان به سمت کرمان و فارس می‌آیند. خط سیر مهاجرت را نگاه کنیم. در این خط سیر اسم‌هایی با مشابهت بلورد وجود دارد. 

وقتی از شامات حرف می‌زنیم‎، شام یعنی آب زیاد باشد و کوه وجود دارد. شامات در شش فرسخی سیرجان است و راه عبور سیرجان به بم از شامات می‌گذرد. شامات در شش فرسخی شرق سیرجان است.