قیمه‌ها و ماست‌ها

- ن.ع: بزرگانی در کشور نسبت به ریختن قیمه‌ها در ماست‌ها بارها اعتراض کرده‌اند اما متاسفانه هنوز هم عده‌یی رعایت نمی‌کنند و بدون توجه به عواقب آن قیمه‌ها را توی ماست‌ها می‌ریزند. آخرین نمونه این بود که عده‌یی گل‌گهر را داخل معراج اندیشه ریختند و به همین اندازه هم راضی نشده و هر دو را توی باشگاه‌گل‌گهر ریختند و... اصلا بگذارید از اولش برای‌تان بگویم.

برای رفتن به پنجمین جشنواره‌ فرهنگی گل‌گهر باید از راهرویی عبور می‌کرید که نمی‌دانم چرا حس تونل وحشت شهر بازی را زنده می‌کرد. در انتهای این تونل نوری وجود داشت که نمی‌شد به طرفش نروی! میدان فوتبال پر بود از غرفه‌های جورواجور که چون جشنواره فرهنگی بود از همه جای آن فرهنگ می‌بارید. مثلا غرفه فاضلاب فرهنگی خیلی برنامه‌های جالبی داشت که از شب اول تا آخر اجرا می‌کرد. همین‌طور خط آهن فرهنگی، بیمارستان فوق‌تخصصی فرهنگی، جهادنصر فرهنگی و برخی جاهای دیگر که نه کسی به آنها مراجعه می‌کرد و نه کسی بود که اگر کسی مراجعه کند، جوابش را بدهد. حیف  نبود آن همه بنر و داربست و میز و صندلی که باد بخورد؟ آن هم بادی که عطر ملایم الکل را به این سو ‌و آن سو می‌برد. البته این قسمتش هیچ ربطی به گل‌گهر و معراج اندیشه و باشگاه گل‌گهر نداشت. ظاهرا عده‌یی معتقدند آدم باید کله‌اش گرم باشد تا از این فضا لذت ببرد. پارسال همین روزها همین «کله‌گرمی»‌ها 5 نفر کشته روی دست شهر گذاشت که یک دلیلش را نبود فضاهای تفریحی برای تخلیه انرژی جوانان اعلام می‌کردند. شب‌های اول کمی گیج و منگ بودم و نمی‌دانستم چی به چی است از بس که قیمه‌ها را توی ماست‌ها و ماست‌ها را توی قیمه‌ها ریخته بودند. حالا که جشنواره تمام شده دلم برای همه چیز تنگ شده است و احساس می‌کنم باید به دکتر مراجعه کنم.