پنج شنبه, 25 مرداد 1397

هفته‌نامه شماره 523: 22 مرداد 1397

  گفت‌و‌گوی پاسارگاد با علی سوند رومی تدوینگر سند اشتغال سیرجان

هدف ما تسهیل‌گری است 

- زهرا خواجویی‌نژاد

«سیرجان در بحث اشتغال خیلی مشکل دارد.» این را دکتر علی سوندرومی جامعه‌شناس و پژهشگر حوزه آسیب‌های اجتماعی می‌گوید. او که چند سال پیش با حمایت معراج‌اندیشه در حوزه آسیب‌های اجتماعی نقشه‌ای از مسایل شهر ترسیم کرده، از نتایج آن پژوهش متوجه شده بسیاری از مشکلات در حوزه آسیب‌های اجتماعی با اشتغال سروکار دارد. وی بر همین اساس به فکر تدوین سند اشتغال سیرجان افتاد و پروژ‌ه‌ای را با حمایت مالی گل‌گهر آغاز کرد و در این مسیر با همکاری یک تیم 35 نفره توانستند مدل جدیدی در حوزه اشتغال راه بیاندازند. این طرح برای اولین بار در جشنواره فرهنگی گل‌گهر اجرا شد و در غرفه‌های مختلفی که برای این گروه در نظر گرفته شده بود ایده‌های شغلی افراد مراجعه‌کننده توسط اعضای این گروه مورد بررسی و آمایش قرار می‌گرفت و در نهایت به آن‌ها مشاوره داده می‌شد. از نظر سوند‌رومی هدف گروه‌شان تسهیل شرایط اشتغال و مرتبط کردن افراد و شرایط کاری با هم است. 

- چرا تصمیم به تدوین سند اشتغال سیرجان گرفتید؟

بعد از اینکه نقشه مسایل شهر سیرجان را تدوین کردیم، 32 مساله پیدا کردیم که سه تا از مسایل حول محور اشتغال بود؛ اولین مسئله  عدم تربیت و به کارگیری نیروی کار بومی بود، مسئله دوم عدم آموزش مهارت‌های شغلی متناسب با نیاز جامعه و مسئله سوم شغل‌های کاذبی بود که بخش عمده‌ای از فرصت‌های شغلی را به خودشان اختصاص داده بودند. برای رسیدن به یک شغل پایدار این نیست که بگوییم وزارت‌خانه یا کارگروه می‌تواند این مشکل را حل کند، نیاز به افراد و گروه‌هایی داریم که بتواند شرایط اشتغال را تسهیل کنند و بتوانند نقاط توانمندی‌ها را بشناسند.

- دقیقا چه سالی بود؟

سال 93 تقریبا این مساله شکل گرفت و پس از آن تصمیم بر این شد یک پروژه مطالعاتی به نام راهبرد اشتغال یا سند اشتغال سیرجان تدوین شود، پروژه سال 94 با حمایت گل‌گهر به عنوان یکی از حوزه‌های مسئولیت‌اجتماعی استارت خورد. منابع‌اش تامین شد. البته یک سال هم کار متوقف شد و بعد دوباره مدیران جدید با توجه به ضرورت مساله پذیرفتند و اجازه دادند کار شروع شود و امسال طرح عملیاتی شد.

- کار با چه تعداد نیرو شروع شد؟

تقریبا تا الان حدود  هزار ساعت کار انجام شده است. حدود  35 نفر نیرو با ما شروع به کار کردند. در مرحله اول کار یک آینده‌پژوهی انجام دادیم و براساس آن زمینه‌های شغلی که در آینده سیرجان ماندگار هستند را مشخص کردیم.

- مثلا چه زمینه‌هایی؟

22 زمینه شغلی را پیدا کردیم مثل حوزه صنعت و معدن، حمل‌و‌نقل، آموزش، خدمات زندگی، باغداری و... که این 22 زمینه شغلی در آینده وجود خواهند داشت و براساس آن آمدیم در هر زمینه شغلی به سراغ آدم‌های خبره و قدیمی، باتجربه و صاحب‌نظر رفتیم و با آن‌ها مصاحبه کردیم. روش نمونه‌گیری‌مان هم نظری بود تا به اشباع اطلاعات برسیم و دیگر اطلاعات جدیدی وجود نداشته باشد.

- در این مسیر با چند نفر مصاحبه کردید؟

با 500 نفر مصاحبه کردیم که هر مصاحبه‌ای هم حدود چند ساعت وقت گرفته است. کار دیگری هم که انجام دادیم آمدیم کسب‌و‌‌کارهایی را که در ذیل این زمینه‌های شغلی هستند، از طریق مطالعه کاملا میدانی در شهر شناسایی کردیم. به سراغ تمام کسب‌و‌کارهایی که در سطح شهر وجود دارد رفتیم تا الان برای حدود  هزار تا کسب‌و‌کار پرسش‌نامه پر کرده‌ایم، سابقه کاری‌شان را درآوردیم، درآوردن این جزییات و اطلاعات خیلی زمانبر و دشوار است. کار بعدی که با توجه به این یافته‌های‌مان انجام دادیم این بود مسایل و مشکلاتی که در زیست‌بوم اشتغال وجود دارد را پیدا کردیم، تقریبا به 11 مساله یا اختلال  رسیدیم.

- این 11 مساله چه هستند؟

3 مورد از آن‌ها مربوط به نیروی کار است اینکه چگونه نیروی کار پرتوانی داشته باشیم؛ مساله اول به نظام تربیت برمی‌گردد اینکه سیستم تربیتی ما متناسب با نیاز شغلی‌مان نیست که بتواند آدم‌هایی با سرمایه معنوی، فرهنگی و اجتماعی بالا تربیت کند که این آدم‌ها بتوانند هرکجا قرار می‌گیرند از پس کارشان بربیایند. مساله بعدی به نظام آموزش ما برمی‌گردد؛ یعنی ما متناسب با نیازهای‌مان برنامه آموزشی و مهارتی نداریم یا اگر مهارت‌های تدوین‌شده‌ای داریم فرآیند اجرایش درست نیست.

- مثل همین که این‌همه در گل‌گهر نیاز شغلی داریم اما رشته‌هایی که در دانشگاه‌های سیرجان تدریس می‌شوند متناسب با شغل‌های گل‌گهر نیست؟

دقیقا نظام آموزشی ما متناسب با نیازهای گل‌گهر کار نکرده است. سومین مساله جهت‌دهی و هدایت یا همان نظام مشاوره است. نظام مشاوره مطلوبی نداشتیم که از دوره راهنمایی بیاید بچه‌ها را جهت دهد که بگوید ما این فرصت‌های شغلی را در شهر داریم شما اگر می‌خواهی آینده شغلی داشته باشی باید سراغ این رشته‌ها بروی، در نهایت در معرفی و جهت‌دادن افراد به فضاهای شغلی هم باز مشکل وجود دارد.

- بهره‌وری پایین در کار به همان نظام تربیت برمی‌گردد؟

دقیقا. وقتی می‌گوییم سرمایه تربیتی بالا یعنی آدمی که عزت‌نفس بالایی دارد. یعنی ارزشش را از نظام هستی می‌گیرد، اعتماد به نفس بالایی دارد، مسئولیت‌پذیر است، متعهد است. این آدم را هرکجا بگذاری از پس کارش برمی‌آید. ولی آدمی که مسئولیت‌پذیر نیست و این ویژگی‌ها را ندارد و مدام می‌خواهد نمایشی کار کند، در هر پوزیشن شغلی معضل ایجاد می‌کند. یک بار هم می‌بینی شما صورت مساله را مشخص می‌کنی اما برایش برنامه نداری. ما برای همه این مسایل برنامه داریم ما دقیقا می‌دانیم چه رویکرد و تعاملی با کودک در چه سنی و چه کارهایی باید انجام شود که این اتفاقات بیفتد. یعنی چه خانواده‌ و نظام تربیتی می‌تواند این آدم‌ها را تربیت کند، این نیاز به تسهیل‌گری دارد. کاری که گروه ما می‌خواهد انجام دهد، دقیقا تسهیل‌گری است. 

- این سه مساله از 11 مساله‌ای است که عنوان کردید، بقیه در چه زمینه‌هایی است؟

 مساله چهارم مربوط به ایجاد فرصت‌های شغلی است؛ شما وقتی می‌خواهید یک فرصت شغلی ماندگار ایجاد کنید، دقیقا آن حفره را ایجاد می‌کنید و آدم‌های مناسب در این حفره قرار می‌گیرند و کاری انجام می‌دهند. فرصت‌های شغلی که در شهر ما ایجاد می‌شود اغلب یک طرح کسب‌و‌کار متناسب ندارند. کسی که می‌خواهد کارش را شروع کند باید به صورت شهودی دقیقا بداند چه امکانات، تکنولوژی، دانش و نیروی کاری نیاز دارد؟ بازار کارش کجاست؟ رقبایش چه کسانی هستند؟ چگونه می‌تواند تبلیغ کند؟ چگونه می‌تواند این را توزیع کند؟ و...

- دومین نظام چیست؟

مساله پنجم، نظام راه‌اندازی کسب‌و‌کار است، یعنی کسب‌و‌کارهایی که به فرض جسته و گریخته، درست یا غلط تدوین شدند، یا افرادی کسب‌و‌کارشان بدون طرح کسب‌و‌کار مناسب شروع می‌کنند، در راه‌اندازی هم دچار مشکل هستند. یعنی نمی‌دانند سیستم مدیریت پروژه کی باید شروع شود؟ کی مجوز بگیرند؟ کی کار زیرساختی انجام دهند؟ هیچ‌کدام از این‌ها را نمی‌شناسند. بعد می‌بینی یک طرح که باید یک سال تمام شود، سه سال طول می‌کشد. با کلی هزینه بیشتر که اصلا اقتصادی نیست. مساله ششم در تامین منابع و سرمایه است. در این موضوع هم دچار مشکل هستیم دقیقا سرمایه‌ها جایی می‌رود که منجر به شغل نمی‌شود. نظام بعدی نظام مدیریت است. مهم‌ترین بخش از داستان یک کسب و کار که می‌تواند ماندگار شود این است که بتوانی نیروی خوب و توانمند بگیری بعد انگیزه‌هایش را حفظ کنی، بعد بتوانی کنترل هزینه کنی. مساله بعد کنترل کیفیت است. مساله هفتم اینکه بتوانی دستگاه‌ها و وسایلت را خوب نگهداری کنی. مساله هشتم نظام بازار است ما در سیستم بازاریابی در سطوح مختلف محلی، کشوری و جهانی مشکل داریم، درواقع نظام بازاریابی ما نظام کاریکاتوری است در یک ابعادی خیلی خوب رشد کرده است و در ابعادی بسیار ضعیف است. مساله نهم  تصمیم‌گیری و سیاست‌گذاری است یعنی ما در مورد اشتغال سیاست‌گذاری‌های سیاسی داریم. در صورتی که تصمیم‌گیری و سیاست‌گذاری در حوزه اشتغال باید علمی، اقتصادی و فرهنگی باشد. تصمیم‌گیری‌های سیاسی تصمیم‌گیری‌های کوتاه‌مدت و پروژه‌ای هستند. باید نگاه تصمیم‌گیران و سیاست‌گذاران عوض شود و نگاه بلندمدت شود. مساله دهم برمیگردد به مسائل کنترل و نظارت؛ کسب‌و‌کارها کنترل و نظارت می‌خواهند. کنترل‌های فنی، استاندارد، بهداشتی، زیست محیطی، اجتماعی و... این کنترل‌ها هم متناسب نیست. گاهی از سوراخ سوزن وارد می‌شویم و گاهی از دروازه رد نمی‌شویم. گاهی یک سیستم می‌خواهد راه بیفتد سخت‌گیری بیش از اندازه می‌کنند بعد وقتی که راه افتاد رهایش می‌کنند تا جایی که کیفیتش را از دست می‌دهد. آخرین مساله هم مربوط می‌شود به نظام حمایت و مراقبت. افرادی که وارد چرخه راه‌اندازی کسب‌و‌کار می‌شوند بدون شک در معرض بحران‌های اقتصادی، تورم، تحریم و... هستند. نیاز به نظامی است که این کسب‌و‌کارها را مراقبت و حمایت کند و از این گردنه‌های سخت عبور دهد. این یک مدل ذهنی علمی است و یک مدل کامل که ما بخواهیم بگوییم همه جا را پوشش می‌دهد نیست. براساس این مدل ما آمدیم راهبردی تدوین کردیم که مهم‌ترینش تسهیل‌گری بود.

- تسهیل‌گری در چه قسمت‌هایی؟

اینکه در هر کدام از این نظام‌ها برای بهبود زیست‌بوم اشتغال کار کنیم. ما قرار نیست کار اجرایی انجام دهیم. فقط قرار است شرایط را برای کارآفرینان تسهیل کنیم. به هرحال ما در شهر ما پتانسیل‌های زیادی داریم که می‌توان از آن‌ها استفاده کرد.

-در جشنواره گل‌گهر ایده افراد مورد بررسی قرار می‌گرفت، بعد از اتمام جشنواره هم این کار در کجا ادامه می‌یابد؟

این مشاوره‌ها روزانه در معراج اندیشه انجام می‌شود. یکی از کارهای تسهیل‌گری این است که افراد بیایند در بخش مشاوره و راهنمایی برای آینده شغلی‌شان مشورت کنند، اینکه ذهنیت‌های‌شان محک بخورد و دقیقا بررسی شود در هر کدام از این نظام‌های چندگانه چه توانمندی‌ها و مهارت‌هایی دارند. اگر می‌خواهند کسب‌و‌کاری راه بیاندازند چقدر شهودی می‌فهند، چکار می‌خواهند بکنند.

- این مشاوره‌ها را رایگان به افراد می‌دهید؟

بله حداقل سال اول که هم دانش فنی این کار آماده می‌شود و هم به نوعی خود افراد آماده شوند به صورت رایگان است. از طرفی بخشی از بودجه‌اش را از گل‌گهر گرفتیم.

- بعضی افراد معتقد بودند افرادی که در گروه شما مشاوره می‌دهند سن‌شان پایین است و تجربه ندارند. شاید همین باعث بی‌اعتمادی افراد شود؟

مطمئنا در چیدمانی که ما در جشنواره داشتیم یک تعداد از افراد به گروه ما اضافه شدند که فقط واسه جشنواره بودند که شاید این نقد به آن‌ها وارد بود اما بیشتر بچه‌ها لااقل در مصاحبه‌ها هرکدام‌شان با 50-60 آدم‌ توانمند مصاحبه کردند، سرو کله زدند، جلسات مختلف برگزار کردند. خیلی‌ از این بچه‌ها هم تجربه کاری دارند. این‌ها فقط تسهیل‌گر و کاتالیزور هستند و قرار است آدم‌های توانمند را به نیازهای جامعه وصل کنند.

- سیرجان در چه زمینه‌هایی پتانسیل اشتغال دارد؟

هم سیرجان و هم دنیای اقتصاد سه بخش دارد؛ کشاورزی، خدمات و صنعت. در بخش کشاورزی و صنعت روز‌به‌روز تکنولوژی دارد توسعه پیدا می‌‌کند و ضریب اشتغال کم می‌شود. وقتی صدساله گذشته را نگاه می‌کنیم ضریب شغلی‌ این بخش‌ها خیلی کم شده است چون به جای انسان دستگاه کار می‌کند. پس آن چیزی که در آینده رشد خواهد کرد و دارد رشد می‌کند بخش خدمات است.

- منظورتان از بخش خدمات چیست؟

بخش خدمات از بخش بازار گرفته که خدمات معامله‌ای انجام می‌شود مثل مغازه‌هاتا حوزه فرهنگ و هنر و حوزه‌های دیگر. وقتی کشورهای پیشرفته را نگاه می‌کنید می‌بینید در صنعت فیلم‌سازی چقدر درآمد دارند.

- یکی از حوزه‌هایی که در سیرجان وجود دارد گلیم است اما بچه‌های‌تان می‌گفتند گلیم بازاری ندارد؟

گلیم بازار خودش را دارد ولی آن بازاری که ما انتظار داریم برای آن فکر نشده است.

- یعنی مسئولان قبل از جهانی شدن می‌بایست به بازارش فکر کنند؟

الان باید به بازار جهانی فکر کنیم باید با کشورهایی که دارند فرش و زیرانداز تولید می‌کنند فکر کنیم، به بازار محلی‌ و کشوری‌اش فکر کنیم و این سه سطح دیده شود. در گذشته از گلیم به عنوان زیرانداز استفاده می‌کردیم الان قالی ماشینی آمده و جای آن را گرفته است. حالا ما باید شرایط را تسهیل کنیم که چگونه یک بافنده اول مناسب ببافد و بعد بازار پیدا شود الان مشکل بافنده نداریم ولی بازار کشش ندارد و روی آن باید فکر کنیم. 

- بخشی در جشنواره داشتید به نام «خیرین اشتغال» آن‌ها دقیقا چه می‌کنند؟

نگاه خیر یکی از ارزش‌های جامعه ماست. در چند دهه اخیر یک مقدار روی بخش‌های درمان و مدرسه‌سازی و ... متمرکز شده بود البته در کنار این بخش‌ها مثلا اگر یک بیمارستان یا مدرسه ساخته شود یک سری شغل هم ایجاد می‌شود اما این پتانسل وجود دارد که خیرین در زمینه اشتغال هم وارد شوند. در جشنواره دیدیم یک سری آدم‌ها هستند که دغدغه‌شان اشتغال است، یعنی خودش به یک توانمندی رسیده و دلش می‌خواهد برای اطرافیانش هم شغل ایجاد کند، انجمن خیرین اشتغال هدفش این است که تسهیل کند و آن منابعی را که می‌توانند منجر به فرصت‌های شغلی شوند، حمایت کنند. افرادی آمدند که حتی حاضر بودند خودشان پای کار بایستند. وقتی مسیر را درست تعریف کنیم و مدل را درست تدوین کنیم، این اتفاقات می‌افتد. قرار است این انجمن خودش یک هیات موسس و هیات امنا داشته باشد و خودشان کار را انجام دهند و ما فقط جهت‌دهی را انجام دهیم.