گفت‌و‌گو با مسئول اورژنس اجتماعی
افزایش آمار خودکشی و اختلافات خانوادگی در سیرجان

 همسرآزاری جرم نیست مگر اینکه شخص آزاردیده شکایت کند
 در بحث کودکان دادستان پشت ماست و نیاز به اجازه شخص هم نیست
 «تاب‌آوری در مشکلات» بین نسل جوان پایین آمده است. این شاه‌کلید تمام مشکلات ماست

 ناصر صبحی
«تهدید زیاد داشتیم. بچه‌ای بسیار در معرض خطر بود. پدر به مواد روان‌گردان اعتیاد داشت. با کمک نیروی انتظامی بچه جدا شد. هر روز تهدید می‌کرد. یک‌بار با سلاح سرد آمد ولی همکاران جلویش را گرفتند و بعد هم 110 آمد. بچه‌هایی که ما از خانواده‌ها جدا می‌کنیم، متعلق به والدینی هستند که صلاحیت ندارند و رفتار پرخطری هم دارند. هفته قبل موردی بود که طرف زندانی بود و به مرخصی آمده بود. با تیغ آمده بود این‌جا. خودشان عقیده دارند که ما بهترینیم. می‌گفتم چرا رفتی زندان؟ می‌گفت به خاطر بی‌قانونی مملکت. مادر هیچ پشت و پناهی از دست این آقا نداشت و تنها راهکارش این بوده که بچه را بردادر و فرار کند به جایی که پیدا نشود. انتظار آقا این بود که همین‌الان باید پیدا شود. تیغ را نشانم داد و گفت گذاشتم تا آن خانم را با تیغ بزنم. تمام مدت با تهدید دستش روی تیغ بود یا مثلا دو مورد داشتیم که شیشه‌های ماشین اورژانس را موقع کمک شکستند. شخص مشکل اعصاب و روان داشت و به ما ربطی نداشت. برای کمک رفتیم و با پاره‌آجر به ما حمله کرد. هنوز هم آثار آجر روی ماشین هست.»
جواد روح‌الامینی 12 سال سابقه فعالیت در اورژانس اجتماعی دارد که 10 سال آن را به عنوان مسئول اورژانس اجتماعی سیرجان گذرانده. در طول مصاحبه، مدام تاکید دارد که مردم را با اورژانس اجتماعی و خط 123 آشنا کنیم. از مردم توقع همکاری دارد تا به خصوص کودکان در معرض آسیب شناسایی شوند و تحت حمایت قرار بگیرند. حتا موقع گرفتن عکس نیز اصرار دارد به جای عکس او، عکس خودروی اورژانس اجتماعی را منتشر کنیم تا شاید باعث آشنایی بیشتر مردم بشود.
به دلیل گسترده بودن فعالیت‌های اورژانس اجتماعی، محور مصاحبه بیشتر در مورد کودکان آسیب‌دیده بود هرچند گاهی به برخی موارد دیگر نیز سرک کشیدیم.
 سال 97 چه تعداد تماس تلفنی با خط 123 داشتید؟
حدودا 2100 تماس داشتیم که 253 تماس مرتبط و 1810 تماس غیر‌مرتبط بودند. تماس اشتباهی زیاد داریم. مثلا برق و آب و گاز که قطع می‌شود، به ما زنگ می‌زنند. سال گذشته ماهی 170 تا 180 تماس و روزی تقریبا 6 تا 7 تماس داشتیم.
 پس تقریبا هر سه روز، دو تماس مرتبط دارید.
بله ولی ما آن‌قدر آسیب هم نداریم که زیاد تماس بگیرند. اگر هزار مورد کودک‌آزاری داشته باشیم که شهر را باید تعطیل کنند و بروند. ما مراجعه مستقیم خیلی داریم.
 سال 97 چه تعداد مراجعه مستقیم داشتید؟
حدود 450 نفر به طور میانگین.
 اگر بخواهید مراجعه‌ها را دسته‌بندی کنید، چه مواردی و هرکدام چنددرصد بودند؟
شاید 40 درصد آن مربوط به کودکان باشد. منظورم صرفا کودک‌آزاری نیست بلکه کودکان در معرض آسیب هستند؛ مثلا بحث اعتیاد والدین. در تمام آسیب‌های شهر ما ردپای اعتیاد وجود دارد. مثلا کودک‌آزاری، کودک بد و بی‌سرپرست، همسرآزاری، اختلاف خانوادگی و سایر موارد همیشه ردپای اعتیاد قابل مشاهده است.
 شاید اعتیاد به نوعی علت این وقایع باشد اما خود اعتیاد، معلول علت دیگری است. آن علت اصلی چیست؟
صددرصد اما یافتن علت اصلی نیاز به کار کارشناسی دارد.
 شما که سابقه 12 ساله در اورژانس دارید و تخصص‌تان هم روان‌شناسی است، براساس مشاهدات و تجریبات خود، علت اصلی را در چه می‌دانید؟
خیلی موارد است. نمی‌شود یک علت را گفت.
 مهم‌ترین‌ها را بگویید.
ما انسان‌ها برای حل مشکل دو راهکار داریم. یکی راهکار مسئله‌محور و دیگری راهکار هیجان‌محور. مثلا فرض کنید ماشین من گم شده. راهکار مسئله‌محور این است که به دنبال پیدا کردن دزد بروم یا بیشتر کار می‌کنم تا بتوانم ماشین بخرم یا وام می‌گیرم. یعنی ماجرا را عاقلانه حل می‌کنم. یک راهکار دیگر، هیجان‌محور است. یعنی مثلا می‌نشینم و فقط دعا می‌کنم، از رمال‌ها دعا می‌گیرم، سیگار می‌کشم، گریه می‌کنم و کارهای اینچنینی. متاسفانه جامعه ما برای حل مشکلات، هیجان‌محور است. مثلا یا دست به درگیری و استفاده از زور می‌زنند یا به اعتیاد روی می‌آورند. این هیجان محوری باعث شده وقتی بچه‌ها با مشکل روبه‌رو می‌شوند، سعی می‌کنند با هیجان آن را حل کنند یا تغییر بدهند؛ مثلا خودکشی می‌کنند یا معتاد می‌شوند یا به خود و دیگری آسیب می‌زنند.
 پس ما جامعه هیجان‌محوری هستیم.
در سیرجان این‌گونه است. نمی‌دانم آمار خودکشی را دارید یا خیر اما در سیرجان اقدام به خودکشی زیاد داریم. در تمام مواردی که بررسی کردم کلا بحث هیجانی مطرح است. مثلا بحث عشق و عاشقی پیش‌آمده و رابطه به هر شکل گسسته شده است. فرد دنبال حل مسئله نیست، هیجانی برخورد می‌کند و می‌گوید خودم را از بین ببرم، کاری کنم که بقیه آزرده شوند و بگویند این چقدر به من وابسته بود. یا مثلا آمار ضرب و شتم به خاطر هیجان‌محوری ماست‌. در ترافیک یا تصادف به‌جای رجوع به عقل و قانون دست به دعوا می‌زنند و بعد به سراغ قانون می‌روند. متاسفانه این افراد چه در خانواده و چه در بیرون یاد نگرفتند چه طور مسئله را حل کنند.
 تماس‌های تلفنی با خط 123 بیشتر در چه مواردی بودند؟
در بحث کودکان، 50 درصد و باقی مسایل بیشتر مرتبط با خانواده و اقدام به خودکشی بودند.
 درصد ندارید؟
درصد دقیق نداریم.
 تعداد را اعلام کنید.
نمی‌توانیم. گفتند نگوییم و روزنامه‌ها آمار را نزنند. آسیب‌های شهر این‌ها هستند که گفتم. اما در مورد کودکان می‌توانم بگویم که سال گذشته 40 تا 50 بچه در معرض آسیب را شناسایی کردیم که برخی در خانواده‌های جایگزین و برخی در مراکز ساماندهی شدند. به طور کلی باید بگویم اورژانس اجتماعی سه بخش دارد: مرکز مداخله، تیم سیار اورژانس گشت‌زنی و خط تلفن 123. ما برای کمک به کودکان خیلی دست‌مان باز است؛ از درمان تا نگهداری. مثلا یک خانواده کودک‌آزاری می‌کند و احتمال تشدید خطر است، ما کودک را گرفته و به مراکز نگه‌داری می‌سپاریم.
 پس بیشتر روی مشکلات کودکان متمرکز هستید؟
پایه و اساس اورژانس اجتماعی، حمایت از کودکان بوده است. در اواخر دهه 70 که خط 123 راه افتاد، اسمش خط کودک‌آزاری بود. بعد اورژانس اجتماعی شد و خدمات دیگری اضافه شد نظیر خدمات به کودکان بد و بی‌سرپرست، کار و خیابانی. اختلاف‌های خانوادگی، همسرآزاری، اقدام به خودکشی‌ها، معلول‌آزاری و... البته مردم به اشتباه تصور می‌کنند مشکلات مرتبط با اعتیاد یا معلولان اعصاب و روان هم به اورژانس اجتماعی مرتبط است. هرچه توضیح هم می‌دهیم، فایده ندارد و فکر می‌کنند ما کم‌کاری می‌کنیم.
 این موارد به کجا ارتباط پیدا می‌کند؟
به سایر واحدهای بهزیستی. برای معتادان، واحد پیشگیری است و برای معلولان اعصاب و روان از طریق واحد توان‌بخشی خدمات ارایه می‌شود. اورژانس سیرجان سطح 2 است. یعنی از ساعت 7 تا شش و نیم عصر. مورد بوده طرف گله کرده که 11 شب تماس گرفته و ما نبودیم.
 تکلیف چیست؟
در موارد حاد و اورژانسی ما با 110 و 115 همبستگی داریم. شما یک مثال بزنید.
 مثلا همین مادری که خواست سر فرزندش را ببرد.
خب این از مواردی است که اولویت کار با مرکز درمانی است. نیازی به ما در لحظه نیست. دو حالت دارد؛ یا مشکل حقوقی است مثل سرقت و دزدی یا درمانی.
 اگر به‌طور مثال ساعت 12 شب متوجه شوم که پدری در حال کتک زدن فرزندش است...
این جرم است و باید با 110 تماس گرفته شود. در درجه اول جرم رخ‌داده و ما بعد از کلانتری باید دخالت کنیم. مثلا در مورد همان بریده شدن سر کودک، اول مرحله درمان بوده که ساماندهی شود. بعد کلانتری مادر را جلب کرد. ما صلاحیت تعیین مجرم را نداریم. ما هم‌زمان کارهای مددکاری و مشاوره را انجام دادیم. اول، بررسی کردیم احتمال اینکه فرد دیگری در خانواده به حالت مادر مبتلا شود وجود دارد یا خیر؟ مرحله دوم، صلاحیت خانواده را بررسی می‌کنیم که بچه پس از مرخص شدن باید کجا ساکن باشد و زیر نظر چه کسی. اگر خانواده صلاحیت داشته باشد که تحویل خانواده می‌شود و البته با نظارت ما. اگر صلاحیت نداشته باشند تحویل مراکز بهزیستی می‌شود تا زمانی که کودک مراحل درمانی را طی کند، سالم و سلامت بشود و بعد برایش یک خانواده جایگزین پیدا شود. مورد داشتیم دو سال پیش که مادر دست بچه را برید. کودک به بیمارستان امام رضا و بعد باهنر کرمان منتقل شد. مچ بچه در حد مرگ بریده‌شده بود. پدر زندانی بوده و مادر با یک شخص دیگر، اعتیاد شدید داشتند و در حال مصرف بودند. ساعت 4 و 5 صبح، با سر قوطی کنسرو دست بچه را می‌برند. کسی که آنجا بوده به 115 اطلاع می‌دهد. ما وارد عمل شدیم. اطلاع دادیم به پلیس و مادر به زندان رفت. چون خانواده صلاحیت‌دار نبود گذاشتیم در یک شیرخوارگاه زیر نظر بهزیستی. سه یا چهار ماه بعد مادر آزاد شد، فرستادیم کمپ، ترک کرد و از شوهرش که باعث اعتیادش شده بود، جدا شد. آمد کنار پدرش که آدم صلاحیت‌داری بود و بعد یک سال بچه تحویل مادر شد.
 در تعریف کارکرد اورژانس اجتماعی گفته می‌شود که حدفاصل خانه تا کلانتری است. با چیزی که شما گفتید تفاوت دارد.
بله. این هست ولی عملا به دلیل عدم همکاری و مراجعه... نمی‌دانم... مثلا شخص اقدام به خودکشی کرده. بیمارستان به ما اطلاع می‌دهد، می‌رویم بالای سرشان و اعتمادسازی می‌کنیم و می‌گوییم مطالب شما جزو اسرار ما است و پیگیری‌ها سری است و حتا همسرتان متوجه نمی‌شود اما باز برای حل مشکل مراجعه نمی‌کنند. علت ماجرا اختلاف خانوادگی است و به همین سبب اقدام به خودکشی شده. باید به ما مراجعه کند تا خدمات ارایه کنیم یا به مراکز دیگر معرفی کنیم که کمک کنند. این کار را انجام نمی‌دهند و حاضر به همکاری نیستند. اورژانس اجتماعی فقط در موارد کودک‌آزاری است که می‌تواند با قاطعیت وارد شود. در موارد دیگر حتما باید همکاری باشد. حتا همسرآزاری. همسرآزاری جرم نیست مگر آن‌که شخصی که مورد آزار قرار گرفته شکایت کند. آن موقع جرم می‌شود. یعنی باید شاکی خصوصی باشد.
 پس مدعی‌العمومی وجود ندارد؟
مدعی‌العموم مال بچه‌های زیر 18 سال است. اگر از شما دزدی بشود و شکایت نکنید، کسی وارد قضیه نمی‌شود و دخالت نمی‌کند چون موردی نمی‌بینند.
 پس اگر من متوجه شوم همسایه من همسرش را کتک می‌زند و اطلاع هم بدهم فایده ندارد چون خود شخص باید شکایت داشته باشد؟
خیلی وقت‌ها حتا وقتی نیروی انتظامی وارد ماجرا می‌شود... حالا این مورد را حتما از نیروی انتظامی هم بپرسید تا بحث تکمیل شود، باید بپرسید تبصره آن‌ها چیست. چون مثلا من می‌گویم اعتیاد در اورژانس اجتماعی پذیرفته نمی‌شود و قانون این است. حالا شاید نیروی انتظامی هم دستورالعملی دارد که مثلا وقتی زن و شوهر دعوا می‌کنند، شما جلو نروید. من البته اطلاعی ندارم و باید از نیروی انتظامی بپرسید. خودمان هم‌ بارها شنیده‌ایم که وقتی نیروی انتظامی دیده که خانوادگی است، دخالت نمی‌کند. اورژانس اجتماعی هم بدون نیروی انتظامی نمی‌تواند دخالت کند چون تیم ما شامل دو نفر مددکار است. همکاران ما خانم هستند و می‌روند توی محل و می‌بینند آقا دارد پرخاشگری می‌کند. مجبوریم از نیروی انتظامی کمک بگیریم. جز بحث کودکان که دادستان پشت ماست و نیاز به اجازه شخص هم نیست. مثلا وقتی ببینیم کودک 4 ساله دارد معتاد می‌شود نیاز نیست خودش یا پدرش بگوید این کار را بکنید یا نه. همکار ما تشخیص دهد که آسیب وارد شده، با دستور دادستان اقدام می‌کنیم. زمانی هم که همکار ما می‌رود و مورد ضرب و شتم قرار می‌گیرد و یا تهدید می‌شود ما به دادستان نامه می‌دهیم و مورد گرفته و به ما تحویل داده شود. در اقدام به خودکشی، وظیفه داریم تا جایی که خود شخص اجازه بدهد، مداخله کنیم. حالا فرد آمده و ما می‌خواهیم با او مصاحبه کنیم اما به برادر طرف برمی‌خورد که چرا سازمان باخبر شد. با وجود این‌که تمام مسایل اینجا محرمانه است. وقتی زنی از شوهرش به ما شکایت می‌کند و ما شوهر را می‌خواهیم، شوهر راضی نیست. انتظارش این است که خانم کتک بخورد ولی به‌جایی نگوید. وقتی شوهر سر می‌رسد، گاهی برخوردهای نامناسب دارد.
 زمانی صحبت بود که ماموران اورژانس به اسپری فلفل و شوکر مجهز بشوند.
بله صحبتش بود و ما هم پیشنهاد دادیم اما ازنظر کارشناسی خیلی‌ها تایید نکردند چون بحث اورژانس، بحث عاطفی است ولی وقتی ما را با باتوم ببینند، اعتمادشان از دست خواهد رفت.
 سه شیفت شدن اورژانس را الزامی می‌دانید؟
سیرجان یک شهر صنعتی است و آسیب‌ها رو به افزایش است. بله، نیاز به گسترش خدمات هست.
 بعد از رفع مشکل و بازگرداندن مثلا کودک به خانواده، همچنان آن کودک تحت نظر شما هست یا خیر؟
روزهای اول، ماهی یک‌بار و وقتی خاطرجمع شدیم، شش ماه یک‌بار بازدید می‌کنیم و خدمات مددکاری داریم.
 پس از یک‌سال دیگر پرونده بسته می‌شود یا بنا به سابقه همچنان زیرنظر هستند؟
سالیانه هم مراجعه داریم تا حدی که بدانیم مشکل کامل حل شود. درست است که ما هر شش ماه یک‌بار مراجعه می‌کنیم اما افرادی در خانواده هستند که اعتمادشان را جلب می‌کنیم تا اگر اتفاقی افتاد ما را در جریان بگذارند. ما فقط به گزارش‌های خودمان بسنده نمی‌کنیم. خوشبختانه اقوام همکاری می‌کنند. مثلا مادربزرگ، چشم و گوش ما در خانواده است و اطلاع می‌دهد که مثلا امروز بچه کتک خورده است. به همین دلیل نیز به کمک، همیاری و همکاری تمام همشهریان نیاز داریم.
 پرونده کودکی که مادرش خواست سرش را ببرد، به شما ارجاع داده‌شده است؟
پیگیر مددکاری‌اش هستیم. تحت درمان است. خوشبختانه خانواده خوبی دارد. البته مادر هنوز تایید نشده و بحث اختلالات رفتاری داشته یعنی بیمار بوده است ولی خوشبختانه خواهرها، برادر و پدر خیلی خوب و صلاحیت‌داری دارند.
 گفته‌شده مادر به دلیل زایمان‌های پیاپی و عدم درمان افسردگی ناشی از زایمان دچار این بیماری شده است
برای مشکلات مادر فکر کرده بودند. تا جایی که ما در جریان هستیم، در یزد و چند جای دیگر تحت درمان بوده و حتا بستری‌شده است.
 مادر هم قربانی بوده. به‌طور ناگهانی دچار این حالت نشده بلکه بیماری به‌تدریج رخ‌داده. بدون شک پیش‌ظهورها و نشانه‌هایی وجود داشته که می‌توانستند هم در مورد سلامت مادر و هم سلامت اطرافیان، هشدار بدهند.
صددرصد. امکان دارد حرف شما درست باشد اما به‌طورکلی می‌گویم که جامعه ما به سمت پرخاشگری می‌رود. مخصوصا شهر ما سیرجان. داریم به یک شهر پرخاشگر تبدیل می‌شویم و این متاسفانه در نوجوانان ما فرهنگ شده. پرخاشگری یک حالت روحی و روانی است و نکته این‌جاست که ما وقتی روبه‌روی خانواده و اطرافیان نزدیک هستیم، راحت‌تر پرخاشگری را بروز می‌دهیم. تمام انسان‌ها این‌گونه هستند. پرخاشگری جامعه ما در سطح شهر قابل مشاهده است.
 گفتید 40 درصد مراجعات مربوط به کودکان است.
می‌توانید بگویید ۳۰ تا ۳۵ درصد کودکان ما جزو کودکان در معرض آسیب هستند. کودکی که پدر و مادر او دچار اعتیاد است و به تغذیه‌اش رسیدگی نمی‌شود و حتا احتمال اعتیاد او وجود دارد یا جلوگیری از رفتن به مدرسه.
 چند درصد کودک‌آزاری‌ها توسط والدین صورت می‌گیرد؟
حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد.
 چند درصد موارد کودک‌آزاری توسط افراد ناشناس و غریبه انجام می‌شود؟
ناشناس نیستند، همه شناخته‌شده هستند. مثلا یکی توسط دایی‌اش کتک‌خورده. البته ما توی سیرجان خیلی کم کودک‌آزاری داریم. شاید سال ۹۷ یکی، دو مورد بود.
 منظور شما از کودک‌آزاری دقیقا چیست؟
شما منظورتان از کودک‌آزاری کدام ‌یکی بود؟ نکند منظورتان کودکان بد سرپرست بود؟
 من به‌طورکلی کتک زدن یا رفتار خشونت‌بار...
کتک زدن توی سیرجان خوشبختانه نداریم. در سال شاید یکی، دو مورد باشد که توسط خانواده انجام‌شده؛ پدر و مادر. سال گذشته فقط سه مورد داشتیم.
 این سه مورد شامل چه مواردی از کودک‌آزاری بوده؟
مورد ضرب و شتم. مثلا پدر زده و کبودش کرده، مادر زده. اصولا ضرب و شتم بیشتر توسط درجه‌یک‌ها انجام می‌شود.
 پس آن ۶۰، ۷۰ درصدی که گفتید، چه هستند؟
آنها در بحث کودکان بد سرپرست بود و اجحافی که در حقشان می‌شود، مثلا ۶۰، ۷۰ درصد اجحاف توسط پدر و مادر و بقیه توسط اقوام است؛ کودک‌آزاری نیستند.
 منظورتان از اجحاف چیست؟
مثلا در بحث لباس، خوراک یا حتا اعتیاد.
 برخی تصور می‌کنند بیشتر موارد کودک‌آزاری یا تحمیل محرومیت به کودکان توسط ناپدری و نامادری اتفاق می‌افتد.
خیلی کم. خوشبختانه ما تاکنون از ناپدری و نامادری گزارش یا مراجعه‌کننده‌ای نداشتیم ولی احتمالش هست.
 گزارش‌های مربوط به کودکان در معرض آسیب را بیشتر چه کسانی به شما می‌دهند؟
معمولا اقوام گزارش می‌دهند یا همسایه‌ها.
 کودک همسری نوعی کودک‌آزاری است؟
صددرصد.
 در مورد اتفاقی که اخیرا در سیرجان رخ داد، اطلاع دارید؟
بله. اطلاع داریم. خوشبختانه رفع شد. این خانواده از مددجویان تحت پوشش کمیته امداد هستند. یک بچه‌ای دارند که قند خون دارد. خیلی وضعیتش وخیم است، در حدی که هر دفعه بیمارستان می‌رود، به کما میرود و بر‌می‌گردد‌. مادر مشکل خاصی نداشت ولی خُب، بحث بضاعت مالی است. پدر طلاق گرفته و با هم زندگی نمی‌کنند. مشکل مالی داشتند و یک‌سری قول‌ها پسر داده بود که اگر دخترتان با من ازدواج کند، من از شما حمایت مالی می‌کنم. دختر هم خیلی راضی بود. تا ما توانستیم دختر را منصرف کنیم، کلی بدبختی کشیدیم. یک زمان هست دختر شکایت می‌کند که من نمی‌خواهم ازدواج کنم ولی این دختر خیلی موافق بود هرچند بالاخره منصرف شدند. گفتیم شما همدیگر را دوست دارید پس حداقل صبر کنید تا به سن قانونی برسید.
 موارد منجر به ازدواج اجباری کودکان را پیگیری می‌کنید؟
نه فقط در مورد دختربچه‌هایی در سن ایشان که توی سن ۱۶، ۱۷، ۱۸ یا حتا ۲۰ سال هم که بیاید، ما پیگیری می‌کنیم، با خانواده صحبت می‌کنیم و تا جایی که بتوانیم این مسئله را حل می‌کنیم.
 خشونت‌های خانوادگی چند درصد مراجعه‌ها به شما را در برمی‌گیرند؟
برای خشونت خانوادگی خیلی مراجعه‌ای به اینجا نداشتیم.
 اختلاف خانوادگی چند درصد مراجعه‌ها است؟
حدود ۱۰ الی ۱۵ درصد بحث اختلاف خانوادگی و بقیه‌اش هم مباحث متفرقه‌ می‌شود. یک درصدی هم اقدام به خودکشی است.
 لطفا درصد را بفرمایید.
گفتنش چه ضرورتی دارد؟
 چرا در سیرجان تمایلی به دادن آمار وجود ندارد؟ این آمار را شهرها و استان‌های دیگر منتشر کرده‌اند و در اینترنت موجود است.
شاید در تیم سیارمان، 50 درصد موارد مراجعه، اقدام به خودکشی باشد اما من نمی‌توانم آمار دقیق را به شما بگویم. پیشنهاد من این است که شما اصلا بحث درصد را نگویید. بحث کودکان اولویت اول‌مان است، بحث اختلاف خانوادگی بحث دوم‌مان است و بحث اقدام به خودکشی اولویت سوم‌مان. ولی نمی‌توانیم درصد را بگوییم چون به نظر من فایده‌ای ندارد.
 باقی موارد مراجعه را نام ببرید.
فرار از منزل، کودکان خیابانی و کار...
 این جزو کودکانی که در مرز آسیب هستند، قرار نمی‌گیرد؟
نه. کودکان خیابانی ما کودکانی هستند که هم وضع خودشان خوب است و هم خانواده. برای تفریح دارند می‌آیند و خیلی‌هاشان هم افغانی هستند.
 موارد دیگر مراجعه به شما چیست؟
همسرآزاری.
 همسرآزاری جزو اختلافات خانوادگی نیست؟
اختلاف خانوادگی، مراجعه‌ای است که بیاید این‌جا و بگوید من با شوهرم مشکل دارم و دوست دارم مشاوره صورت بگیرد. زنگ بزنید که بیاید. همسرآزاری یعنی می‌آید اینجا و می‌گوید من را زده و کبود کرده. ما ارجاع می‌دهیم به دادگستری و که مراحل قانونی شکایت را طی کند.
 آمارهای مراجعه به اورژانس اجتماعی در حال افزایش است؟
در بحث اقدام به خودکشی، بیشتر دارد بالا می‌رود. در بقیه آمار‌ها تقریبا مشابه هستند ولی خُب، آمارهای اختلاف خانوادگی و خودکشی دارند زیاد می‌شوند و البته طلاق‌ها.
 این افزایش به چه معناست؟
همان هیجان‌محوری که گفتم. خانواده یک بچه دارد که دست به سیاه و سفید نمی‌زند، سختی نمی‌کشد و بعد توی جامعه که هم تنش هست و هم سختی، نمی‌داند چه‌کار کند. مهارت حل مسئله را ندارد. زن و شوهر مشکل‌دارند؟ اولین راهکارشان طلاق است. دختر و پسرهای ما بلد نیستند چگونه با مشکلات کنار بیایند. تحمل‌شان که من به آن می‌گویم «تاب‌آوری در مشکلات» خیلی کم است. این شاه‌کلید تمام مشکلات ماست. یک نکته جالب به شما بگویم. بچه‌های دهه‌ی ۵۰ و۶۰ خیلی سختی کشیدند. در میان این‌ها اقدام به خودکشی خیلی کم داریم یا اصلا نداریم. به مشکل که برمی‌خورند، دنبال راه دیگری می‌روند و یک راه پیدا می‌کنند. ما بیشتر بحث نوجوان‌ها را داریم که به طور کلی توانایی ندارند. مثلا یکی توی بیمارستان بود که می‌گفت پدرم یک هفته وای فای من را قطع کرده، من چطور طاقت بیاورم؟ این یعنی تاب‌آوری پایین است. خانمی می‌گفت شوهرم هر روز می‌خواهد برایش غذا درست کنم اما من نمی‌توانم و برایم سخت است. تازه بچه هم نداشت ولی می‌بینی دهه پنجاهی‌ها با سه چهارتا بچه، مثلا توی دانشگاه درس هم می‌خواندند.
 افرادی که دست به خودکشی می‌زنند، جزو خانواده‌های محروم هستند یا متوسط؟
بچه‌هایی که دارند خودکشی می‌کنند، هیچ آثار سختی و معیشتی ندارند. اتفاقا طبق ارزیابی‌ها وضع‌ خیلی‌هاشان خوب است.
 چرا در سیرجان خانه امن برای دختران فراری نداریم؟
خانه امن مخصوص استان است. اصولا خانه امن مخصوص زنانی است که مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند و معمولا توی استان تعریف می‌شود. مواردی که پیش می‌آید به استان ارجاع می‌شود.
 رسیدگی به موارد سالمندآزاری و معلول‌آزاری نیز جزو وظایف شما است؟
بله، اگر گزارش شود ما پیگیری می‌کنیم ولی خوشبختانه ما سالمندآزاری نداشتیم. مواردی بوده که می‌گفتند به این سالمند رسیدگی نمی‌شود. می‌رفتیم و یک هماهنگی با خانواده انجام می‌شد تا یک مقدار به او بیشتر رسیدگی می‌شد.